تبليغاتX
مطالب جالب از قرآن و کتابهای اسلامی
آيا بدتر، پست تر و پليدتر از شيطان در جهان كسى هست ؟ آيا خداوند چنين كسى را تاكنون آفريده است ؟ آن طور كه خود شيطان گفته ، بدتر از او هم وجود دارد.
امام صادق عليه السلام از امير المومنين عليه السلام نقل مى كند كه آن حضرت فرمود: روزى از كوفه خارج شدم ، در حالى كه قنبر و عده اى از اصحاب هم با من بودند. به قنبر گفتم : آيا چيزى را كه من مى بينم تو هم مى بينى ؟ عرض كرد: خير، من چيزى نمى بينم . به اصحاب خود گفتم : آيا شما مى بينيد چيزى را كه من مى بينم ؟ عرض كردند: خير، يا امير المومنين ! خدا چشم شما را نورانى و روشن تر گرداند.
فرمود: قسم به آن خدايى كه دانه را شكافت و مخلوقات را از نيستى پديد آورد، به شما نشان خواهم داد چيزى راكه خود مى بينم و مى شنوانم چيزى را كه خود مى شنوم ، طولى نكشيد ناگهان پيرمردى بلند قد و باهيبت ، در حالى كه دو چشم طولانى داشت ، ظاهر شد. عرض كرد: ((السلام عليك )) يا امير المومنين و رحمه الله و بركاته ! آن حضرت فرمود:اى ملعون ! از كجا آمده اى و به كجا مى روى ؟ عرض كرد: از پيش مردم آمدم و به سوى مردم مى روم . فرمود: تو، پيرمرد بدى هستى .
عرض كرد:اى على ! از كجا مى دانى كه من بد مردى هستم . از من بدتر هم وجود دارد. آيا مى خواهى حديثى را از خداوند متعال براى تو نقل كنم كه بين من و خدا نفر سومى هم بود؟
فرمود: تو، حديثى را از خدا نقل كنى ؟ گفت : بلى ! بعد گفت : وقتى خداوند مرا از بهشت بيرون كرد، در آسمان چهارم ندا كردم و گفتم :اى پروردگار عالم ! آيا خلقى از تو شقى تر و بدعاقبت تر از خلق كرده اى ! خداوند به سوى من وحى فرستاد: بلى ، خلقى از تو شقى تر و بد عاقبت تر هم خلق كرده ام ! برو پيش مالك جهنم تا به تو نشان دهد. من رفتم پيش مالك جهنم ، او هم مرا برد به سوى جهنم ، طبقه اول را باز كرد، آتش سياه از آن بيرون آمد. من فكر كردم الان ، هم من و هم ملك را مى سوزاند. دستور داد برگرد، آتش هم برگشت . طبقه دوم را باز كرد، آتش سوزانده تر و سياه تر بيرون آمد. همين طور تا طبقه هفتم را باز كرد، آتشى از اين طبقه بيرون آمد كه من فكر كردم ، هم من و هم مالك و هم جميع خلايق را خواهد سوزاند. من از ترس ‍ دست هاى خود را بر روى چشم هايم گذاشتم و گفتم :اى مالك ! بگو خاموش شود كه الان من از بين خواهم رفت .
مالك گفت : خير، تو تا روز معلومى زنده خواهى ماند. دستور داد آتش ‍ خاموش شود. در پايين طبقه هفتم دو نفر را ديدم كه در گردن هاى آنان زنجيرهايى از آتش بود و به وسيله اين زنجيرها آويزان بودند. عده اى بالاى سرشان با گرزهاى آتشين ايستاده و دايما با آنها بر سر آنها مى زدند.
گفتم :اى مالك ! اين دو نفر چه كسانى هستند؟ گفت : آيا دو هزار سال قبل از آن كه خداوند خلايق را خلق كند، در ساق عرش نخوانده اى كه نوشده بود ((نيست خدايى مگر خداى احد واحد، و محمد صلى الله عليه و آله و سلم رسول او است كه على عليه السلام او را يارى خواهد كرد)) بعد گفت : اين دو نفر ( فلانی و فلانی ) كسانى هستند از دشمنان على و از كسانى كه در حق او ظلم و ستم مى كنند

 

 

۱.امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند:

(...هما کافران - علیهما لعنه الله والملائکه و الناس اجمعین - والله ما دخل فی قلب

احد منهما شیء من الایمان...کانا خداعین مرتابین منافقین حتی توفتهما ملائکه

 العذاب الی محل الخزی فی دار المقام.)۱

یعنی:(...هر دو نفر (فلانی وفلانی) کافرند-نفرین خدا وفرشتگان و همه مردم بر آنها

باد- به خدا سوگند هیچگاه به دل ایمان نداشتند...همیشه حیله باز واهل شک وریب چ

و نفاق بودند تا ملائکه عذاب آنها را قبض روح و به جایگاه ذلت و خواری در دارالمقام (دوزخ) فرستادند.) 

۲.ابو حمزه ثمالی می گوید:به امام علی بن الحسین (امام سجاد)علیه السلام عرض

 کردم :) اسالک عن فلان و فلان) از شما درباره فلانی و فلانی سوال دارم؟ حضرت

علیه السلام در پاسخ فرمودند: (فعلیهما لعنه الله بلعناته کلها ماتا والله و هما کافران مشرکان بالله العظیم.)۲

یعنی:( لعنت خدا بر ان دو باد به عدد تمام لعنت های الهی و به خدا سوگند ان دو

مردنددر حالی که کافر و مشرک به خدای بزرگ بودند.)

ا.اصول کافی ج۸ ص۱۲۵ ح۹۵.

۲.بصائر الدرجات ص ۲۶۹ج۹-بحارالانوار ج۳۰ ص۱۴۵.


تولی و تبری

قال الامام الصادق علیه السلام:«کذب من زغم انه یحبنا و لم یتبرء من اعدائنا».۱

«دروغ می گوید کسی که گمان میبرد از دوستداران ماست ولی از دشمنان ما بیزاری نمی جوید».

قال الامام الرضا علیه السلام:«کمال الدین ولایتنا والبرائه من عدونا».۲

«کمال دین در ولایت و دوستی ما وبرائت و بیزاری از دشمنان ماست».

قال الامام الصادق علیه السلام:«نحن معاشر بنی هاشم نامر صغارنا و کبارنا بسبهما و الیرائه منهما».۳

«ما گروه بنی هاشم (اهل بیت علیه السلام) کوچک و کهنسال خویش را به سب و بیزاری از ان دو

(فلانی و فلانی) امر می نماییم».

ا.بحارالانوار ج۲۷ ص۵۷.

 

 

منظور از شیطان در قرآن کیست؟

 

«وقال الشیطان لماقضی الامر»یعنی:«و شیطان هرگاه

که کارتمام می شودمیگوید:»

عیاشی از امام باقر علیه السلام روایت کرده که حضرت

فرمودند:در این آیه و هر کجا در قرآن جمله ی

«قال الشیطان» است منظور «عمر» می باشد.۱

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱. انساب النواصب؛ص۹ به نقل از تفسیر جامع؛ج۳،ص۴۳۲.

 

 

ثواب لعنت برجبت ( ابوبکر )و ( عمر )

ابوحمزه ثمالی رحمةالله از امام سجاد علیه السلام روایت می کند:

من لعن الجبت و الطاغوت لعنة واحدة کتب الله له سبعین الف الف حسنة

و محی عنه سبعین الف الف سیئة و رفع له سبعین الف الف درجه و من

امسی یلعنهما لعنة واحدة کتب له مثل ذلک. قال: فمضی مولا نا علی

بن الحسین علیهم السلام فد خلت علی مولانا ابی جعفر محمد الباقر

علیه السلام فقلت: یا مولای حدیثاً سمعته من ابیک ، فقال: هات یا ثمالی

 فاعدت علیه الحدیث؟ فقال:نعم یا ثمالی اتحب ان ازیدک؟ فقلت: بلی یا

مولای. فقال: من لعنهما لعنةواحدة فی کل غداة لم یکتب علیه ذنب فی

ذلک الیوم حتی یمسی و من امسی و لعنهما لم یکتب له ذنب فی لیلة

حتی یصبح.قال: فمضی ابوجعفر ، فد خلت علی مولانا الصادق علیه السلام

 فقلت: حدیثاً سمعتهمن ابیک وجدک. فقال: هات یا اباجعفر فاعدت علیه

الحدیث ، فقال: حقاً یا ابا حمزه ثم قال علیه السلام:و یرفع له الف الف درجه

 ثم قال: ان الله واسع کریم.1

یعنی: «کسی که یک مرتبه لعن بفرستد بر جبت و طاغوت ، خدای

تبارک و تعالی هفتاد هزار هزار (هفتاد میلیون) حسنه برای او ثبت

می نماید و هفتاد هزار هزار کناه او را می بخشد و هفتاد هزار هزار

 درجه بر او می افزاید و اگر کسی در شامگاه این چنین کند همان

ثواب را برای او می نویسد.

ابوحمزه گوید: بعد از شهادت امام سجاد علیه السلام خدمت مولایم

 امام باقر علیه السلام شرفیاب شدم و عرض کردم: مولای من ! حدیثی

 است که از پدر بزرگوارتان شنیده ام.فرمودند: بگو. و من حدیث را

برای حضرت خواندم. حضرت فرمودند: بله ؛ ای ثمالی آیا دوست داری

 که من هم بر آن بیفزایم؟ عرض کردم: آری ای مولای من.حضرت

فرمودند: هر کس که آن دو را یک مرتبه لعن کند در هر صبحگاهان هیچ

گناهی برای او نوشته نمی شود در آن روز تا این که شب هنگام را درک

 کند و هر کس شب را سپری کند و آن دو را لعن کند برای او گناهی

 نوشته نمی شود در آن شب تا این که صبح را درک کند.ابوحمزه گوید:

 بعد از شهادت امام باقر علیه السلام خدمت مولایمان امام صادق علیه

 السلام شرفیاب شدم و عرضه داشتم: حدیثی است که از پدرتان و

جدتان شنیده ام. حضرت فرمودند: بگو آن را ای اباحمزه. من نیز حدیث

 را برای حضرتش خواندم.حضرت فرمودند: حق است ای اباحمزه و

فرمودند: و هزار هزار (یک میلیون) درجه براو افزوده می شود. سپس

 فرمودند: همانا که خدا وسعت دهنده و بخشنده است.»

 

 

*قال الصادق:« علیه السلام:«من شک فی کفر اعدائنا و الظالمین لنا فهو کافر.»۱

 

 

امام صادق علیه السلام فرمودند:« هر کس در کفر دشمنان ما(اهل بیت علیهم السلام)

 وکسانی که به ما ظلم  کرده اند شک کند او خود کافر است».

1.بحارالانوار ،ج 8 ،ص 337.

 


*الف_امیرالمومنین علی علیه السلام:

 

۱) «لهن الله فلانا (در روایت به اسم دومی تصریح شده است) فلولاه مازنی الا شقی

 او شقیقة.»۱

یعنی:«خدا فلانی(در روایت به اسم دومی تصریح شده است) را لعنت کند، اگر او

 

نبود هیچ مرد و زنی زنا نمی کرد مگر زن و مرد شقی.»

 

۲) محمد بن مثنی که یکی از راویان حدیث است در کتاب خود از حارث بن مغیره نضری

 روایت کرده که او به امام صادق علیع السلام عرض کرد :«ابو معقل مزنی مرا

 

خبر داد از امیرالمومنین علیه السلام که آن جناب نماز مغرب را با جماعت خواند و در

 

رکعت دوم، قنوت خواند و لعن کرد معاویه و عمرو بن العاص و ابوموسی اشعری و

 

ابوالاعمر سلمی را. حضرت فرمود: راست گفت پس تو هم ایشان را لعنت کن.»۲

 

ب_ فاطمه زهرا علیها السلام خطاب به اولی فرمودند:

 

«و الله لا دعون الله علیک فی کل صلاة اصلیها.»۳

 

یعنی:« به خدا قسم، در هر نمازم بر تو (اولی) نفرین می کنم.»

 

«بر عمر لعنت بر آل محمد صلوات»

 

۱. بحار اللنوار؛ ج۵۳، ص۳۱.

 

۲. برائت از دشمنان اهل بیت علیهم السلام؛ ص۱۱، به نقل از: شاخه طوبی(مخطوط).

۳. الامامة و السیاسة؛ ص۲۰.


*قال الصادق علیه السلام «کل ضلامة حدثت فی الاسلام او تحدث و کل دم مسفوک

 

حرام، و منکر مشهود، وامر غیر محمود، فوزره فی اعناقهما و اعناق من شایعهما الی

 یوم القیامة».

امام صادق علیه السلام فرمودند:« هر ظلمی که در اسلام اتفاق افتاده و یا در آینده تا

 روز قیامت اتفاق افتد، و هر خونی که تا قیامت به حرام بر زمین بریزد، و هر عمل

 منکر و ناشایستی که تا روز قیامت اتفاق افتد، همانا وزر و وبال گردن آن دو(فلانی و

فلانی) و پیروان آن دو نوشته خواهد شد».۱


۱.مجمع النورین، ص124.

 

 

نامه ی حضرت ابولؤلؤ رحمة الله به عمر بن خطاب

کیاست و زیرکی حضرت ابولؤلؤ رحمة الله در اقدام خود به حدی بود که

 او مدتی قبل از مضروب نمودن عمر ضمن نامه ای به عمر به شکل

 سرپوشیده و بدون آنکه عمر غرض اورا بفهمد حکم و سزای کسی

را که نسبت به مولا و آقای خود جسارت و همسر او را مورد هتک و

 آزار و اذیت و فرزند او را به قتل برساند ، سوال نمود و اقدام آینده خود

 را مستند به حکم خود او ساخت.

به متن زیر توجه نمایید:

«حضرت ابولؤلؤ رحمة الله به عمر نامه نوشت که جزای کسی که عصیان مولایش را نماید وملک مولایش

 را غصب کند و همسر مولایش را مورد اذیت وضرب و شتم قرار دهد چیست؟ عمر نیز در پاسخ مکتوب

 داشت: بدرستی که قتل چنین کسی واجب است. فلذا هنگامیکه حضرت ابولؤلؤ رحمة الله خود را به عمر

 رسانید تا او را به هلاکت برساند با استناد به مکتوبه او خطاب به او کرد و فرمود: چرا عصیان مولایت

 امیرالمؤمنین علیه السلام را نمودی؟! چرا همسر او فاطمه را مورد ظلم خویش قرار دادی و فرزندش را

سقط نمودی؟! آنگاه در حالیکه او را لعن می نمود ضربه های پی در پی بر او وارد می کرد».۱

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

.طریق الارشاد،ص۴۵۶

 

 

 

1-((هَلِ الدَّینُ إلاّ الحُبُّ وَ البُغضُ))

 

  آیادین چیزی جزحّب وبغض است. 

                           ( امام باقر(ع):حدیث114ازفرات کوفی/428،بحارالانوار)

 

2-((مُدِّعِی حُبُّ عَلِی وَ عِداه،مِثلُ مَن أنکََرَ حَقّاً وأقَّر))

  

یعنی:کسی که ادّعای محبّت علی(ع)را دارد وهم

دشمنان آن حضرت را دوست می دارد،مانند کسی

است که حقی را هم انکار می کند وهم به آن

اقرار می کند.

 

3-((هَیهات!کَذِبَ مَنِ ؤأدَّعَی مَحَبَّتَنا وَ لَم یتَبَرَّء مِن عَدُوَّنا))

 

امام صادق(ع)فرمود:هیهات!هر کس اِدّعای محبّت ما

 

نماید ولی از دشمنان ما بیزاری نجوید،دروغ می گوید.                                      

 

                                                                       (کتاب السرائر3/640،بحار الانوار27/58)

 

4-((کَمالُ الدَّینِ وِلایتُنا،والبَرائةُ مِن عَدُوِّنا))

 

 حضرت علی بن موسی الرضا(ع) فرموده است:

کمال دین ولایت ما همراه با تبرّی از دشمنان  

ماست.                    (کتاب السرائر3/640،بحار الانوار27/58)

 

5-((عَن أبِی حَمزَةَ الثُّمَالِی قالَ:قُلتُ لابی جَعفَر(ع):وَمَن أعداءُ اللهِ ،اصلَحَکَ الله؟        

 

- قالَ:الاوثانُ الاربَعَة.     قُلتُ:وَمَن هُم؟       -قالَ:أبوالفُصَیل و رَمع و نَعثَل

 

ومُعَاوِیة ومَن دانَ دِینَهُم،فَمَن عَادی هؤلاء ِفَقَد عَادی اَعداءَاللهِ.))

 

ابوحمزه ثمالی می گوید:به امام باقر(ع)عرض

 

کردم:اصلحک الله، دشمنان خدا کیستند؟ 

 

فرمود:بتهای چهارگانه. فرمودم:انها کیستند.

 

-حضرت فرمود:ابوالفضیل[ابوبکر]ورمع[عمر]و

نعثل[عثمان]ومعاویة وهرکس به دین ایشان

 

معتقدباشد،پس هرکس بااینان دشمنی نماید،با

دشمنان خدا دشمنی کرده است .

                                  (تغسیرعیاشی2/268،بحارالانوار27/57)

 

6-((ثَلاثَة لایکَلِّمُهُمُ اللهُ یومَ القِیامَةِ ولایزَکِّیهِم وَلَهُم عَذابٌ ألِیمٌ:مَنِ ادَّعی إمامَةً مِنَ اللهِ

 

لَیسَت لَهُ ومَن جَحَدَإمامًا مِنَ اللهِ ومَن زَعَمَ أنَّ لَهُما فِی الإسلام نَصِیبًا))

  

امام صادق فرمود:3تن هستندکه خداوند در

روزقیامت با آنها تکلُّم نمی کند:کسی که به

دروغ ادّعای امامت ازجانب خدا کند،کسی که

 باامام ازطرف خدابه ستیزافتدوکسی که

گمان نمایدکه برای عمر(لع) وابابکر(لع)

دراسلام نصیب وبهره ای است.    (کافی1/373)

 

 

امام صادق صلوات الله علیه میفرمایند :

....ان الله تبارک و تعالی لم یخلق خلقا انجس من الکلب و ان الناصب لنا اهل البیت لانجس منه

....خداوند تبارک و تعالی موجودی نجس تر از سگ نیافریده است و دشمن ما خانواده

 از سگ نیز نجس تر است (وسائل الشیعه جلد ۱صفحه ۱۵۹ باب۱۱ حدیث۵)

 

خدایا بر ابوبکر و عمر لعنت که باعث فتنه و اختلاف و ایجاد شیعه و سنی شدند !!!!!

+ نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 21:14 توسط کامبیز |

بهشت‌ درنهج‌ البلاغه‌


علي‌(ع‌)در خطبة‌109 نهج‌ البلاغه‌ مي‌ فرمايد:بهشت‌ سرائي‌ است‌ كه‌اقامت‌ كنندگان‌ آن‌،هرگز كوچ‌ نمي‌ كنند واحوالشان‌ تغيير نمي‌نمايد.خوف‌ وترسي‌ به‌ آنان‌ روي‌ نمي‌ آورد.بيماري‌ در وجود آنان‌ رخنه‌نكند.خطرات‌ متوجه‌ آنان‌ نشودوسقري‌ در پيش‌ ندارند تا اجباراًاز محلي‌به‌ محل‌ ديگركوچ‌ نمايند.
ودر خطبة‌165 مي‌ فرمايد:اگر با چشم‌ دلت‌ به‌ آنچه‌ از بهشت‌ برايت‌توصيف‌ مي‌ شود،نظر اندازي‌،روحت‌ ازلذات‌ وزخارف‌ دنيا،كناره‌ گيري‌خواهد كردوفكرت‌ درباره‌ درختهايي‌ كه‌ شاخه‌ هايشان‌،همواره‌ بهم‌ مي‌خورد وريشه‌ هاي‌ آن‌ در دل‌ تپه‌ هائي‌ از مُشك‌،بر سواحل‌ نهرهاي‌بهشت‌ فرو رفته‌ اند،متحير مي‌ شود!ميوه‌ هاي‌ اين‌ درختان‌،به‌ آساني‌ و مطابق‌ ميل‌ هر شخص‌،چيده‌ مي‌ شود.ميزبانان‌ بهشتي‌ از كسانيكه‌ دربهشتند ومقابل‌ قصر آنان‌ فرود آمده‌ اند،با عسلهاي‌ مصفّاوشرابهاي‌پاكيزه‌ كه‌ مستي‌ ايجاد نمي‌ كنند،پذيرائي‌ مي‌ نمايند.

ده‌ چيز دربهشت‌ است‌!


يكي‌ از بزرگان‌ گفته‌ است‌:اين‌ ده‌ چيز در بهشت‌ است‌:جواني‌ كه‌ با اوپيري‌ نيست‌.*سلامتي‌ كه‌ بدنبالش‌ بيماري‌ نيست‌.*سلطنتي‌ كه‌ در اوعزل‌ نيست‌.*راحتي‌ كه‌ با او شدت‌ نيست‌.*نعمتي‌ كه‌ با او محنت‌نيست‌.* بقائي‌ كه‌ با او فنا نيست‌.*حياتي‌ كه‌ با او مرگ‌ نيست‌.*عزتي‌ كه‌ با او ذلت‌ نيست‌.*رضائي‌ كه‌ بااو سخط‌ نيست‌.*اُنسي‌ كه‌ بااووحشت‌ نيست‌.

آل‌ عمران‌179 :
وَ اِن‌ْ تُؤْمِنوا وَ تَتّقوا فَلَكُم‌ْ اَجرٌ عَظيم‌ٌ.
يعني‌:اگر ايمان‌ بياوريد وتقوا پيشه‌ كنيد،براي‌ شما پاداشي‌ بزرگ‌ است‌.
كه‌كلمة‌اجرٌ عظيم‌ فراوان‌ در قرآن‌ آمده‌ است‌.ومراد از آن‌ يكي‌ بهشت‌جاودان‌ است‌ وديگري‌ رضاي‌ خداوند تبارك‌ وتعالي‌.

حورالعين‌*لباس‌ بهشتي‌*موسيقي‌ بهشتي‌*طوبي‌
امام‌ صادق‌(ع‌):اگر حورالعيني‌ از حوريان‌ بهشتي‌،خودش‌ را به‌ اهل‌ دنيا نشان‌ بدهد،همة‌ اهل‌ دنيا بي‌ تاب‌ شده‌ ومي‌ ميرند.
رسول‌ خدا(ص‌):اگر لباسي‌ از لباسهاي‌ بهشت‌ را به‌ اهل‌ دنيا نشان‌بدهند،چشمانشان‌ تحمّل‌ ديدن‌ آن‌ را نخواهد داشت‌ وهمه‌ از كثرت‌لذت‌ نگاه‌ به‌ آن‌،بي‌ تاب‌ شده‌ ومي‌ ميرند.
در روايت‌ است‌ كه‌:در بهشت‌ درختاني‌ است‌ كه‌ زنگهايي‌ از نقره‌ بر آن‌آويزان‌ است‌.هنگاميكه‌ اهل‌ بهشت‌،علاقة‌ به‌ شنيدن‌ موسيقي‌ دارند ،خداوند بادي‌ را از دل‌ عرش‌ بر مي‌ انگيزاند واين‌ باد به‌ درختهاي‌ مذكورمي‌ وزد وبا به‌ حركت‌ آوردن‌ زنگها،توليد چنان‌ صدائي‌ مي‌ كند كه‌ اگراهل‌ دنيا آنرا بشنوند،از شدت‌ طرب‌ وشادي‌،جان‌ مي‌ سپارند.
رسول‌ خدا(ص‌):طوبي‌ درختي‌ در بهشت‌ است‌ كه‌ خداوند آنرا بادست‌ خويش‌،غرس‌ نموده‌ است‌ واز روح‌ خود درآن‌ دميده‌ است‌.از اين‌درخت‌زينتهاو ميوه‌ هاي‌ خوشگوار مي‌ رويد كه‌ بر دهان‌ اهل‌بهشت‌،بسيار نزديك‌ وشاخه‌ هايش‌ از پشت‌ ديوارهاي‌ بهشت‌ پيداست‌!
اصل‌ وريشة‌ اين‌ درخت‌ در خانة‌ -بهشتي‌ -علي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌(ع‌) است‌ودوستانش‌ از آن‌ بهره‌ مند ودشمنانش‌ ناكامند.

هشت‌ دربهشت‌
امير مؤمنان‌ ،علي‌(ع‌):بهشت‌ داراي‌ هشت‌ در است‌:دري‌ كه‌ از آن‌پيامبران‌ وصديّقين‌ داخل‌ مي‌ شوند.دري‌ كه‌ از آن‌ شهداء وصالحين‌ واردمي‌ گردند.شيعيان‌ ودوستان‌ ما،از پنج‌ در ديگر داخل‌ مي‌ شوند.من‌همواره‌ بر روي‌ پل‌ صراط‌ دعا مي‌ كنم‌ كه‌ خدايا!شيعه‌ وياور مرا وهرشخصي‌ كه‌ مرا در دنيا دوست‌ داشت‌،حفظ‌ كن‌!ودر ديگر دري‌ است‌ كه‌ساير مسلمانان‌ وگويندگان‌ لا اله‌ الاّ اللّه‌ وارد مي‌ شوند.بشرط‌ اينكه‌ دردل‌ آنها ذرّه‌اي‌ دشمني‌ ما اهل‌ بيت‌،وجود نداشته‌ باشد.

جوانان‌ سيه‌ چشم‌
امام‌ باقر(ع‌):همانا اهل‌ بهشت‌،جواناني‌ سيه‌ چشم‌وتاجدار،داراي‌ گردنبند ودستبندودانا وگرامي‌ هستندكه‌ به‌ هر كدام‌ از آنها،نيروي‌ صدنفر براي‌ خوردن‌ وآشاميدن‌ وآميزش‌ جنسي‌،عطا مي‌ شود.

دختران‌ نارپستان‌
رسول‌ خدا(ص‌):بيشتر نهرهاي‌ بهشت‌ از نهر كوثر است‌ كه‌ در كنارة‌آنها دختران‌ نارپستان‌ مي‌ رويند.

از جنس‌ زعفران‌
امام‌ نهم‌(ع‌):حورالعين‌ جنسش‌ از زعفران‌ وخاك‌ بهشتي‌ است‌ كه‌هيچگاه‌ فساد در آن‌ راه‌ نمي‌ يابد.

يكصدهزارطعم‌


رسول‌ خدا(ص‌):هريك‌ از ميوه‌ هاي‌ بهشتي‌،يكصدهزار طعم‌ داردهمچنين‌ فرمود:در عالم‌ رويا عمويم‌ حمزه‌ را ديدم‌ كه‌ طبقي‌ انگور درمقابلش‌ بود.ناگاه‌ به‌ خرما تبديل‌ شد.
«پاداش‌ آنان‌-مؤمنان‌-بخاطر صبري‌ كه‌ كردند،بهشت‌وحرير است‌*در حاليكه‌ بر تختها تكيه‌ زده‌ ودر بهشت‌ دچارگرما وسرما نمي‌ شوند*سايه‌ هاي‌ درختان‌ نزديك‌ است‌ وميوه‌هايش‌ در دسترس‌ مي‌ باشد*ظرفهاي‌ نقره‌ وكوزه‌ هاي‌ شيشه‌اي‌ برايشان‌ مي‌ آورند*شيشه‌ هايي‌ كه‌ از نقره‌ وباندازه‌ است‌* از اين‌ ظرف‌ شربتي‌ كه‌ طعم‌ آن‌ زنجبيل‌ واز چشمة‌ سلسبيل‌تهيه‌ شده‌ مي‌ نوشند*كودكاني‌ كه‌ هرگز نمي‌ ميرندواگر آنان‌ راببيني‌ خيال‌ مي‌ كني‌ مرواريد پراكنده‌ اند،بدورشان‌ مي‌گردند*اگر نگاه‌ كني‌ وخوب‌ نگاه‌ كني‌،نعمت‌ وپادشاهي‌بزرگي‌ مي‌ بيني‌*لباسهاي‌ آنان‌ سبز واز جنس‌ ابريشم‌ نازك‌است‌ ودستبندهايي‌ از نقره‌ بر دست‌ دارند وخدا به‌ آنان‌ شراب‌پاكيزه‌ مي‌ نوشاند.»

اولين‌ وآخرين‌ فرد دربهشت‌


امام‌ رضا(ع‌):اولين‌ فردي‌ كه‌ وارد بهشت‌ مي‌ شود،شهيد است‌.
درروايت‌ است‌ كه‌ آخرين‌ پيامبري‌ كه‌ واردبهشت‌ مي‌ شود، حضرت‌سليمان‌ است‌.بخاطر نعمتهايي‌ كه‌ در دنيا داشته‌ است‌.

شراب‌ بهشتي‌
رسول‌ خدا(ص‌):اي‌ علي‌!كسيكه‌ بخاطر خدا از شراب‌ دوري‌كند،خداوند از رحيق‌ مختوم‌-شراب‌ بهشتي‌-به‌ او مي‌ خوراند.

بوي‌ بهشت‌


ابابصير مي‌ گويد:به‌ امام‌ صادق‌(ع‌)،عرضكردم‌ كه‌:مرا ترغيب‌وتشويق‌ بفرمائيد!فرمود:اي‌ ابا محمد!بوي‌ بهشت‌ از مسير هزارسال‌بمشام‌ مي‌ رسد.كسيكه‌ پايين‌ ترين‌ درجة‌ اهل‌ بهشت‌ را دارا است‌،اگرهمة‌ انس‌ وجن‌، مهمان‌ او شوند،براي‌ آنها غذا وآشاميدني‌ دارد وچيزي‌كم‌ نمي‌ آورد.ساده‌ ترين‌ نعمتها براي‌ يك‌ فرد بهشتي‌،آنستكه‌ به‌ او سه‌باغ‌ مي‌ دهند.وقتي‌ به‌ باغ‌ اول‌ مي‌ رود،تا چشم‌ كار مي‌ كند،حورالعين‌وخادم‌ ونهرها وميوه‌ ها را مي‌ بيند وخدارا بخاطر اين‌ نعمتها شكر مي‌كند.در اين‌ موقع‌ به‌ او گفته‌ مي‌ شود،سرت‌ را بلند كن‌ وبه‌ باغ‌ دوم‌ نگاه‌نما!كه‌ در آن‌ نعمتهايي‌ است‌ كه‌ در اولي‌ نيست‌!و...

بازار بهشت‌!


رسول‌ خدا(ص‌):در بهشت‌ بازاري‌ است‌ كه‌ چيزي‌ در آن‌ خريدوفروش‌ نمي‌ شود بلكه‌ عكس‌ زنان‌ ومردان‌ بر در بازار است‌ كه‌ هرشخصي‌ از عكسي‌ خوشش‌ بيايد،وارد بازار مي‌ شود ودر آنجا جمعي‌حورالعين‌را مي‌ بيند كه‌ با صداي‌ زيبائي‌ كه‌ احدي‌ مانند آنرا نشنيده‌ مي‌خوانند:مانعمتيم‌ وهرگز تغيير نمي‌ كنيم‌!ما پوشيده‌ ايم‌ كه‌هيچگاه‌ عريان‌ نمي‌ شويم‌!ما هميشه‌ راضي‌ هستيم‌ وهرگزخشمگين‌ نمي‌ شويم‌!ما هميشه‌ زنده‌ ايم‌ وهيچگاه‌ نمي‌ ميريم‌!ماسيريم‌ وهيچگاه‌ گرسنه‌ نمي‌ شويم‌!مازنان‌ خوب‌ وزيبائيم‌وشوهرانمان‌ بهترين‌ وكريمترين‌ افراد هستند!

عمل‌ صالح‌
امام‌ صادق‌(ع‌):عمل‌ صالح‌ پيشاپيش‌ به‌ بهشت‌ رفته‌ وهمانطور كه‌انسان‌ غلامش‌ را پيش‌ مي‌ فرستد تا جايش‌ را آماده‌ كند،عمل‌ صالح‌منزل‌ بهشتي‌ اورا آماده‌ مي‌ كند.

از طلا ونقره‌
رسول‌ خدا(ص‌)در تفسير آيه‌62 الرحمن‌«ومن‌ دونهما جنتان‌ »يعني‌:غير از آندو بهشت‌،دو بهشت‌ ديگر است‌.فرمود:دو بهشت‌ ديگراست‌ كه‌ در يكي‌ ساختمان‌ وآنچه‌ در آنها است‌ از نقره‌ بوده‌ وديگري‌آنچه‌ از ساختمان‌ وغير آن‌ است‌ ،از طلا مي‌ باشد.

صافات‌48 :
وَعِندَهُم‌ قاصِرات‌ الطَرف‌ عين‌*كَانَّهُم‌ بَيض‌ٌ مَكنون‌ٌ.
يعني‌:براي‌ اهل‌ بهشت‌،حورياني‌ است‌ كه‌ فقط‌ به‌ شوهران‌ خود نظر مي‌كنند وگوياتخم‌ مرغ‌-بدون‌ بو ومو-هستد.

درخت‌ بهشتي‌
روايت‌ شده‌ كه‌ بر در بهشت‌،درختي‌ است‌ كه‌ شاخه‌ هاي‌ آن‌ برصدهزار نفر سايه‌ مي‌ اندازد.در سمت‌ راست‌ درخت‌،چشمه‌ اي‌ پاك‌كننده‌ وجود دارد كه‌ اهل‌ بهشت‌ وقتي‌ از آن‌ مي‌ نوشند،دلشان‌ از حسدوپوستشان‌ از مو پاك‌ مي‌ شود.همانطور كه‌ خدادر آيه‌21سوره‌ انسان‌ مي‌فرمايد:«وسَقاهُم‌ ربُّهم‌ شراباً طَهوراً.يعني‌:خدا به‌ آنان‌ شرابي‌ پاك‌كننده‌ مي‌ نوشاند.»سپس‌ در چشمه‌ اي‌ كه‌ در چپ‌ درخت‌ است‌ غسل‌مي‌ كنند وبا غسل‌ در آن‌ مرگ‌ آنها از بين‌ مي‌ رود.

نعمتهاي‌ سبقت‌ گيرنندگان‌ در ايمان‌


واقعة‌15تا26 :
بر تختهاي‌ بافته‌-به‌ زر وگوهر-*روياروي‌ يكديگر بر آنهاتكيه‌ زده‌ اند*پسراني‌ هماره‌ نوجوان‌،پيرامون‌ ايشان‌ مي‌گردند*با كوزه‌ ها وجامهايي‌ از مِي‌ صاف‌ گوارا*كه‌ از آن‌سردرد نگيرند ومست‌ نشوند*وميوه‌ هايي‌ كه‌ دوست‌دارند*وگوشت‌ هر پرنده‌ اي‌ كه‌ بخواهند*ودوشيزگاني‌باچشمهاي‌ سياه‌ ودرشت‌*همچون‌ مرواريدِ پوشيده‌ درصدف‌*پاداش‌ اعمالشان‌ است‌*در آنجا سخن‌ لغو وگناه‌آلودنشنوند*مگر گفتاري‌:سلام‌،سلام‌.

نعمتهاي‌ اصحاب‌ يمين‌
در زير درختهاي‌ سدر*ودرخت‌ موز كه‌ ميوه‌ اش‌ بر هم‌چيده‌ باشد*وسايه‌ اي‌ كشيده‌ وپيوسته‌*وآبي‌ هماره‌روان‌*وميوه‌ اي‌ بسيار،نه‌ تمام‌ مي‌ شود ونه‌ مانعي‌است‌*وفرشهاي‌ بر افراشته‌*

زنان‌ بهشت‌
امام‌ صادق‌(ع‌):زنان‌ بهشت‌ حسادت‌ ندارند وحيض‌ نمي‌ شوند وتندخوئي‌ نمي‌ كنند.

اسب‌ بهشتي‌
علي‌ (ع‌):در بهشت‌ درختي‌ است‌ كه‌ از بالاي‌ آن‌ لباسهاي‌ حلّه‌ مي‌رويد واز پائينش‌،اسبان‌ ابلق‌ِ زين‌ ولجام‌ كرده‌ خارج‌ مي‌ شود.اين‌ اسبان‌داراي‌ بال‌ هستند وسرگين‌ ندارند.بهشتيان‌ بر آنها سوار شده‌ وبه‌ هر كجابخواهند پرواز مي‌ كنند

گمان‌ خوب‌ به‌ خدا
امام‌ باقر(ع‌):گمان‌ خوب‌ به‌ خدا داشته‌ باشيد كه‌ بهشت‌ داراي‌ هشت‌در است‌ وفاصله‌ بين‌ هر در،چهل‌ سال‌ راه‌ است‌.

در نهايت‌ سفيدي‌
از امام‌ صادق‌(ع‌)در باره‌ آيه‌«فيهن‌ّ خيرات‌ حسان‌ يعني‌:در بهشت‌زنان‌ خوب‌ وزيبا است‌.»سؤال‌ شد.فرمود:آنها زنان‌ مؤمن‌ شيعه‌ هستندكه‌ داخل‌ بهشت‌ شده‌ وبه‌ ازدواج‌ مردان‌ مؤمن‌ در مي‌ آيند.وآنجا كه‌فرموده‌ است‌:«حور مقصورات‌ في‌ الخيام‌ يعني‌:حورياني‌ كه‌ درخيمه‌ ها نشسته‌ اند.»حوران‌ بهشت‌ هستند كه‌ در نهايت‌ سفيدي‌ اندوكمرهاي‌ باريك‌ دارند.

صفات‌ بهشتيان‌
رسول‌ خدا(ص‌):ساق‌ درختهاي‌ بهشت‌ از طلا است‌ واهل‌ بهشت‌نياز به‌ بول‌ وغائط‌ ندارند وغذاها وآشاميدني‌ ها بوسيلة‌ عرق‌ خوشبوئي‌دفع‌ مي‌ شود!هر روز چهرة‌ بهشتيان‌،زيباتر وباطراوت‌ تر مي‌ گردد درحاليكه‌ در دنيا هرروز پيرتر وبدقيافه‌ تر مي‌ شوند.

دربزرگ‌ بهشت‌
رسول‌ خدا(ص‌):در بزرگ‌ بهشت‌ مخصوص‌ بندگان‌ شايستة‌خداست‌ ك‌ ترك‌ دنيا كرده‌ اند واز محارم‌ الهي‌ ورع‌ داشتند وپيوسته‌بسوي‌ خدا رغبت‌ داشت‌ وخدا را انيس‌ ومونس‌ خود ساخته‌ اند.آنهاچون‌ داخل‌ بهشت‌ شوند،بر كشتيها سوار شده‌ ودر دونهر عظيم‌بهشت‌،سير مي‌ كند.كشتي‌ از ياقوت‌ است‌ ودرآن‌ ملائكه‌ اي‌ از نورهستند كه‌ لباسهاي‌ بسيار سبز پوشيده‌ اند.اسم‌ آن‌ نهر جنة‌ المأوي‌ است‌.

ميوه‌ بهشت‌
رسول‌ خدا(ص‌):ميوه‌ هاي‌ بهشت‌ بطوري‌ به‌ انسان‌ نزديك‌ هستندكه‌ بادهان‌ خود در حاليكه‌ تكيه‌ كرده‌ است‌،وبدون‌ حركتي‌ آن‌ را گرفته‌ ومي‌ خورد.انواع‌ ميوه‌ ها حرف‌ مي‌ زنند وهر كدام‌ به‌ مؤمن‌ مي‌ گويد:اول‌مرا بخور!چون‌ مؤمن‌ ميل‌ به‌ غذايي‌ پيدا كند،قبل‌ از اينك‌ حرفي‌ بزندبرايش‌ آورده‌ مي‌ شود.گاهي‌ مؤمنين‌ به‌ ديدار هم‌ مي‌ روند ودر باغهاي‌خود به‌ استفاده‌ از نعمتها مشغول‌ مي‌ شوند.هواي‌ بهشت‌،مانند هواي‌بين‌ طلوع‌ صبح‌ وآفتاب‌ است‌.

تزويج‌ حوريه‌
امام‌ صادق‌(ع‌):هنگاميكه‌ بنده‌ اي‌ نماز خواند وگفت‌:اللّهم‌ّ اَعتِقني‌من‌ النار واَدخِلني‌ الجنة‌ّ وزَوِّجني‌ من‌ الحورالعين‌.يعني‌:خدايا!مرا از جهنم‌ نجات‌ بده‌!ومرا به‌ بهشت‌ داخل‌ كن‌!وحورالعين‌ را به‌من‌ تزويج‌ كن‌!دراين‌ موقع‌ جهنم‌ مي‌ گويد:خدايا!بنده‌ ات‌ آزادي‌ از مرا ازتو خواست‌،توهم‌ اورا آزاد كن‌!بهشت‌ مي‌ گويد:خدايا!بنده‌ ات‌ سكونت‌در مرا از تو درخواست‌ كرد.پس‌ اورا در من‌ ساكن‌ كن‌!حورالعين‌ مي‌گويد:خدايا!بنده‌ ات‌ همسري‌ مرا درخواست‌ كرد.پس‌ مرا به‌ او تزويج‌كن‌!

منزل‌ پيامبر
علي‌(ع‌):منزل‌ پيامبر(ص‌)در بهشت‌ عدن‌ است‌كه‌ وسط‌ همة‌ بهشت‌هاونزديكتراز همه‌ به‌ عرش‌ الهي‌ است‌.كسانيكه‌ در اين‌ بهشت‌ با رسول‌خدا(ص‌)ساكن‌ مي‌ شوند،دوازده‌ امام‌ هستند.

وارد بهشت‌ شدن‌
رسول‌ خدا(ص‌):بهشت‌ بر انبياء حرام‌ است‌ تا من‌ داخل‌ بهشت‌بشوم‌وبر امت‌ ها نيز حرام‌ است‌ تاشيعيان‌ ما اهل‌ بيت‌ وارد شوند.

ترجمة‌ آية‌69زخرف‌ :
شما با همسرانتان‌ با خوشحالي‌ داخل‌ بهشت‌ شويد*باكاسه‌ هايي‌ از طلا وكوزه‌ هايي‌ بر آنان‌ بگردانند.ودرآن‌ هرچه‌دلها بخواهد وچشمها از ديدن‌ آن‌ لذت‌ ببردهست‌. وشما درآن‌ ابدي‌ هستيد.

صد درجه‌ فاصله‌
رسول‌ خدا(ص‌):بهشت‌ داراي‌ صددرجه‌ است‌ كه‌ فاصله‌ هر درجه‌اي‌ با درجه‌ ديگر به‌ اندازه‌ فاصلة‌ آسمان‌ وزمين‌ است‌.

جزاي‌ نيكي‌
رسول‌ خدا(ص‌):مي‌ دانيد خدا در آية‌«هل‌ جزاء الاحسان‌الاّالاحسان‌.يعني‌:آيا پاداش‌ خوبي‌ جز خوبي‌ است‌»چه‌ مي‌ گويد؟گفتند:خدا ورسول‌،عالمترند!فرمود:خدا مي‌ فرمايد:آيا پاداش‌ كسيكه‌ مانعمت‌ توحيد را به‌ اوداديم‌،جز بهشت‌ است‌؟

ياعلي‌!
رسول‌ خدا(ص‌):حلقة‌ درب‌ بهشت‌ از ياقوت‌ قرمز است‌ كه‌ برصفحه‌ هاي‌ طلا نصب‌ شده‌است‌.كه‌ هرگاه‌ حلقه‌ را بر صفحه‌بكوبند،صدا مي‌ كند:ياعلي‌!

بهشت‌ از نور
رسولخدا(ص‌)فرمود بدانيد كه‌ خداوند تعالي‌ بهشت‌ را از نور آفريدكه‌ هشت‌ بهشت‌ است‌ كه‌ بالاي‌ هم‌ قرار دارند.و امروز بهشت‌ در آسمان‌است‌ واز همة‌ بهشت‌ها برتر،بهشت‌ فردوس‌ است‌.وهر بهشتي‌ نامي‌دارد.بهشت‌ اول‌ داراسلام‌ .كه‌ از ياقوت‌ سرخ‌ خلق‌ شده‌ است‌.بهشت‌دوم‌ دارالقرار .بهشت‌ سوم‌ دارالخلد.بهشت‌ چهارم‌ جنت‌المأوي‌'.بهشت‌ پنجم‌ جنت‌ عدن‌ كه‌ از زبرجد خلق‌ شده‌ است‌.بهشت‌ششم‌ جنات‌ النعيم‌ از زمرد خلق‌ شده‌ است‌.بهشت‌ هفتم‌ جنات‌.بهشت‌ هشتم‌ فردوس‌ نام‌ دارد كه‌ از نور آفريده‌ شده‌ كه‌ هريك‌ ازگوهري‌ است‌.

درهاي‌ بهشت‌


رسولخدا(ص‌)فرمود بدانيد كه‌ خداوند تعالي‌ بهشت‌ را از نور آفريدكه‌ هشت‌ بهشت‌ است‌ كه‌ بالاي‌ هم‌ قرار دارند.و امروز بهشت‌ در آسمان‌است‌ واز همة‌ بهشت‌ها برتر،بهشت‌ فردوس‌ است‌.وهر بهشتي‌ نامي‌دارد.بهشت‌ اول‌ داراسلام‌ .كه‌ از ياقوت‌ سرخ‌ خلق‌ شده‌ است‌.بهشت‌دوم‌ دارالقرار .بهشت‌ سوم‌ دارالخلد.بهشت‌ چهارم‌ جنت‌المأوي‌'.بهشت‌ پنجم‌ جنت‌ عدن‌ كه‌ از زبرجد خلق‌ شده‌ است‌.بهشت‌ششم‌ جنات‌ النعيم‌ از زمرد خلق‌ شده‌ است‌.بهشت‌ هفتم‌ جنات‌.بهشت‌ هشتم‌ فردوس‌ نام‌ دارد كه‌ از نور آفريده‌ شده‌ كه‌ هريك‌ ازگوهري‌ است‌.
درهاي‌ بهشت‌ هريك‌ بفاصلة‌ شرق‌ وغرب‌ عالم‌ است‌ وبر روي‌ هردري‌ نوشته‌ شده‌ است‌ انا لا اعذّب‌ من‌ قال‌: لااله‌ الاّالله. محمدرسول‌ الله. علي‌ ولي‌ الله.

كلماتي‌ كه‌ بر روي‌ درهاي‌ بهشت‌ نوشته‌ شده‌


علامه‌ اربلي‌ «ره‌»در كسف‌ الغمه‌ از رسولخدا(ص‌)روايت‌ مي‌كند كه‌وقتي‌ به‌ آسمان‌ رفتم‌وخواستم‌ بهشت‌ ودوزخ‌ را ببينم‌،جبرئيل‌ مرابسوي‌ بهشت‌ برد وهشت‌ در بهشت‌ را ديدم‌ كه‌ بر هريك‌ چهار كلمه‌نوشته‌ شده‌ بود كه‌ هركلمه‌اي‌ از دنيا وآنچه‌ در دنياهست‌،بهتراست‌.بشرط‌ عمل‌.1-بردرب‌ اول‌ نوشته‌ بود:لااله‌ محمدرسول‌ الله وعلي‌ ولي‌ الله.لكل‌ّ شي‌ء حيلة‌ وحيلة‌ العيش‌ اربع‌خصال‌. القناعة‌وبذل‌ الحق‌ وترك‌ الحسد ومجالسة‌ اهل‌الخير.خدايي‌ جز خداي‌ يگانه‌ نيست‌ ومحمد رسول‌ خدا وعلي‌ ولي‌خداست‌.براي‌ هر چيزي‌ راهي‌ است‌ وراه‌ زندگي‌ چهارچيزاست‌.قناعت‌.سخن‌ حق‌.ترك‌ حسادت‌ وهم‌ نشيني‌ با خوبان‌. 2-بردرب‌ دوم‌ نوشته‌ بود:لااله‌ محمد رسول‌ الله وعلي‌ ولي‌ الله.ان‌ّلكل‌ شي‌ء حيلة‌ وحيلة‌ السرور يوم‌ القيامة‌ اربع‌ خصال‌ .مسح‌رؤوس‌اليتامي‌ والتعطف‌ علي‌ الارملة‌ والسعي‌ في‌ حوائج‌المؤمنين‌ والنفقة‌ للفقراء والمساكين‌.براي‌ هركاري‌ چاره‌اي‌ است‌وچاره‌ خوشحالي‌ روز قيامت‌ چهارخصلت‌ است‌.كشيدن‌ دست‌ مهرباني‌بر يتيمان‌.مهرباني‌ بر بيوه‌ زنان‌.تلاش‌ در رفع‌ گرفتاري‌ مؤمنان‌.چهارم‌دست‌گيري‌ از بيچارگان‌.3-بر درب‌ سوم‌ نوشته‌ بود:لااله‌ محمدرسول‌ الله وعلي‌ ولي‌ الله.ان‌ّ لكل‌ شي‌ء حيلة‌ وحيلة‌ الصحة‌ في‌الدنيا اربع‌ خصال‌.قلة‌ الكلام‌وقلة‌ المنام‌ وقلة‌ المشي‌ وقلة‌الطعام‌.هركه‌ در دنيا سلامتي‌ مي‌خواهد چهار مطلب‌ رعايت‌ كند.كم‌حرفي‌.كم‌ خوابي‌.كم‌ راه‌ رفتن‌.كم‌ خوري‌.4- درب‌ چهارم‌ نوشته‌بود:لااله‌ محمد رسول‌ الله وعلي‌ ولي‌ الله.من‌ كان‌ يؤمن‌ باللهواليوم‌ الاخر فليكرم‌ والديه‌ من‌ كان‌ يؤمن‌ بالله واليوم‌ الاخرفليقل‌ خيراً او يسكت‌.هركه‌ به‌ خدا وقيامت‌ ايمان‌ دارد بايد احترام‌والدين‌ خود نگه‌ دارد وهركه‌ بخدا وقيامت‌ ايمان‌ دارد بايدآچه‌ مي‌گويدخوب‌ باشد يا اينكه‌ سكوت‌ نمايد.5-بر درب‌ پنجم‌ نوشته‌ بود:لااله‌محمد رسول‌ الله وعلي‌ ولي‌ الله.من‌ اراد ان‌ لايُظلم‌ فلايَظلم‌ ومن‌اراد ان‌ لا يُشتم‌ فلا يَشتم‌ ومن‌ اراد ان‌ لا يُذل‌ فلايذل‌ ومن‌ اراد ان‌يتمسك‌ بالعروة‌ الوثقي‌ فليقل‌ لااله‌ الاّ الله محمد رسول‌ اللهعلي‌ ولي‌ الله.هركه‌ مي‌خواهد به‌ او ظلم‌ نشود،ظلم‌ نكند.هركه‌مي‌خواهد دشنام‌ نشنود،خود دشنام‌ ندهد وهركه‌ م‌ خواهد ذليل‌نشود،ديگران‌ ذليل‌ نكند وهركه‌ مي‌خواهد به‌ ريسمان‌ الهي‌ چنگ‌ بزندبايد بگويد:لااله‌ محمد رسول‌ الله وعلي‌ ولي‌ الله.6-بردرب‌ ششم‌نوشته‌ بود:لااله‌ محمد رسول‌ الله وعلي‌ ولي‌ الله.من‌ اراد ان‌ يكون‌قبره‌ وسيعا فليبن‌ المساجد.ومن‌ اراد ان‌ لايأكله‌ الديدان‌ تحت‌الارض‌ فليسكن‌ المساجد ومن‌ احب‌ ان‌ يكون‌ طريا نظرا لايبلي‌جسده‌،فليسكن‌ المساجد ومن‌ احب‌ ان‌ يري‌ منزله‌ في‌ الجنة‌فليبن‌ ليكسي‌ المساجد بالبسط‌.هركه‌ مي‌خواهد قبراوگشادباشد،مسجد بسازد وهركه‌ مي‌خواهد كرمهاي‌ قبر اورا نخورند،اهل‌مسجدباشد وهركه‌ مي‌خواهد محل‌ خود دربهشت‌ راببيندمساجدرافرش‌ نمايد وبراي‌ نماز آماده‌ كند.7-بردرب‌ هفتم‌ نوشته‌بود:لااله‌ محمد رسول‌ الله وعلي‌ ولي‌ الله.بياض‌ القلب‌ في‌ اربع‌خصال‌ عيادة‌ المريض‌واتباع‌ الجنايز و شراء الاكفان‌ وردالقرض‌.هركه‌ خواهد دلش‌ بنور ايمان‌ روشن‌ شود،چهار خصلت‌ پيشه‌كند.عيادت‌ از مريض‌ها.تشييع‌ جنازه‌.خريدن‌ كفن‌ وكفن‌ كردن‌مردگان‌.اداي‌ قرض‌ واداي‌ قرض‌ قرضداران‌.8-بردرب‌ هشتم‌ نوشته‌بود:لااله‌ محمد رسول‌ الله وعلي‌ ولي‌ الله.من‌ اراد ان‌ يدخل‌ في‌اي‌ باب‌ شاء فليتمسك‌ باربع‌ خصال‌ السخاء وحسن‌ الخلق‌والصدقة‌ وكف‌ الاذي‌ عن‌ الناس‌.هركه‌ مي‌خواهد از هردر بهشت‌ كه‌مي‌خواهد داخل‌ شود چهارخصلت‌ رعايت‌ نمايد.بخشندگي‌. خوش‌اخلاقي‌.صدقه‌ واذيت‌ نكردن‌ ديگران‌.
رسولخدا(ص‌)فرمود در بهشت‌ عجايب‌ ديدم‌ واز همه‌ جا بازديدكرديم‌ وجايي‌ نبود كه‌ مانديده‌ باشيم‌.قال‌ رسول‌ الله:ان‌ّ في‌ الجنة‌غرفاً يري‌ ظاهرها من‌ باطنها وباطنها من‌ ظاهرها يسكنها من‌اطاب‌ الكلام‌ ومن‌ اطعم‌ الطعام‌ وافشي‌ السلام‌ وصلي‌ بالليل‌والناس‌ نيام‌.در بهشت‌ اطاقهايي‌ است‌ كه‌ بيرون‌ آنها از داخلش‌وداخلش‌ از بيرون‌ ديده‌ مي‌شود.

چهار حيوان‌ بهشتي
امام‌ صادق‌(ع‌):از حيوانات‌ فقط‌ چهار حيوان‌ داخل‌ بهشت‌ مي‌شوند:سگ‌ اصحاب‌ كهف‌،خربلعم‌ باعورا،ناقة‌ صالح‌ وگرگ‌ حضرت‌يوسف‌.

يكوجب‌ خاك‌ بهشت‌
رسول‌ خدا(ص‌):يك‌ وجب‌ از خاك‌ بهشت‌،از دنيا وآنچه‌ در دنيااست‌،بهتر مي‌ باشد.

خاك‌ كربلا در بهشت‌
امام‌ سجاد(ع‌) فرمود:
(هنگام‌ برپاشدن‌ قيامت‌) هنگامي‌ كه‌ خداوند زمين‌ را به‌ شدت‌ تكان‌داده‌ و از جاي‌ خود در آورد، زمين‌ كربلا به‌ همان‌ حالي‌ كه‌ هست‌ با تربت‌نوراني‌ و صاف‌ وخالصش‌ بالا برده‌ شده‌ و در بهترين‌ باغهاي‌ بهشتي‌ قرارداده‌ مي‌شود.برترين‌ منزلهاي‌ بهشتي‌ آن‌ جاست‌ و در آن‌ جاي‌ نمي‌گيرندمگر پيامبران‌.همچنان‌ كه‌ بعضي‌ از ستارگان‌ در ميان‌ بقيه‌ با درخشندگي‌خاصي‌ نور افشاني‌ مي‌كنند،كربلا نيز در بين‌ باغهاي‌ بهشتي‌ مي‌درخشدبه‌ نحوي‌ كه‌ نورش‌ چشم‌ تمامي‌ اهل‌ بهشت‌ را مي‌پوشاند و ندا درمي‌دهد كه‌:من‌ زمين‌ مقدس‌ وپاك‌ و مبارك‌ خداوندم‌ و حضرت‌سيدالشهداء را دربر دارم‌ كه‌ سرور جوانان‌ بهشت‌ است‌.

خلقت‌ بهشت‌
امام‌ باقر(ع‌):خداوند بهشت‌ راقبل‌ از جهنم‌ آفريد.

نتيجة‌ بخش‌ بهشت‌


بهشت‌ مكان‌ بزرگي‌ است‌ كه‌ انواع‌ لذتها ونعمتها درآن‌وجود دارد.وآن‌ پاداش‌ افرادي‌ است‌ كه‌ در دنيا مطيع‌ خدا بوده‌ومعصيت‌ اورا نكرده‌ باشد.
بعضي‌ ازنعمتهاي‌ بهشت‌ درآيات‌ وروايات‌ ،بشرح‌ زير است‌:
باغها وقصرهايي‌ كه‌ از زير واطراف‌ آن‌ نهرها جاري‌ است‌ *زنهاي‌ بهشتي‌ كه‌ زيباترين‌ وپاكيزه‌ ترين‌ زنها هستند وهرگزدچار عادت‌ ماهانه‌ وولادت‌ فرزند ونجاسات‌ وپيري‌ نمي‌شوند.هرگز دست‌ انس‌ وجني‌ به‌ آنان‌ نرسيده‌ وهميشه‌ باكره‌هستند*بهشتيان‌ دچار سرما وگرما نمي‌ شوند*بهترين‌ زينتهااز طلا ونقره‌ ولؤلؤ وياقوت‌ وحرير وديباج‌ وغيره‌ براي‌بهشتيان‌ فراهم‌ است‌*اهل‌ بهشت‌ در كاخهايي‌ كه‌ از جواهرات‌ساخته‌ شده‌ اند وداراي‌ خدمتكاران‌ بيشمار وزيبائي‌ است‌،مي‌باشند*هر ميوه‌ اي‌ كه‌ بخواهند براي‌ آنان‌ آماده‌ مي‌ شود وبه‌هر غذائي‌ كه‌ ميل‌ پيدا كنند،بدون‌ اينكه‌ سخني‌ بگويندبرايشان‌ مهيا مي‌ گردد*ميوه‌ هاي‌ بهشت‌ در رنگ‌ شبيه‌هم‌،ولي‌ طعم‌ آنان‌ با هم‌ فرق‌ دارد*براي‌ دفع‌ غذا وآشاميدني‌ها نياز به‌ تخلي‌ ندارندبلكه‌غذاها بصورت‌ عرقي‌خوشبو،خارج‌ مي‌ شوند*در بهشت‌ هيچگاه‌ ناسزا وسخن‌ بدولغو شنيده‌ نمي‌ شود وازاختلاف‌ وكينه‌ وحسادت‌ خبري‌نيست‌*ازجمله‌ نهر هاي‌ بهشت‌،نهري‌ از عسل‌ تصفيه‌شده‌،نهري‌ از شيري‌ كه‌ هيچگاه‌ طعمش‌ تغيير نمي‌ كندونهري‌از شراب‌ بهشتي‌ است‌.
دربهشت‌مريضي‌،پيري‌،ناراحتي‌،گرسنگي‌،تشنگي‌،خواب‌، خستگي‌ وسرما وگرما نيست‌.
+ نوشته شده در شنبه پنجم شهریور 1390ساعت 1:43 توسط کامبیز |

« أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى دَاوُدَ ع یَا دَاوُدُ- إِنِّی وَضَعْتُ خَمْسَةً فِی خَمْسَةٍ- وَ النَّاسُ یَطْلُبُونَهَا فِی خَمْسَةٍ غَیْرِهَا فَلَا یَجِدُونَهَا- وَضَعْتُ الْعِلْمَ فِی الْجُوعِ وَ الْجَهْدِ- وَ هُمْ یَطْلُبُونَهُ فِی الشِّبَعِ وَ الرَّاحَةِ فَلَا یَجِدُونَهُ- وَضَعْتُ الْعِزَّ فِی طَاعَتِی- وَ هُمْ یَطْلُبُونَهُ فِی خِدْمَةِ السُّلْطَانِ فَلَا یَجِدُونَهُ- وَ وَضَعْتُ الْغِنَى فِی الْقَنَاعَةِ- وَ هُمْ یَطْلُبُونَهُ فِی كَثْرَةِ الْمَالِ فَلَا یَجِدُونَهُ- وَ وَضَعْتُ رِضَایَ فِی سَخَطِ النَّفْسِ- وَ هُمْ یَطْلُبُونَهُ فِی رِضَا النَّفْسِ فَلَا یَجِدُونَهُ- وَ وَضَعْتُ الرَّاحَةَ فِی الْجَنَّةِ- وَ هُمْ یَطْلُبُونَهَا فِی الدُّنْیَا فَلَا یَجِدُونَهَا. »

 خدای تعالی وحی نمود بر حضرت داود (ع) که: اى داود! من پنج چیز را در پنج چیز قرار داده ام، ولى مردم آنها را در پنج چیز دیگر مى‏جویند و نمى‏یابند.

علم حقیقی را در گرسنگى و تلاش و كوشش قرار داده ام، ولى مردم آن را در سیرى و راحتى مى‏جویند و نمى‏یابند.

 عزّت را در اطاعت از خودم نهاده‏ام ولى مردم آن را در خدمت به سلاطین طلب مى‏كنند و نمى‏یابند.

بى‏نیازى را در قناعت قرار داده ام، ولى مردم آن را در مال زیاد مى‏جویند و نمى‏یابند.

رضایت خودم را در نارضایتى نفس نهاده‏ام، ولى مردم آن را در رضایت نفس طلب مى‏كنند و نمى‏یابند.

و راحتى و آسایش را در بهشت قرار داده‏ام، امّا مردم آن را در دنیا مى‏جویند و نمى‏یابند.»

(بحار الأنوار ، ج‏75 ،ص 453 )


+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 20:10 توسط کامبیز |

محاسبه نخست.

اسراء هفدهمین سوره قرآن و نام دیگر آن بنی اسرائیل است که در سال 621 میلادی نازل شده است.

در این سوره که بخش عمده آن مربوط به سرنوشت بنی اسرائیل است خداوند علیم پرده از راز بزرگی بر میدارد.

آیات مربوط به بنی اسرائیل و سر نوشت آن از آیه دوم سوره اسراء آغاز و در آیه 104 خاتمه می یابد.

(17:2)وءاتينا موسى الكتب وجعلنه هدى لبني إسرءيل ألا تتخذوا من دوني وكيلا

(17:3)ذرية من حملنا مع نوح إنه كان عبدا شكورا

(17:4)وقضينا إلى بني إسرءيل في الكتب لتفسدن في الأرض مرتين ولتعلن علوا كبيرا

(17:5)فإذا جاء وعد أوليهما بعثنا عليكم عبادا لنا أولي بأس شديد فجاسوا خلل الديار وكان وعدا مفعولا

(17:6)ثم رددنا لكم الكرة عليهم وأمددنكم بأمول وبنين وجعلنكم أكثر نفيرا

(17:7)إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم وإن أسأتم فلها فإذا جاء وعد الاءخرة ليسءوا وجوهكم وليدخلوا المسجد كما دخلوه أول مرة وليتبروا ما علوا تتبيرا

(17:8)عسى ربكم أن يرحمكم وإن عدتم عدنا وجعلنا جهنم للكفرين حصيرا

(17:9)إن هذا القرءان يهدي للتي هي أقوم ويبشر المؤمنين الذين يعملون الصلحت أن لهم أجرا كبيرا

(17:10)وأن الذين لا يؤمنون بالاءخرة أعتدنا لهم عذابا أليما

(17:11)ويدع الإنسن بالشر دعاءه بالخير وكان الإنسن عجولا

(17:12)وجعلنا اليل والنهار ءايتين فمحونا ءاية اليل وجعلنا ءاية النهار مبصرة لتبتغوا فضلا من ربكم ولتعلموا عدد السنين والحساب وكل شيء فصلنه تفصيلا

(17:13)وكل إنسن ألزمنه طئره في عنقه ونخرج له يوم القيمة كتبا يلقيه منشورا

(17:14)اقرأ كتبك كفى بنفسك اليوم عليك حسيبا

(17:15)من اهتدى فإنما يهتدي لنفسه ومن ضل فإنما يضل عليها ولا تزر وازرة وزر أخرى وما كنا معذبين حتى نبعث رسولا

(17:16)وإذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا فيها فحق عليها القول فدمرنها تدميرا

(17:17)وكم أهلكنا من القرون من بعد نوح وكفى بربك بذنوب عباده خبيرا بصيرا

(17:18)من كان يريد العاجلة عجلنا له فيها ما نشاء لمن نريد ثم جعلنا له جهنم يصليها مذموما مدحورا

(17:19)ومن أراد الاءخرة وسعى لها سعيها وهو مؤمن فأولئك كان سعيهم مشكورا

(17:20)كلا نمد هؤلاء وهؤلاء من عطاء ربك وما كان عطاء ربك محظورا

(17:21)انظر كيف فضلنا بعضهم على بعض وللاءخرة أكبر درجت وأكبر تفضيلا

(17:22)لا تجعل مع الله إلها ءاخر فتقعد مذموما مخذولا

(17:23)وقضى ربك ألا تعبدوا إلا إياه وبالولدين إحسنا إما يبلغن عندك الكبر أحدهما أو كلاهما فلا تقل لهما أف ولا تنهرهما وقل لهما قولا كريما

(17:24)واخفض لهما جناح الذل من الرحمة وقل رب ارحمهما كما ربياني صغيرا

(17:25)ربكم أعلم بما في نفوسكم إن تكونوا صلحين فإنه كان للأوبين غفورا

(17:26)وءات ذا القربى حقه والمسكين وابن السبيل ولا تبذر تبذيرا

(17:27)ان المبذرين كانوا إخون الشيطين وكان الشيطن لربه كفورا

(17:28)وإما تعرضن عنهم ابتغاء رحمة من ربك ترجوها فقل لهم قولا ميسورا

(17:29)ولا تجعل يدك مغلولة إلى عنقك ولا تبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسورا

(17:30)ان ربك يبسط الرزق لمن يشاء ويقدر إنه كان بعباده خبيرا بصيرا

(17:31)ولا تقتلوا أولدكم خشية إملق نحن نرزقهم وإياكم إن قتلهم كان خطءا كبيرا

(17:32)ولا تقربوا الزنى إنه كان فحشة وساء سبيلا

(17:33)ولا تقتلوا النفس التي حرم الله إلا بالحق ومن قتل مظلوما فقد جعلنا لوليه سلطنا فلا يسرف في القتل إنه كان منصورا

(17:34)ولا تقربوا مال اليتيم إلا بالتي هي أحسن حتى يبلغ أشده وأوفوا بالعهد إن العهد كان مسءولا

(17:35)وأوفوا الكيل إذا كلتم وزنوا بالقسطاس المستقيم ذلك خير وأحسن تأويلا

(17:36)ولا تقف ما ليس لك به علم إن السمع والبصر والفؤاد كل أولئك كان عنه مسءولا

(17:37)ولا تمش في الأرض مرحا إنك لن تخرق الأرض ولن تبلغ الجبال طولا

(17:38)كل ذلك كان سيئه عند ربك مكروها

(17:39)ذلك مما أوحى إليك ربك من الحكمة ولا تجعل مع الله إلها ءاخر فتلقى في جهنم ملوما مدحورا

(17:40)افأصفيكم ربكم بالبنين واتخذ من الملئكة إنثا إنكم لتقولون قولا عظيما

(17:41)ولقد صرفنا في هذا القرءان ليذكروا وما يزيدهم إلا نفورا

(17:42)قل لو كان معه ءالهة كما يقولون إذا لابتغوا إلى ذي العرش سبيلا

(17:43)سبحنه وتعلى عما يقولون علوا كبيرا

(17:44)تسبح له السموت السبع والأرض ومن فيهن وإن من شيء إلا يسبح بحمده ولكن لا تفقهون تسبيحهم إنه كان حليما غفورا

(17:45)وإذا قرأت القرءان جعلنا بينك وبين الذين لا يؤمنون بالاءخرة حجابا مستورا

(17:46)وجعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه وفي ءاذانهم وقرا وإذا ذكرت ربك في القرءان وحده ولوا على أدبرهم نفورا

(17:47)نحن أعلم بما يستمعون به إذ يستمعون إليك وإذ هم نجوى إذ يقول الظلمون إن تتبعون إلا رجلا مسحورا

(17:48)انظر كيف ضربوا لك الأمثال فضلوا فلا يستطيعون سبيلا

(17:49)وقالوا أءذا كنا عظما ورفتا أءنا لمبعوثون خلقا جديدا

(17:50)قل كونوا حجارة أو حديدا

(17:51)او خلقا مما يكبر في صدوركم فسيقولون من يعيدنا قل الذي فطركم أول مرة فسينغضون إليك رءوسهم ويقولون متى هو قل عسى أن يكون قريبا

(17:52)يوم يدعوكم فتستجيبون بحمده وتظنون إن لبثتم إلا قليلا

(17:53)وقل لعبادي يقولوا التي هي أحسن إن الشيطن ينزغ بينهم إن الشيطن كان للإنسن عدوا مبينا

(17:54)ربكم أعلم بكم إن يشأ يرحمكم أو إن يشأ يعذبكم وما أرسلنك عليهم وكيلا

(17:55)وربك أعلم بمن في السموت والأرض ولقد فضلنا بعض النبين على بعض وءاتينا داود زبورا

(17:56)قل ادعوا الذين زعمتم من دونه فلا يملكون كشف الضر عنكم ولا تحويلا

(17:57)اولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربهم الوسيلة أيهم أقرب ويرجون رحمته ويخافون عذابه إن عذاب ربك كان محذورا

(17:58)وإن من قرية إلا نحن مهلكوها قبل يوم القيمة أو معذبوها عذابا شديدا كان ذلك في الكتب مسطورا

(17:59)وما منعنا أن نرسل بالاءيت إلا أن كذب بها الأولون وءاتينا ثمود الناقة مبصرة فظلموا بها وما نرسل بالاءيت إلا تخويفا

(17:60)وإذ قلنا لك إن ربك أحاط بالناس وما جعلنا الرءيا التي أرينك إلا فتنة للناس والشجرة الملعونة في القرءان ونخوفهم فما يزيدهم إلا طغينا كبيرا

(17:61)وإذ قلنا للملئكة اسجدوا لءادم فسجدوا إلا إبليس قال ءأسجد لمن خلقت طينا

(17:62)قال أرءيتك هذا الذي كرمت علي لئن أخرتن إلى يوم القيمة لأحتنكن ذريته إلا قليلا

(17:63)قال اذهب فمن تبعك منهم فإن جهنم جزاؤكم جزاء موفورا

(17:64)واستفزز من استطعت منهم بصوتك وأجلب عليهم بخيلك ورجلك وشاركهم في الأمول والأولد وعدهم وما يعدهم الشيطن إلا غرورا

(17:65)ان عبادي ليس لك عليهم سلطن وكفى بربك وكيلا

(17:66)ربكم الذي يزجي لكم الفلك في البحر لتبتغوا من فضله إنه كان بكم رحيما

(17:67)وإذا مسكم الضر في البحر ضل من تدعون إلا إياه فلما نجيكم إلى البر أعرضتم وكان الإنسن كفورا

(17:68)افأمنتم أن يخسف بكم جانب البر أو يرسل عليكم حاصبا ثم لا تجدوا لكم وكيلا

(17:69)ام أمنتم أن يعيدكم فيه تارة أخرى فيرسل عليكم قاصفا من الريح فيغرقكم بما كفرتم ثم لا تجدوا لكم علينا به تبيعا

(17:70)ولقد كرمنا بني ءادم وحملنهم في البر والبحر ورزقنهم من الطيبت وفضلنهم على كثير ممن خلقنا تفضيلا

(17:71)يوم ندعوا كل أناس بإممهم فمن أوتي كتبه بيمينه فأولئك يقرءون كتبهم ولا يظلمون فتيلا

(17:72)ومن كان في هذه أعمى فهو في الاءخرة أعمى وأضل سبيلا

(17:73)وإن كادوا ليفتنونك عن الذي أوحينا إليك لتفتري علينا غيره وإذا لاتخذوك خليلا

(17:74)ولولا أن ثبتنك لقد كدت تركن إليهم شيءا قليلا

(17:75)اذا لأذقنك ضعف الحيوة وضعف الممات ثم لا تجد لك علينا نصيرا

(17:76)وإن كادوا ليستفزونك من الأرض ليخرجوك منها وإذا لا يلبثون خلفك إلا قليلا

(17:77)سنة من قد أرسلنا قبلك من رسلنا ولا تجد لسنتنا تحويلا

(17:78)اقم الصلوة لدلوك الشمس إلى غسق اليل وقرءان الفجر إن قرءان الفجر كان مشهودا

(17:79)ومن اليل فتهجد به نافلة لك عسى أن يبعثك ربك مقاما محمودا

(17:80)وقل رب أدخلني مدخل صدق وأخرجني مخرج صدق واجعل لي من لدنك سلطنا نصيرا

(17:81)وقل جاء الحق وزهق البطل إن البطل كان زهوقا

(17:82)وننزل من القرءان ما هو شفاء ورحمة للمؤمنين ولا يزيد الظلمين إلا خسارا

(17:83)وإذا أنعمنا على الإنسن أعرض ونءا بجانبه وإذا مسه الشر كان يءوسا

(17:84)قل كل يعمل على شاكلته فربكم أعلم بمن هو أهدى سبيلا

(17:85)ويسءلونك عن الروح قل الروح من أمر ربي وما أوتيتم من العلم إلا قليلا

(17:86)ولئن شئنا لنذهبن بالذي أوحينا إليك ثم لا تجد لك به علينا وكيلا

(17:87)الا رحمة من ربك إن فضله كان عليك كبيرا

(17:88)قل لئن اجتمعت الإنس والجن على أن يأتوا بمثل هذا القرءان لا يأتون بمثله ولو كان بعضهم لبعض ظهيرا

(17:89)ولقد صرفنا للناس في هذا القرءان من كل مثل فأبى أكثر الناس إلا كفورا

(17:90)وقالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ينبوعا

(17:91)او تكون لك جنة من نخيل وعنب فتفجر الأنهر خللها تفجيرا

(17:92)او تسقط السماء كما زعمت علينا كسفا أو تأتي بالله والملئكة قبيلا

(17:93)او يكون لك بيت من زخرف أو ترقى في السماء ولن نؤمن لرقيك حتى تنزل علينا كتبا نقرؤه قل سبحان ربي هل كنت إلا بشرا رسولا

(17:94)وما منع الناس أن يؤمنوا إذ جاءهم الهدى إلا أن قالوا أبعث الله بشرا رسولا

(17:95)قل لو كان في الأرض ملئكة يمشون مطمئنين لنزلنا عليهم من السماء ملكا رسولا

(17:96)قل كفى بالله شهيدا بيني وبينكم إنه كان بعباده خبيرا بصيرا

(17:97)ومن يهد الله فهو المهتد ومن يضلل فلن تجد لهم أولياء من دونه ونحشرهم يوم القيمة على وجوههم عميا وبكما وصما مأويهم جهنم كلما خبت زدنهم سعيرا

(17:98)ذلك جزاؤهم بأنهم كفروا بءايتنا وقالوا أءذا كنا عظما ورفتا أءنا لمبعوثون خلقا جديدا

(17:99)اولم يروا أن الله الذي خلق السموت والأرض قادر على أن يخلق مثلهم وجعل لهم أجلا لا ريب فيه فأبى الظلمون إلا كفورا

(17:100)قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربي إذا لأمسكتم خشية الإنفاق وكان الإنسن قتورا

(17:101)ولقد ءاتينا موسى تسع ءايت بينت فسءل بني إسرءيل إذ جاءهم فقال له فرعون إني لأظنك يموسى مسحورا

(17:102)قال لقد علمت ما أنزل هؤلاء إلا رب السموت والأرض بصائر وإني لأظنك يفرعون مثبورا

(17:103)فأراد أن يستفزهم من الأرض فأغرقنه ومن معه جميعا

(17:104)وقلنا من بعده لبني إسرءيل اسكنوا الأرض فإذا جاء وعد الاءخرة جئنا بكم لفيفا

اگرچه در ین میان به مسایل دیگری هم اشاره شده اما سیاق کلام و محور بحث بنی اسرائیل است.

در این آیات خداوند به بنی اسرائیل وعده داده است که در صورت فساد مجدد در ارض، زمان وعده دیگر خدا خواهد رسید و بنی اسرائیل از هم خواهد پاشید.

اینک برآنیم که بدانیم آیا میتوان از شاه کلید بدست آمده از مطالعه خبر های غیبی دیگر خدا به جزئیات خبر زوال بنی اسرائیل و زمان وقوع آن پی برد یانه.

بدین منظور از کلمه و آتینا در آیه دو تا کلمه لفیفا در آیه 104 را میشماریم.

از شمارش این کلمات ناگهان متوجه میشویم که تعداد آنها درست 1443 کلمه است.

از آنجا که در سوره کهف هر کلمه نمایانگر یک سال است  به این نتیجه میرسیم که ممکن است عدد 1443 به سال سقوط اسرائیل  اشاره داشته باشد.

اگر خداوند بعد از کلمه لفیفا به عدد 1443 اشاره میکرد، مانند آنچه در سوره کهف بکار برد، دیگر شکی باقی نمیماند که قرار است زوال بنی اسرائیل در سال موعود اتفاق  بیفتد.

 اما حالا که خداوند به سال مورد نظر اشاره نکرده است سوال اینست که آیا با کشف فرمول فوق که در موارد دیگر کارآیی خودش را نشان داده و با دقت تمام جواب داده است و دقیقا از نظر زمانی درست از آب در آمده است، اینجا نیز به همان فرمول میتوان اعتماد کرد یا خیر.

پاسخ اینست که قطعا فرمول استفاده شده در تمام موارد مشابه قابل استفاده است.

همانطور که اگر در آیات مربوط به سوره کهف حتی اگر به عدد 309 اشاره نمیشد با شمارش کلمات آن میتوانستیم طول زمانی آنرا بدست بیاوریم اینک نیز که به فرمول مربوطه دست یافته ایم با محاسبه کلمات مربوط به سرنوشت بنی اسرائیل میتوان به سال سرنوشت ساز زوال آنان دست یافت.

اما اگر این عدد فقط در همین یک مورد استخراج میشد ، میشد آنرا تصادف تلقی کرد و به حدس و گمان توجه نکرد.

اما وقتی در محاسبات مختلف در این دو سوره شریفه دوباره و چند باره این عدد یا معادل تقویمی آن در موارد مختلف وبه انحاء گوناگون ظاهر میشود، راه بر هر شک و ریبی مسدود و حقیقت آیات آشکار میشود.

در یکجا به عدد 1443 میرسیم ودر جای دیگر به عدد 1401 ودر محاسبه دیگر به 2022 و در مورد دیگر به عدد 5782.

در آغاز این اعداد بی ربط بنظر میرسند اما وقتی تقویم را میگشائیم میبینیم . شگفتا تمامی این اعداد شماره سال مخصوصی است در آخر الزمان، و هرکدام معادل دیگریست. یعنی سال 1443 هجری قمری مساوی با سال 1401 هجری شمسی ومصادف با سال 2022 میلادی ومقارن با سال 5782 عبری میباشد.

شگفت آور تر آنکه حتی از نظر حساب جمل نیز سال 1401 معادل با حروف تلفظ عربی سال 2022 میباشد.

ألفان واثنن وعشرون = 2022

ا ل ف ا ن و ا ث ن ن و ع ش ر و ن

1 30 80 1 50 6 1 500 50 50 6 70 300 200 6 50

               1401

از ظهور اعداد فوق که اشاره به سال مخصوصی در آخر الزمان است و هر عدد مورد استفاده یکی از ادیان الهی است به این نتیجه میرسیم که خداوند با استفاده از این اعداد به همان سال مخصوص اشاره میکند. وازینکه این اعداد درست از محاسبه همان آیاتی بدست میآید که درآن به متلاشی شدن بنی اسرائیل و ظهور حضرت مهدی و استقرار حکومت عدل جهانی  اشاره شده است دیگر برای هر انسان متفکری چاره ای جز پذیرش این واقعیت نمیماند که خداوند این سال را سال تنبیه بنی اسرائیل قرار داده است. دستکم به این نتیجه میرسیم که قرار است در این سال اتفاق بزرگی بیفتد.

 محاسبه دوم

شاه بیت غزل خدا حافظی بنی اسرائیل آخرین جمله در آیه 104 اسراء مباشد.

وقلنا من بعده لبني إسرءيل اسكنوا الأرض  فإذا جاء وعد الاءخرة جئنا بكم لفيفا

اگر این قسمت از آیه 104 را نیز با حساب ابجد محاسبه کنیم عدد 2022 ظاهر میشود که معادل میلادی سال 1401 هجری شمسی است.

ف ا ذ ا ج ا ء و ع د ا ل ا خ ر

80 1 700 1 3 1 1 6 70 4 ا 30 ا 600 200

ة ج ء ن ا ب ک م ل ف ی ف ا 

400 3 1 50 ا 2 20 40 30 80 10 80 1  2022

دلیل اینکه تنها این قسمت از آیه را جدا میکنیم اینست که خداوند خود با بکارگیری حرف فاصل  (ف) این فاصله را ایجاد کرده است.

محاسبه سوم

سوره اسراء هفدهمین سوره قرآن است.

سوره حمد را کلید قرآن خوانده اند . فاتحه به معنی باز کننده است نه آغاز کننده. اسم دیگر سوره حمد در قرآن سبع المثانی است. که خداوند فرمود

و آتیناک سبعا من المثانی والقرآن العظیم.

 حمد سبع المثانی است ازآنرو که هفت آیه دارد  و در هر نماز دوبار تکرار میشود. قرآن کریم با فاتحه آغاز نمیشود بلکه قفل قرآن با فاتحه باز میشود. دلیل دیگر ممتاز بودن سوره فاتحه از قرآن آنست که آنرا خلاصه قرآن خوانده اند. بنابراین قرآن، پس از سبع المثانی که همان سوره حمد است از سوره بقره آغاز میشود.

حال اگر تعداد آیات مبارکه را از آغاز قرآن که همان سوره بقره است ودر آن ذکری از بنی اسرائیل رفته است تا آغاز سوره اسراء که در آن سرنوشت بنی اسرائیل رقم خورده است بشماریم با نکته شگفت آور وعجیبی مواجه میشویم. وآن اینکه تعداد این آیات دقیقا 2022 آیه میباشد که مساوی است با سال 1443- 1444  هجری قمری و معادل 1401 هجری شمسی است.

انسان از این همه شگفتی انگشت بر دهن میماند . که خداوند بزرگ چگونه با زبان اعداد با انسان حسابگر سخن میگوید.

بقره آل عمران نساء مائده انعام اعراف انفال توبه یونس هود یوسف رعد ابراهیم حجر نحل

286 200 176 120 165 206 75 129 109 123 111 43 52 99 128

              2022

محاسبه چهارم:

آیه بیست ویکم سوره مائده  به  دخول بنی اسرائیل به سر زمین مقدس فلسطین اشاره میکند.

يقوم ادخلوا الأرض المقدسة التي كتب الله لكم ولا ترتدوا على أدباركم فتنقلبوا خسرين

و آیه 104 سوره اسرا در مورد خروج و پراکنده شدن بنی اسرائیل از این سر زمین است.

 فإذا جاء وعد الاءخرة جئنا بكم لفيفا

نکته عجیب آنست که فاصله آیه مربوط به  دخول بنی اسرائیل (21 مائده)در سرزمین مقدس وآیه مربوط به خروج آنان ازین سرزمین (104 اسرا)واجتماع و پراکندگی آنان نیز دقیقا 1443 آیه است که به سال هجری قمری خروج بنی اسرائیل از ارض مقدسه و پراکنده شدن بنی اسرائیل اشاره میکند. 

مائده انعام اعراف انفال توبه یونس هود یوسف رعد ابراهیم حجر نحل اسرا

99 165 206 75 129 109 123 111 43 52 99 128 104

            1443

محاسبه پنجم:

همانطور که ذکر شد کلمه لفیفا آخرین کلمه آیات مربوط به بنی اسرائیل در سوره اسراء است. و بالطبع متعاقب آن آیه بعدی می آید.

وبالحق أنزلنه وبالحق نزل

بصورت طبیعی کلمه بعدی یعنی

کلمه (وبالحق) در ردیف  1444

کلمه (انزلناه) در ردیف  1445

کلمه (وبالحق) در ردیف  1446

کلمه (نزل) در ردیف   1447  قرار گرفته است 

مجموع این چهار عدد  5782   میباشد که دقیقا همان سال سرنوشت ساز زوال اسرائیل بر حسب تقویم عبری خواهد بود.  سال 5782 مساویست با 2022 میلادی و 1443 ه ق و 1401 ه ش.

محاسبه ششم

تا کنون از محاسبه آیات به سال سقوط اسرائیل را بر حسب تقویم های میلادی و عبری و همچنین هجری قمری دست یافتیم. آز آنجا تقویم هجری شمسی در بساری از کشور های اسلامی بخصوص در کشوری که مهد تشیع و پرچمدار مبارزه با اسرائیل است رواج بیشتری دارد خداوند این سال سرنوشت ساز را حتی برحسب تقویم هجری شمسی مشخص کرده است تا هیچ شکی در دل متعمقین وموشکافان در قرآن نماند.

در فصل دیگری ازین کتاب شرح خواهیم داد که ارتباط بسیار تنگاتنگ و معنا داری میان سوره کهف که از آغاز تا پایان آن در مورد حضرت مهدی علیه السلام است وحادثه عظیم زوال اسرائیل وجود دارد.  اما عجالتا به ذکر یک نکته بسنده میکنیم که آیات مربوط به اصحاب کهف از آیه 9 شروع و به آیه 25 ختم میشود.

نکته بسیار عجیب این آیات اینست که تعداد حروف این آیات دقیقا به اندازه عدد سال زوال اسرائیل به حسب تقویم هجری شمسی است . یعنی تعداد حروف این آیات به سال سرنوشت بنی اسرائیل اشاره میکند. دراین آیات 1401 حرف بکار رفته است و سال 1401 هش مساویست با سال 2022 میلادی. اینکه چرا از تقویم هجری شمسی در سوره اسرا خبری نیست خود از اسرار است که در جای خود بدان خواهیم پرداخت.  تنها به یک نکته اشاره میکنیم که پایگاه حضرت مهدی در میان فارسی زبانان و اعاجم است. در میان اعاجم تقویم هجری قمری چندان رایج نیست. آنچه مورد استفاده قرار میگیرد تقویم هجری شمسی است. ازینرو برای پیروان حضرت مهدی که باید طبعا در سوره کهف بدنبال گمشده خود باشند به سال هجری شمسی اشاره کرده است.

محاسبه هفتم:

علیرغم آنکه خداوند سال سقوط اسرائیل را با تقویم هجری شمسی مشخص و ممتاز فرمود باز هم برای تأکید بیشتر دلایل متقن دیگری برای آن بجا گذارد.

سوره اسراء در سال 621 میلادی نازل شد. و تعداد حروف آیات مربوط به بنی اسرائیل نیز 1401 میباشد.

حال اگر تعداد حروف این آیات (1401) را در عدد سال نزول(621) آن جمع کنیم با کمال شگفتی عدد 2022 ظاهر میشود که مساوی با همان سال 1401 هجری شمسی است.

سال 2022 از جهت دیگری هم با سال 1401 مساویست که از نظر علم الحروف والاعداد دارای اهمیت است. به محاسبه زیر توجه کنید

2+2+0+2= 6

1+0+4+1=6

محاسبه هشتم:

در کل سوره اسرا 4 آیه دارای 19 کلمه است.

از آنجا که هر کلمه از سوره اسراء نمایانگر یکسال است، از حاصل جمع 4 آیه در 19 کلمه عدد مرموز 76 بدست می آید که در آن شگفتی های عجیبی نهفته است.

نخستین نکته عجیب آنست که اگر عدد 76 را درعدد 19 ضرب کنیم عدد عجیب 1444 ظاهر میشود که با نیمه دوم سال میلادی 2022 مصادف است.

76 *  19 = 1444

سوالی که درین جا مطرح میشود اینست که چرا باید عدد 76 در 19 ضرب شود.

پاسخ :

دلیل اول آنست که عدد  19  از نظر ابجد مساوی با کلمه واحد میباشد که خداوند آنرا معیار سنجش قرآن و میزان آن قرار داده است.

دلیل دوم آنست که دوره های تاریخی بنی اسرائیل هر کدام 19 سال طول میکشد. که در جای خود آنرا ثابت کرده ایم و علت آن هم ذکر شد.

دلیل سوم اینست که در سوره اسرا 4 آیه دارای 19 آیه است که از ضرب چهار در نوزده عدد هفتاد و شش بدست می آید. حال بصورت طبیعی اگر همین عمل ضرب حاصل جمع را دوباره در 19 ادامه دهیم به عدد 1444 میرسیم.

4 * 19 = 76

76 * 19 = 1443

محاسبه نهم

نکته عجیب دیگر اینست که خود عدد 76 نیز دارای اسرارعجیبی است:

از قرائن بسیاری که در سوره اسراء تکرار شده است اینگونه اثبات میشود که عدد 76 به طول  زمانی حکومت بنی اسرائیل در فلسطین اشاره میکند.

در اینجا به اختصار به برخی ازین قرائن اشاره میکنیم.

قرینه نخست:

سوره اسرا دارای 111 آیه است. هر آیه از سوره اسرا با یک کلمه قیدی در پایان آن خاتمه یافته است. کلماتی مانند قلیلا، شکورا، لفیفا، و غیره در پایان هر آیه آمده است که برخی از آن چند مرتبه تکرار شده است.

حال اگر کلمات مکرر را از این 111 قید حذف کنیم تعداد باقیمانده آن مساویست با عدد 76 که میتواند اشاره به طول عمر دولت غاصب اسرائیل باشد.

قرینه دوم:

آیه 76 سوره اسراء خودش دارای اشارات مهمی است. هم از نظر معنا و مفهوم آیه و هم از نظر واقع شدن عدد 76 بلا فاصله بعد از کلمه قلیلا که خداوند بصورت اسرار آمیز و سمبلیک خواسته اند بفهمانند که منظور از کلمه قلیلا همان 76 سال است.

از نظر مفهوم آیه نیز بصورت بسیار واضح و روشنی این آیه به وضعیت رقت بار مردم فلسطین و اخراج آنان از سرزمین مقدس فلسطین و استقرار کوتاه آنان در آن اشاره میکند.

وإن كادوا ليستفزونك من الأرض ليخرجوك منها وإذا لا يلبثون خلفك إلا قليلا .76

و اگر بتوانند آنان ترا تحت فشار قرار خواهند داد تا از سرزمین (مقدس) ترا اخراج کنند اما  خود درآن جز اندک زمانی توقف نخواهند داشت.

اگر چه آیه فوق براساس بعضی از روایات در شأن نبی اکرم نازل شده است اما دقت کافی در محتوای آیه مفهوم دیگری را میرساند.  زیرا خداوند در این آیه کلمه ارض را بکار برده  است. اگر این ارض را بمعنای کره زمین ترجمه کنیم آیه مفهوم خود را از دست خواهد داد زیرا امکان اخراج از ارض در هیچ شرایطی در آن زمان وجود نداشت.

بنا براین باید کلمه ارض در  این آیه را بمعنای ارض مقدس ترجمه کنیم که این عنوان تنها برای فلسطین در قرآن  بکار رفته است.

بنا براین ترجمه درست همان است که در بالا نوشته آمد اگرچه حتی اگر آنرا در مورد اخراج آنحضرت نیز معنا کنیم مشکلی ایجاد نمیشود زیرا یکی از خصوصیات بارز قران کریم همین قابل ترجمه بودن آن به انحاء گوناگون است.

بنا براین خداوند متعال طول زمانی اشغال سر زمین فلسطین را نیز بیان کرده است و آنرا 76 میداند.

قرینه سوم:

از محاسبات بالا با دقت تمام سال زوال اسرائیل بدست آمد. که قرآن  با استفاده از تقویم ادیان مختلف به سال 2022 اشاره میکند.

حال اگر عدد 76 را از عدد 2022 کسر کنیم عدد 1946 ظاهر میشود که در آن کنکره جهانی تشکیل شد و نطفه اسرائیل در این کنگره منعقد گردید و دو سال بعد در سال 1948 تشکیل حکومت اسرائیل اعلام گردید.

قرینه چهارم:

اگر سال زوال اسرائیل را 1444 هجری قمری فرض کنیم، با تقسیم این عدد بر 19 دوبار عدد عجیب 76 بدست می آید .

بنا براین طول زمانی حکومت بنی اسرائیل بر سرزمین مقدس فلسطین از زمان انعقاد نطفه آن تا زوال و سقوط آن 76 سال در قرآن پیش بینی شده است.

محاسبه دهم:

از ریشه (فزز) در کل قرآن تنها سه کلمه استفاده شده است و عجیب آنست که هر سه مورد در سوره اسراء و هر سه مورد در آیات مربوط به بنی اسراءیل آمده است که خود به تنهایی بسیار معنی دار و اسرار آمیز است.

این سه آیه عبارت اند از آیه 76 ، 64 و 103

بررسی این آیات ما را با نکته های عجیب دیگری آشنا میکند.

با آیه 76 قبلا آشنا شدیم. و نیاز به بررسی مجدد آن نداریم.

آیه 64  نیز یکی از همان آیات چهارگانه ایست که 19 کلمه دارد و مجموع انها عدد 76 را شکل میدهد.

اما آیه 103

 (—17:103)فأراد أن يستفزهم من الأرض فأغرقنه ومن معه جميعا

 (—17:104)وقلنا من بعده لبني إسرءيل اسكنوا الأرض فإذا جاء وعد الاءخرة جئنا بكم لفيفا .

و خداوند اراده کرد که آنان را از سرزمین مقدس اخراج کند . پس او و همراهانش  را در دریا غرق کرد. آنگاه به بنی اسرائیل گفتیم که در سر زمین مقدس سکنی گزینید اما زمانی که وعده نهایی خداوند فرا رسد ما شما را ازآن جا متفرق خواهیم کرد.

این آیه درمورد غرق شدن فرعون و لشکریانش میباشد. و بلا فاصله بعد از این آیه خداوند در آیه بعدی به وعده نهایی متلاشی شدن بنی اسرائیل اشاره میکند ، که هر دو در مورد سر نوشت محتوم بنی اسرائیل است.

عدد 19 و رابطه آن با بنی اسرائیل

از مطالعه دقیق تاریخ بنی اسرائیل چنین استنباط میشود که تاریخ بنی اسرائیل نیز همچون قرآن کریم حول محور عدد 19 میچرخد.

همانگونه که در تاریخ ثبت شده است حضرت سلیمان در سال 935 قبل از میلاد رحلت فرموده اند.

بعد از رحلت آنحضرت فتنه و فساد در بنی اسرائیل آغاز شود. این همان فساد نخستین است که قرآن ازآن یاد میکند :

(17:4)وقضينا إلى بني إسرءيل في الكتب لتفسدن في الأرض مرتين ولتعلن علوا كبيرا

(17:5)فإذا جاء وعد أوليهما بعثنا عليكم عبادا لنا أولي بأس شديد فجاسوا خلل الديار وكان وعدا مفعولا

و ما بر بنی اسرائیل در کتاب خویش اینچنین اراده کرده ایم که آنان در زمین دوبار افساد کنند و برتری جویند بصورت بسیار گسترده ای.

آنگاه که زمان فساد اول رسید ما برآنان بندگان خویش را گماردیم که به یاری سلاح های محکم ونیروهای شدیدی برآنان حمله ور شوند. بندگان ما بدنبال آنان در تمام نقاط گشتند و وعده الهی تحقق یافت.

بعد از وفات سلیمان بنی اسرائیل به دو دسته تقسیم شدند. حکومتی در جنوب شکل یافت که در سال 722 توسط آشوریان متلاشی شد. و حکومتی نیز توسط جودا در شمال تأسیس شد که توسط بابلیان در سال 586 به رهبری بخت النصر و کمک های رسیده از بلخ خراسان در زمان لهراسب شاه پادشاه پارسیان از میان رفت.

تفاوت میان این دو دولت 136 سال است. یعنی دولت جنوب 136 سال بیشتر از دولت جودا در شمال طول کشیده است اما بنابر نوشته فلیپ حطی درتاریخ فلسطین

علیرغم این تفاوت بسیار زیاد در هر کدام تنها 19 پادشاه حکوکت کرده است.

بنا براین میتوان به این نتیجه رسید که خداوند بنحوی سرنوشت بنی اسرائیل را بر محور عدد 19 رقم میزند.

این حقیقت در موارد دیگر نیز خود نمایی میکند.

مورد اول آنکه اسرائیل اول توسط بخت النصر در سال نوزدهم پادشاهی او متلاشی شد.

مورد دوم اینکه اسرائیل اول در سال 586 پیش از میلاد از میان رفته است. اگر وعده الهی در مورد زوال اسرائیل فعلی در سال 2022 تحقق یابد. فاصله میان آنان 136 دوره 19 ساله است به تعداد حروف ابجد کلمه (موسی) پیامبر بزرگ بنی اسرائیل.

586+2022=2608

2608/136=19.17

مورد سوم اینکه اگر براساس وعده رسول اکرم تاریخ قرار است طابق النعل بالنعل تکرار شود، طول زمانی اسرائیل فعلی نیز همان چهار دوره 19 ساله خواهد بود که از سوره اسراء استخراج شد. و اگر برهر دو حکومت بنی اسرائیل در گذشته تنها 19 پادشاه حکم رانده اند در اسرائیل فعلی نیز باید تنها 19 نخست وزیر حکم براند.

مورد چهارم آنکه بعدا در فصل مربوط به سوره کهف اشاره خواهیم کرد که حتی از زمان آغاز تاریخ عبری تا زوال اسرائیل در سال 5782 نیز مجموعا 309 دوره تاریخی 19 ساله خواهد بود.

قرینه دیگری که نشان میدهد قرار است تاریخ اسرائیل تکرار شود اینست که در آیه

7 سوره اسراء میخوانیم:

(17:7)إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم وإن أسأتم فلها فإذا جاء وعد الاءخرة ليسءوا وجوهكم وليدخلوا المسجد كما دخلوه أول مرة وليتبروا ما علوا تتبيرا

جمله ليدخلوا المسجد كما دخلوه أول مرة اشاره دارد به اینکه خداوند قرار است دقیقا به همان شیوه که در مرحله اول با بنی اسرائیل عمل کرده است با اسرائیل معاصر عمل کند.

این را هم می توان از سیاق آیه و ترجمه آن  فهمید و هم از تناسب و تناظر حروف آن. بطوریکه جمله (ولیدخلواالمسجد) مساویست با جمله (کما دخلوه اول مرة) و هر دو دارای 14 حرف هستند.

و ل ی د خ ل و ا ا ل م س ج د 14

ک م ا د خ ل و ه ا و ل م ر ة 14

البته این حقیقت را از جمله (وان عادوا عدنا ) (اگر بدین شیوه بازگردند و دوباره فساد کنند ما نیز بازخواهیم گشت)نیز میتوان فهمید.

محاسبه یازدهم:

نکته بسیار عجیب دراین است که هر کدام ازین دوره های چهارگانه اسرائیل کنونی نیز در قرآن پیش بینی شده و تاریخ آن تعیین شده است.

دوره های چهار گانه اسرائیل ازین قرار است

1946-1948   آغاز دوره تاسیس اسرائیل

1967-1968   جنگ های سرنوشت ساز 6 روزه اعراب و اسرائیل

1986-1987   آغاز انتفاضه اول

2005-2006   جنگ 33 روزه حزب الله و تحمیل نخستین شکست به اسرائیل

2021-2022   زوال اسرائیل

به تمام این چهاردوره بعلاوه تاریخ خاتمه این دوره ها در یک آیه از قرآن کریم اشاره شده است.

(17:7)إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم وإن أسأتم فلها فإذا جاء وعد الاءخرة ليسءوا وجوهكم وليدخلوا المسجد كما دخلوه أول مرة وليتبروا ما علوا تتبيرا

از کلمه وعد در این آیه شریفه تا کلمه لیدخلوا به این دوره های 19 ساله اشاره میکند. به نکته های زیر توجه کنید.

محاسبه دوازدهم:

اشاره قرآن به دوره اول

کلمه وعد درآیه 7 سوره اسرا که اشاره به زمان افساد دوم بنی اسرائیل داردهفتاد ودومین کلمه این آیات است. اگر 72 را در عدد 19 بهمان دلایلی که ذکرش رفت ضرب کنیم عدد عجیب 1368 بدست می آید که اشاره دارد به سال هجری قمری و مصادف است با سال 1948 یعنی سال تشکیل اسرائیل.

محاسبه سیزدهم:

اشاره قرآن به دوره دوم.

کلمه آخرة بعد از کلمه وعد در آیه هفتم آمده است و طبعا هفتادوسومین کلمه از مجموعه این آیات است. حال اگر 73 را در عدد 19 ضرب کنیم عدد 1387 بدست می آید که اشاره دارد به سال هجری قمری و مصادف است با سال 1967  میلادی که در آن جنگهای 6 روزه اعراب و اسرائیل اتفاق افتاد و منجر به پیروزی آنان شد که نقطه عطفی است در تعامل اعراب با اسرائیل.

محاسبه چهاردهم :

اشاره قرآن به دوره سوم.

کلمه ولیسوئوا بعد از کلمه آخرة در آیه هفتم آمده است و طبعا هفتادوچهارمین کلمه از مجموعه این آیات است. حال اگر عدد 74 را در عدد 19 ضرب کنیم عدد 1406 بدست می آید که اشاره دارد به سال هجری قمری و مصادف است با سال 1986  میلادی. سالی که انتفاضه بر خواسته از متن مردم فلسطین آغاز شد. جنبشی که به انقلاب سنگها نام گرفت و حیثیت اسرائیل را زیر سوال برد.

محاسبه پانزدهم:

اشاره قرآن به دوره چهارم.

کلمه وجوهکم  بعد از کلمه لیسوئوا در آیه هفتم آمده است و طبعا هفتادوپنجمین کلمه از مجموعه این آیات است. حال اگر 75 را در عدد 19 ضرب کنیم عدد 1425 بدست می آید که اشاره دارد به سال هجری قمری و مصادف است با سال 2006  میلادی.  سالی که برای نخستین بار اسرائیل طعم شکست را از حزب الله چشیدو افسانه شکست ناپذیر بودن آن در هم شکست و شمارش معکوس  نابودی آن آغاز شد.

محاسبه شانزدهم :

اشاره قرآن به زمان فتح بیت المقدس و دخول در مسجد الاقصی و زوال اسرائیل.

کلمه لیدخلوا بعد از کلمه وجوهکم  در آیه هفتم آمده است و طبعا هفتادوششمین کلمه از مجموعه این آیات است. حال اگر 76 را در عدد 19 ضرب کنیم عدد 1444 بدست می آید که اشاره دارد به سال هجری قمری زوال اسرائیل  و مصادف است با سال 2022  میلادی. سالی که بیت المقدس بدست با کفایت حضرت ولی عصر عج فتح خواهد شد و دلایل آن در فصل دیگر این کتاب خواهد آمد.

محاسبه هفدهم:

قرآن کریم حتی زمان زوال اسرائیل اول را توسط آشوریان با همین فرمول مشخص کرده است. به این ترتیب که. کلمه  اولیهما که اشاره به افساد اول بنی اسرائیل است از نظر رتبه عددی سی و هشتمین کلمه این آیات است.

حال اگر عدد 38 را در عدد 19 ضرب کنیم عدد شگفت انگیز 722 بدست می آید که دقیقا سال زوال اسرائیل بدست آشوریان است. و اگر بخواهیم سال زوال اسرائیل دوم را بدست بیاوریم کافیست سال 722 را در عدد 2 ضرب کنیم تا عدد عجیب 1444 خود نمایی کند.

38 × 19 =722 × 2 = 1444

محاسبه هیجدهم:

گفتیم که سوره کهف ارتباط تنگاتنگی با زوال اسرائیل دارد

آیات مربوط به اصحاب کهف قبل از آیه 26 خاتمه می یابد. آیه 26 سوره کهف در حقیقت آیه 2166 قرآن است. در این عدد نیز اشاره ای هست به زوال اسرائیل در سال 2022.

به این ترتیب که اگر این عدد را تقسیم کنیم بر عدد 19 عدد 144 بدست می آید. حال ببینیم عدد 144 چیست. این عدد مساویست با کلمه للمیلد(میلادی). و عجیب آنست که اگر این عدد را از عدد 2166 کم کنیم دقیقا 2022 باقی میماند که حاکی ازآن است که خداوند نه تنها به سال 2022  اشاره میکند بلکه برای رفع هر گونه شک و شبهه ای حتی به میلادی بودن آن نیز اشاره میکند.

2166÷19 =144  

144+2022 = 2166

144 مساویست با کلمه للمیلد

قرآئن غیر قرآنی زوال اسرائیل در سال 2022

نبرد آرمگدون

 نبرد هر مجدون یا آرمگدون در جهان مسیحیت بعنوان نبرد نهائی جهان پذیرفته شده است که در آخرالزمان اتفاق خواهد افتاد..

حادثه عظیم آرمگدون آنقدر مهم است که تاکنون در مورد آن هزاران کتاب و مقاله نوشته شده و فیلمهای متعددی در سطح هالیوود در این مورد ساخته شده است.

در مورد حادثه آرمگدون تنها یک آیه در انجیل اشاره میکند وآنهم آیه 16.16 از کتاب وحی است:

آنگاه آنان شاهان جهان را باهم جمع میکنند در مکانی در فلسطین بنام هر مجدون.

نکته عجیب در اینست که این آیه نیز آیه دو هزار و بیست ودومین (2022) آیه آنجیل است.

313 پاپ

در برخی از متون مسیحیت آمده است که در مذهب کاتولیک تنها 313 پاپ معرفی خواهند شد و بعد از او حضرت مسیح خواهد آمد. پاپ بندیکت شانزدهم فعلی (312) سیصد و دوازهمین پاپ است وبا مرگ او و معرفی پاپ بعدی دوره پاپها تمام خواهد شد که گمان میرود با توجه به سن بالای 75 سال ایشان این اتفاق نیزدر سالهای آتی بیفتد .

روز نهم ماه یازدهم (آب) عبری

بنا بر شواهد تاریخی انهدام نخستین و دومین معبد یهودیان در اورشلیم در این روز اتفاق افتاده. یعنی علیرغم    656  سال تفاوت زمانی درست در سالروز تخریب معبد اول یهودیان ، معبد دوم آنان که بر خرابه های همان معبد بنا شده بود در همان روز تخریب شد.

 Tisha B'Av (the ninth day in the Jewish month of Av) that— primarily commemorates the destruction of the first and second Temples. The first Temple was destroyed on the ninth of Av by the Babylonians in 586 B.C.E., and the second Temple was destroyed on the ninth of Av by the Romans in 70 C.E.!!!!!!!!!!

در مراجع معتبر یهودی در مورد این روز چنین آمده است:

روزنهم ماه ماه یازدهم عبری (آب) که در آن بیاد میآورند تخریب معبد اول و دوم را. نخستین معبد در همین روز توسط بابلیان در سال 586 قبل از مسیح تخریب شد. و معبد دوم توسط رومیان دردر سالگرد همین روز در سال 70 میلادی.

آنان از جهت دیگری نیز این روز را بزرگ میدارند. وآن اینکه در این روز منتظر ظهور مسیح موعود هستند.

در این روز در اسرائیل تعطیل عمومی است و یهودیان از انجام هر کاری پرهیز میکنند. آز انجا که انهدام معبد دوم در همان روز اتفاق افتاده است انتظار میرود انهدام معبد سوم آنان نیز در اورشلیم در همین روز اتفاق بیفتد.

در منابع روایی اهلبیت در مورد روز ظهور حضرت مهدی علیه السلام آمده است که آنحضرت در روز عاشورا ظهور خواهند فرمود.

اگر این حدیث را معتبر بدانیم تاریخ  ظهور آنحضرت 10.1.1444 خواهد بود و نکته عجیب در این است که این روز مصادف است با همان 9.11.5782 عبری که یهودیان در آن منتظر ظهور حضرت مسیح نیز میباشند.

تفسیر ریاضی سوره مبارکه کهف

و زوال اسرائیل

بدست حضرت مهدی علیه السلام

در سال 2022

بجای مقدمه

قبل از ورود به این مبحث لازم است به یک سوال اساسی در مورد ظهور باهر النور آنحضرت پاسخ داده شود.

در منابع روایی اهلبیت روایات معتبری نقل شده است مبنی بر تکذیب آنانی که در مورد آنحضرت به توقیت میپردازند.

در بعضی از موارد برای تأکید بیشتر جمله (کذب الوقاتون) حتی سه مرتبه تکرار شده است.

بنابراین تعیین وقت برای ظهور آنحضرت اشکال شرعی دارد و از انجام آن ممانعت بعمل آمده است.

پاسخ اول:

پاسخ نخست اینستکه خود ائمه هدی علیهم السلام در برخی ازروایات به تعیین زمان ظهور البته بصورت معما گونه و رمزی برای خواص اصحاب خویش پرداخته اند و زمان دقیق ظهور را با کد گذاری های مخصوصی تعیین کرده اند.مانند آنچه از معصوم علیه السلام روایت شده است که فرموده اند ظهور آنحضرت در سال یس والقرآن الحکیم خواهد بود.

در این جا به یکی از این روایات اشاره میکنیم.

امام صادق علیه السلام در ذیل روایتی طولانی فرمودند:

ای ابا لبید : برای من در مورد حروف مقطعه قرآن دانش انباشته ایست. آنگاه فرمود:

الف مساویست با یک و لام مساویست با سی و میم مساویست با چهل  وصاد مساویست با نود. و مجموع آن مساویست با عدد یکصد وشصت ویک. آغاز خروج امام حسین در (الم) بود. آنگاه که زمان او سر آمد مردی از بنی عباس قیام کرد در (المص) وقیام قایم ما بعد از انقضای مدت او در (الر) خواهد بود.

این مطلب را درک کن واین راز را نگهدار.

بحار الانوار مجلسی ج13 106/52

بررسی روایت فوق را از نظر عددی به زمان دیگری واگذار میکنیم اما روایت فوق نشانگر آنست که اولا ائمه هدی علیهم السلام از زمان ظهور آنحضرت آگاهند. ثانیا منعی از توقیت وجود ندارد. تنها نکته ای که دراین حدیث قابل توجه است حفظ اسرار آل محمد است که برآن تأکید شده است.

پاسخ دوم:

اگر در مواردی حضرات ائمه معصومین علیهم السلام خودبه زمان ظهور اشاره کرد اند ، اینکار با مفاد روایات منع از توقیت منافات دارد. ازینرو باید برای آن راه حلی پیدا شود.

یا باید ضعف روایات توقیت از نظر اسنادی ثابت شود.

یاباید روایات مربوط به تکذیب وقاتون  توجیه گردد  .

واقعیت اینست  که در هردو مورد روایات موثقی وجود دارد وازینرواچاره ای جز توجیه روایات توقیت نیست.

میدانیم که زمان صدور این روایات سالها قبل از حتی تولد آنحضرت بوده است. درآن زمان از آنجا که حضرت هنوز بدنیا نیامده بودند تمام دغدغه ائمه علیهم السلام وقوع اصل تولد آنحضرت بوده است نه زمان ظهور آنحضرت.  نگرانی ائمه در مورد علم به زمان ظهور آنحضرت قبل از تولد او مانند آنستکه ما قبل ازتولد فرزندمان نگرانی ازدواج او باشیم.

 بر رسی اجمالی این روایات نشانگر آنست که هدف ائمه ازمنع توقیت در حقیقت برای مخفی ماندن روز تولد آنحضرت بوده است نه روز ظهور.

میدانیم که آنحضرت شباهت زیادی از نظر تولد با حضرت موسی دارند.ازآنجا که زمان تولد حضرت موسی توسط ستاره شناسان آنزمان بدقت پیش بینی شده بود دستگاه فرعون تمام تلاش خودرا بکار بست تا از تولد آنحضرت جلو گیری کند. در این مسیر تمام خانم های باردار آنزمان تا زمان حمل تحت نظارت قرار میگرفت واگر نوزاد پسر بود، کشته میشد تا از تولد حضرت موسی جلو گیری کنند وجلوبروزخطررا از نطفه بگیرند.

میتوان گمان کرد ، وجود چنین تجربه تاریخی در مورد شخصیت موعود موسی، ائمه هدی را برآن میداشت که در مورد تولد حضرت مهدی (ع) نیز باید از نظر امنیتی محکم کاریهای لازم را انجام دهند. بخصوص آنکه قرار نبود تولد آنحضرت معجزه آسا انجام شود. تعمدی در کار بود که برخی حتما باید آنحضرت را ببینند و بانام و نسب بشناسند ولازم بود مولد آنحضرت در تاریخ ثبت شود تا بعدا توسط مخالفین مورد انکار قرار نگیرد. ازینرو آنچه برای حضرات ائمه مهم بود بدنیا آمدن آنحضرت بود که نباید در روند آن خللی پیش می آمد و جان کودکان بی گناه دیگر نیز نباید بخطر میافتاد.

بررسی اجمالی تاریخ زمان تولد آنحضرت نیز نشانگر آنست که دستگاه خلافت نظارت سختی را بر خاندان جناب امام حسن عسکری اعمال میکرد تا جلو تولد آنحضرت گرفته شود. والله متم نوره ولو کره الکافرون.

پس از آغازغیبت، آنحضرت در کنف حمایت الهی قرار گرفته اند، ظهور آنحضرت نیز با بأس شدید همراه است و بر اساس برخی از روایات زمینه های ظهور آنحضرت یکشبه آماده خواهد شد و ظهور مبارک ایشان بغتتا و ناگهانی خواهد بود.

چراغی را که ایزد برفروزد

هرآنکس پف کند ریشش بسوزد

او با حمایت الهی هم اکنون زنده است وبا حمایت او ظهور خواهد کرد وبا حمایت او بر دشمنان خویش غالب خواهد شد.

بنا براین درمورد دانستن زمان ظهور جای هیچگونه نگرانی وجود ندارد. زیرا قرار است تمام امور مربوط به ظهور با تدبیر پروردگار و با علم پیشین الهی در زمان مقرر وباقدرت لایزال او انجام شود. اما در مورد اصل تولد آنحضرت بنا براین بوده است و شاید چاره ای جز این نبوده است که  باید مقدمات امور بصورت طبیعی انجام میشده است تا عده ای شاهد تولد آنحضرت باشند و وجود اورا بعدا انکار نکنند. هر چند در روند تولد آنحضرت نیز تا حد ممکن دست حمایت پروردگار آشکار بوده است. مانند آنکه بر اساس برخی از روایات  در مادر بزرگوار آنحضرت تا شب تولد آنحضرت اثری از حاملگی وجود نداشته است.

بنا براین میتوان نتیجه گرفت که منظور ازظهور همان تولد باشد و منظور از  حدیث کذب الوقاتون آن باشد که اگر کسی زمان آمدن ( شامل بدنیا آمدن) انحضرت را پیش بینی کرد تکذیب کنید.

پاسخ سوم:

سومین پا سخ به روایات منع توقیت آنست که در این روایات کلمه وقات بکار رفته است.

کلمه وقات صیغه مبالغه است ودر این حدیث به دو معنی بکار میرود.

یکی بمعنای کسی که هر روز وقتی را برای ظهور تعیین میکند. یعنی بدون هیچ گونه مبنای درستی و دلیل محکمی ازچنته خویش روزی را برای ظهور تعیین میکنند وبا روح وروان وباور های مومنان کاری ندارد.

دیگر بدان معنا که وقت را بسیار دقیق تعیین میکنند و به روز دقیق ظهور نیز اشاره میکنند.

به احتمال زیاد، روایات منع از توقیت شامل چنین آدمهایی میشود.

پاسخ چهارم:

تمام روایت مربوط به منع توقیت شامل توقیت توسط انسانهای معمولیست. در هیچکدام از این روایات توقیت توسط ائمه منع نشده است. هیچ حدیثی نقل نشده است که اگر توقیت توسط خدواند و یا اولیای او انجام شد بازهم باید تکذیب کرد.

پاسخ پنجم:

این نبشته  به هیچکدام از موارد فوق ربطی پیدا نمیکند.نه نگارندگان و محققان ادعایی دارند و نه از قبل خویش حرفی میزنند.

محققان این نظریه تنها با این نکته بسنده میکنند  که با استفاده از فرمول های قرآنی از شمارش کلمات و آیات مربوطه به این نتیجه میتوان رسید که خداوند زمان زوال اسرائیل را تعیین کرده است.  آنها معتقدند که بر اساس داده های قرآنی میان زوال اسرائیل و ظهور حضرت مهدی علیه السلام رابطه تنگاتنگی وجود دارد وامکان ظهور در همان ایام وجود دارد.

بنابراین نمیتوان برمحققان این نظریه نام وقات گذارد و به تکذیب آنان پرداخت.

بر اساس این نظریه این خداوند است که زمان زوال اسرائیل و ظهور حضرت مهدی را تعیین کرده است ومحققان تنها با استفاده از داده های قرآنی به کشف آن پرداخته اند و پر واضح است که نمیتوان به تکذیب خداوند پرداخت.

رابطه زوال اسرائیل با ظهور حضرت مهدی علیه السلام

قبل از شروع بحث در مورد رابطه زوال اسرائیل با ظهور حضرت مهدی علیه السلام لازم است نکاتی را در مورد آنحضرت بدانیم وبا اعداد مربوط به آنحضرت آشنا شویم.

نام مبارک آنحضرت م ح م د.

پدربزگوارایشان امام حسن عسکری امام یازدهم شیعیان است.

نام مادر آنحضرت نرجس خاتون است

آنحضرت امام دوازدهم شیعیان و معصوم چهاردهم هستند.

ایشان فرزند نهم امام حسین علیه السلام میباشند.

سال تولد: 255 هجری قمری مصادف باسال 869 میلادی

سال شروع امامت: 260 هجری قمری مصادف با 874 میلادی

شروع غیبت صغری: 265 هجری قمری مصادف با 879 میلادی

شروع غیبت کبری: 329 هجری قمری مصادف با 941 میلادی.

طول غیبت صغری: 64 سال.

اسرار سوره مبارکه کهف و رابطه آن با امام مهدی ع

در سوره مبارکه کهف اسرار فراوانی نهفته است که ذیلا به برخی ازآنها اشاره میسود.

نخست آنکه سوره مبارکه کهف بلافاصله بعد از سوره مبارکه اسراء آمده است. بلافاصله بعد از کهف نیز سوره مبارکه مریم است . این ترتیب معنا دار حاوی اسراری هست . سوره اسراء قطعا در فلسطین اتفاق افتاده است. داستان حضرت عیسی در سوره مریم نیز در فلسطین بوده است. بالطبع به این نتیجه میتوان رسید که موضوع مطرح شده در سوره کهف نیز در این سر زمین باید اتفاق افتاده باشد وقطعا مسائل استنباط شده از این سوره نیز در این سرزمین خواهد بود.

دوم آنکه این ترتیب معنا دارگویای ترتیب زمانی آخرالزمان است. یعنی روال سوره ها نشانگر آنست که بعد از زوال اسرائیل بدست حضرت مهدی، حکومت جهانی بوجود خواهد آمد وآنگاه حضرت عیسی علیه السلام نیز ظاهرخواهند شد .

سوم آنکه اگرچه یهودیان به گزاف اذعان داشته اند که تاریخ شان از آغاز خلقت آدم آغاز میشود اما در واقع به دلایل علمی فراوانی تاریخ یهودیان از حادثه اصحاب کهف شروع میشود و چنین استنباط میشود که پایان تاریخ یهودیان نیز بی ارتباط با سوره کهف نیست. شخصیتی که موضوع بحث کنایی سوره کهف است پایان بنی اسرائیل را رقم خواهد زد.

چهارم آنکه کلمه (والیتلطف) که در وسط قرآن واقع شده و کلمه مرکزی قرآن است دراین سوره واقع شده است. این نشانگر آنست که این سوره از نظر آمار کلماتی قرآن در مرکز قرآن قرار کرفته و سوره مرکزی قرآن است.

پنجم آنکه آیه ای که این کلمه در آن واقع شده است آیه نوزدهم این سوره است.

ششم آنکه تعداد آیات این سوره بصورت معنا داری 110 آیه است به تعداد نام مبارک علی علی السلام وکهف تنها سوره ایست که 110 آیه دارد.

هفتم آنکه در روایات فراوانی اصحاب کهف جزو یاران حضرت مهدی شمرده شده اند. تفسیر در المنثور ج4 ص215 . عن ابن العباس قال رسول الله : اصحاب الکهف اعوان المهدی.

هشتم آنکه پیامبر اکرم برای در امان ماندن از فتنه دجال تلاوت سوره کهف را سفارش فرموده اند.

من حفظ عشر آیات من سورة الکهف عصم من الدجال.  صحیح مسلم ج1 ص 555 حدیث 809

نهم آنکه برای تعجیل در ظهور امام زمان نیز قرائت سوره کهف توصیه شده است.

دهم آنکه سوره کهف از نظر ترتیب سوره ها سوره 18 قرآن است و نکته قابل توجه اینست که تعداد آیات مربوط به اصحاب کهف نیز در این سوره 18 آیه است.

یازدهم آنکه سوره عصر را برخی از مفسرین به حضرت ولیعصر علیه السلام مربوط میدانند. از نظر عددی نیز ارتباط عجیبی بین این سوره و سوره کهف دیده میشود.

بدین ترتیب که تعداد آیات سوره عصر3 عدد میباشد و از نظر ترتیب نیز 103 میباشد. از ضرب 3 در 103 عدد 309 بدست میآید که در سوره کهف که مربوط به حضرت مهدی علیه السلام است نقش کلیدی دارد.

دوازدهم آنکه میان سوره کهف و سوره اسراء نیز ارتباط  زیادی وجود دارد. در سوره کهف میخوانیم.

(17:12)وجعلنا اليل والنهار ءايتين فمحونا ءاية اليل وجعلنا ءاية النهار مبصرة لتبتغوا فضلا من ربكم ولتعلموا عدد السنين والحساب وكل شيء فصلنه تفصيلا.

ما شب و روز را دو نشانه قرار دادیم .آنگاه نشانه شب را محو کردیم و نشانه روز را آشکار کردیم تا از پروردگار تفضلی بخواهید. و تعداد سالها را بدانید و حساب سالها را داشته باشید. ما هر چیز را جداگانه تفصیل داده ایم.

از دقت در آیه فوق متوجه میشویم که خداوند برای دانستن تعداد سالها و دقت در حساب سالها اهمیت ویژه ای قایل شده است.

نکته مهم این است که این آیه درست بعد از آیات مربوط به فساد اول و دوم بنی اسرائیل آمده است که در آن وعده داده شده است که بنی اسرائیل پس از فساد دوم از بین خواهد رفت.

بلا فاصله بعد از آن خداوند اهمیت دانستن تعداد سالها را به میان میکشد .

حال باید دید منظور خداوند از تعداد این سالها چیست که خداوند اینقدر برای آن حساب ویژه ای باز کرده است.

بخصوص آنکه کلمه حساب نوزدهمین کلمه این آیه است.

برای یافتن این پاسخ به محاسبه ارزش عددی جمله السنین والحساب میپردازیم.

 ب ا س ح ل ا و ن ی ن س ل ا

309 2 1 60 8 30 1 6 50 10 50 60 30 1

از محاسبه ارزش عددی جمله (السنین والحساب) به عدد 309 میرسیم.

اینجاست که ارتباط اسرار آمیز سوره اسراء و کهف بیشتر آشکار میشود.  عدد 309 تنها درسوره کهف ودر متن قرآن آمده است. بنا براین به این نتیجه میرسیم که خداوند بصورت آشکاری توجه ما را به تعداد سالهای ذکر شده در سوره کهف جلب میکند. شکی باقی نمیماند که منظور خداوند از و لتعلموا عددالسنین و الحساب این است که ما با عدد 309 آشنا شویم . در فصل های آینده این کتاب ذکر خواهد شد که عدد 309 عدد مرکزی سوره کهف است و اعداد دیگری نیز در این سوره بکار رفته است که تمامی این اعداد ارتباط منطقی، منظم و مستقیمی با حضرت مهدی علیه السلام دارد که مألا با سرنوشت بنی اسرائیل مربوط میشود.

به عبارت دیگر خداوند بصورت بسیار رمز گونه ای در دوازدهمین آیه این سوره به سوره مربوط به امام دوازدهم (کهف) اشاره میکند و از راز بزرگی پرده بر میدارد.

سیزدهم آنکه:

.از نظر تعداد آیات فقط یک آیه تفاوت دارند

هر دو با ذکر خداوند شروع میشود.

سوره اسرا با ذکر سبحان الله و سوره کهف با ذکر الحمدلله.

هردو با کلمه الذی شروع میشوند.

در اولین آیه هر دو سوره کلمه عبد بکار رفته است.

درآخرین آیه سوره اسرا و اولین آیه سوره کهف ذکرالحمدلله بکار رفته.

در هر دو سوره جمله اتخاذ ولد بکار رفته.

در هر دو سوره از شرک منع شده است.

در هر دو سوره بشارت به پیروزی نهایی مومنان داده شده است.

در هر دو سوره از ولایت غیر خدا نهی شده است.

خلاصه ای از محتوای سوره کهف

بررسی مجموعه آیات نخستین سوره کهف.

سوره کهف با تأکید بر استوار بودن قرآن آغاز میشود و خداوند در ذیل آیات 1-9 که مجموعا 79 کلمه است به دو موضوع مهم اشاره میکند:

به این سه آیه ازین مجموعه آیات 9 گانه توجه کنید:

(18:1)الحمد لله الذي أنزل على عبده الكتب ولم يجعل له عوجا

(18:2)قيما لينذر بأسا شديدا من لدنه ويبشر المؤمنين الذين يعملون الصلحت أن لهم أجرا حسنا

(18:3)مكثين فيه أبدا

ستایش خداوندی راست که بر بنده خویش کتاب را فروفرستاد و در آن نادرستی را راه نیست.

این کتاب ، کتابیست قیم، تا از سوی خداوند انسان را از نیروی بسیار محکم و استواری آگاه کند که از سوی خداوند تأیید میشود. خداوند مومنان را بشارت میدهد که آنان را پاداش زیبایی است. پاداش آنان اینست که آنان در زمین برای همیشه حکم خواهند راند.

اگر بر روش مرحوم علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه بخواهیم به تفسیر قرآن توسط قرآن بپردازیم، خواهیم دید که خداوند در چند مورد از عبارت بأس شدید استفاده کرده است و عجیب آنست که در تمامی موارد میان آنان رابطه خاصی وجود دارد.

که ذیلا به مواردی از آن اشاره میشود.

یکی ازین موارد در باره زوال اسرائیل اول توسط بخت النصر در سال 586 قبل از میلاد است. خداوند در این آیه بخت النصر و یارانش را با عنوان بندگان خویش میخواند که به نیروی بأس شدید مجهز و موید بوده اند.

(17:5)فإذا جاء وعد أوليهما بعثنا عليكم عبادا لنا أولي بأس شديد فجاسوا خلل الديار وكان وعدا مفعولا

آنگاه که نوبت وعده نخستین فساد بنی اسرائیل فرارسید، ما بندگان صالح خویش را که با نیروی بسیار محکم و استواری از سوی ما پشتیبانی میشدند برآنان گماردیم.آنان تمام سرزمین ها را تجسس کردند و وعده الهی در مورد بنی اسرائیل تحقق یافت.

استفاده معنا دار از این عبارت در اول سوره مربوط به حضرت مهدی و همچنین اشاره به استقرار ابدی مومنان در زمین از ارتباط میان این دو سوره باهم خبر میدهد و حاوی اسراری است.



+ نوشته شده در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 17:51 توسط کامبیز |

«««چهل حدیث قدسی»»»

 

قال الله عزّوجلّ:
۱-به‌راستی در‌می‌گذرم از مردمان مسلمانی که ولایت امام عادلی را که از جانب خداوند است پذیرفته‌اند.(کافی1/376)

*********************************************************************

2- قال الله عزّوجلّ:
تندی نکن با کسی که تو را بر او مسلط کردند تا با تو تندی نکنم.(کافی2/303)

*********************************************************************


3- قال الله عزّوجلّ:
در نهان و نیز هنگام شادمانی به یاد من باش تا در غفلت‌ها به یادت باشم.(امالی صدوق/254)

*********************************************************************


4- قال الله عزّوجلّ:
ای آدم! آن‌چه بین من و توست: از تو دعا و از من اجابت.(الخصال1/244)

*********************************************************************


5- قال الله عزّوجلّ:
ای آدم! هرکدام از فرزندان تو قصد انجام کار نیکی کند، اگر انجام ندهد یک کار نیک و اگر انجام دهد، ده برابر نوشته خواهد شد.(کافی2/440)

*********************************************************************

۶- قال الله عزّوجلّ:
ای موسی! آرزوهای بسیاری برای دنیا نداشته باش، زیرا دلت را سخت می‌کند و کسی که دلش سخت باشد از من دور می‌شود.(کافی8/42)

*********************************************************************


7- قال الله عزّوجلّ:
ای موسی! نزد من از بسیاری گناه فریاد برآور، همانند گناه‌کاری که از دشمنش می‌گریزد.(کافی8/42)

*********************************************************************


8- قال الله عزّوجلّ:
ای موسی! مرا در هیچ حالتی فراموش نکن و از بسیاری مال سرمست نشو.(کافی8/45)

*********************************************************************


9- قال الله عزّوجلّ:
ای موسی! توبه را زود انجام بده و گناه را برای بعد بگذار.(کافی8/46)

*********************************************************************


10- قال الله عزّوجلّ:
آن‌گاه که در برابر من به نماز می‌ایستی، شتاب نکن.(‌کافی8/46)

*********************************************************************


11- قال الله عزّوجلّ:
ای موسی! هر‌که از گناهکاران نزد تو آمد و به تو پناه برد، بگو خوش آمدی و آسوده شدی، چه جایگاه بزرگی است پیشگاه خداوند جهان. و بر ایشان آمرزش بخواه و بر ایشان مانند یکی از خودشان باش.(کافی8/48)

*********************************************************************


12- قال الله عزّوجلّ:
نیکی ده برابر پاداش دارد و یک گناه نابود‌کننده است.(‌کافی8/49)

*********************************************************************


13- قال الله عزّوجلّ:
ای فرزند آدم! خودت را محو بندگی من کن تا دلت را پر از بی‌نیازی کنم.(‌کافی2/83)

*********************************************************************


14- قال الله عزّوجلّ:
شکر، نعمت‌ها را افزون و از دیگران بی‌نیاز می‌کند.(‌کافی2/94)

*********************************************************************


15- قال الله عزّوجلّ:
هرگونه می‌خواهی باش که با هر دست که دهی از همان دست می‌گیری.(‌کافی2/138)

*********************************************************************

16- قال الله عزّوجلّ:
هر‌که مرا یاد کند همدمش می‌شوم.(کافی2/496)

*********************************************************************


17- قال الله عزّوجلّ:
مال بسیار، گناهان را از یاد می‌برد.(کافی2/497)

*********************************************************************


18- قال الله عزّوجلّ:
یاد من، هر جایی زیباست.(کافی2/497)

*********************************************************************


19- قال الله عزّوجلّ:
آن‌گاه که مرا یاد می‌کنی، فروتن باش.(‌کافی2/497)

*********************************************************************


20- قال الله عزّوجلّ:
زبان را در پس اندیشه قرار ده تا در امان باشی.(‌کافی2/498)

*********************************************************************


21- قال الله عزّوجلّ:
با مستحبات به من نزدیک شو.(کافی8/132)

*********************************************************************


22- قال الله عزّوجلّ:
ای عیسی!آن که بر من شوریده و گناه می‌کند تو را نفریبد. روزی مرا می‌خورد و دیگری را بندگی می‌کند...آن‌چنان او را به بند می‌کشم که راه گریزی نداشته باشد.(کافی8/133)

*********************************************************************


23- قال الله عزّوجلّ:
باید که زبانت در نهان و آشکار، یکی باشد.(کافی8/134)

*********************************************************************


24- قال الله عزّوجلّ:
ای داوود! همان‌گونه که نزدیک‌ترین مردم به خدا، فروتنان هستند، دورترین مردم از خدا، متکبران هستند.(کافی2/124)

*********************************************************************


25- قال الله عزّوجلّ:
هر‌که بنده‌ی مؤمن مرا بیازارد، باید با من اعلام جنگ کند.(کافی2/305)

*********************************************************************


26- قال الله عزّوجلّ:
ای محمد!
هر‌که ولی مرا بیازارد به جنگ من برخاسته است.(کافی2/352)

*********************************************************************


27- قال الله عزّوجلّ:
بنده‌ام با چیزی بهتر از واجبات به من نزدیک نمی‌شود. و با نافله(کارهای مستحبی) به من نزدیک می‌شود تا اینکه دوستش بدارم. آن‌گاه که دوستش بدارم، من گوش او خواهم شد که با آن می‌شنود و دیده‌ی او که با آن می‌بیند و زبان او که با آن سخن می‌گوید و دست او که قدرت‌نمایی می‌کند. اگر دعایم کند اجابتش می‌کنم و اگر از من بخواهد به او می‌دهم.(کافی2/353)

*********************************************************************


28- قال الله عزّوجلّ:
وای بر کسانی که با فریب، دین را به دنیا می‌فروشند.(کافی2/299)

*********************************************************************


29- قال الله عزّوجلّ:
ای احمد! پرهیزکاری، زینت مؤمن و ستون برپایی دین است.(ارشادالقلوب1/203)

*********************************************************************

30- قال الله عزّوجلّ:
ای احمد! عبادت ده بخش دارد که نُه بخش آن، به دست آوردن روزی حلال است.(ارشادالقلوب1/203)

*********************************************************************

 
31- قال الله عزّوجلّ:
ای احمد! می‌دانی به کدام دلیل تو را بر دیگر انبیا برتری دادم؟ به دلیل یقین و حسن خلق و سخاوت نفس و دلسوزی برای مردم.(ارشادالقلوب1/205)
 
*********************************************************************
 

32- قال الله عزّوجلّ:
ای احمد! اندیشه‌ات را به‌کار گیر پیش از آن‌که از دست برود، زیرا کسی که اندیشه‌اش را به‌کار بندد، اشتباه نمی‌کند و گرفتار سرکشی نمی‌شود.(ارشادالقلوب1/205)
 
*********************************************************************
 

33- قال الله عزّوجلّ:
چنان‌که هیچ درختی بدون میوه کامل نیست، ایمان نیز بدون کنار‌گذاشتن کارهای حرام کامل نمی‌شود.(علل‌الشرایع1/250)
 
*********************************************************************
 

34- قال الله عزّوجلّ:
برادرت علی را بشارت ده، که من دوست‌دار او را عذاب نمی‌کنم و به دشمن او رحم نمی‌کنم.(امالی صدوق39)
 
*********************************************************************
 

35- قال الله عزّوجلّ:
لا اله الله دژ(امان) من است، کسی که وارد آن شود، از عذاب من در امان است.(امالی‌الصدوق235)
*********************************************************************
 
 
36- قال الله عزّوجلّ:
 (ای آدم!) اگر این‌ها(اهل بیت علیهم‌السلام) نبودند، نه تو را می‌آفریدم و نه بهشت و جهنم را، و نه آسمان و زمین را.(معانی‌الاخبار124)
 
*********************************************************************
 

37- قال الله عزّوجلّ:
من بی‌نیازترین شریک هستم، هر کس کاری انجام دهد و دیگری را (با من) شریک کند، من از آن (کار) بیزارم و آن (کار)، برای همان شریک خواهد بود.(بحار67/222)
 
*********************************************************************

38- قال الله عزّوجلّ:
ولایت علی بن ابی طالب(ع) دژ (امان) من است هرکه وارد آن شود، از عذاب من در امان خواهد بود.(عیون اخبارالرضا(ع)1/146)
 
*********************************************************************
 

39- قال الله عزّوجلّ:
همانا علی امام پرهیزگاران و رهبر روسفیدان پاک و پادشاه مؤمنان است.(امالی‌الصدوق352)
 
*********************************************************************
 

40- قال الله عزّوجلّ:
اگر علی را نیافریده بودم، همسری مناسب فاطمه، از فرزندان آدم و نسل او نبود.(عیون اخبارالرضا(ع)203)
 
*********************************************************************
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم بهمن 1389ساعت 23:54 توسط کامبیز |

قربووووووووووون سینه های حوری میرم من  !!!!!!!!!!!!!!!!

 

* یکی از بزرگترین و دوست داشتنی ترین نعمتهایی که خدا تو بهشت به بندگانش(البته مردها) عنایت می کنه حورالعین یا همون زنان بهشتیه. حالا داستان این آفریده های زیبای خدا چیه؟

 

 - حورالعین یعنی چه؟

شهید بزرگوار آیت الله دستغیب در کتاب خود(معاد)، می فرماید: «حور» به معنای سفیداندام و «عین» به معنای گشاده چشم (کسی چشم درشت داره) است، پس حورالعین به معنی زن سفید پوستِ درشت چشم است که سفیدی چشمانش به غایت سفید و سیاهی آن به غایت سیاه است و بدنشان به قدری لطیف و سفید و نورانی و زیباست که از زیر 70 لباس ساق پایشان دیده می شود. عقل انسان در مورد حورالعین متحیر و حیران و سرگردان می ماند. اگر قطره ای از آب دهان حورالعین به دریاهای شور بریزد، همه را شیرین می کند. نور حوری، بیشتر از نور خورشید است و نور خورشید در مقابل آنان مثل نور ستاره ای در کنار نور خورشید است. اگر یک حوری به دنیا بیاید همه خلایق هلاک می شوند و اگر لباس او را بیاورند همه بیهوش می شوند. حورالعین مثل مروارید پنهان شده در صدف است.

 

- آفرینش حورالعین از چیست؟

گروهی از ماوراءالنهر، از امام رضا (ع) سؤال کردند که: حورالعین از چه آفریده شده اند؟ حضرت در پاسخ فرمودند: حورالعین از زعفران و خاک بهشتی آفریده شده اند که هرگز فاسدشدنی و فنا ناپذیر نیستند.

روایات زیادی در تفسیر آیه «فیهنُّ خَیراتُ حسانُ» آمده است که: یعنی در شط کوثر حوریانی روییده اند که هرکدام چیده شوند(برداشته یا انتخاب شوند) در جایش حوری دیگر می روید و به قدری این حوری ها نورانی، زیبا و خوشگل هستند که چشم از دیدن نورشان خیره می شود.

 

- خصوصیات و ویژگی های حورالعین:

1) حورالعین همیشه باکره هستند و هیچگاه ثیبه نمی شوند؛

2) مرگ و میر ندارند، همیشه زنده و جاویدند و هیچگاه مریض و بیمار نمی شوند؛

3) حوریان بهشتی هیچگاه حیض و عادت ماهیانه نمی شوند، رحمشان همیشه به هم چسبیده است و دارای مجرای ادرار نیستند؛ چون در بهشت ادرار و غایطی درکار نیست بلکه تمام خوردنی ها به صورت عرق از بدن خارج می شود، آن هم عرقی که بویش مثل مشک و عنبر است؛

4) حورالعین ها هیچگاه بچه دار نمی شوند بلکه اگر کسی در بهشت بچه بخواهد در هر سن و سال و اندازه ای که بخواهد خداوند همانگونه برایش می آفریند؛

5) بدن حورالعین از زیر 70 لباس دیده می شود؛ چنانچه اگر شما سکه پولی را در داخل اسختر یا حوض صاف بیندازید دیده می شود؛

6) بهشتیان از هیچ چیز بهشتی، حتی خوردنیها و آشامیدنیهایش به اندازه حورالعین لذت نمی برند؛

7) بدن حورالعین بسیار شیشه ای صاف و زلال است.

 

- روایت است: هنگامی که فرد بهشتی با همسر خود (حورالعین) خلوت می کند، نمی داند به صورت او نگاه کند یا به پشتش یا به ساق پایش، به هرجای بدن او که نگاه می کند، از فرط صافی و براقی و روشنی و نورانیت، همانند ایینه چهره خودش را در آن می بیند.

 

* خوب اینم از اونچه که من تو کتابهای مختلف درمورد حورالعین خونده بودم، حالا یه چیزی: درسته این آفریده های خدا مؤمنن، پاکدامنن، دست غیر اونها رو لمس نکرده، اگر آواز بخونن حمد خداست؛ اما این دلیل نمی شه که به شوهر هاشون عشق نورزن، نمونه های از عشقی که یه حوریه نسبت به همسر بهشتیش داره ایناست:

 

- پیامبر مکرم اسلام به حضرت علی(ع) می فرماید: زمانی که بهشتیان به در بزرگ بهشت می رسند، فرشتگان زنگ در را چنان به صدا در می آورند که صدایش به گوش حوریانی که خداوند در بهشت برای اولیائش آماده ساخته، می رسد. حوریان بهشتی با شنیدن صدای در بهشت دور هم جمع می شوند و بعضی از آنان به دیگری می گوید: اولیای خداوند(بهشتیان) آمدند، آنگاه درب بهشت به روی آنان گشوده می شود و ایشان وارد بهشت می گردند و همسرانشان به استقبالشان می آیند و می گویند: خوش آمدید، ما چقدر مشتاق دیدار شما بودیم.

- پیامبر اکرم(ص) فرمودند: گاه هست که مؤمنی بر تخت خود تکیه داده است، ناگاه شعاع نوری او را فرا می گیرد. در آن حال به خدمتکاران خود می گوید: این شعاع تابان از کجاست .

ایشان می گویند: این نور حوریه ای است که هنوز تو او را ملاقات نکرده ای. آن حوریه از شوق لقای تو از خیمه خود سر بیرون کرد و به تو نظر کرد، او خواهان تو شده است و محبت تو بر او غالب گردیده است و چون تو را دید که بر تخت تکیه داده ای از کثرت شوق و فرح، متبسم شد و آن شعاعی که مشاهده نمودی و نوری که تو را گرفت، از سفیدی و صفا و پاکیزگی و نزاکت دندانهای او بود.»

 

* یه جایی هم خوندم که مؤمن بعد از رؤیت نور جلال الهی از خودبیخود می شه و از هوش می ره؛ تو این حالت همسرانش به خدا شکایت می کنن که دلمون واسه شوهرمون تنگه، به هوشش بیار! و خدا هم این کار رو می کنه.

 

* حالا که اینقدر از حوریه های بهشتی گفتیم و آب از دهنمون راه افتاد، در عوض چه کاری خدا به آدم حوریه عنایت می کنه؟

 

- خواستگاری از حورالعین در دنیا:

یکی از راویان می گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که می فرمود: وقتی بنده ای بعد از نماز بگوید:{اللّهُمَّ اَعتِقنی مِنَ النارِ وَ اَدخِلنِی الجَنة وَ زَوِجنی مِنَ الحُورِ العینِ}:«خدایا! مرا از آتش جهنم آزاد و خلاص و رها کن و داخل بهشت گردان و از حوریان بهشتی به ازدواج من در بیار.»

جهنم می گوید: خدایا! بنده ات از تو درخواست می کند که او را از من رها و خلاص سازی پس او را آزاد کن. بهشت می گوید: پروردگارا! بنده ات مرا از تو خواست پس او را در من منزل ده. حوریان می گویند: پروردگارا! ما را از تو خواستگاری کرد، پس ما را به ازدواج او در بیاور.

اما اگر بنده ای بعد از نماز این دعا را نخواند، بهشت و حورالعین می گویند: او رغبتی به ما ندارد. و جهنم می گوید: او نسبت به من نادان است و نمی داند اینجا چه خبر است که آزادیش از من را نخواست.

 

- هرکه سوره نوح را قرائت نماید، خداوند در بهشت به او سه باغ عنایت می کند و 200 حوریه به ازدواج او در می آورد که هریک در قصری باشند و همنشین رسول خدا شود.

 

- هرکس در ازدواج بین دختر و پسر یا مرد و زن مؤمنی کوشش کند تا آن دو باهم ازدواج کنند، خداوند 1000 حوریه به ازدواج او درآورد که هرکدام در قصری از دُرّ و یاقوت باشند.

 

- کسی که در دنیا مسجدی بسازد، خداوند در عوض هریک وجب آن، شهری در بهشت از طلا و نقره و یاقوت و زمرّد و زیرجد به او می دهد، ور در هر شهری هزاران قصر و هر قصری هزاران خانه و در هر خانه ای هزاران تخت و در هر تختی یک حوریه و برای هر حوریه هزاران دختر و پسر خدمتگزار، و در هر خانه ای هزاران سفره و در هر سفره ای هزاران طبق و در هر طبقی هزاران نوع غذای رنگارنگ.

 

- از امام محمدباقر(ع) نقل است که فرمود: هرکسی بعد از وضو یکبار آیةالکرسی بخواند، پروردگار عالم به او ثواب چهل سال عبادت می بخشد و برای او چهل درجه(در بهشت) بالا می برد و به او چهل حوریه بهشتی تزویج می کند.

 

- روایت است: هرکس بعد از هرفریضه (نماز واجب)، ده مرتبه سوره«توحید» بخواند، حق تعالی از حورالعین به او تزویج نماید.

 

- روایت است: هرکس روز چهارشنبه، چهاررکعت نماز بگذارد و در هررکعت بعد از حمد یک مرتبه سوره «توحید» و سوره «قدر» را بخواند، خداوند توبه او را از هر گناهی قبول کرده و به او حوریه ای در بهشت تزویج فرماید.

 

* نکته ای که باید بگم اینه که مطمئنا خیلی ها می گن: اووووو چه خبره، 1000 تا 200 تا... یکیش کافیه، وقت نیست. در جواب باید عارض بشم که : چرا وقت هست، یکم با خودتون مزه مزه کنین، بعد از مرگ پرونده آدم بسته می شه یعنی دیگه نه خوبی توش می نویسن نه بدی، نتیجتا اگه مثلا یه مرد 5000 تا همسر هم تو بهشت داشته باشه، تا ابدلآباد با هموناست. بذارین یه جور دیگه بهتون بگم، عکس یه خانوم که به نظرتون خیلی زیباست رو بذارین پس زمینه کامپیوترتون، اینجوری دیگه هر روز چشتون به جمالش روشن می شه، هردفعه هم که می بینینش می گین چقدر خوشگله، خوش بحال شوهرش؛ این ماجرا ادامه پیدا می کنه تا اینکه یه ماهی می گذره، دیگه وقتی اون عکس رو می بینین احساسی نسبت بهش ندارین، انگار عکس یه جوجه تیغی پس زمینه باشه. خوب اون خانومه زشت شده؟ نه خیر شامه شما عادت کرده. تو بهشت هم همینه، اینطور نیست؟

 

* از همه چیز گفتیم الا یک چیز، حوریان بهشتی بینهایت زیبان، بر منکرش لعنت اما زنان مؤمنی که به بهشت می رن، بسیار زیباتر از حوریان هستند و مقامشون هم بسیار بالاتره، تا جایی که رسول خدا(ص) می فرماید: «هر مؤمنی را هفتاد زوجه از حوران می دهند(البته به غیر از اونایی که با عبادت خاص بدست آورده) و چهار زن از آدمیان، که مدتی با حوریه خلوت می کند، مدتی با زن دنیا و مدتی با خود».

این تفاوت در تعداد به این خاطره که مقام و حُسن و جمال زنان بهشتی بسیار بیشتر از حوریهای بهشتیه.

 

*می گن حرف حرف میاره، راست می گن؛ یه چیز دیگه هم لازم شد که بگم: تو کتاب معاد آیت الله دستغیب اینطور نوشته که زنان دنیا توی بهشت می تونن با شوهران دنیویشون ازدواج کنن و اگه نخواستن با یه مؤمن دیگه، در واقع اینجا دیگه حق انتخاب با خانوماست، اونا می تونن شوهر خودشون رو انتخاب کنن که مطمئنن مرد بهشتی هم با کله قبول می کنه.

 


۱- (برای پرهیزگاران)، دخترانی بسیار جوان و هم سنّ و سال و جامهایی لبریز و پیاپی (از شراب طهور). (سوره نبأ، آیه 33)

۲- (بهشتیان) همسرانی از حورالعین (سیاه چشم و بسیار زیبا) دارند همچون مروارید در صدف پنهان. اینها پادشی است که در برابر اعمال که انجام می دادند. (سوره واقعه آیه 22)

۳- نزد بهشتیان همسرانی زیباچشم است که جز به شوهران خود عشق نمی ورزند، گویی (از لطافت و سفیدی) همچون تخم مرغهایی هستند که (در زیر بال و پر مرغ) پنهان مانده (و دست انسانی هرگز آنرا لمس نکرده است ونزدیکی نکرده است). (سوره صافات،آیه 48)

۴- این زنان بهشتی که هرگز عادت ماهانه نمی شوند زنانی هستند که به متقین داده می شوند. (دخان آیه 15 تا 45 و طور آیه 71 تا 02) 

۵- همه حوریان بهشتی دارای بدن های سفید و دلربایی هستند (صافات آیات 84و 94 و نیز دخان آیه45و طور آیه04 و واقعه آیه22) با این همه حوری های بهشتی دوشیزه همیشگی هستند و این دوشیزه بودن هرگز زایل نمی شود. (الرحمن آیه65 و نیز27و 47و واقعه آیات43 تا 63)

۶- زنان حوری بهشتی، زنان پاک دامن و عفیف و با حیا هستند، از این رو همواره در خیام های خویش پنهان و مستور هستند و دیگران آنان را نمی بینند. (الرحمن آیه65و 27و 47)

۷- این زنان، نورس و نار پستان هستند و شماری از ایشان همسر یک مرد بهشتی می‌شوند. از این رو در آیه11 «کواعب اترابا» از دختران نورسیده همسن و سال سخن گفته شده است. (نبا آیه33)

۸- خماری در چشمان ایشان به گونه ای است که مردان را به سوی خویش می کشاند و چون آهن ربا مجذوب خود می‌سازد و این در حالی است که از نگاه بیگانگان مصون هستند و تنها برای شوهران خویش عشوه و دلربایی می کنند. (الرحمن آیه65) این دختران شیفته شوهران خود هستند و تنها به او دلبسته هستند. (آیه65 سوره الرحمن و نیز 43 تا 73 سوره واقعه)

۹- طنازی و عشوه گری کار ایشان است و دمی از این هنر دست برنمی‌دارند و چنان دلبری و دلربایی می‌کنند که شوهرانشان را دور خویش چون پروانه نگه می‌دارند و آرامش خاصی به آنان می‌بخشند. (واقعه آیه43و 73)

۱۰- با همه عشوه گری و طنازی و جذابیت های جنسی، زنانی عفیف و چشم پاک هستند و هرگز به بیگانه توجه نکرده و بدان نگاه نمی‌کنند. (الرحمن آیه 65و 27 و 47 و نیز واقعه آیه 22و 32)

۱۱- در کام دهی به همسرانشان یگانه دهر و یکتای عشق بازی هستند و در این میان گوی سبقت را از همه رقیبان عالم ربوده‌اند، از این رو همسران خود را به خیام خویش می‌کشند و کام دهی به همسران را دمی فرو نمی‌گذارند و همواره در جذب و جلب آنان تلاش می‌کنند. (الرحمن آیه27)

۱۲- پیامبراکرم(ص):
همانا بهشتیان به چیزی بیشتراز نکاح اشتها ندارند و لذت نمی‌برند.  (کتاب لثالی، ص 503)

۱۳- بهترین چیزهایی که مردم در دنیا و آخرت از آنها لذّت می‌برند، لذت آمیزش و بهره برداری از زنان می‌باشد. (کتاب وسائل، جلد14، ص 468)

۱۴- (دربهشت) توان بدنی انسان درکامیابی از زنان به اندازه صد نفر می گردد. ( کتاب کنزالعمال، جلد14، ص 468 )

۱۵- هرمؤمنی را هفتاد زوجه از حوران می دهند و چهار زن از آدمیان، که ساعتی با حوریّه صحبت می‌دارد و ساعتی با زن دنیا و ساعتی باخود خلوت می کند و بر کُرسیها تکیه زده‌اند و بایکدیگر صحبت می‌دارند. (بحارالانوار،ج 8، ص 157، ح 98)

۱۶- بیشتر نهر های بهشتی از نهر کوثر است که در کناره آن دختران نار پستان (مانند گیاه) می‌رویند.

در بهشت نهری وجود دارد که در دو طرفش دختران باکره سفید روی و سفید پوش نشسته‌اند و مشغول تغنی (آواز خواندن) هستند. (بحارالانوار،ج۸،ص۱۹۶)

۱۷- دوشیزگان با چنان صدایی می خوانند که خلایق تا کنون چنین صدایی را نشنیده‌اند و این نعمت، بالاترین نعمات بهشتی است این دوشیزگان به تسبیح (ذکر صفات الهی) تغنی میکنند. (بحارالانوارص۱۲۷)

۱۸ - حضرت علی(ع):
هریک ازآن حوریان، هفتاد حلّه پوشیده اند و سفیدی ساق ایشان از زیر هفتاد حلّه معلوم است. از جماع با هر یک ازآن حوریان لذّت صد مرد را می یابد که هریک چهل سال خواهش مجامعت و آمیزش داشته باشند و برایشان میسّر نشده باشد. (بحارالانوار،ج 8، ح 205)

۱۹- پس آن مؤمن با قوّت صد جوان با آن حوری جماع و آمیزش کند و یک آغوش با او هفتاد سال طول می کشد.  مؤمن متحیّر می باشد که نظر به کدام اندام حوری بکند، بر روی او یا بر پشت او  یا بر ساق او، بر هر اندام او که نگاه می کند از شدّت نور و صفا، روی خود را درآن مشاهده می نماید. پس دراین حال زن دیگری بر او مشرف میگردد که خوشروتر و خوشبویتر از اوّلی است. (بحارالانوار،ج 8، ح 205) 

۲۰ - هیچ مؤمنی داخل بهشت نمی شود مگر آنکه خداوند غنیّ ، پانصد حوری به او عطا می‌فرماید که با هر حوری هفتاد غلام وهفتاد کنیز نیز می‌باشد که هریک مانند لؤلؤ منثور و لؤلؤ مکنون می‌باشند. (بحارالانوار،ج 8، ح 205)

+ نوشته شده در شنبه نهم بهمن 1389ساعت 20:35 توسط کامبیز |

نشانه های ظهور

 
ظهور دجال درایران-ظهور دابة الارض(قدرتی بلا منازع در زمین)-خروج یاجوج و ماجوج گروهی وحشی از میان مسلمانان-شاید القاعده-صَیحِه آسمانی -علایمی در خورشید وماه
تغییرات شدید جوی(پیامد گرمایش زمین در اثر افزایش مونوکسیدکربن)-خشکسالی وقحطی فراگیر-قیام یمانی-جنگ جهانی سوم(به قول امام صادق قبل از ظهورمنجی،قدرتهای بزرگ طی جنگی یکدیگر را تقریباٌ از بین می برند)-هرج و مرج وآشوب-آتشفشانها،طوفانها و زلزله های عظیم-شیوع گسترده بیماریهای مسری وکشنده-خوف در عراق-جنگ داخلی بزرگ در ایران- نابودی کامل یا عذاب شدید کلیه شهرهای جهان(قرآن)وزلزله مهیب تهران-تشکیل حکومتی از نیکوکاران درایران( زمینه سازان ظهور-حدیث نبوی:چون ایشان قیام کنند با پرچم های سیاه از جانب خراسان; خود رابه آنان برسانید حتی اگر با گذر ازروی برف باشد)-قتل ملک عبدا...درماه ذی الحجه-هرکس برای من قتل امیر عبدا...راتضمین کند،ظهورمهدی را برایش تضمین می کنم-امام صادق ع
از بین رفتن آمریکا و فتح اسراییل توسط زمینه سازان ظهور(کار در سرزمینهای اشغالی به جایی رسد که مسلمین از زیر سنگ یهودی بیرون کشند و بکشند...)ه
آن هنگام که پاره ای از نشانه های پروردگارآشکار شود،نفسی را ایمان آوردن سود ندهد.ونه نفسی را که به هنگام ایمان،کارنیکی انجام نداده باشد-قرآن
پیشگوییهای انجیل درموردایران
وعده های عذاب:1-مایه قوٌت ایشان را خواهم شکست.2-در چهارگوشه عالم پراکنده شان خواهم ساخت.3-ایشان را مشوش ومضطرب خواهم ساخت
وعده های نیک:1-تخت خود را درایران قرار خواهم داد.2-سروران و حکمرانانشان را هلاک خواهم ساخت.3-اسیرانشان را باز خواهم آورد
پیشگوییهای زرتشت
جاماسب نامه: پیامبرعرب آخرین پیغمبران باشد.دین اواشرف ادیان باشدوکتاب اوباطل گرداندهمه ی کتابهارا.ازفرزندان آن خورشید جهان کسی پادشاه شود دردنیابه حکم یزدان که جانشین آخر آن پیامبرباشد...وظهوراودرآخرالزمان باشد...وهمه جهان رایک دین کند وفقر را ریشه کن کند وهمه مردم جهان را هم فکروهمگفتار وهم کردار نماید
زرتشت نامه:زرتشت از اهورامزدا از سرنوشت ایران درآخرالزمان می پرسد.اهورامزدا ابتدا ازیک دوره سیاه وپر مصیبت چیرگی شیطان ودیوبر ایران یاد می کند وسپس نوید ظهور سوشیانس را می دهد:...درپایان هزاره فرشته موکل برزمین گنجهای فراوان درزیر زمین ایران راهویدامی کند(نفت).«دیوکین »ظاهرمی شود-دجال-وتمامی مردم سیاه پوش می شوند.کم آبی وخشکسالی می آیدوابرهای بدون باران ظاهرمی شوند.جشنهای نوروزومهرگان کنارگذاشته می شوند.عده ای ازمردم ایران آواره می گردند.قشرپست مال ونعمت فراوان می اندوزند.سلطنت به غیرایرانی رسد(سیدِ هندی!)وآنان غلامباره باشند وهوسباز آنگاه مردم ایران دررنج وعذاب خواهند افتاد.چنان رنجی که حتی درزمان افراسیاب وضحاک نیز دیده نشده وایران کاملا ویران می شود...آنها ازپست ترین نژاد هستند-از سیکهای هندوستان!-آنها به یاری سحروجادو دِه های ایران که من آفریدم ویران کنند وهمه چیز رابیالایند ودین وپیمان وشادی وراستی راازبین ببرند ودین من به نیستی رسد.آنان فریفتارهستند وبدترین دین رادارند.زیرا آنچه راکه گویند نکنند-مظاهرنفاق-.مهرپدرراازپسروبرادرراازبرادربگیرند
درآن هنگام دارودرخت بکاهدوهنرونیروی مردان کم باشد وآزرم وسپاس از نان ونمک ندارند.مردم اززندگی به تنگ
آمده ومرگ خویش راازمن خواهند وجوانان راهوای بازی ورامش از دل برنیاید .صدقه ندهند ومردم ایران به سوی باختر(غرب)تباه شوندوبه سبکی وآلودگی رسند.وایمان به معاد برود.زرتشت پرسید:دادار،چه هنگام دیوان تباه شوند؟ فرمود:هرگاه نشان سیاهی در خراسان پیدا شود ولشگری از آنسوی آهنگ دیوان کنند و طی سه جنگ در ایران از آنان کشتاری کنند که هیچ دشمنی تا آن روز ندیده باشد و از کشته هایشان پشته سازند...سپس سوشیانس بیاید و جشن وسرور با ایرانیان باشد

 

دیگرعلایم آخرالزمان به نقل از پیامبر اسلام ص ومعصومین

در امت من روزگاری آید که درآن قاتل نمی داند که چرا کشته ومقتول نمی داند که چرا کشته شده.پرسیدند که چگونه ممکن است؟ فرمود:به سبب هرج و مرج.سپس فرمود: قاتل و مقتول در آتشند.وسپس:تو اگر توانستی از کشته شدگان باش
زکات از مستحقین قطع کنند.مسکرات آشکار سازند.غیبت را خوشی وشوخی دانند.حرام را مباح دانند.نمازرا تاٌخیر بیاندازند.والدین را دشنام دهند وبه مرگ آنان شاد شوند.همسایه را جفا کنند.حیای کوچکان کم شود.برادر به برادر حسد ورزد.وفا کم شود.زنا فراوان گردد.کبر و منیٌت چون سم در دلها راه یابد.بیدادگری و جرایم آشکار گردد.مومنین خوار ومنافقین عزیز باشند.صورتشان صورت آدمی و دلهایشان دل شیطان است.زندانبانانی خواهند بود که درخشم خدای روزراشب وشب راروزمی کنند،مبادا ازهمرازان آنان باشی.بازارها به یکدیکرمنتقل می گردد.قرآن ها زینت می شود.مساجد را مثل معابد یهودوکلیسا زینت دهند.مناره ها را بلند سازند.طلاق فراوان شود.مردان امت من خود را به طلا بیارایند ولباس ابریشم برتن کنند.مردم پست عمارتهای محکم رفیع البنیان بسازند.ظروف طلا و نقره استعمال می کنند.ربا را به صورت بیع ورشوه رابه اسم هدیه حلال شمرند.بعضی مردم به گورستان رفته وآرزوی مرگ کنند.از برای دنیا برادران خودرابکشند.مرگ مفاجات زیاد شود.درراههاوشهرها غارت زیاد شود.فتنه و اضطراب بسیارشود.مردم محارم خودرا وطی نمایند.زنان خواننده زیاد شوند.زلزله فراوان گردد.عمرها کم شود.بلاها ظاهرگردد.تار و ساز آشکارگردد و آنرا مستحسن شمارند.عابدان ریاکارند.وتاجران رباخواروزنان ایشان زناکار.توانگران حج را برای تفریح و تجارت بجای آورند.بیشترعلما شریرترین خلق خدا هستند در زمین.فقهای گمراه کننده زیاد شوند. قرآن را به غنا خوانند.خونریزی زیاد شود.لجاجت در میان مردم آشکار گردد.فقر بسیار شود.سال به سال بدعت و شر وفسق وفجورازسال پیش زیادترگردد.درآن هنگام زیرزمین ازروی آن بهتراست.باران ها در غیر موسم ببارد.جماعتی از پیروان شیطان ادعای امامت کنندومردم راگمراه وازدین منحرف سازند وای برآنانی که به دست خود کتاب می نویسند واز آن دکانی برای خود باز می کنند.از اینان با عنوان پلیدان در ملکوت آسمانها یاد می شود(چون کار به دست نااهل افتد چشم به راه قیامت باش--پیشاروی قیامت کذابینی خواهند بود،ازآنان حذرکنید).کفار بر همه اهل اسلام مسلط شوند.دو گروه ازعجم در هم ریزند به خونریزی-بر سر لفظ کلمه عدل-وآن روزاست که یکی از اولاد من به سلطنت برسد و اسلام را طاهرکند وزمین را که پراز ظلم وجورشده از عدل وداد پر کند.چهاردیوارکاخ ظلالت درهم شکند و پرده ازروی دلها بردارد.دادمظلوم ازظالم بگیرد.وبه خانه کعبه تکیه کند و بگوید: اِنی بقیة ا...ِ وحجتهِ وخلیفةِ علیکم
او (خدا) کسی است که پیامبر خودرابرای هدایت مردم فرستاد با دینی راستین و برحق تا او رابرهمه ادیان پیروز گرداند

+ نوشته شده در شنبه بیستم آذر 1389ساعت 16:47 توسط کامبیز |

درهای بسته با بسم الله باز می شو‌د

درهاى طاعت را با بسم اللّه‏ گفتن بگشایید

هرگاه یکى از شما وضو بگیرد و بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم نگوید، شیطان در آن شریک است و اگر غذا بخورد و آب بنوشد یا لباس بپوشد و هر کارى که باید نام خدا را بر آن جارى سازد، انجام دهد و چنین نکند، شیطان در آن شریک است.

 

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از ایسنا، گفتن بسم الله الرحمن الرحیم برای آغاز هر کار و فعالیتی همواره مورد تاکید بزرگان دین بوده و این سنت حسنه از ویژگی‌های مسلمانان به جهت شاهد و ناظر گرفتن خداوند بر تمام اعمال بندگان است.

آنچه در پی می‌آید روایاتی است که مخاطبان ارجمند را با برکات این ذکر آسمانی بیشتر آشنا می‌کند.

 

* نوشتن حسنه

پیامبر صلى‏الله‏علیه ‏و ‏آله: إذا قالَ الْعَبدُ عِندَ مَنامِهِ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ یَقولُ اللّه‏ُ: مَلائِکَتى! اُکتُبُوا بِالْحَسَناتِ نَفسَهُ إلَى الصَّباحِ؛

هرگاه بنده‏اى هنگام خوابش، بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم بگوید، خداوند به فرشتگان مى‏گوید: به تعداد نفس‏هایش تا صبح برایش حسنه بنویسید. (جامع الأخبار، ص 42)

 

* پاکی از گناه

پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: اَلْعَبد... إِنْ قالَ فى أوَّلِّ وُضوئِهِ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ طَهُرَت أعضاؤُهُ کُلُّها مِنَ الذُّنوبِ؛

اگر بنده‏اى... در ابتداى وضویش، بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم بگوید همه اعضایش از گناهان پاک مى‏شود. (تفسیر الامام العسکرى علیه‏السلام، ص 521)

 

* سپر از زبانیه

پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: مَن أرادَ أَنْ یُنجِیَهُ اللّه‏ُ مِنَ الزَّبانیَةِ التِّسعَةِ عَشَرَ فَلْیَقرَأْ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ فَإنَّها تِسعَةَ عَشَرَ حَرفا لِیَجعَلَ اللّهُ کُلَّ حَرفٍ مِنها جُنَّةً مِن واحدٍ مِنهُم؛

هرکس مى‏خواهد خداوند او را از زبانیه (فرشتگان عذاب) نوزده‏گانه برهاند، بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم را قرائت کند زیرا آن نوزده حرف است. تا خداوند هر حرف آن را سپرى در مقابل یکى از آن فرشتگان قرار دهد. (بحارالأنوار، ج 89 ، ص 258)

 

* اعظم آیات قرآن

امام کاظم علیه‏السلام: سُئِلَ الکاظِمُ علیه‏السلام: و أىُّ آیَةٍ أَعظَمُ فى کِتابِ اللّه‏ِ؟ فَقالَ: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ؛

از امام کاظم علیه‏السلام پرسیدند: کدامیک از آیات کتاب خدا برتر و بزرگ‏تر است؟ فرمودند: بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم. (بحارالأنوار، ج 89 ، ص 238)


* جایگاه بسم الله

بسم الله الرحمن الرحیم

امام رضا علیه‏السلام: إنَّ بِسمِ اللّه‏ِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ أقرَبُ إلَى اسْمِ اللّه‏ِ الأْعظَمِ مِن سَوادِ الْعَینِ إلى بَیاضِها؛

بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم، به اسم اعظم نزدیک‏تر است از سیاهى چشم به سفیدى‏اش. (عیون أخبار الرضا، ج 1)

 

* کلید درهای طاعت

امام صادق علیه‏السلام: اِغْلِقُوا أَبوابَ الْمَعصیَةِ بِالإْسْتِعاذَةِ وَ افْتَحُوا أبوابَ الطّاعَةِ بِالتَّسمیَةِ؛

درهاى گناهان را با استعاذه (پناه بردن به خدا) ببندید و درهاى طاعت را با بسم اللّه‏ گفتن بگشایید. (الدعوات، ص 52)

 

* شراکت شیطان

امام صادق علیه‏السلام: إذا تَوَضَّأَ أحَدُکُم و لَم یُسَمَّ کانَ لِلشَّیطانِ فى وُضوئِهِ شِرکٌ و إن أکَلَ أو شَرِبَ أو لَبِسَ و کُلُّ شَى‏ءٍ صَنَعَهُ یَنبَغى أن یُسَمِّى عَلَیهِ فَإن لَم یَفعَل کانَ لِلشَّیطانِ فیهِ شِرکٌ؛

هرگاه یکى از شما وضو بگیرد و بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم نگوید، شیطان در آن شریک است و اگر غذا بخورد و آب بنوشد یا لباس بپوشد و هر کارى که باید نام خدا را بر آن جارى سازد، انجام دهد و چنین نکند، شیطان در آن شریک است. (محاسن، ج 2، ص 433)



tebyan.net
+ نوشته شده در یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 19:0 توسط کامبیز |

پس وسايل كارش را كه شامل خودپرستي، نفرت، ترس، خشم حرص، حسادت، شهوت، قدرت طلبي، غيبت، دروغ، تهمت و ... بود را به نمايش گذاشت.

يكي ازاين ابزارها، بسيار كهنه و كار كرده به نظر مي رسيد وشيطان بيشترين وگرانترين قيمت را براي آن انتخاب کرده بود که حاضر نبود باوجود کهنگي بيش از حدش، آن را ارزان بفروشد.

كسي از او پرسيد: ‍«اين وسيله چيست و چرا اينقدر گران است؟»

شيطان گفت: «اين نوميدي و افسردگي است

پرسيدند: « چرا اين همه گران است؟»

شيطان گفتزيرا اين وسيله براي من بيش از ابزارهاي ديگر موثر بوده است؛ هرگاه ساير وسايلم بي اثر مي شوند. فقط بااين وسيله است كه مي توانم قلب انسانها را بگشايم و كارم را انجام دهم. اگر بتوانم كسي را به احساس ناميدي، ياس، دلسردي و تنهايي وادارم، مي توانم برنامه هايم را اجرا كنم. اين وسيله را روي همه انسانها امتحان كرده ام و به همين علت هم كهنه و كاركرده به نظر مي‌رسد

يادمان باشد انسان نااميد در دورترين جايگاه خود به خدا قرار دارد زيرا معصوم مي فرمايد: بزرگترين ضربه شيطان به انسان نااميد کردنش به رحمت خداست.

در نااميدي بسي اميد است پايان شب سيه برقو روشن کن ببخشين يعني اميد است

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389ساعت 17:12 توسط کامبیز |

شاگردان تازه کار شيطان به تازگي از نخستين مأموريت در زمين، بازگشته بودند؛ همه دور شيطان حلقه زده بودند و هرکسي گزارشي ميداد از آنچه کرده و از فريب هايي که در شبها و روزهاي گذشته بر آدميان رفته است. اما يکي از شاگردان، دل خسته و با لحني سرشار از شکايت گفت: همه آنچه به ما گفتي، خوب بود و عملي. هر آدمي را ابزاري به کار مي‌آمد و لذت فريفتن، آتش وجود ما را گرم و شعله ورتر مي کرد. اما بودند گروهي کارآزموده، که خطا را از صواب به خوبي تشخيص ميدادند...

آنها ميدانستند که دروغگوئي خطاست و ميتواند تخم کينه و دام شکست بپراکند. ميدانستند که غرور خطاست و حس نفرت را در اطرافيان بيدار مي کند.

آگاه بودند که خيانت خطاست و ميتواند تناورترين درخت هاي دوستي را بشکند.

مي فهميدند که دزدي خطاست و آنکس که مي دزدد، به زودي بيش از آنچه دزديده، از اعتبار خود بر زمين خواهد گذاشت.

و ميدانستند که ....

شيطان سخنان آن شيطانک را قطع کرد. لبخندي زد و با آرامش کامل گفت:

در گوش آنها بخوان: «اينها همه خطاست. اما براي هر خطائي،‌ فرصت جبراني هست

با اين کار گناه خودرا کوچک مي شمارند وچون اين مهم عملي شد کم کم به جرگه مشتريان شما مي پيوندند.

معصوم مي فرمايد: بزرگترين گناه کوچک شمردن عصيان است.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389ساعت 17:7 توسط کامبیز |

 
راههاي درمان بيماريهاي مختلف با عسل و برخي گياهان دارويي      

دانشمندان آمریکایی به تازگی دست به آزمایشهای جالبی زده اند . آنها در یک نوبت به افراد مسن از نوشابه هایی که با گلوکز شیرین شده بود و در نوبت دیگر از نوشابه هایی که با ساخارین شیرین شده بودند. استفاده کردند. این محققان برای ازمایشهای حافظه این افراد یک سری تست های روانی درباره حافظه . به انها محول کردند و به وسیله این تست ها پارامتر های حافظه انها را اندازه گیری کردند. نتیجه این ازمایشها معلوم کرد هنگامی که افراد به جای نوشابه های ساخارینی از نوشابه های حاوی گلوکز استفاده میکنند . در انجام تست های حافظه موفق تر هستند .بخصوص در زمینه به خاطر سپردن لغات موفقیت آنها چشمگیر است.

از طرفی ویتامین d موجود در عسل اعمال بین کلسیم و فسفر را تنظیم میکند و در نتیجه اعصاب کار خود را خوب انجام میدهد. اعصابی که با یونهای کلسیم و فسفر همبستگی دارند. امروزه معلوم شده است تمام نقاط انها نگهدارنده حافظه میباشند. از نظر علمی صمغ موجود در عسل نمیگذارد جدار عروق سفت شود و حالت الاستیسیته خود را از دست بدهدو جدار عروق را نرم نگه میدارد و در نتیجه مواد غذایی بهتر به مغز و اعصاب میرسد و مطالب بهتر در حافظه می ماند و کمتر به دست فراموشی سپرده میشود. ازسوی دیگر عسل دارای مقدار فراوانی گلوکز است.دانشمند عسل شناس هوماد در صد مواد شیره عسلی اسپرس را با عسل فراهم شده از اسپرس چنین مقایسه کرده است.

 

بيماريهاي زنان و زايمان

درمان زخم های رحم و قطع خونریزی

عسل را با انجیر شیاف درست کنید با ارچه شمی جهت زخم های رحم و قطع خونریزی نافع است.

 

مشکوک به باردار بودن
هر گاه زنی هنگام عقب افتادن عادت ماهانه مشکوک است که باردار است یا خیر؟ چنانچه مقداری عسل طبیعی را در آب حل کرده و ناشتا میل نمایند اگر باعث مغص گردد آن بیانگر باردار بودن میباشد در غیر اینصورت او حامله نمی باشد.( مغض یعنی درد شکم و روده ها بدون اینکه یبوست باشد و موادی در امعاء حبس شده باشد.)

 

تسکین درد رحم و زایمان
خوردن پودر سیاهدانه مخلوط یا عسل تسکین دهنده درد رحم و زایمان است .

طریقه مصرف: یک قاشق چای خوری پودر سیاهدانه را در یک استکان عسل مخلوط نموده و روزی سه قاشق چای خوری میل نمایید.

 

درمان باز شدن عادت ماهانه
در مورد بسته شدن و بند آمدن قاعدگی ( درصورتی که مربوط به حاملگی نباشد ) عسل را با پودر بادام تلخ شیاف درست کرده و مورد استفاده قرار دهید عادت ماهانه ظاهر میشود . خوردن تباشیر با عسل باعث باز شدن حیض میگردد.

 


دفع جنین مرده ازشکم
الف: ۱۰ الی ۱۵ گرم عصاره پیاز نرگس همراه با یک لیوان شربت عسل اگر به زن باردار خورانده شود بچه مرده را از رحم خارج میسازد.

ب: در زمان قدیم نیم مثقال کندر سفید را میکوبیدند و با عسل مخلوط میکردند و ناشتا به زائو می خوراندند جنین مرده خارج میشد. امروز با پیشرفت علم طب این کار بوسیله عمل جراحی امکان پذیر شده است .

توجه: روشهای درمان فقط به عهده پزشک معالج میباشد و به هیچ وجه توصیه نمیشود.

 

آسان نمودن زایمان
رویز معتقد است به زنان بار داری که کار میکنند باید برای اسان نمودن زایمان نعناع دم کرده همراه با عسل داده شود .

طریقه مصرف: دو قاشق غذاخوری نعناع خشک را در یک لیتر آب دم کرده و روزی سه استکان میل نمایید.

 

 

گیاهان موثر بر بیماریهای گوش

درمان دمل داخل گوش
برگ درخت گل سرخ را جوشانده و با عسل خالص مخلوط کرده و روزی چند بار هر بار دو قطره در گوش بچکانید.

 

درمان بند آمدن چرک گوش
برگ درخت زیتون را سایییده با عسل مخلوط کرده در گوش بگذارید چرک بند میاید.

 

درمان درد گوش
روش های درمان
الف: آب انار را جوشانده با عسل مخلوط نموده در اطراف گوش بمالید.
ب: نعناع تازه را کوبیده و آب آن را بگیرید و با عسل مخلوط نموده روزی 3 بار هر بار 2 قطره در گوش بچکانید.
ج: رب انار را با عسل مخلوط نموده ودر گوش بچکانید جهت تسکین درد گوش موثر می باشد

 

گیاهان موثر بر بیماریهای حلق


رسول اکرم (ص)می فرماید:" عسل شفای هر دردی است. خوردن عسل ناشتا بلغم را دفع . سودا را برطرف و ذهن را صاف میکند."

عسل بهترین درمان انواع گلو درد است و برای معالجه سختی عمل بلع و خشکی گلو و درمان سرفه های زیاد هم توصیه میشود و می تواند لیزابه های بلغمی (اخلاط) را جذب و از عمق بدن بیرون بیاورد .
هیپو کرات فیلسوف و پزشک یونانی عسل گرم شده را برای جلوگیری از سرفه های تند و سرکش (سیاه سرفه ) که در درون گلو و حنجره می ریزد توصیه میکند این عمل چرک های گلو را پاک میکند . سودمندی و اثر درمانی این کار مورد تایید سه پزوهشگر دیگر از جمله زایس قرار گرفته که تاکید بر این دارد که ذرات بسیار فشرده ای که در قند های عسل و اسانس های فرار آن وجود دارد موجب این توانایی و درمانی می گردد.

استوله لوزه های چرکین را با عسل بهبود بخشیده است به عقیده وی در ظرف دو هفته با مصرف روزانه عسل سه قاشق غذا خوری بعد از غذا باسیل های چرک زخم نابود خواهند شد. 
                            

 بيماريهاي سيستم دفع

درمان یبوست
خاصیت ملین بودن عسل از دیر باز شناخته شده است و غیر قابل انکار است . کسانی که دارای یبوست هستند بهتر است به جای شکر سفید از عسل یا شکر خام استفاده نمایند. عسل یک ملین بوده و به مخاط روده آسیب نمی رساند . بنابراین می توان از سنین کودکی مورد استفاده قرار گیرد.

از طرف دیگر عسل مسهل ساده و سبکی است که نقش بسیار سازندهای در رفع یبوست ساده و کهنه دارد لوتینگر معتقد است که این حالت در مان مسهلی عسل که از سوی پزوهشگر دیگری به نام هیپوکرات تایید گردیده است. جوش ها و بهم ریختگی معده (غلیان و هیجان ) را نیز بر طرف می سازد و سر انجام بر آن است که عسل یک ماده فراگیر و گراما بخش است.
به عقیده متخصصین رزیم درمانی کشو رمان مصرف جوشانده سبوس گندم همراه با عسل بهترین دارو برای افراد مبتلا به یبوست است که هم سهل الهضم و هم سهلالتجزیه می باشد.


سایر روشهای درمان
الف: 15 الی 20 گرم شنبلیله را در یک لیتر آب دم کرده و صاف کرده آن را با 250 گرم عسل مخلوط نموده و روزی سه فنجان قبل از غذا میل نمایید.
ب: 20 الی 40 گرم میوه تازه آقطی (یاس کبود) را در یک لیتر آب یا شیر مخلوط کنید و ده دقیقه بجوشانید و پس از صاف کردن با 250 گرم عسل شیرین نموده صبح ناشتا به فاصله نیم ساعت هر بار یک لیوان در دو یا سه مرحله از آن بنوشید.
ج: خوردن شیر و عسل روزی دو لیوان علاوه بر خواص فوق العاده ای که دارد برای رفع یبوست هم بسیار نافع است و خوردن یک قاشق مربا خوری یا غذا خوری عسل هم بعد از هر وعده غذا برای جلوگیری از یبوست بسیار موثر میباشد


اسهال ساده (دیسانتری)
روشهای درمان
الف:پوست. گوشت و هسته انگور را کوبیده با هم وزن خود عسل مخلوط نموده و روزی سه قاشق غذاخوری مصرف نمایید ان برای درمان اسهال خونی بسیار نافع است .
ب: بقراط حکیم خوردن کلم ÷خته با عسل را در رفع دیسانتری موثر میداند.

 


درمان استسقاء (آب آوردگی)
سرکه که در آن اندکی ماذیون خیسانده باشند مخلوط با عسل جهت استسقاء مفید است


ترک اعتیاد
معتادان به تریاک و مواد مخدر می توانند جهت ترک اعتیاد دانه های اسپند را بو داده و بعد کوبیده با عسل مخلوط کرده . میل نمایند.


درمان مسمومیت
خوردن مخلوطی از شوید (شبیت. شویگران ) و عسل مسمومیت را درمان و در صورت مداومت ایجاد استفراغ می نماید.

کسی که با تریاک مسموم شده باشد قبل از خارج شدن از معده او می توان مقداری عسل را در آب گرم حل نموده و به او بخورانید و او را وادار به استفراغ نمود . تریاک از معده او خارج شده و از خطر سم رهایی می یابد.


خوردن تره با عسل پاد زهر سموم مخصوصا مسمومیت های غذایی است

 


 

درمان انواع کرم

الف:دو کیلو کلم قرمز را خرد کرده و اب ان را بگیرید و هم وزن ان عسل مخلوط کنید. س÷س ان را جوشانده تا به صورت شربت غلیظی در اید کف ان را گرفته و بگذارید سرد شود. روزی سه بار هر بار یک قاشق غذا خوری میل نمایید تغذیه ان هر نوع کرمی را بر طرف و دفع می نماید

ب:در درمان کرم های روده .لیمویی را با پوست و گوشت و دانه های ان له نموده و به مدت 2 ساعت در یک لیوان شربت عسل بخیسانید سپس صاف کرده و قبل از خواب بنوشید.

ج: اگر بچه ای کرمک دارد تخم لیموی له شده را با هم وزن ان عسل مخلوط نموده و قبل از صبحانه یک قاشق چای خوری به او بدهید.

درمان دردهای پراکنده در شکم
زنیان 10 گرم . بادیان 10 گرم . تخم کرفس 15 گرم . همه را نرم کوبیده و با 250 گرم عسل مخلوط نمایید و روزی چهار قاشق مربا خوری بعد از غذا میل نمایید.

تمایل به گل خوردن
این تمایل بیشتر در زنان باردار دیده میشود و در اطفال هم گل خوردن شایع است و باید هر چه زودتر درمان شود زیرا به کم خونی انها منجر خواهد شد.

روشهای درمان
الف: نمک 5 گرم . تخم شوید 10 گرم . تخم ترب 10 گرم . همه را بزم کوبیده و با 250 گرم عسل مخلوط نمایید و روزانه یک قاشق مربا خوری بعد از غذا میل نمایید.

ب: 5 گرم ÷ودر تخم کرفس را با یک استکان عسل مخلوط نموده و روزی سه وعده و هر وعده یک قاشق غذا خوری مخلوط را همراه با یک لیوان شربت عسل بنوشید.

نوجه : برای کودکان نصف قاشق چای خوری استفاده شود.

 

 

درمان انگل های دستگاه گوارش

کرم اسکاریس

۸گرم پودر گل بو مادران را با ۱۰۰ گرم عسل مخلوط کرده و یک قاشق غذاخوری قبل از صبحانه میل نمایید ان کشنده کرم اسکاریس و بعضیاز انگل های دستگاه گوارش بوده و سبب مرگ و دفع انها میگردد.

کرم کدو

روش های درمان

بزرگسالان

الف: ۵۰ تا ۱۰۰ گرم تخم کدو را کوبیده و با ۲۰۰ گرم عسل مخلوط نموده و صبح ناشتا یک قاشق غذاخوری میل نمایید.

ب: مقداری پونه را کوبیده اب ان را بگیرید و با عسل و نمک مخلوط کنید جهت دفع کرم کدو نافع است

خردسالان

الف: ۲۵ الی ۵۰ گرم مغز تازه تخم کدو را کوبیده  وهم وزن ان عسل اضافه نموده و خوب مخلوط کنید و یک قاشق چای خوری قبل از خواب به کودکان بدهید.

ب: دو حبه سیر را در یک لیوان شیر جوشانده و با عسل شیرین کنید و این جوشانده خوش طعم را قبل از خواب به طفل بدهید تا کرم دفع شود.

 

 

در مان سستی کمر

الف: روزی یک زرده تخم مرغ را با یک قاشق غذاخوری عسل مخلوط نموده ودر لیوان انقدر به هم بزنید تا مانند خمیر شود آن را صبح ناشتا میل نمایید.

ب: تخم مرغ و خرما را در روغن زیتون سرخ کرده و عسل به آن افزوده شود و میل نمایید.

ج: حلوای نرم که از عسل و آرد گندم و زعفران تهیه شود بسیار نافع است.

د:عود صلیب (احمد و محمود) دو دانه که تقریبا به وزن 40 گرم باشد بجوشانید و پس از صاف کردن با 250 گرم عسل مخلوط کرده روزی یک قاشق غذاخوری صبح ناشتا و شب قبل از خواب میل نمایید . آن بسیار موثر خواهد بود.

 

جهت ازدیاد نطفه

حضرت علی(ع) می فرماید:شیر و عسل مواد حیاتی را در نطفه تقویت می کند.. آنان که از نعمت فرزند محرومند سزاوار است از شیر و عسل آمیخته بهم بنوشند.

 

خوردن آب پیاز با عسل به نسبت 1به 2 در وقت خواب یک داروی ساده و بینظیر در ازدیاد نطفه است.

طریقه مصرف: یک استکان آب و پوره پیاز . 2 استکان عسل را باهم مخلوط و روزی سه قاشق غذاخوری میل نمایید.

                              

 

گیاهان موثر بر بیماریهای ریوی

درمان برونشیت ( ذات الریه. سینه پهلو.)

روش های درمان

الف: مقداری شنبلیله را پخته و همراه با عسل روزی سه قاشق غذاخوری میل نمایید.

ب: صبح و ظهر و شب هر دفعه یک قاشق غذاخوری آب ترب با عسل میل نمایید.

ج: مقدار مساوی عسل را با آب لیمو مخلوط کرده بنوشید.

د:تخم شنبلیله 10 گرم . مویز 20 دانه. نمبر هندی 20 گرم (بدون هسته) . انجیر 15 عدد. همه را نرم کوبیده با 250 گرم عسل مخلوط نمایید و روزی سه قاشق مربا خوری از آن میل نمایید.

 

 

درمان آسم (تنگی نفس)

روش های درمان

الف: 60 گرم ریشه سنبل الطیب را در یک لیتر آب گرم بریزید سپس ان را به مدت  12 ساعت به حالت خود بگذارید بعد ان را صاف نموده با 250 گرم عسل مخلوط کنید و قبل از هر وعده غذا یک فنجان از آن را بنوشید.

ب: لعاب بادرنجویه (حشیشه النحل) مخلوط با عسل برای تنفس تنگی مفید است.

ج: شلغم را رنده نموده و با مقدار مساوی عسل مخلوط  و روزی سه قاشق غذاخوری بعد از غذا میل نمایید. در معالجه سیاه سرفه و آسم مفید می باشد.

 

 

استنشاق عسل

 استنشاق عسل به صورت بخور از دیر زمان معمول بوده و نتایج درخشان درمان و روش حاصل در کتاب ها آمده است . از جمله به بررسی مشاهدات کیزل اشتاین روی 20 بیمار که مبتلا به تحلیل رفتگی مجاری بالایی دستگاه تنفس در حین تکامل فردی شدند. می پردازیم . نامبرده به جای گرد معمولی در استنشاق محلول 10 در صد عسل استفاده کرد.

مدت هر جلسه 5 دقیقه بود. بین 20 بیمار تحت درمان فقط دو بیمار بهبود نیافت. باید توجه داشت که بیماران مزبور مدت ها با روش معمول تحت درمان بودند اما بهبودی محسوی نمی شد.

 

با استنشاق محلول عسلی که حاوی 10 و 50 در صد ویتامین های a. b. c. بودند نتیجه درمان قابل ملاحظه بود و به زودی تمام بیماران درمان یافتند. استنشاق عسل بر مخاط بینی و گلو و همچنین روی خانه های ششی (ریوی) اثر میکند و از آنجا به خون می رود . به دین ترتیب به نظر میرسد بخور موجب از بین رفتن باکتری های موضعی و به طور کلی تقویت بدن میشود.

 

توجه : درمان به وسیله استنشاق را می توان زیر نظر پزشک معالج ادامه داد.

 

 

درمان تقویت معده

روش های درمان

الف: با آرد گندوم و عسل و زعفران حلوا درست نموده و میل نمایید.

ب: ریشه و برگ تازه کرفس را کوبیده و با مقدار کافی عسل مخلوط نموده و روزی سه بار هر وعده یک قاشق مربا خوری بعد از غذا میل نمایید .

ج: شیر و عسل برای معده بسیار نافع است و روده ها را نرم میکند. به سالمندان توصیه میشود اگر میخواهند شیر در معده آنها سریع تر هضم شود با عسل میل نمایند.

 

درمان زخم معده

روش های درمان

الف: انجیر و عسل را به نسبت مساوی مخلوط نموده و میل نمایید بسیار نافع است.

ب: 20 گرم برگ و ریشه کاسنی را در یک لیتر آب بجوشانید و صاف کرده آن را با عسل صبح ناشتا دو فنجان میل نمایید.

ج: هر روز صبح ناشتا یک قاشق غذاخوری عسل میل نمایید.

 

درمان درد معده

امام صادق (ع) فرموده است" خوردن عسل با آب گرم درد معده را برطرف میکند."

هنریش و رویز در کاوشهای خود در سالهای مختلف عسل را برای درمان دردهای معده مفید دانسته اند.

 

درمان نفخ معده

امام صادق (ع) "خوردن عسل با سیاه دانه جهت رفع گازهای شکم (نفخ معده) مفید است"

روشهای درمان

الف: کره و عسل برای نفخ معده مفید است.

ب: یک قاشق چای خوری پودر زنیان را با یک استکان عسل مخلوط نموده و بعد از هر وعده غذا یک قاشق چای خوری میل نمایید.

ج: تخم کرفس 15 گرم . بادیان (رازیانه) 10 گرم . زنیان 10 گرم . همه را نرم کوبیده و با 250 گرم عسل مخلوط نمایید و روزی سه قاشق مربا خوری بعد از غذا میل نمایید.

 

درمان ترش کردن معده

در موقع ترش کردن معده و باد گلو (آروغ زدن ) و بدون اراده آب از دهان جاری شدن که از علایم سردی معده است جهت معالجه باید تا بهبودی کامل صبح ناشتا به میزان یک قاشق مربا خوری عسل میل نمایید.

 

درمان آروغ  زدن (سکسکه)

روش های درمان

الف: فلفل سیاه نیم مثقال. زنجبیل نیم مثقال. سراب یک مثقال . گل ارمنی یک مثقال . همه را نرم کوبیده و با یک استکان عسل مخلوط و روزی سه قاشق چای خوری میل نمایید.

روزی یک قاشق چای خوری میل نمایید و پس از بهبودی مصرف را قطع کنید.

 

درمان ورم معده

سه قاشق غذاخوری پودر ریحان را در یک لیتر آب دم کرده و صاف کرده آن را با 250 گرم عسل مخلوط روزانه سه استکان مصرف کنید درمان کننده ورم معده . روده و یبوست است.

 

 

درمان انواع ناتوانی های جنسی

روش های درمان

الف:در درمان انواع ناتوانی های جنسی (کندی و سستی نعوظ و......) عسل و زنجبیل موثر واقع میشود. مصرف زنجبیل برای هر وعده 5 گرم (یک قاشق چایخوری) است که باید با یک استکان عسل مخلوط گردد و روزی سه قاشق مربا خوری مصرف شود.

ب: قرنفل. عود. فلفل. از هر کدام 10 گرم نرم ساییده و با 250 گرم عسل و یک گرم زعفران مخلوط کنید و روزی سه قاشق مربا خوری میل نمایید. برای دیر انزال شدن و سستی کمر نافع است.

ج:زعفران 1گرم . زیره 10 گرم. مغز گردو یا بادام 100 گرم . همه را خوب بکوبید و با 250 گرم عسل مخلوط نمایید و روزی دو قاشق غذاخوری بعد از صبحانه و شام میل نمایید. برای رفع ناتوانی جنسی و افزایش تمایل و قدرت جنسی بسیار مفید است.

د:قدامه شیرازی 15 گرم . تخم شاهی و پیاز هر کدام 50 گرم .همه را کوبیده با 250 گرم عسل مخلوط نموده و روزانه سه قاشق مربا خوری میل نمایید. زیاد کننده شهوت است.

 

ه: کسانی که مبتلا به ضعف قدرت تناسلی . سرعت انزال و یا عدم نعوظ هستند اگر به مقدار 2 جو مومیایی را در 40 گرم عسل حل کرده و میل نمایند و سه روز ادامه دهند به حد اعلا از این بابت تقویت خواهند شد.

 مومیایی دارویی است کمیاب و ذیقیمت و در مداوا سریع الاثر . بهترین نوع مومیایی آن است که از کوههای استان فارس به دست میاید هم خوراکی است و هم به صورت ضماد به کار میرود.

افراد مسن که به ضعف قوه باه مبتلا هستند . روغن زیتون عتیق را با عسل از هر کدام 75 گرم مخلوط نموده . سه روز روزی سه قاشق مربا خوری بخورند یا یک قاشق چای خوری پودر تخم شاهی را با یک استکان عسل روزی سه بار هر با یک قاشق مربا خوری میل نمایند.

 

درمان خستگی جنسی

خوردن یک لیوان آب لیمو با عسل پس از هر آمیزش جنسی برای زن و مرد بسیار موثر واقع میشود و مقداری از انرزی از دست رفته را جبران میکند.

 

تقویت اسپرم

الف: کسانی که اسپرم آنها خیلی ضعیف است و بچه دار نمیشوند میتوانند از معجون زیر (شیر+ عسل+تخم مرغ+پیاز) یک روز در میان و به مدت یک ماه استفاده کنند و نتیجه اش را ببیننند. ضرر ندارد.

ب: دو قاشق آب پیاز . دو قاشق عسل را در یک لیوان شیر حل کرده و قبل از خواب میل نمایند. بهترین داروی محرک قوه باه و ازدیاد اسپرماتوزوئید است.

 

گیاهان موثر بر بیماریهای قلب

روش های درمان

برای تقویت قلب از روش های زیر استفاده میشود:

الف: پودر بالنگ تقویت کننده قلب میباشد به خصوص اگر با عسل پرورده باشد.

ب:تئوبالد پزوهشگر روسی می گوید: در تمام مواردی که درمان با قدرت کار قلب بستگی دارد در کنار درمان با دیژیتالین (گل انگشتانه) نباید عسل را که ذاتا کار قلب و تغذیه آن را بر می انگیزد فراموش کرد.

گل انگشتانه دارای الکالوئیدی به نام دیژیتالین است که این ماده بهترین داروی قلب بوده و تاکنون هیچ نظیری نداشته است . دیژیتالین فرکانس طپش قلب را تنظیم و در بیماران قلبی که از خیز قلبی رنج میبرند موثر میباشد. از مصرف این گیاه در خانه باید مطلقا خود داری کرد چون سمی است و باید از داروخانه تهیه شده و با تجویز پزشک مصرف گردد.

 

تقویت قلب

گل گاوزبان 15 گرم . بادرنجویه 15 گرم . هر دو را در یک لیتر آب جوشانده و سپس صاف نمایید. به این محلول یک لیوان عرق بید مشک و گلاب و 2/5 گرم زعفران کوبیده اضافه نمایید و با 250 گرم عسل مخلوط و روزی سه استکان بعد از غذا میل نمایید.

درمان کم خونی

خوردن عسل با آب سبزی ها (تره . هویج . ترب سیاه . چغندر . ترب دشتی ) داروی موثر در بیماری کم خونی است.

درمان فشار خون

خوردن پیاز پخته با عسل اثر کم کننده فشار خون دارد .

بعد از حجامت (خون گرفتن) فصد (زالو انداختن) خوردن عسل بسیار نافع است .

 

 

گیاهان موثر بر بیماریهای کبد و کیسه صفرا

 حضرت علی (ع) می فرماید: خوردن عسل با کندر و آب سرد حرارت صفرا را فرو می نشاند.طعام را هضم می کند و اخلاطی که در فم معده است می گذارد و تب را برطرف میکند.

 

روشهای درمان

الف: در درمان بیماری کبد و دستگاه صفراوی خوردن روغن های گیاهی (روغن های بادام / گردو .زیتون) با عسل توصیه میشود.

 ب: در درمان ضعف کبد یک قاشق چای خوری پودر زنجبیل را با یک استکان عسل مخلوط نموده و روزی یک قاشق چای خوری میل نمایید.

 ج: 50 گرم مغز بادام کوبیده را با 250 گرم عسل مخلوط نموده و پس از صبحانه یک قاشق غذاخوری میل نمایید برای تقویت کبد موثر است.

 

 

عسل ومفاصل

روزی چند باریک یا دو قاشق چای خوری سرکه سیب و همین مقدار عسل را با یک لیوان اب ترجیحااب مقطر یا جوشیده سرد مخلوط کرده و بنوشیدبرای درمان آرتروز. درد مفاصل موثر است ومفاصل را بی درد. نرمو پرتحرک میسازددر طول مدت درماناز خوردن گوشت. تخم مرغ و مواد قندی پرهیز کرد.

سرکه سیب یک سرکه کاملاطبیعی است که دارای هیچ گونه ماده مضری برای بدننمی باشدو این  ماده شگفت انگیز کمترین صدمه ای به بدن نمی رساند. ولی از مصرف سرکه های تقطیر شده. مصنوعی و ناخالص باید خود داری کرد.

طرز تهیه سرکه سیب: به مقدار وفور در بازار یافت میشودودر صورت عدم دسترسی می توانیدسیب را رنده یا با آب میوه گیری عصاره آن را جدا کنید و به حال خود بگذارید تا برسد.بوی ان کمی تند و در موقع خوردنان بافتدهان را جمع میکندو یک منبع سرشاراز پتاسیم وانواع انزیمها ست.

 

+ نوشته شده در جمعه هجدهم تیر 1389ساعت 11:51 توسط کامبیز |

عوامل رهايي از گزند ابليس

استعاذه

هنگام تلاوت قران از شيطان رانده به خدا پناه ببر- سوره نحل ايه 98 .

وقتي بنده وارد مسجد مي شود و مي گويد : به خدا از شر شيطان پناه مي برم شيطان مي گويد : او كمرم را شكست (پيامبر اكرم (ص)) .

استغفار

رسول خدا (ص) مي فرمايد : سه دسته از شرور ابليس و سربازان ان معصومند : ذكر كنندگان خدا . گريه كنندگان از خوف خدا و استغفار كنندگان در سحرها .

امام باقر (ع) مي فرمايد : استغفار بند دل شيطان را پاره مي كند .

خوف از خداوند

امام باقر (ع) مي فرمايد : از ابليس به وسيله خوف و ترسي صادقانه بپرهيز .

تلاوت قران

رسول خدا (ص) مي فرمايد : خانه هايتان را چون قبرها ساكت قرار ندهيد . همانا شيطان از خانه اي كه در ان سوره بقره تلاوت مي شود نفرت مي يابد .

هنگام خروج از منزل

هنگام نزديكي با همسر

حضرت امير (ع) مي فرمايد : هنگام نزديك شده به همسرت بگو : به نام خدا و به ياري او خدايا شيطان را از من دور نما و او را از انچه مرا روزي فرموده اي دور كن .

هنگام فراموش نمودن چيزي

هر صبح و شام

دعا

امام علي (ع) مي فرمايد : بسيار دعا كن تا از حدت و بيداري شيطان سالم بماني

امام صادق (ع) مي فرمايد : كسي كه در ماه رمضان امرزيده نشود تا ماه مبارك اينده بخشيده نمي شود مگر اينكه در روز عرفه (در عرفات) حاضر گردد .

ياد اهل بيت (ع)

امام باقر (ع) مي فرمايد : همانا شيطان وقتي صداي منادي را مي شنود كه مي گويد : يا محمد (ص) يا علي (ع) چون سرب كه ذوب گردد ذوب مي گردد .

موعظه

وقتي ادمي به چهل سالگي برسد و خير او بر شرش برتري نداشته باشد شيطان بين دو چشمش را مي بوسد و مي گويد : اين صورتي است كه رستگار نمي شود .

امام صادق (ع) مي فرمايد : چون به شصت سالگي رسيدي خود را در زمره اموات بدان .

طول سجده

امام صادق (ع) از حضرت امير (ع) نقل كرده است : سجده را طول دهيد عملي سختتر بر شيطان نيست كه او ادمي را در حال سجده ببيند . چرا كه او امر به سجده شد و عصيان كرد و اين بنده امر به سجده شد و اطاعت كرد و نجات يافت .

تفكر

سكوت

رسول خدا (ص) مي فرمايد : زبانت را جز در راه خير نگهدار كه تو به اين وسيله بر شيطان چيره مي شوي .

مجالست با خوبان

امام صادق (ع) مي فرمايد : مرگ كسي از مومنين به قدر مرگ فقيه ابليس را خوشحال تر نمي كند .

همراهي با جماعت

حضرت امير (ع) مي فرمايد : از تفرقه بپرهيزيد چرا كه دور شده از راه حق سهم شيطان است همانطور كه دور شده از گله گوسفندان از ان گرگ است .

امام صادق (ع) مي فرمايد :همواره ابليس خوشحال است تا زماني كه دو مسلمان از هم قهرند . وقتي ان دو يكديگر را ملاقات كنند دو زانويش مضطرب و مرتعش مي شود و اندامش بي حركت مي گردد و صدا بلند مي كند كه : واي بر من از هلاكت من .

ازدواج

روزه

پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد : خداوند در روز 27 رجب پيامبر را به رسالت برگزيد پس هر كس كه اين روز را روزه گيرد كفاره گناهان شصت ساله اش خواهد بود و خداوند متعال او را از گزند ابليس و لشكريانش حفظ خواهد كرد و اگر در ان روز يا شبش بميرد شهيد مرده است .

رضا از افعال خداوند

حضرت امير (ع) مي فرمايد : فقير خرسند از دامهاي شيطان نجات يافته است .

صدقه

امام باقر (ع) مي فرمايد : بر شما باد صدقه با ان صبح كنيد كه موجب سياه شدن چهره ابليس مي گردد .

اسفند

امام صادق (ع) مي فرمايد : شيطان به 70 خانه رو مي كند غير از خانه اي كه در ان اسفند باشد .

كندر

امام صادق (ع) مي فرمايد : كندر موجب طرد شيطان است .

سبزيجات

بر سفره هايتان قرار دهيد كه با ياد خداوند كوجب دوري شيطان مي گردد .

انار

رسول خدا (ص) مي فرمايد : انار بخوريد كه دانه اي از ان در معده واقع نمي شود مگر اينكه تا چهل روز قلب را نوراني مي سازد و شيطان را دور كند .

خرما

رسول خدا (ص) مي فرمايد : با هر خرمايي حسنه اي است و نيز خدا را راضي و شيطان را خشمگين مي كند .

گلابي

پيامبر (ص) به حضرت امير (ع) مي فرمايد : اي علي هر ان كسي كه سه روز ناشتا گلابي بخورد ذهنش شفا يافته قلبش از حلم و علم مملو گشته و از مكر ابليس و لشكريانش محفوظ مي شود .

نوشيدن اب به سه جرعه

رسول خدا (ص) مي فرمايد :اولين جرعه شكر خداوند . دومي موجب طرد شيطان و جرعه سوم باعث شفا هر ان چيزي است كه در شكم واقع شده است .

+ نوشته شده در جمعه هجدهم تیر 1389ساعت 11:33 توسط کامبیز |

خواص و ثواب خواندن سوره توحید


1-
امام صادق (ع) فرمودند: کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد ، باید پس از نماز واجب خود سوره توحید را بخواند . کسی که این کار را انجام دهد ، خداوند خیر دنیا و آخرت را به او عطا نموده و او و پدر و مادر و خواهران و برادرانش را می آمرزد.

2- امام صادق (ع) فرمودند : کسی که در یک روز پنج نماز بخواند و سوره توحید را در آن قرائت نکند ، به او می گویند : ای بنده خدا تو از نماز گزاران نیستی.


3-امام صادق (ع) فرمدند: اگر کسی در روز جمعه سوره توحید را نخواند و بمیرد ، بر دین ابی لهب مرده است.


4- امام صادق (ع) فرمودند: کسی که بیمار یا گرفتار شود و در آن هنگام سوره توحید را نخواند و در آن بیماری یا گرفتاری مرگش فرا رسد ، جهنمی است.
خواص و ثواب قرائت سوره حمد

امام صادق (ع) فرمودند : اسم اعظم خداوند در سوره حمد است.
در چند حدیث معتبر منقول است که بر هیچ بیماری و صاحب دردی هفتاد مرتبه خوانده نمی شود ، مگر اینکه درد ساکن می شود

 
خواص و ثواب خواندن سوره فلق و ناس

1-ابو جعفر (ع) می فرماید : رسول خدا (ص) کسالت و درد شدید و سختی پیدا کرد و جبرئیل و میکائیل خدمت آن حضرت آمدند. جبرئیل در بالای سر آن حضرت نشست و میکائیل در پایین پای ، پس جبرئیل آن حضرت را به " قل اعوذ برب الفلق..."دعا خواند و به خدا پناه برد و میکائیل سوره " قل اعوذ برب الناس..".

2-جهت رفع بیماری بد وسواس چهاردهم ماه سوره ناس را بر ظرفی بنویسید و بشویند و از آن آب بخورد و با آن نیز وضو گیرد ، وسواس بزودی از او رهایی یابد. ان شاءالله.
خواص و ثواب خواندن سوره مباركه واقعه


1-رسول خدا (ص) فرمودند : هر كه سوره واقعه را در هر شب بخواند هرگز به او پريشاني نمي رسد .

2- امام صادق (ع) فرمودند : كسي كه در هر شب جمعه سوره واقعه را بخواند ، خداوند او را دوست خواهد داشت ، محبّت او را در دل همه مردم مي افكند ، هيچ گاه در دنيا گرفتار فلاكت ، فقر ، نداري و آفتي از آفات دنيا نمي شود و از دوستان اميرالمؤمنين (ع) است و هيچ كسي با او در آن شريك نيست .

3- امام صادق (ع) فرمودند : كسي كه مشتاق بهشت و اوصاف بهشت است ، بايد سوره واقعه را بخواند .

4- امام باقر (ع) فرمودند : كسي كه هر شب قبل از خواب سوره واقعه را بخواند ، خداي عزّ و جلّ را در حالي ملاقات مي كند كه صورت او مانند ماه شب چهارده است .
 
سوره تکاثر:

1- كسى كه سوره تكاثر را در نماز واجب بخواند، خداوند ثواب ، و پاداش صد شهيد را براى او مى نويسد. و كسى كه آن را در نماز مستحب بخواند، خداوند ثواب پنجاه شهيد را براى او مى نويسد و در نماز واجبش چهل صف از فرشتگان با او نماز مى خوانند.

2-هر كس اين سوره را بر صاحب سر درد بخواند دردش به اذن خدا زايل گردد.

3- 22 بار سوره تكاثر را بخوانيد ( در خلوت ) و بعد از آن 1000 بار صلوات بفرستيد و حاجت خود را بخواهيد كه خداوند نيز برآورده كند . انشاءالله .

4- امام صادق (ع) نقل مى نمايد كه رسول خدا(ص) فرمودند: كسى كه هنگام خواب سوره تكاثر را بخواند، از عذاب قبر در امان خواهد بود.
ثواب قرائت سوره مباركه فجر


پيامبر اكرم (ص) فرمودند :
« من قراءها فى ليال عشر غفر الله له و من قراءها سائر الايام كانت له نورا يوم القيامة » ( كسى كه آن را در شبهاى دهگانه (ده شب اول ذى الحجة ) بخواند خداوند گناهان او را مى بخشد، و كسى كه در ساير ايام بخواند نور و روشنايى خواهد بود براى روز قيامتش .)

امام صادق (ع) فرمودند :
« سوره فجر را در هر نماز واجب و مستحب بخوانيد كه سوره حسين بن على (ع) است ، هر كس آن را بخواند با حسين بن على (عليه السلام ) در قيامت در درجه او از بهشت خواهد بود. »
ثواب خواندن سوره نبأ


1- پيامبر اکرم (ص) فرمودند : کسي که سوره « عمّ يتساءلون » را بخواند خدامند در روز قيامت او را از شراب هاي او را از شراب هاي خنک بهشتي سيراب نمايد .
2- پيامبر اکرم (ص) فرمودند : هر که اين سوره را بنويسد و با خود دارد ، خوابش کم و حافظه اش زياد گردد و تلاوت اين سوره و به همراه داشتن آن قاري آن را قوي گرداند .
3- كسى كه هر روز بر قرائت سوره نبأ مداومت نمايد، يك سال نخواهد گذشت كه خانه كعبه را زيارت مى نمايد .
فضيلت تلاوت سوره « ق »



از روايات اسلامى استفاده مى شود كه پيامبر (ص) اهميت فراوانى براى اين سوره قائل بود ، تا آنجا كه هر روز جمعه آن را در خطبه نماز جمعه قرائت مى فرمود.
در حديث ديگرى آمده است كه در هر روز عيد و جمعه آن را تلاوت مى فرمود .
اين به خاطر آن است كه روز جمعه و عيد روز بيدارى و آگاهى انسانها ، روز بازگشت به فطرت نخستين ، و روز توجه به خدا و يوم الحساب است ، و از آنجا كه آيات اين سوره به نحو بسيار مؤ ثرى مسأله معاد و مرگ و حوادث قيامت را بازگو مى كند و تفكر در آن تأثير عميقى در بيدارى و تربيت انسانها دارد ، مورد توجه خاص آن حضرت قرار داشت .
در حديثى از پيغمبر اكرم (ص ) چنين نقل شده : « كسى كه سوره ق را بخواند خداوند مشكلات و سكرات مرگ را بر او آسان مى سازد .
و نيز در حديثى از امام باقر (ع ) آمده است : « كسى كه پيوسته در نمازهاى فريضه و نافله سوره ق را بخواند خداوند روزى او را گسترده مى كند ، و نامه اعمالش را به دست راستش مى دهد ، و حساب او را در قيامت آسان مى سازد » .
نياز به ياد آورى ندارد كه اين همه افتخار و فضيلت تنها با خواندن الفاظ حاصل نمى شود ، بلكه خواندن الفاظ سر آغازى است براى بيدارى انديشه ها و آن نيز وسيله اى است براى عمل صالح و هماهنگى با محتواى سوره .

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 10:45 توسط کامبیز |

احادیث امام صادق (ع)

1. امام صادق (ع) : هرکه فردی را در گناهی پیروی کند به تحقیق که او را پرستش کرده است.    ( تحف العقول ) صفحه 355

2. امام صادق (ع) : شیطان گفته همه مردم در قبضه حکومت من هستند جز 5 کس : 1.کسی که با نیت صحیح در هر کاری بر خدا توکل کند.2.آنکه شبانه روز به هنگام ثواب و خطا بسیار یاد خدا باشد.3.کسی که هرچه برای خود می پسندد برای دیگران هم بپسندد.4.آنکه به هنگام مصیبت صبر کند.5.کسی که به قسمت الهی راضی باشد و غم روزی نخورد.     نصایح صفحه 225

3. امام صادق (ع) : از امام (ع) سوال شد آسودگی و راحتی دنیا در چیست فرمود : در ترک هواهای نفسانی . گفته شد راحتی آخرت در چیست ؟ فرمود : روزی که داخل در بهشت گشتی.     تحف العقول صفحه 390

4. امام صادق (ع) : احسان به مردم به کمال نمیرسد جز با سه خصلت : 1- شتاب نمودن در آن 2- کم شمردن بسیار آن 3- منت نگذاشتن با آن به مردم.   تحف العقول صفحه 337

5. امام صادق (ع) : سه چیز اند که در هرکه باشند ایمانش کامل است : 1. کسی که چون خشم نماید این امر او را از حق خارج نسازد 2. و چون از چیزی خوشنود گردد این شادی او را به گناه نکشاند 3. و کسی چون به قدرت رسید گذشت و بخشش نماید.     تحف العقول صفحه 339

6. امام صادق (ع) : کسی از شما به حقیقت ایمان نمی رسد تا اینکه بیگانه ترین مردم از خود را به خاطر ایمان داشتن به خدا و عمل به دستوراتش دوست بدارد و نزدیک ترین مردم را به خود از نظر نسبت خانوادگی به خاطر دشمنی او با دستورات خدا دشمن بدارد.   تحف العقول صفحه 388

7. امام صادق (ع) : مجلسها و گردهمائی ها امانت است کسی حق ندارد کلام محرمانه رفیق خود را بدون اجازه او بازگو کند مگر در موردی که شنونده مورد وثوق و اعتماد باشد یا ذکر خیری از آن رفیق باشد.       اصول کافی جلد 4 صفحه 481

8. امام صادق (ع) : قتیبه گوید مردی از امام (ع) مساله ای را پرسید حضرت فرمودند : طبق فرمایش جدم رسول خدا (ص) حکمش چنان است . آن مرد گفت طبق نظر خود شما اگر چنین و چنان باشد حکمش چیست ؟ فرمودند : خاموش باش هر جوابی که من به تو می گویم از قول رسول خدا (ص) است ما از خود رایی نداریم.      اصول کافی جلد 1 صفحه 74

9. امام صادق (ع) : ابوبصیر گوید به امام (ع) عرض کردم مطالبی برای ما پیش می آید که حکمش را از قرآن نمی فهمیم حدیثی هم فعلا از شما درباره آن مطلب به ما نرسیده که در آن نظر کنیم آیا می توانیم به رای و نظر خود در آن مطلب اجتهاد نمائیم و عمل کنیم فرمود : نه زیرا اگر درست رفتی پاداشی نداری و اگر خطا کنی بر خدا دروغ بسته ای .    اصول کافی جلد 1 صفحه 76

10. امام صادق (ع) : مومن همانند کفه ترازوست که هرچه بر ایمانش افزوده شود بر بلاها و سختی هایش افزوده گردد.   اصول کافی جلد 3 صفحه 354
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 10:41 توسط کامبیز |

آیا پادشاه اردن همان سفیانی عصر ظهور است؟!(قسمت سوم)

با سلام و درود بر همه عزیزان 

در قسمت دوم مقاله صفات وارده در روایات برای سفیانی را برشمردیم و انطباق ۵ صفت اول آن بر عبدالله دوم را دیدیم در قسمت سوم مقاله ، انطباق ۵ صفت باقیمانده را بر عبدالله دوم بررسی می کنیم :

صفات ذکر شده بر سفیانی در روایات از قرار زیر است :

۱- نسب او از ابوسفیان و خاندان بنی امیه است

۲- نام او " عثمان بن عنبسه " و  یا " عبدالله " است

۳- دارای چهره ای گلگون ، سرخ و سفید ، بور و چشمانی زاغ و موهایی زرد رنگ  است

۴- محل خروج او از "شام" یا "وادی یابس" خواهد بود

۵- نسبت به خاندان عصمت و طهارت(ع) و شیعیان کینه ای عمیق دارد

۶-  رنگ پرچم او قرمز است

۷- با یهود رابطه داشته و یهود و غربیان از او حمایت می کنند

۸- لشگر مجهز و قدرتمند دارد و بر امور نظامی تسلط دارد

۹- ریاکار و منافق است و سعی می کند مردم را فریب دهد

۱۰ – سفیانی فردی شرور ، ستمگر ،  زشت خو  و سنگ دل است

 

انطباق ۵ صفت اول بر عبدالله دوم را دیدیم در ادامه انطباق مابقی صفات را بررسی می کنیم :

 

۶- انطباق رنگ پرچم عبدالله دوم بر رنگ پرچم سفیانی

روایات شریف بیان می دارند که سفیانی با پرچمی سرخ رنگ قیام خواهد کرد ، احادیث متعددی بر این حقیقت اشاره دارند و در این مورد اختلاف نظری بین محققین وجود ندارد.

امام علی (ع) :

 « سفیانی با پرچمی سرخ خروج می کند ، فرمانده سپاهش مردی از قبیله کلب است... » بحار ج 52 ص 273

 « ...آنگاه فتنه ای تیر و تار با پرچمی سرخ برمی خیزد ..»

 ملاحم و الفتن ص 111 –الزام الناصب ص 189 و ...

 امام محمد باقر(ع) :

« ... و پرچم سفیانی سرخ است .... » بشاره الاسلام ص 192

از آنجا که نماد و سمبل خاندان پادشاهی اردن از ابتدا سرخ بوده که ریشه در اصالت اموی این خاندان دارد ، و البته رنگ سرخ در این خاندان نماد برتری جویی و خونریزی و فتح است ، می توان به راحتی علت خروج سفیانی با این رنگ را درک کرد ، در واقع قیام سفیانی با پرچم خاندان اموی خود ، در نهان  این پیام را دارد که می خواهد این خاندان را بر کل منطقه حاکم کند چیزی که در عمل نیز قصد انجام آن را دارد.

( پرچم سرخ ارتش اردن عبدالله دوم با این پرچم خروج خواهد کرد )

در بررسی پرچم عبدالله برای تطابق با پرچم سفیانی می بینیم که کشور پادشاهی اردن دو پرچم دارد ، یکی پرچم رسمی این کشور است و دوم پرچم ارتش این کشور که به رنگ سرخ است ، جالب این است که پرچم ارتش اردن  ، پرچم رسمی این کشور را نیز در خود دارد و به نوعی کاملتر از پرچم رسمی این کشور است.

(پرچم سرخ ارتش اردن در مراسمی رسمی)

آشکار است که اشغال و تجاوز دیگر کشورها با یورش سپاهیان و ارتش کشور مهاجم ممکن می گردد پس پرچم هر لشگری بعنوان نماد و سمبلی برای تهاجم مطرح است که البته در مورد پرچم ارتش اردن رنگ سرخ آن پشتوانه ای چون سرخ بودن رنگ خاندان اموی پادشاهای اردن را نیز دارد ، و جالب است که شریف حسین نیز در ابتدا با همین پرچم سرخ ، اشغال کشورها و جدا کردن آنها از امپراطوری عثمانی را عملی نمود.

(عبدالله دوم سوار بر تانکی پیشرفته به همراه سران ارتش که پرچم سرخ نیز بر بالای آن به خوبی خودنمایی می کند و لحظه خروج عبدالله دوم را در ذهن تداعی می کند)

 

۷- لشگر مجهز و قدرتمند سفیانی و تسلط وی بر امور نظامی 

 و انطباق کامل آن بر عبدالله دوم :

هرچند در بین محققین مشهور است که سفیانی فردی نظامی بوده و درجه نظامی بالایی دارد ،  اما بنده روایتی که این مطلب را برساند ، ندیدم ، روایات شریف به طور مستقیم از نظامی گری سفیانی سخنی به میان نیاورده اند اما این مطلب که سپاه قدرتمند سفیانی با سرعتی شگفت آور به فتوحاتی بزرگ دست می یابد و ضمن شکست دادن نیروهای سوریه ، ابقع و اصهب ، نیروهای ترک ، نیروهای عراقی ،  پیش روی به سمت حجاز را در مدتی کوتاه انجام می دهد ، نشان از قدرت ، سرعت و تسلط سفیانی و لشگر او بر امور نظامی دارد و احتمالاً به همین علت است که از قدیم سفیانی به داشتن تجربه و درجه نظامی بالا مشهور  بوده است.

روایات شریف حرکت سفیانی و لشگرش را برق آسا و سریع بیان می فرمایند که نشان از  قدرت و تسلط بالای سفیانی و لشگر او بر امور نظامی دارد.

پیامبر اکرم(ص) :

« در آن هنگام(سفیانی) بی درنگ از وادی یابس ( بیابان خشک و سوزان) خروج کرده وارد دمشق می شود» بشاره الاسلام ص 86 و 106

سپاه سفیانی آنقدر قدرتمند است که سید خراسانی با کمک یمانی به سختی او را شکست می دهند ، البته باید حمایت و احتمالا ورود نیروهای غربی و یهود در این درگیریها را نیز مد نظر گرفت.

بار دیگر متذکر می شوم که قدرت بالای سفیانی از سه منبع ناشی می شود ، سپاه قدرتمند خودش ، طایفه بنی کلب و حمایت همه جانبه یهود و غرب و احتمال قوی ورود آنها در جنگ.

با این وجود قدرت و تسلط بالای لشگر سفیانی غیر قابل انکار است و شاید به همین خاطر از قدیم بین محققین مشهور شده است که او فردی نظامی است و مقام برجسته نظامی دارد که می تواند چنین لشگر بزرگی را سازماندهی و رهبری کند.

در قدیم الایام که امور نظامی ساده بود و بعلت پیچیدگی کنونی نیازمند تخصص نبود ، باز هم فردی برای ایجاد ارتشی قوی و منظم و قدرتمند می بایست سررشته هایی از امور نظامی داشته باشد ، در حالی که در عصر حاضر برای ایجاد ارتشی قوی و منسجم ، به علت تخصصی و پیچیده بودن امور نظامی ، حداقل مصداق سفیانی باید اطلاعات و تجربه نظامی خوبی داشته باشد تا بتواند سخنان مشاوران را درک کرده و جمع بندی و عملی نماید.

با این اوصاف و با توجه به اینکه مشخصات سفیانی باید بر عصر حاضر تطبیق کند ، لذا از مجموع روایات این نتیجه به دست می آید  که سفیانی کسی است که در امور نظامی متبحر است و با تسط و قدرتی که دارد ، می تواند  ارتشی پیشرفته را سازمان دهی می کند.

عرض شد که این امر آنقدر در میان محققین از قدیم آشکار و مشهور بوده است که سفیانی را فردی با درجه نظامی ذکر کرده اند و از مشخصات وی نظامی گری می دانند.

آیا عبدالله دوم فردی نظامیست؟!

( شاید بتوان عبدالله را نظامی ترین شخصیت سیاسی جهان دانست ، که فوق العاده به مسائل نظامی علاقمند است ، به نظر شما این علاقه و عشق مفرط عبدالله به نظامی گری از چه چیزی می تواند منشاء گرفته باشد و عبدالله چه هدفی را دنبال می کند؟!)

عبدالله دوم  در سال ۱۹۸۰، به عنوان دانشجوی دانشکده افسری سلطنتی سندهرست وارد این دانشکده شد. عبدالله در سال بعد در نتیجه یک ماموریت با درجه ستوان دوم وارد سواره‌نظام سلطنتی سیزدهم/هجدهم (ملکه مری) شد. ملک عبدالله از روابط نزدیکی با ارتش انگلیس برخوردار است و در سواره‌نظام سبک، که یک هنگ زرهی است دارای درجه سرهنگی و جانشین فرمانده سواره‌نظام سلطنتی است. اینک هم بعنوان پادشاه اردن بعنوان فرمانده کل قوا محسوب می شود.

( عبدالله دوم در سنین جوانی ، او از اینک برای آینده ای بزرگ مهیا می شود!)

 

عبدالله دوم علاقه عجیبی به نظامی گری دارد ، حضور مستمر و همراه با علاقه در میان نیروهای نظامی این صفت او را به خوبی آشکار می سازد ، تعداد بیشمار عکسهای او در انواع و اقسام لباسهای جنگی ، حضور مستمر در تمرینات نظامی و مانورها ، بررسی جزء به جزء بخشهای مختلف ارتش و .... همه نشان از گرایش خوی طبیعی عبدالله به امور نظامی دارد تا جایی که عبدالله خود شخصاً بسیاری از وسایل و تجهیزات نظامی که با الطاف غرب می خرد را آزمایش می نماید.

و آن قدر در امور نظامی متبحر است که اگر کسی نداند فکر می کند که مسئولیت او فقط در قسمت نظامیست در حالی که عبدالله در امور سیاسی نیز متبحر است.

درجات بالای نظامی عبدالله در میان مسئولان منطقه و جهان کم نظیر است.

عبدالله به مدد دانش و مهارت و علاقه خود و البته پشتیبانی اسرائیل و کشورهای غربی در عرض چند سال گذشته بعد از آغاز پادشاهی با جدیت و تلاش به تجهیز ارتش خود مشغول بوده است ، تا جایی که ارتشی ایجاد کرده است بنام ارتش " شکست ناپذیر" که می توان گفت در میان کشورهای ضعیف عربی به حق نیز چنین است.

هدف استکبار از تجهیز همه جانبه ارتش اردن چیست؟!

استکبار سالهاست که به طور مخفی با گسیل کارشناسان برجسته خود به آموزش ارتش اردن مشغول است ، تجهیز ارتش اردن به آخرین سلاح های مدرن و پیشرفته روز دنیا ، سئوالات بسیاری را ایجاد می کند ، در حالی که اردن بیشترین مرز خاکی را با اسرائیل دارد و به نوعی دروازه اسرائیل می باشد ، این عمل استکبار نشان از اعتماد کامل به وفاداری خاندان هاشمی اردن به غرب می باشد در غیر این صورت ، و در صورت وجود کم ترین احتمال مبنی بر رویارویی اردن و اسرائیل ، این تجهیز عین حماقت و دیوانگی است و البته آنها مزدوران خود را به خوبی می شناسند!

برای این عمل استکبار در تجهیز اردن دو هدف می توان متصور بود ، اولاً چون اردن بیشترین مرز مشترک را با اسرائیل دارد ، تقویت هرچه بیشتر آن به مثابه ایجاد کمربندی امنیتی در اطراف اسرائیل است که می تواند این کشور را از خطرات بسیاری حفظ کند.

هدف دوم همان چیزی است که در طرح خاورمیانه جدید به آن اشاره شد ، طرحی بزرگ با اجرای اردن و ایجاد شکاف در محور مقاومت آغاز می گردد ، در این طرح در ابتدا جبهه باطل در نظر دارد با فتح سوریه رابطه بین حزب الله و ایران را قطع نموده و آن وقت با هر یک از این دو به صورت جداگانه مقابله نماید.

هدف از اجرای این طرح ، همانطوری که عرض شد تغییر کلی چهره جغرافیایی منطقه و بازسازی آن به شکل دلخواه جهان خواران است. که البته در نقشه جدید به خیال خام آنها خبری از ایران انقلابی و حماس و حزب الله نیست!

( اردنی ها ارتش خود را قدرتمند می دانند! ، اما از قدرت یاران امام زمان(عج) بی خبرند!)

(تجهیزات پیشرفته ارتش اردن ، اهدایی استکبار به مزدور خود!)

تمرینات سنگین نیروهای اردنی!

ارسال کماندوهای اردنی به یمن خود گواه این مطلب است که اردن و ارتش آن در امور نظامی صاحب ادعاست.  

( اردن با گسیل کماندوهای ورزیده خود ، عملاً نشان داد که در بحث نظامی صاحب ادعاست!

البته قدرت شگفت شیعیان منتظر امام زمان(عج) را  جهان قبلاً در جنگی ۳۳ روزه دیده بود!)

 

پس به خوبی آشکار می گردد که این صفت نظامی گری سفیانی و داشتن ارتش پیشرفته به خوبی بر عبدالله دوم منطبق است.

عزیزان دقت داشته باشند که ما قصد نداریم که با بزرگنمایی ، ارتش اردن را بسیار قدرتمند نشان دهیم ، اینگونه نیست ، بلکه اعتقاد داریم که ارتش ضعیف اردن در طی ۱۰ سال گذشته با برگزاری تمرینات و مانورهای سخت در زیر نظر کارشناسان آمریکایی و اسرائیلی و مجهز شدن به آخرین تجهیزات مدرن جنگی دنیا ، به شدت تقویت شده است ، ضمن اینکه حضور عبدالله دوم بعنوان یک نظامی کارکشته و البته فعال و پی گیر و علاقه مند به امور نظامی در این امر نقش مهمی داشته است.

البته باید توجه داشت که تنها بخشی از قدرت مهیب سفیانی ناشی از سپاه اوست ، طایفه بنی کلب که از اشرار هستند و احتمال قریب به یقین دروزی های ساکن شام می باشند و به دشمنی با شیعیان مشهورند نیز عبدالله را در جنایاتش کمک خواهند کرد ، علاوه بر اینکه اسرائیل نیز با قدرت تمام در نقش هم پیمان عبدالله دوم در جنگ وارد خواهد شد و احتمالا کشورهای غربی.

پس قدرت مهیب سفیانی تنها از لشگر اولیه او ناشی نمی شود.

 

 ۸ - سفیانی فردی شرور ، ستمگر ،  زشت خو ، بی رحم و سنگ دل است.

در واقع شرارت و سنگدلی سفیانی از صفات برجسته و آشکار او در روایات است . روایات متعددی بیانگر این اوصاف سفیانی هستند که اتفاقاً با عملکرد کلی او که همان ایجاد فتنه بزرگ و کشتار وحشیانه در عصر ظهور است ، هماهنگی کامل دارد. جنایات بزرگی که در شام ، عراق و مدینه توسط لشگریان او انجام می شود ، به فرمان او بوده و ریشه در خوی درندگی و سرکشی و شرارت او دارد.

رسول اکرم (ص) :

« شرورترین مردم ، ستمگرترین آنان ، که بسیار زشت خوی و سنگدلست ، سفیانی است ... » غیبت نعمانی ص 164 ، بحار ج 52 ص 249 و ...

امام صادق(ع) در این زمینه می فرماید :

« اگر سفیانی را ببینی ، او را پلیدترین مردمان می یابی که چهره ای گلگون  ، چشمانی کبود و موهایی زرد دارد ....» بحار ج 52 – ص 206  ، الزام الناصب ص 180

« سفیانی بدترین فرمانرواست ، دانشمندان و اهل فضل را می کشد ، و نابود می سازد و از آنها برای رسیدن به مقاصد خود یاری می خواهد و هرکس سرباز زند ، او را به قتل می رساند» نسخه خطی ابن حماد ص 76

« سفیانی در مدت 6 ماه کسانی را که نافرمانی وی را کنند ، می کشد و با اره آنها را سر می برد و در دیگها می پزد!» نسخه خطی ابن حماد ص 80

شرارت و سنگدلی پادشاه اردن تا چه اندازه به سفیانی شبیه است؟!

نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که روایات شریف قساوت و بیرحمی سفیانی و لشگریان او را بعد از خروج و در هنگام جنگ بیان می دارند و در مورد اوصاف او قبل از آغاز شرارت چیزی نفرموده اند ، این مطلب از آن جهت حائز اهمیت است که دقت کنیم بسیاری از افراد هستند که زمینه های شرارت و بیرحمی را  در درون خود به خوبی دارند ولی یا فرصت بروز این بی رحمی ها را نداشته اند و یا بنا بر مصالحی  قساوت و بی رحمی خود را کتمان نموده اند. 

( شقاوت و بی رحمی هر کسی را می توان از دشمنی او با صالحان و پاکان درک کرد. در شرارت و سنگ دلی پادشاه اردن همین بس که دست او به خون بزرگانی چون عماد مغنیه و سید عبدالعزیز حکیم آغشته است)

هرچند پادشاه اردن با توجه به شدت صفت نفاقی که در وجود خود دارد ، تلاش دارد که صفت بیرحمی و شرارت خود را پنهان سازد ولی رفتار او با شیعیان و کینه توزی عمیق او نسبت به آنها به خوبی این خوی درونی او را آشکار می سازد ، در حالی که دست او به خون افراد پاکی مانند " عماد مغنیه" و " سید عبدالعزیز حکیم " آغشته است.

نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد این است که فجایع بزرگ و کشتارهای وحشتناک و بروز کامل خوی درندگی افراد قدرت طلب ، تنها در طی درگیریها و جنگها به خوبی قابل مشاهده است. که برای رسیدن به مقصود از هیچ جنایتی رویگردان نبوده و به هیچ حد و مرز اسلامی و انسانی قائل نیستند.

نکته مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که حتی برخی افراد هستند که قبل از جنگ صفات وحشتناکی ندارند فقط عطش قدرت و دنیاطبی در دل آنها موج می زند و همین عشق و عطش موجب می گردد وقتی در ورطه سقوط افتادند برای رسیدن به آرزوهای مادی خود تا آخر خط بروند. نمونه کامل این مطلب وجود نحس عمرسعد است. کسی که در در اوائل محرم ۶۱ برای رفتن به کربلا و ایستادن مقابل امام حسین(ع) شب تا به صبح با خود حدیث نفس کرد و در مقابل نفس مقاومت کرد تا صبح فریب شیطان را خورد.

عمر سعدی که در آن شب شقاوت و  بیرحمی زیادی نداشت ، چون در مقابل حق مطلق قرار گرفته بود ، بعد از 10 روز سقوط به درجه ای از شقاوت و رذالت رسید که حتی جنایاتی که از او خواسته نشده بود مانند لگدکوب کردن بدنهای مطهر شهدای کربلا با اسب را مرتکب شد که تنها از خباثت درونیش بود و به انجام این جنایت ماموریت نداشت. آری این خشونت و سنگدلی  عجیب در طی 10 روز برای او ایجاد شد ، هرچند زمینه های آن از قبل در دل او  وجود داشت و آن آرزوهای دور و دراز دنیایی و عطش قدرت طلبی بود.

رفتار ظالمانه عبدالله دوم با شیعیان ، قتل بزرگانی چون " عماد مغنیه" و " سید عبدالعزیز حکیم " ، سختگیری و برخورد شدید با گروههای مقاومت ، عطش شدید عبدالله به قدرت و شهرت و .... همه و همه به خوبی نشان می دهد که زمینه های شرارت بزرگ در وجود پلید او به خوبی وجود دارد ، چیزی که در صورت آغاز خروجش به صورت شعله هایی مهیب منطقه را به آتش خواهد کشید و البته چون عبدالله دوم به جنگ حق مطلق یعنی امام زمان(عج) می رود ، در کوتاه مدت وحشتناکترین صفات شیطانی در وجود او ظهور خواهد نمود و بفرموده روایات شریف جنایاتی هولناک را مرتکب خواهد شد.

 

(در نگاه اول انسان باور نمی کند که اینها جنایتکاران بزرگ تاریخ باشند ، ولی مرور عملکرد آنها نشان می دهد که انسان تشنه قدرت تا چه اندازه می تواند سفاک و خونریز گردد.)

رادوان کاراجیچ رهبر صربهای بوسنی : به دستور او هزاران نفر در بوسنی و هرزه گوین به طرز فجیعی به قتل رسیدند.

بوش ، رئیس جمهور سابق آمریکا : با صدور فرمان جنگ ، صدها هزار نفر را در عراق و افغانستان به خاک و خون کشید.

صدام رئیس جمهور عراق : صدها هزار نفر از مردم ایران و عراق را به کام مرگ کشاند.

هیلتر رهبر نازی آلمان : میلیونها انسان بی گناه را نابود کرد.

یادمان باشد که این افراد قبل از اینکه به کشتار وسیع دست بزنند ، جنایتکارانی کوچک بودند ولی جنگ قدرت و فراهم شدن زمینه ،آنها را که دارای زمینه و استعداد وحشیگری بودند ، به جنایتکارانی بزرگ تبدیل کرد.

آیا با وجود این گذشته ننگین پادشاه اردن و آتشی که از کینه و دشمنی با شیعیان در سینه دارد ، پذیرش این مطلب که عبدالله دوم بعنوان سفیانی صدها هزار را به خاک و خون خواهد کشید ، سخت است؟!

کارنامه سیاه و دشمنی و کینه توزی شدید پادشاه اردن در برخورد با شیعیان ، عطش قدرتی که در او موج می زند علی الخصوص که یک پشتوانه تاریخی هم دارد ، مزدوری یهود و استکبار ، همه و همه نشان می دهد که عبدالله دوم به طور کامل استعداد تبدیل شدن به یک جنایتکار بزرگ تاریخی شدن را دارد ، چیزی که روایات شریف از آن بعنوان " سفیانی خونریز " نام می برند.

۹-  سفیانی ریاکار و منافق است و سعی می کند مردم را فریب دهد.

یکی دیگر از صفاتی که برای سفیانی در روایات شریف ذکر گردیده است ، نفاق و دورویی اوست. تا حدی که با وجود درنده خویی سفیانی ، او تلاش می کند که به قیام خود رنگ و لعاب مذهبی بدهد.

« سفیانی در اثر عبادت بسیار زرد رنگ به نظر می رسد »  نسخه خطی ابن حماد ص 75

 البته این ریاکاری و نفاق بیشتر مربوط به اوائل کار اوست و بعد از خروج و در طی کشتارهای وسیع ، پرده از چهره بر می دارد.

امیرمومنان (ع) :

« روز جمعه خروج می کند و بر فراز منبر دمشق قرار می گیرد ، و آن نخستین منبری است که او صعود می کند ، آنگاه خطبه می خواند  و مردم را به جهاد فرمان می دهد ، و از آنها بیعت می گیرد که هرگز با او مخالفت نکنند ، چه بر طبق خواسته شان باشد و یا بر خلاف آن » الزام الناصب ص 198

نکات مهمی در این حدیث وجود دارد :

سفیانی اهل منبر و موعظه نیست و این اولین و شاید آخرین منبر او باشد ولی برای مذهبی نشان دادن قیام خود این کار را می کند و مردم را به جهاد فرا می خواند!

گرفتن بیعت از مردم  بر عدم مخالفت آنها با اوامرش حتی اگر برخلاف نظر آنها  باشد ، به این دلیل است که سفیانی می خواهد که مردم و لشگریانش از درخواست او برای کشتار وسیع و فاجعه آفرینی سرپیچی نکنند زیرا می داند که احتمال سرپیچی مردم و لشگریانش وجود دارد.  

عبدالله دوم نیز فردی بسیار منافق ، دو رو و ریاکار است.

(تزویر و ریاکاری پادشاه اردن ، بعنوان یکی از صفات سفیانی) 

حضور او در مراسم عبادی ، مکه و مدینه ، کمک به مستمندان و فقرا و رسیدگی به نیازمندان ، سرکشی به امورات مردم ، نشان دادن احساسات و عواطف مذهبی و انسانی ، همه و همه ساختگی و تظاهر است تا جایی که بسیاری از مردم اردن حقیقت او را به خوبی می شناسند و در این مورد عبدالله موفقیت چندانی کسب نکرده است ، شاید علت بیداری مردم حضور افراد و جریانهایی الهی و خدایی مانند حزب الله و سید حسن نصرالله باشد که با باطن و حقیقت مردم ارتباط برقرار کرده اند ، و به شاخص حقانیت برای ملتهای منطقه مبدل شده اند که با وجود آنها دروغگویانی چون عبدالله دوم نمی توانند مردم را فریب دهند.

(تزویر و ریاکاری پادشاه اردن ، بعنوان یکی از صفات سفیانی) 

دشمنی عبدالله با جریان مقاومت در منطقه از جمله ایران ، حزب الله و نصرالله  و حماس که در نظر ملتهای منطقه بسیار محبوبند ، پرده از نفاق او برمی دارد و او را رسوا می سازد.

عامل دیگر رسوایی عبدالله ارتباط گسترده و پیدا و پنهان او با استکبار و یهود است که در منطقه به شدت مورد تنفرند ، هرچند عبدالله می کوشد که با مواضع و بیانات ساختگی ، برای خود وجهه ای کسب کند ، اما مواضع و عملکرد درخشان و البته نبرد جانانه حزب الله ، حماس و ایران با استکبار و یهود ، مواضع ریاکارانه و مزورانه او را برملا می سازد.

پس به خوبی قابل درک است که صفات منافق پیشگی ، دورویی و تظاهر تا چه حد در عبدالله وجود دارد و البته توانسته است که برخی از مردم ساده را بفریبد و یا از میزان دشمنی آنها در برابر عبدالله بکاهد.

جالب اینجاست که این تظاهر به دین و مذهب در کمتر کسی از رهبران عرب دیده می شود و اکثر رهبران عرب نیازی نمی بینند که افکار عمومی مردم خود را اقناع کنند ، اما می بینیم که عبدالله به شدت این مسیر را در پیش گرفته است ، آیا می توان گفت که او برای آینده برنامه ای ندارد ؟

( اوج تزویر و ریاکاری عبدالله دوم ، او در حالی که با اسرائیل در پنهان روابط گسترده ای دارد و مزدور آنهاست ، برای کسب وجهه در بین مسلمانان اسرائیل را تهدید می کند )

او در نظر دارد این سرمایه اعتماد عمومی را در چه امر مهمی استفاده کند؟ شاید بتوان گفت که اگر حزب الله و رهبر محبوبش و حماس مقاوم و رهبرانش نبودند ، تا با عملکرد و مواضعشان دلهای مردم منطقه را روشن کنند و چهره مزدوران را افشاء نمایند ، حرکات متظاهرانه عبدالله می توانست بسیار اثرگذاتر باشد و امروز عبدالله بعنوان محبوب ترین رهبر عرب مشغول پیگیری طرح های خیانت بار خود بود.

البته این روزها صفت منافق پیشگی عبدالله وارد مرحله جدید و خطرناکی شده است و استکبار و حکومت اردن در نظر دارند که با دورغ های گسترده و دستکاری در روایات ، چهره ای بسیار موجه برای خاندان هاشمی دست و پا کنند و خاندان هاشمی و شخص عبدالله و پسرش را به عنوان خلیفه های بلافصل حضرت رسول(ص) و (نعوذبالله) مهدی موعود(عج) جابیندازند و زمینه را برای آغاز حرکت خونبار او فراهم کنند!! که در چند روز آینده مقاله ای بسیار مهم در این زمینه منتشر خواهد شد ، تمام این تحرکات به خوبی میزان صفت نفاق و دورویی عبدالله دوم را نشان می دهد.

جالب این است حکومت اردن برای اینکه از  عبدالله چهره ای مقدس بسازد در طی برنامه های مختلف تلویزیونی در حالی که عبدالله را در حال عبادت و قرائت قرآن نشان می دهد  به طور مکرر از او بعنوان شخص محبوب و مورد علاقه مردم اردن نام می برد.

با جستجو در لینکهای زیر می توانید فیلم های متعددی در این رابطه ببینید:

http://www.youtube.com/results?search_query=%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%AB%D8%A7%D9%86%DB%8C

http://video.google.com/videosearch?q=%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%DA%A9+%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%AB%D8%A7%D9%86%DB%8C&hl=en&emb=0&aq=f#

 

با این وجود می بینیم که صفت نفاق و دورویی سفیانی  بطور کامل در عبدالله دوم وجود دارد.

۱۰-  سفیانی با یهود رابطه داشته و یهود و غربیان از او حمایت می کنند

" فرهنگ "  و  " گرایش سیاسی " غربی سفیانی

روایات بیانگر این است که سفیانی فرهنگ و آموزش غربی دارد و چه بسا در همانجا پرورش یافته باشد . ( عصر ظهور – ص 118)

« سفیانی در حالی که رهبری گروهی را بر عهده دارد مانند شخص نصرانی ، صلیب بر گردن دارد و از سرزمین رومیان روی می آورد » غیبت طوسی 278

امام باقر(ع) :

« سفیانی هنگامی که از ممالک روم برمی گردد ، صلیب بر گردن دارد » بحار ج 52 ص 377 – منتخب الاثر ص 455

روایات دیگری نیز هست که به پیوند سفیانی و یهود و دنیای غرب اشاره دارد ، البته ممکن است که منظور روایات از آویختن صلیب برگردن معنای ظاهری آن نباشد و تعهد در برابر غربیان و یهود مراد باشد چنانکه با تظاهر و ریاکاری سفیانی در میان مسلمانان منافات دارد و قطعاً مسلمانان از کسی که صلیب بر گردن دارد پیروی نمی کنند و البته ممکن است بقول مترجم کتاب "یوم الخلاص" این صلیب در زیر لباسهای سفیانی پنهان باشد که از دیده ها مخفی می باشد همچنانکه در مورد معاویه می گویند هنگامی که بعد از مرگ لباسهای او را از بدن خارج می کردند با کمال تعجب ، صلیب آویخته ای را در گردن معاویه مشاهده کردند!

آنچه به دست می آید این است که قیام سفیانی و همچنین شخصیت او پیوندی محکم با یهود و غرب دارد.

حتی این امر مطرح است که سفیانی که قبلاً ظاهراً مسلمان بوده است به مسیحیت گرایش پیدا می کند ، همچنانکه روایات بیان می دارند او در حالی که صلیب بر گردن دارد از سرزمین رومیان می آید.

بلکه بقول نویسنده کتاب عصر ظهور ، سفیانی بعنوان خط مقدم به نفع یهودیان و غرب وارد پیکار با امام زمان(عج) می شود ، از سویی روایات بیان می دارند که سفیانی بعد از شکست اول عقب نشینی کرده و پایتخت خود را در رمله فلسطین که بنا بر روایات محل تجمع یهودیان در آخرالزمان است قرار می دهد ، نشان دهنده این مطلب است که سفیانی با یهود ارتباطی تنگاتنگ دارد.

همچنانکه روایات بیان می دارد که پس از شکست سفیانی باقیمانده سپاهش به غرب پناهنده می شوند ، که البته امام مهدی(عج) با تهدید ، این افراد پناهنده که از مشاوران و فرماندهان لشگر سفیانی بوده اند را از غرب باز پس گرفته و مجازات می نمایند.

 رابطه آشکار عبدالله دوم با یهود و غرب

روابط صمیمی عبدالله با اسرائیل  و دنیای غرب آنچنان گسترده و آشکار است که نیاز به توضیح و  تفسیر ندارد ، از مادر انگلیسی او و رشد و نمو و پرورش او در انگلستان مشخص است که شخصیت او از کودکی در آن محیط و فضا شکل گرفته است و به  شدت به غرب دلبستگی دارد ، و البته این گمان می رود که از ابتدا مادر او با برنامه ای از پیش تعیین شده در راه پدرش ملک حسین قرار گرفته باشد تا از آنها فرزندی به وجود آید دو رگه که استکبار با تربیت و رشد آن ، آنگونه که خود می خواهد ، برای اهداف بلند مدت در زمان مقتضی از این عنصر استفاده کند ؛ که اگر اینگونه باشد ، قطعاً افرادی هم در هنگام تحصیل عبدالله در انگلستان و آمریکا مسئول بوده اند که او را به بهترین وجهی به شیوه غربی تربیت کنند و از به وجود آمدن احساسات ضد غربی در او جلوگیری کنند.

و البته روابط بسیار صمیمی و گسترده اردن با استکبار و صهیونیسم نشان می دهد که پرورش دهنگان او تا چه در این امر مهم موفق بوده اند ، اردن در حالی که به شدت با کشور اسلامی ایران به عنوان دشمن درجه یک استکبار در منطقه و حزب الله و حماس بعنوان نماد مقاومت در برابر صهیونیسم ، دشمنی و ستیز دارد ، بعنوان همپیمان بزرگ اسرائیل و آمریکا در منطقه به شمار می رود.

( علاقه زیاد عبدالله دوم به مسیحیت عجیب نیست زیرا او دارای مادری انگلیسی بوده و خود نیز بزرگ شده انگلستان و آمریکاست)

و به همین خاطر است که اردن بر خلاف کشورهای دیگر منطقه که در طی دهه های گذشته انقلاب های مردمی و مواضع ضد استکباری را شاهد بوده اند ، در آرامش نسبی به سر می برد.

جالب است بدانید که اکثر افراد خاندان پادشاهی اردن جزو فراماسونها می باشند حتی شریف حسین! که مستندات آن توسط استاد خادم الامام(عج) در زمان انتشار مقاله ارائه خواهد شد و بدین صورت ، علت روابط گرم و گسترده خاندان پادشاهی اردن با دنیای غرب و صهیونیستها به خوبی آشکار می گردد.  

علت توجه و سرمایه گذاری زیاد یهود و غرب بر روی اردن چیست؟

همانطوریکه عرض شد این کشور دارای طولانی ترین مرز با اسرائیل بوده و در صورتی که از دست استکبار خارج و به دست مسلمانان انقلابی بیفتد به عنوان خطری بالقوه محسوب می شود و برای اسرائیل بسیار خطرناک است تا جایی که می توان اردن را دروازه اسرائیل دانست و از این روست که صهیونیسم تا جایی که امکان داشته است با دقت این دروازه را محکم کرده است و تشکیل پادشاهی اردن بعنوان یک کمربند امنیتی محکم برای حفاظت از اسرائیل از دهها سال پیش و شاید همزمان با تشکیل اسرائیل طراحی شده است.

البته این نگاه اولیه استکبار به اردن بوده است و سالهاست که نگاه جدید به اردن که همان مجری گری طرح خاورمیانه جدید باشد ، شکل گرفته است. یعنی اردن علاوه بر نقش دفاعی و کمربند امنیتی اینک نقش تهاجی نیز پیدا کرده است و قرار است با اجرای این طرح شوم و خطرناک و حمله به کشورهای منطقه ، بعنوان آخرین راه استکبار برای جلوگیری از سقوط سلطه جهانخواران در منطقه حساس خاورمیانه مورد استفاده قرار گیرد.

پس روابط اردن و صهیونیسم و استکبار یک روابط حیاتی و استراتژیک است.

ارسال آخرین تجهیزات نظامی به اردن ، تاسیس پایگاهی مجهز با وسعت 500 هکتار و آموزش نیروهای امنیتی بر ضد انقلابیون منطقه توسط کارشناسان اسرائیلی و آمریکایی ، همکاریهای گسترده امنیتی و اطلاعاتی برای برخورد با جنبشهای اسلامی ، اتخاذ مواضع همسو و هماهنگ سیاسی بین اردن و غرب و ... نشان می دهد که عبدالله دوم تا چه اندازه روابط محکم و ناگسستنی با دنیای غرب و یهود دارد و آنها تا چه اندازه به اردن و شخص عبدالله اعتماد دارند ، چیزی که بعنوان یکی از مشخصات سفیانی مورد اشاره روایات شریف قرار گرفته است.

روایتی جالب و جنگ عبدالله با عبدالله!

در میان روایات سفیانی دو روایت داریم که بیان می کنند در قرقیسا که نبرد سختی بین سفیانی و دشمنانش رخ می دهد ، عبدالله با عبدالله می جنگد!

امام صادق(ع) :

سپاه سفیانی در مسیر خود به عراق وارد " قرقیسیا " می شود و در آنجا میان " عبدالله " و "عبدالله" جنگ در می گیرد و پس از آن از طرفین صدهزار نفر کشته میشوند....

غیبت شیخ طوسی - ص ۲۷۹ ، الملاحم و الفتن ص ۲۹

 " ... عبدالله شتابان وارد قرقیسیا شده با سپاه سفیانی وارد جنگ می شود ... "

بحار ج ۵۲ ص ۲۰۸ ، بشاره الاسلام ص ۱۷۷

با روشن شدن نام سفیانی که عبدالله دوم است ، این معما تا حدی حد می شود اما عبدالله دیگر کیست  که با عبدالله سفیانی می جنگد؟ روایات ظهور بیان می کنند که یکی از اصلی ترین طرفهای درگیری در قرقیسیا نیروهای ترک هستند و علت نبرد قرقیسیا نیز آشکار شدن گنجی بزرگ در نزدیکی مرزهای عراق ، سوریه و ترکیه می باشد که ممکن است این گنج معدن طلا یا اورانیوم و یا ذخایر نفتی باشد ، در هر حال نیروهای ترکیه با ادعای تسلط بر این ذخایر وارد این جنگ شده و به سختی با نیروهای سفیانی درگیر می شوند ، هرچند سفیانی که از حمایت یهود و غرب نیز بهره می برد در این جنگ پیروز می شود.

پس با شگفتی تمام می بینیم که عبدالله دومی که با عبدالله سفیانی درگیر می شود و فرمانده و حاکم نیروهای ترک می باشد ، به احتمال قریب به یقین همان رئیس جمهور ترکیه یعنی عبدالله گل است.

که این حدیث از طرفی سفیانی بودن عبدالله را تقویت می کند و از طرفی دیگر نزدیک بودن خروج او را به اثبات می رساند.

جالب است که محل قرقیسیا در شمال شرقی سوریه بین مرزهای عراق ، سوریه و ترکیه قرار دارد و به گفته محققین دارای معادن مختلف است.

 

 گوشه ای از خیانت خاندان هاشمی  به امت اسلامی و قدس شریف در گذشته و حال

۱- تشکیل اسرائیل و اشغال قدس با خیانت خاندان شریف حسین

پس ازشکست عثمانی ها که با کمک استعمارگران انگلیس صورت گرفت طرح اسکان یهودیان در فلسطین به مرحله اجرا در آمد.

طرح" سایکس – پیکو" در سال 1916 واعلامیه شوم" بالفور" دردوم نوامبر1917 با موافقت"حسین" شریف مکه عملی شد وبه تدریج بخشی از منطقه خاورمیانه بین صهیونیستها وخاندان هاشمی تقسیم شد.

این تقسیم بندی که تاریخ نگاران آن را بخشی ازخیانت خاندان"هاشمی"می دانند منجربه تشکیل رژیم اسرائیل و آواره شدن میلیونها فلسطینی شد که نتایج  آن همچنان گریبانگیر مسلمانان  منطقه است.

درحقیقت بدون توافق پنهانی خاندان هاشمی واستعمارگران انگلیس وفرانسه برای تضعیف جهان اسلام امکان شکل گیری رژیم صهیونیستی وجود نداشت

 ۲-  طرح " پادشاهی اردن و فلسطین هاشمی "

تلاش برای تحقق طرح " پادشاهی اردن و فلسطین هاشمی " و اسکان دائمی آوارگان فلسطینی در اردن و با پرداخت مبالغی از جیب کشورهای اسلامی!

در همین ارتباط در یک سال و نیم قبل،  پادشاه اردن در دیدار با هیاتی اسرائیلی ، در مورد بازگشت آوارگان فلسطینی عنوان کرده بود که به اسرائیل حق می دهد که این امر را نپذیرد و نگران باشد و پیشنهاد داد تا به جای حق بازگشت،  به آوارگان فلسطینی با تخصیص مبالغی به آنها و از جیب کشور های عربی! آنها را در مکانهای کنونی و کشورهایی که هستند اسکان بدهند و از بازگشت آنان به فلسطین جلوگیری نمایند.

در طرحی که بنام طرح  " پادشاهی اردن و فلسطین هاشمی " نامیده می شود اردن با هماهنگی با اسرائیل در نظر دارد با ضمیمه کردن کرانه باختری رود اردن و بخش شرقی بیت المقدس به اردن و گسترش قلمرو خود و اسکان فلطسطینیان در آن ،  اسرائیل را برای همیشه  آسوده خاطر نماید.

 

عبدالله به شدت در حال آماده نمودن خود برای ایفای نقش در صحنه منطقه ای با همکاری امریکا و اسرائیل است. و همه حمایتهای وی از مسجد الاقصی و فلسطینیان نیز دروغی بیش نیست . اینها با کسب وقت به اسم مذاکرات در حال تسلط کامل بر قدس و تخریب مسجد الاقصی هستند. و معامله ای بزرگ بین اینها در حال انجام است. یعنی قدس و تخریب مسجد الاقصی در مقابل تسلط عبدالله دوم کل کرانه غربی و انضمام آن به اردن و ایضا حمایت امریکا و اسرائیل در صورت هر گونه شورش در منطقه و سرکوب کردن ان با کمک اردن.

 

نتیجه گیری :

مستندات مقاله مصداق سفیانی بودن پادشاه اردن ارائه شد ، رفقا مشاهده فرمودند که روایات سفیانی چگونه بطور عجیبی برعبدالله دوم منطبق است. برای بنده به دلایل مختلف احتمال سفیانی بودن عبدالله قریب به یقین است.

ما در این مورد که جهان در آستانه ظهور است شکی نداریم ، درست است که تنها با انطباق عجیب اکثر قریب به اتفاق مشخصات عبدالله بر سفیانی روایات نمی توانیم کاملاْ یقین کنیم که عبدالله همان سفیانی عصر ظهور است ، ولی وقتی وقایع و نشانه های دیگر  نزدیک بودن ظهور را هم نگاه می کنیم و کنار هم می گذاریم ، این احتمال به شدت تقویت می شود.

ما اعتقاد راسخ داریم که  قطعاً در عصر ظهور به سر می بریم، اکثریت قریب به اتفاق نشانه های ظهور رخ داده اند ، بزرگان و مراجع ما سالهاست که بشارت نزدیکی ظهور می دهند و بزرگان عرفان آن قدر آن را نزدیک می دانند که فرموده اند پیرمردها هم آن را خواهند دید ، از طرفی دیگر تمام محورهایی که در هنگام ظهور فعال خواهند بود ، اینک ملتهب هستند از یمن ، عراق تا مصر ، فلسطین و ... از طرفی دیگر دشمنان سالهاست که با درک نزدیکی ظهور به منطقه خاورمیانه که محل ظهور خواهد بود ، هجوم آورده اند و ....

به طور قطع با درک این همه نشانه و دلایل دیگر ، ما یقین داریم که جهان در آستانه ظهور است.

اگر جهان در آستانه ظهور باشد ، پس نتیجه می گیریم که سفیانی اینک باید زنده و در قید حیات بوده و با توجه به نزدیکی ظهور ، قدرتمند و مجهز باشد ، اگر بررسی مختصری در شام انجام دهیم ، خواهیم دید که فردی با مشخصاتی که روایات برای سفیانی ذکر فرموده اند جز عبدالله دوم بعنوان مصداق سفیانی وجود ندارد ، و تنها کسی که معروف و قدرتمند بوده و اکثریت قریب به اتفاق نشانه های سفیانی بر او منطبق می باشد ، پادشاه اردن است ، از سویی دیگر پادشاه اردن علاوه بر دارا بودن نشانه های سفیانی ، از انگیزه و هدفی قدرتمند برای قیام برخوردار است و آن تسلط بر کشورهای عربی منطقه می باشد که عبدالله آنها را با توجه به سابقه تاریخی خیالی خود ، ارث خاندان پادشاهی اردن می داند.

از سویی دیگر نقش بسیار مهم اردن بعنوان مجری طرح خاورمیانه بزرگ و اذعان دشمنان به این واقعیت  احتمال سفیانی بودن عبدالله را به شدت تقویت می کند ، علاوه بر آن زمینه سازی گسترده دشمن برای قیام پادشاه اردن با ایجاد تقدس کاذب در بین ملتهای منطقه بعنوان نجات دهندگان امت اسلامی ، همه و همه نشان می دهد که بدون ذره ای تردید پادشاه اردن همان سفیانی عصر ظهور است زیرا علاوه بر انطباق قریب به اتفاق نشانه های سفیانی بر عبدالله دوم ، واقعیتهای منطقه ای و سیر تحولات و رخدادهای منطقه نیز به خوبی این را نشان می دهد که کشور اردن و شخص عبدالله دارای نقشی بسیار مهم در تحولات آینده منطقه خواهند بود ، چیزی که روایات شریف از آن بعنوان نقش سفیانی نام می برند.

 البته آنچنان که اشاره شد این یقین به سفیانی بودن پادشاه اردن نمی تواند دلیلی بر تعیین وقت برای خروج و قیام او باشد و ممکن است سالها بعد خروج او رخ دهد ، هرچند طرح  گسترده تقدس زایی برای خاندان هاشمی! اردن و عبدالله نشان می دهد که زمان شروع حرکت عبدالله بسیار نزدیک است.

ما در طی مقاله بعدی نشان خواهیم داد که استکبار در طی برنامه ای گسترده در حال القای این تفکر در اردن و کشورهای عربی است که خاندان پادشاهی هاشمی اردن و مخصوصاً عبدالله و پسرش توسط روایات بعنوان نجات دهنگان امت اسلامی در آخرالزمان معرفی شده اند و پسر عبدالله  محمد همان مهدی موعود است!!! و عبدالله کسی است که با یهود می جنگد و مسجدالاقصی را آزاد می کند و کشورهای اسلامی را متحد کرده و بر آنها خلافت می کند و با رافضی های فارس ( شیعیان ایران) می جنگد و ....

در واقع استکبار با این طرح خبیثانه در نظر دارد که زمینه قیام عبدالله سفیانی را در افکار عمومی فراهم نماید. و بر ماست که با افشاگری مستند ، تا دیر نشده این طرح شوم را خنثی نموده و ماهیت واقعی او را برای ملتهای منطقه آشکار سازیم.

 

.................................................................................................

- ما همچنان منتظر ارائه مقاله استاد خادم الامام هستیم ، که هرچه زودتر اندک شک و شبهه باقیمانده در ذهن عزیزان نیز با مستندات ایشان برطرف گردد.

رفقا لینک زیر هم یک مطلب کوتاه است در مورد سفیانی که فرصت نشد در مقاله اصلی گنجانده شود :

راز افشاگری ائمه اطهار(ع) در مورد سفیانی چیست؟!

 - انشاالله در طی مقاله بعدی که بسیار مهم است نشان خواهیم داد که استکبار در نظر دارد با ایجاد تقدس کاذب برای عبدالله و خاندان هاشمی اردن زمینه حرکت این مزدور خویش را فراهم نماید.

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389ساعت 22:31 توسط کامبیز |

 آیا پادشاه اردن همان سفیانی عصر ظهور است؟! (قسمت دوم)

بررسی انطباق صفات سفیانی بر عبدالله دوم

 

(قبل از اینکه زلزله ای مهیب رخ دهد ، بسیاری نمی توانند رخ دادن حوادث وحشتناک را  تصور کنند ، اما بعد از مدتی با چشمان خود آنچه را باور نداشتند ، خواهند دید!)

با سلام و درود بر همه عزیزان

ما در قسمت اول ثابت کردیم که عبدالله دوم از خاندان پادشاهی اردن برای آغاز جنایات خود در خاورمیانه ، سوریه ، عراق و عربستان ( همان منطقه ذکر شده برای جنایات سفیانی!) دارای دلایل و انگیزه ای قدرتمند است ، در قسمت قبل دیدیم که حسین شریف جد چهارم عبدالله دوم که از طوایف مطرح مکه بود و خود را منتسب به اهل بیت(ع) می کرد و ادعای خلافت بر کشورهای اسلامی را می نمود ، با وعده و وعید استعمار با نیروهای خود قیام کرد و کشورهای عرب خاورمیانه را به کمک نیروهای خارجی از سلطه حکومت ضعیف شده عثمانی بیرون آورد و تا مدتی نیز خود و پسرانش کشورهای عربستان و عراق و سوریه و اردن را در اختیار داشتند و بر آنها حکومت می کردند تا اینکه آل سعود به کمک انگلیس در عربستان قدرت گرفت و حسین شریف و خاندانش را از عربستان بیرون انداخت! و کشورهای سوریه و عراق نیز از دست خاندان حسین شریف خارج شد. و بدین ترتیب عقده ای بزرگ در دل این خاندان برای باز گرداندان میراث خانوادگی خود که حکومتهای عراق و سوریه و مخصوصا عربستان(بعنوان سرزمین آبا و اجدادی) شکل گرفت که نسل به نسل منتقل شد.

(عبدالله دوم با داشتن پشتوانه ای تاریخی قوی ترین انگیزه را برای آغاز جنگ  در خاورمیانه و بازپس گیری ارث خیالی خاندان خود  دارد)

همچنین نشان دادیم که بیش از یک دهه است که استکبار به این نتیجه رسیده است که برای تداوم سلطه خود بر خاورمیانه باید بار دیگر مانند ۱۰۰ سال قبل چهره جغرافیایی این منطقه به کلی دگرگون شود و کشورهای جدیدی ایجاد گردد و ...  عرض شد که مرحله اول این نیت شوم که به خاورمیانه جدید معروف بود بعد از حمله آمریکا شروع شد و در نهایت با مقاومت جانانه و تسلیم نشدن ایران شکست خورد ، مرحله دوم آن با حمله اسرائیل به حزب الله آغاز شد و باز با جنگ دلاورانه حزب الله و شکست اسرائیل ، مرحله دوم نیز شکست خورد و تنها مرحله سوم آن به رهبری اردن باقیمانده است که البته با حمایت آمریکا و اسرائیل اجرا خواهد شد و عبدالله دوم نقش خود را بعنوان سفیانی در اجرای این طرح شیطانی بروز خواهد داد.

( طرح خاورمیانه جدید بهترین فرصت برای عبدالله دوم برای رسیدن به آرزوهای بزرگ!)

در این قسمت ما ضمن بیان صفاتی که روایات شریف برای سفیانی ذکر فرموده اند ، نشان خواهیم داد که تمام این صفات و نشانه ها بر عبدالله دوم منطبق می باشند و پادشاه اردن همان سفیانی روایات عصر ظهور است. 

سفیانی کیست؟

سفیانی که یکی از علامات حتیمه ظهور است ، اصلی ترین دشمن امام زمان(عج) می باشد که به نمایندگی از جبهه باطل در نبرد  وارد می شود ، بنا بر روایات این فرد از شام خروج کرده و بعد از درگیریهایی در سوریه که با پیروزی و فتوحات سریع او پایان می یابد ، به سوی عراق روی می آورد و بعد از ارتکاب جنایاتی فجیع و دهشت آور در عراق دو سپاه مجهز یکی برای مقابله با ایرانیان زمینه ساز ظهور و دیگری به سمت سرزمین عربستان راهی می سازد.

سپاه او در جنگی سخت از سید خراسانی رهبر ایرانیان شکست خورده و عقب نشینی می کند و سپاهی که بسوی عربستان رهسپار شده است بعد از جنایات هولناک در مدینه برای دستگیری امام زمان(عج) رهسپار مکه می گردد ، که در میان مکه و مدینه در سرزمینی بنام " بیداء " به امر الهی در زمین فرو رفته و نابود خواهند شد.

پس از این شکست ها سفیانی از عراق عقب نشسته و ستاد فرماندهی اش را به رمله فلسطین منتقل می کند و بعد از پشیمانی که در مذاکره با امام زمان(عج) به او دست می دهد تصمیم میگیرد که از جنگ دست بکشد ولی با تحریک اطرافیان باز مبادرت به جنگ کرده و در نهایت کشته خواهد شد.

ما قبل از اینکه به بررسی صفات سفیانی و انطباق آن بر عبدالله دوم بپردازیم ، زندگینامه مختصری از وی را مرور می کنیم :

  زندگینامه عبدالله دوم( پادشاه اردن) :

عبد الله دوم در تاریخ ۳۰ ژانویه ۱۹۶۲ در شهر امان  به دنیا آمد ، پدر او ملک حسین پادشاه قبلی اردن و مادر او شاهزاده مونا الحسین ، آنتونیت آوریل گاردینر دختر یک افسر انگلیسی بود که در جریان فیلمبرداری فیلم لورنس عربستان که بخش هایی از آن در کشور اردن فیلمبرداری شد به طرز سوال برانگیزی با ملک حسین آشنا و ازدواج کرد.

(بسیاری اعتقاد دارند ، ازدواج ملک حسین با دختری انگلیسی و تولد پسری دورگه و به قدرت رساندن او برای حفظ بهتر منافع اسرائیل نقشه ای از پیش طراحی شده بوده است)

 

ملک عبدالله در کودکی، آموزش ابتدایی خود را در مدرسه اسلامی پایتخت اردن گذراند، و پس از آن تحصیلات خود را در مدرسه سنت ادموند ( هایندهد) در سوری انگلستان ادامه داد. پس از آن عبدالله آموزش متوسطه خود را در دبیرستان ایگلبروک و آکادمی دیرفیلد ایالات متحده آمریکا گذراند. وی پس از ترک دیرفیلد به دانشکده پمبروک آکسفورد ، که گفته می‌شود وی مبالغی را به آن اهدا کرده ، رفت.

وی در سال ۱۹۸۰، به عنوان دانشجوی دانشکده افسری سلطنتی سندهرست وارد این دانشکده شد. عبدالله در سال بعد در نتیجه یک ماموریت با درجه ستوان دوم وارد سواره‌نظام سلطنتی سیزدهم/هجدهم (ملکه مری) شد. ملک عبدالله از روابط نزدیکی با ارتش انگلیس برخوردار است و در سواره‌نظام سبک، که یک هنگ زرهی است دارای درجه سرهنگی و جانشین فرمانده سواره‌نظام سلطنتی است.

( عبدالله دوم از نوجوانی به مسائل نظامی علاقه داشت و مدارج بالایی را در زمینه تحصیلات گذرانده است(یکی از صفات مشهور برای سفیانی نظامی بودن اوست!))

عبدالله با رانیه الیاسین که اصلیت اردنی دارد ، ازدواج کرد. و صاحب چهار فرزند است.

عبدالله پس از مرگ پدرش ملک حسین در تاریخ ۷ فوریه ۱۹۹۹ به پادشاهی رسید. حسین در تاریخ ۲۴ ژانویه وی را ولیعهد خواند و وی را جایگزین برادرش شاهزاده حسن کرد که سال‌های زیادی این منصب را در اختیار داشت. این تصمیم وی چندان مطلوب عموم واقع نشد چرا که مادر عبدالله، شاهزاده مونا الحسین آنتونیت آوریل گاردینر در اصل، زادهٔ انگلیس بود. امری که بحث بسیاری را به راه انداخت.

نحوه تولد عبدالله و اینکه فردی دو رگه عربی - انگلیسی است ، از مباحث مهمی است که در مورد او در اردن مطرح است.

این فرضیه به طور جدی در مورد او مطرح است که زندگانی او قبل از تولد ، تولد ، تحصیلات و به قدرت رسیدنش تماما زیر نظر انگلستان بوده است تا فردی که بتواند به بهترین نحوی حافظ منافع انگلیس ، اسرائیل و آمریکا در منطقه باشد ، سر کار بیاید.

 

برای بررسی انطباق صفات سفیانی بر ملک عبدالله دوم در ابتدا صفات سفیانی را ذکر می کنیم و در ادامه انطباق هر کدام از صفات ذکر شده را بر پادشاه اردن بررسی می کنیم.

 صفات سفیانی :

روایات شریف این مشخصات را برای سفیانی ذکر فرموده اند :

۱- نسب او از ابوسفیان و خاندان بنی امیه است

۲- نام او " عثمان بن عنبسه " و  یا " عبدالله " است

۳- دارای چهره ای گلگون ، سرخ و سفید ، بور و چشمانی زاغ و موهایی زرد رنگ  است

۴- محل خروج او از "شام" یا "وادی یابس" خواهد بود

۵- نسبت به خاندان عصمت و طهارت(ع) و شیعیان کینه ای عمیق دارد

۶-  رنگ پرچم او قرمز است

۷- با یهود رابطه داشته و یهود و غربیان از او حمایت می کنند

۸- لشگر مجهز و قدرتمند دارد و بر امور نظامی تسلط دارد

۹- ریاکار و منافق است و سعی می کند مردم را فریب دهد

۱۰ – سفیانی فردی شرور ، ستمگر ،  زشت خوی و سنگ دل است

 

۱- نسب سفیانی :

همانگونه که معنی کلمه سفیانی اشاره دارد روایات شریف بیان می دارند که او از نسل ابوسفیان و خاندان بنی امیه است. این حقیقت در احادیث متعددی مورد اشاره قرار گرفته و مورد قبول همه محققین و دانشمندان اسلامی است.                                                                                                                                                                                

 امیرالمومنین :

« او از فرزندان ابوسفیان است ، به سرزمین آرامش و آسایش وارد می شود و بر منبر آن تکیه می زند » بحار ج 52 ص 205

 امام صادق(ع) ضمن بیان حدیثی اصل و نسب سفیانی را به خوبی بیان می فرمایند :

« ما و اولاد ابوسفیان دو خاندان هستیم که به خاطر خدا با یکدیگر دشمنی داریم. ما گفتیم که خداوند راست می گوید و آنها گفتند که خداوند دروغ گفت. ابوسفیان به جنگ پیامبر برخواست و معاویه فرزند ابوسفیان به جنگ علی بن ابیطالب(ع) رفت و یزید پسر معاویه به نبرد با حسین بن علی(ع) پرداخت و سفیانی به مصاف قائم(عج) برمی خیزد » بحار ج 52 ص 190

 

 اما سفیانی که از نسل ابوسفیان و خاندان بنی امیه است چگونه بر عبدالله هاشمی قابل تطبیق است؟

 جهان خاندان پادشاهی اردن را با نام هاشمی می شناسند ، و عبارت اردن هاشمی برای همه جا افتاده است ، اما  ثابت شده است که این خاندان این نسب را برای خود جعل کرده و برای رسیدن به اهداف خبیثانه ، ماهیت واقعی خود را پنهان داشته اند.

و هدف از این هم جعل چیزی نبوده است جز استفاده از محبوبیت بنی هاشم و در امان بودن از نفرتی که مسلمانان از قدیم الایام از بنی امیه در دل دارند.

بهترین کتابی که در این زمینه نگاشته شده و جعلی بودن نسب خاندان پادشاهی اردن را آشکار می سازد ،  کتاب « ملک عبدالله ، بریتانیا و ساخت اردن » نوشته خانم پروفسور مری کریستینا ویلسون استاد استاد و مدیر موسسه تاریخ دانشگاه ماساچوست آمریکاست که  به استناد مدارک منتشر شده وزارت کشور و مستعمرات بریتانیا به نگارش درآمده است و جعلی بودن نسب هاشمی را برای پادشاهی اردن به خوبی نشان می دهد.(البته منظور از ملک عبدالله در عنوان کتاب ، عبدالله اول ، پسر حسین شریف است که اولین حاکم اردن پس از استقلال از عثمانی بود) 

 

لینک دانلود کتاب

http://books.google.com/books?id=Pjle8oMlIrMC&printsec=frontcover&dq=Mary+Christina+Wilson+jordan&source=bl&ots=2pe5MB4ZHu&sig=Xet2mson9Mx2zgxzINT2HTD8Klw&hl=en&ei=A3WmS_enIIuRjAe384CeCg&sa=X&oi=book_result&ct=result&resnum=2&ved=0CAsQ6AEwAQ#v=onepage&q=&f=false

کتاب« ملک عبدالله ، بریتانیا و ساخت اردن » نوشته خانم پروفسور مری کریستینا ویلسون استاد استاد و مدیر موسسه تاریخ دانشگاه ماساچوست آمریکا که ثابت می کند شجره نامه خاندان پادشاهی اردن جعلی می باشد. 

 

مری ویلسون ثابت می‌کند که این ادعا(هاشمی بودن خاندان پادشاهی اردن) نادرست است. ادعای وی بر مبنای اطلاعات موثق فاش شده‌ای است که از وزارت کشور و امور اتحادیه کشورهای همسود به دست آمده‌است. جزئیات و شواهد وی در کتاب «ملک عبدالله، بریتانیا و ساخت اردن» گردآوری شده‌است.

در ابتدای این کتاب خانم ویلسون بیان می کند که تبار شناسی از  قدیم الایام در مکه بسیار مهم بوده است و به دلیل اینکه خاندانهای بزرگ مکه دست نخورده باقی مانده اند ، جعلی بودن یک شجره نامه به راحتی مشخص می گردد.

( مورد تردید بودن شجره خاندان هاشمی در ویکیپدیا )

 

اگر نسب پادشاهی اردن هاشمی نیست ، پس چیست؟

همانگونه که در بررسی خاندان هاشمی مشخص شد ، جد چهارم عبدالله شریف حسین از بزرگان و اشراف مکه بوده است که به طمع تسلط بر کشورهای اسلامی و با وعده های انگلیس عربستان را ترک کرد و توانست با نیروهای خود و کمک انگلیس کشورهای عربی را از امپراطوری عثمانی جدا کند و البته مدت زمانی نیز فرزندان او بر برخی کشورهای اسلامی مانند اردن و عراق حکومت کردند ، اما اصالتاً این خاندان جزو طوایف قدیمی و مهم مکه بوده اند.

مهم ترین طوایف مکه از قبیله قریش بودند ، شريف‏ترين و محترم‏ترين قبيله عرب «قريش‏» بود. چون آنها ساكن مكه بودند، و توليت و حمايت  خانه كعبه را به عهده داشتند. و قریش نیز دارای طوایف مختلفی بود ولی دو طایفه بنی امیه و بنی هاشم از اهمیت بیشتری برخوردار بودند ، در حالی که بنی هاشم به نجابت و خوبی مشهور بودند ، بالعکس بنی امیه به شرارت و بدنامی زبانزد بودند.

درحالی که انتاسب  پادشاهی اردن به بنی هاشم رد شود ، احتمال انتساب آن به بنی امیه بسیار زیاد است در حالی که شواهد دیگری نیز این فرضیه را تقویت می کند :

الف - در حالی که در بنی هاشم رنگ سبز نماد است بنی امیه از قدیم رنگ پرچم و نماد خاندان خود را سرخ انتخاب نموده اند و چنانکه خواهید دید ، پرچم سرخ خاندان هاشمی و شریف حسین نیز دلیلی بر این ریشه اموی بودن نسب آنهاست.

شریف حسین بعد از فتح کشورهای عربی رنگ قرمز را که رنگ خانوادگی خود بود وارد پرچم این کشورها نمود.

http://sabz11.multiply.com/journal/item/12

ب‌- دلیل دوم دشمنی دیرینه ای که از قدیم الایام میان بنی هاشم و بنی امیه وجود داشته است و اصولا ً بنی امیه بدون دلیل کینه و نفرتی شدید از بنی هاشم و سادات و اهل بیت رسول الله(ص) دارند که به خوبی در تاریخ و عملکرد خاندان پادشاهی اردن نسبت به اهل بیت(ع) و شیعیان دیده می شود و این کینه و نفرتی که در خاندان پادشاهی اردن و شخص عبدالله نسبت به شیعیان و سادات دیده می شود احتمال اینکه او و خاندانش از بنی هاشم باشد را تضعیف و احتمال اینکه خاندان هاشمی اردن از بنی امیه باشد را تقویت می کند ، در حالی که دلایل دیگری نیز آن را تایید می کند.

(شجره نامه جعلی خاندان پادشاهی اردن ، جالب است  که در بالای شجره نامه برای سوء استفاده آیه "قل لا اسئلکم اجرا الا الموده فی القربی" ذکر گردیده است در حالی که خاندان پادشاهی اردن در عصر کنونی و در طول تاریخ بدترین ظلم ها را نسبت با سادات و شیعیان روا داشته اند!) 

 

پ - دلیل دیگری که بر جعلی بودن نسب هاشمی برای خاندان پادشاهی اردن وجود دارد این است که به گواهی تاریخ هیچ یک از طوایف و خاندانهای منتسب به رسول اکرم(ص) و سادات از مذهب حقه شیعی روی برنگردانده اند ، در حالی که این سئوال مهم مطرح است که اگر واقعاً خاندان پادشاهی اردن هاشمی است چرا شیعه نیستند؟! یعنی چرا  مذهب خود را از تشیع به اهل سنت تغییر داده اند ؟! و به کینه ورزی و سخت گیری نسبت به شیعیان معروف اند؟!

ج – دلیل دیگر اینکه خاندان پادشاهی اردن در شجره نامه ادعایی خود خود را به عبدالله  حسن مثنی پسر امام حسن(ع) می رسانند در حالی که این فرد برای یکی از فرزندان خود ادعای مهدویت نمود  و شجره نامه انتسابی به فردی که اعمالش مورد تائید ائمه اطهار(ع) نمی باشد ، قابل اعتماد نیست. 

جالب اینجاست که خود خاندان پادشاهی اردن هم برملا شدن این رازشان بیم دارند و به شدت تلاش دارند تا آن را تثبیت کرده و امری بدیهی جلوه دهند ، تا جائیکه دروغ هاشمی بودن نسب خاندان پادشاهی اردن به متون درسی دانش آموزان اردنی تبدیل شده و در سر کلاسها تدریس می شود! چیزی که در مورد هیچ یک از خاندانهای اصیل سادات نیز به چشم نمی خورد. 

 

۲- نام سفیانی و تطابق آن بر پادشاه اردن

روایات برای سفیانی دو نام را ذکر فرموده اند : " عثمان بن عنبسه " و " عبدالله" هرچند بفرموده محققین روایاتی که نام " عثمان بن عنبسه " را ذکر نموده اند از سند ضعیفی برخوردار هستند اما دقت در همین نام نیز وجه تسمیه آن را با پادشاه اردن می رساند ، زیرا سالها بلکه قرنهاست که چه در عرب و چه در عجم از عبارت " فلان بن فلان " مثلا " احمد بن زید " در نامگذاری افراد استفاده نمی شود و این نامگذاری منسوخ شده است و بیشتر اسم و فامیل استفاده می گردد مانند " منتظر الزیدی "

شيخ صدوق از ابو منصور البحبي نقل كرده است كه مي‌گويد: از امام صادق(ع) دربارة اسم سفياني سؤال كردم. فرمود: «تو را با اسمِ او چه كار؟ هر گاه مناطق پنج‌گانه شام: دمشق، حمص، فلسطين، اردن و حلب را تصرف كرد، منتظر فرج باشيد.» کمال الدین - سفیانی و علامات الظهور ص ۱۲۹

این روایت نیز نشان می دهد با وجود اینکه ائمه اطهار(ع) قبل از امام صادق(ع) بارها نام عثمان بن عنبسه را ذکر فرموده بودند ، باز شیعیان دنبال نام(اصلی) سفیانی هستند و این اسم(عثمان بن عنبسه) نام اصلی سفیانی نیست بلکه اسمی مستعار است.

پس قطعاً باید مراد معصوم(ع) در صورت صحت روایاتی که نام " عثمان بن عنبسه " را ذکر فرموده اند نه این اسم که وجه تشابه آن باشد ، با کمی دقت و با مروری بر زندگانی  " عثمان" خلیفه سوم درمی یابیم که این اسم با پادشاه اردن چقدر تشابه دارد ، عثمان فردی است از بنی امیه که به دعوت ابوبکر ایمان می آورد!( البته از افراد ساده بنی امیه نیست و از اشراف و بزرگان این قوم است ) با دو دختر پیامبر ازدواج کرد برای اینکه انتساب خود را به پیامبر نشان دهد ، دقیقا مانند پادشاه اردن که ما ثابت خواهیم کرد از خاندان بنی امیه است و اجداد پادشاه اردن برای اینکه انتساب خود را حضرت رسول اکرم(ص) دهند ، نسب هاشمی را برای خود جعل کرده اند.

و شباهت دیگر این دو فرد ، در تغییر رویه آنهاست چنانکه در تاریخ داریم که عثمان در 6 سال اول عملکرد بهتری داشت ولی بعد از آن تغییر رویه داد ، دقیقاً مانند سفیانی که روایات ذکر می فرمایند که منافقانه عمل می کند. در اوائل کار تظاهر به عبادات و نیکیها  دارد ولی به تدریج تغییر رویه داده و در نهایت بعد از خروج به کشتاری بیرحمانه دست خواهد زد ، ما در ادامه نشان خواهیم داد که میزان نفاق و دورویی پادشاه اردن تا چه اندازه است و این نیز یکی از وجوه تسمیه نام عثمان برای سفیانی می باشد. البته نام " عنبسه" را نیز می توان تاکید مضاعف بر اموی بودن نسب سفیانی دانست زیرا  " عنبسه پسر ابوسفیان بوده است و این یعنی تاکید مجدد که سفیانی از اولاد ابوسفیان است همانگونه که مفهوم سفیانی بیانگر این حقیقت است.

( شاید این همه تاکید بر نسب سفیانی از این حقیقت ناشی شده باشد که ائمه اطهار(ع) پیش بینی نموده اند که این انسان پلید و اجدادش برای پنهان کاری ، نسب اصلی خود را تغییر خواهند داد! )

از نام " عثمان بن عنبسه " که بگذریم ، روایاتی نیز داریم  که نام " عبدالله " را برای سفیانی ذکر فرموده اند ، که دقیقاً با پادشاه اردن مطابقت دارد ، البته این روایات بیشتر در منابع اهل سنت است و دو روایت در منابع شیعه داریم که این مطلب را بیان می نماید.

عصر ظهور - ص ۱۱۷

 

می بینیم که هر دو دسته از روایات ، هم روایاتی که  نام " عثمان بن عنبسه " و هم " عبدالله " را برای سفیانی ذکر فرموده اند ، کاملاً بر عبدالله دوم پادشاه اردن قابل تطبیق است.

۳- انطباق چهره سفیانی بر پادشاه اردن :

روایات متعددی چهره سفیانی را به خوبی ترسیم نموده اند ، هرچند برخی از این روایات از استحکام سندی برخوردار نیستند با این حال ما به بررسی آنها می پردازیم :

امام صادق(ع) در این زمینه می فرماید :

« اگر سفیانی را ببینی ، او را پلیدترین مردمان می یابی که چهره ای گلگون  ، چشمانی کبود و موهایی زرد دارد ....» بحار ج 52 – ص 206  ، الزام الناصب ص 180

امام صادق :

 « او سیمایش سرخ و بور ، چشمهایش زاغ و موهایش زرد است ، کاسه سرش سترگ ، کتفهایش چهارشانه و پهن و صورتش درشت و خشن است و در صورتش آثار آبله دارد ،..... » الزام الناصب ص 179 ، بشاره الاسلام ص 106 و ...

امام صادق (ع) :

« اگر سفیانی را ببینی او بور و سرخ آبی است ، می گوید پروردگارا اول انتقام بعد آتش .... »  کمال الدین و تمام النمه شیخ صدوق . ص 610

این عکسها به خوبی نشان می دهد که چهره  گلگون  سرخ آبی و بور عبدالله دوم پادشاه اردن چقدر با مشخصاتی که امام صادق(ع) برای سفیانی ذکر فرموده است مطابقت دارد.

 

عبدالله دوم با وجود اینکه پدرش ملک حسین است اما از مادری انگلیسی متولد شده است و شباهت کمی به اعراب دارد و از لحاظ ظاهری بیشتر شبیه افراد اروپائی بوده و رنگ سرخ آبی و بور که از صفات اروپائیان است در او به خوبی نمایان است.  

اما در مورد موهای زرد سفیانی :

داشتن موهای زرد یکی از مشخصات ساکنان قاره اروپاست که در آنجا کمتر فردی یافت می شود که موهای سیاه داشته باشد ، عبدالله دوم که از لحاظ رنگ سر صورت و چشم ها کاملا به خاطر مادر خود به اروپائیان شبیه است در نگاه اول موهایی سیاه دارد!

(زرد بودن موی عبدالله در دوران کودکی حتی در عکس سیاه و سفید نیز(بعلت کم رنگ بودن موها) آشکار است.)

بررسی عکسهای کودکی که از عبدالله دوم بر جای مانده است نشان می دهد که رنگ موها در کودکی زرد بوده است در حالی که اینک به بیشتر متمایل به سیاه است ، از طرف دیگر از چهار فرزند عبدالله دوم، سه نفرشان موی زرد دارد از سوی دیگر بررسی عکسهای عبدالله دوم نشان می دهد که مقدار تیرگی موهای او در عکسهای مختلف متفاوت است که به خوبی مشخص است که از تغییر مکان و نور نیست ، آیا عبدالله علاقه دارد که به موهای خود رنگ بگذارد؟!

آیا احتمال دارد که زرد رنگ بودن موی عبدالله در کودکی منظور روایت را برساند؟ آیا منظور روایت از بیان موی زرد  این است که متفاوت بودن عبدالله از اعراب را برساند؟ یعنی در حالی که اعراب اکثراً پوستی تیره و چشمان و موهایی سیاه دارد ، این احتمال هست که بیان موهای زرد تنها برای نشان دادن این مطلب باشد که او از نژاد عرب نیست؟! (یعنی دورگه است؟)

البته لازم به ذکر است که محققین دیگر این مسئله( زرد رنگ بودن موهای سفیانی) را جزو روایات ضعیف السند می دانند ، باز با این حال ما این احتمال را نیز بررسی نمودیم. 

کاسه سر سترگ و کتفهای چهار شانه  که در روایات برای سفیانی شریف ذکر گردیده است ، دقیقا بر عبدالله دوم صادق است.

 

اما در مورد آبله رو بودن : محققین این روایات را محکم السند نمی دانند باز ما به بررسی این مشخصه سفیانی می پردازیم :

با پیشرفت علوم پزشکی چندین دهه است که بیماری آبله در جهان ریشه کن شده است ، و سالهاست که حتی یک نفر که به این بیماری مبتلا باشد ، یافت نشده است.

بنا به گفته منابع معتبر پزشکی دهها سال است که بیماری آبله ریشه کن شده و حتی یک مورد فرد مبتلا به آبله نیز یافت نشده است

آیا می توان در نظر گرفت که امام صادق(ع) از بیان چهره آبله گون برای سفیانی ، چهره ای را مد نظر داشته اند که در نگاه اول شبیه چهره های مبتلایان به آبله باشد؟ حتی اگر این احتمال را هم بدهیم این صفت چگونه می تواند در مورد عبدالله دوم صادق باشد ؟

مشخصاتی که معصومین برای شخصیتهای ظهور بیان فرموده اند دو نوعند یکی ثابت و دیگری متغیر ، ثابت از این جهت که مثلاً نسب سفیانی از ابتدا از بنی امیه است و بی تردید عوض نخواهد شد ، اما برخی صفات جسمانی هستند که قابل تغییرند مانند صفات صورت و بینایی یا نقص اعضای مختلف بدن  که می تواند برای یک شخصیت در زمانهای مختلف ایجاد شود.

برخی صفات متغیر سفیانی مانند آبله رو لزوماً برای همه عمر سفیانی صدق نمی کند ، و ممکن است برای لحظات پیانی کار او یعنی نزدیک به خروج ذکر گردیده باشد که در این صورت نیز صحیح است.

همچنانکه دست راست مقام معظم رهبری(مدظله) بعنوان یکی از صفات آشکار و مهم سید خراسانی از ابتدا در معظم له وجود نداشت و در سن 42 سالگی در حادثه ترور برای ایشان پیش آمد.

و یا در موردی دیگر ویکتور یوشنکو که سردمدار انقلاب نارنجی اوکراین بود در ابتدا دارای صورتی سالم و زیبا  بود ولی توسط  دشمنانش مورد سو قصد با مواد سمی قرار گرفت و صورتی زشت و آبله گون پیدا کرد!

ویکتور یوشنکو سیاستمدار اوکراینی و رهبر انقلاب نارنجی اوکراین که با مواد سمی توسط دشمنانش مورد سوقصد قرار گرفت و چهره ای پرجوش و آبله گون پیدا کرد.

 

آیا امکان دارد که پادشاه اردن در جریان سوقصدی که به جانش خواهد شد ،  صفت دیگر سفیانی یعنی آبله رو بودن را پیدا کند؟ باید منتظر ماند و دید!

البته به استحضار عزیزان رسید که آبله رو بودن و موهای زرد سفیانی از اعتبار سندی برخوردار نیستند با این حال ما به بررسی آنها پرداختیم.

موضوع دیگری که برخی خوانندگان از سفیانی در ذهن دارند ، چهره وحشتناک او و یک چشم بودن اوست ، در حالی که همانگونه که عرض شد هیچ کدام مورد قبول محققین نمی باشد ، در مورد آبله رو بودن توضیح لازم داده شد که این روایت از استحکام کافی برخوردار نبوده و بر فرض صحت هم می توان انتظار داشت که در تا هنگام خروج سفیانی در چهره وی آشکار شود یا در مورد یک چشم بودن که از کلمه " اعور " به غلط برداشت شده است ، منظور یکجانبه دیدن مسائل است و نه آنگونه که برخی می پندارند یک چشم بودن.

اما نکته دیگری که قابل توجه است این مسئله است که چهره انسان ارتباط مستقیمی با ارتکاب جرم دارد بطوریکه افرادی که جرم و جنایت می کنند ، بعد از مدتی کاملاً آثار زشتی آن در چهره خود را نمایان می سازد ، در مورد عبدالله دوم نیز این نکته قابل تامل است که چهره ایشان با وجود اینکه در جوانی عادی است اما به تدریج که بر خباثت او افزوده می شود ، چهره اش نیز وحشتناک تر می شود و یقیناً بعد از خروج و ارتکاب جنایاتی که ذکر آنها تن انسان را می لرزاند ( مانند سر بریدنهای گسترده و پختن اطفال در دیگ!و ....) صورت او کاملاً از حالت عادی خارج و زشتی این جنایات بزرگ چهره او را نیز زشت و کریه خواهد نمود.

با اینکه عبدالله در ابتدا چهره ای عادی دارد به مرور زمان چهره اش وحشتناک تر می گردد. رشد رذالتها در عبدالله به خوبی در چهره او خود را نشان می دهد ، و در صورتی که بعد از قیام و ارتکاب جنایات دهشتناک ذکر شده در روایات ، زشتی چهره مذکور در روایات برای سفیانی به طور کامل در عبدالله آشکار خواهد شد.

 4- محل خروج او وادی یابس خواهد بود.

آنچه که روایات بر آن تاکید دارند و مورد قبول همه است که این که سفیانی از شام خروج خواهد کرد ، شام شامل 5 قسمت سوریه ، اردن ، حمص ، حلب و فلسطین است ، اشتباهی که در طی سالیان گذشته در مورد محل خروج سفیانی روی داده است این است که شام مساوی با سوریه و دمشق انگاشته شده است در حالی که شام شامل 5 قسمت مختلف است و خروج سفیانی از هریک از این 5 منطقه می تواند رخ دهد در حالی که اکثریت قریب به اتفاق روایات محل خروج سفیانی را وادی یابس ( بیابان خشک و سوزان ) می دانند ، روایتی وجود دارد که آمدن او را از سمت دمشق ( نه خود دمشق) می داند.

امیرالمومنین :

« او از فرزندان ابوسفیان است ، به سرزمین آرامش و آسایش وارد می شود و بر منبر آن تکیه می زند » بحار ج 52 ص 205

از قدیم الایام دمشق بعنوان سوریه به سرزمین آرامش و آسایش (ارض قرار و معین )معروف بوده است. روشن است که در این حدیث امام علی(ع) می فرماید که به این سرزمین (دمشق) وارد می شود و نه اینکه از آنجا قیام کند و اکثر روایات شریف نیز اشاره دارند که سفیانی به دمشق وارد می شود.

رسول اکرم(ص) :

« در آن هنگام بی درنگ از وادی یابس ( بیابان خشک و سوزان) خروج کرده وارد دمشق می شود» بشاره الاسلام ص 86 و 106

حضرت علی(ع) : « ... و چون چنین شد پس هند جگر خوار از « وادی یابس » (دره خشک ) شورش می کند تا اینکه بر منبر دمشق قرار بگیرد ، وقتی چنین شد ، منتظر قیام مهدی(عج) باشید .. » الغیبه شیخ طوسی ص 277

اما وادی یابس کجاست؟

آیا وادی یابس که محل خروج سفیانی ذکر شده است ، می تواند محل خروج عبدالله دوم ، پادشاه دوم نیز باشد؟!

وادی یابس به به احتمال قریب به یقین در منطقه جنوب غربی سوریه و شمال اردن در منطقه ای بنام حوران قرار دارد ، حوران منطقه ای خشک و سوزان می باشد. که در معنی نیز همین حقیقت را معنی می دهد. جالب است که حوران در زبان عبری نیز معنای "دره خشک" را می دهد.

حوران با وجود اینکه در برخی مناطق دارای پوشش گیاهی خوبی دارد با این وجود دره های خشک و سوزانی نیز دارد.

دو نکته مهم که بر انطباق حوران بر وادی یابس صحه می گذارد این است که اولا شهر حوران که در شمال اردن واقع است دارای ساکنینی می باشد که اکثریت آن را دروزیها تشکیل می دهند و دروزیها طایفه ای هستند که بنا به سابقه تاریخی می توانند همان طایفه کلب باشند که اینک نیز دشمنی عمیقی با شیعیان داشته و رابطه نزدیکی با اسرائیل و پادشاه اردن دارند.

منبع : ویکیپدیا

اردن اصولاً کشوری خشک و بایر است ، مخصوصا در شمال این کشور در منطقه حوران که مشترک بین سوریه و اردن می باشد

نکته مهم و جالب دیگر این است که بر خلاف جنگهای قدیمی که در آن زمان به علت مشخص نبودن دقیق مرزها مکان خروج کاملا مشخص نبود ، الان اگر جنگی بخواهد بین دو کشور صورت گیرد باید از نقطه صفر مرزی آغاز گردد و واقع شدن منطقه حوران در نقطه صفر مرزی اردن و سوریه این احتمال را به شدت تقویت می کنند ، که حوران بعنوان نقطه خروج سفیانی همان وادی یابس مورد اشاره روایات شریف است.

وادی یابس در نقطه صفر مرزی اردن و سوریه

حوران در عربی و عبری همانند « وادی یابس»به معنای دره خشک است

ساکنان شهر حوران بعنوان یکی از شهرهای منطقه حوران اکثراً دروزی مسلک هستند که بعنوان خانواده بنی کلب مطرح هستند.

منطقه حوران در نقطه صفر مرزی بین سوریه و اردن قرار دارد و این به زیبایی مفهوم آغاز حمله و خروج پادشاه اردن بعنوان سفیانی را قابل درک می سازد.

5- دشمنی عمیق سفیانی با شیعیان و اهل بیت(ع)

 

و انطباق کامل آن با پادشاه اردن

 

                      

 

روایات شریف بیان می دارند که اصلی ترین گروهی که توسط  سفیانی قتل عام خواهند شد ، شیعیان هستند ،که این موضوع از کینه و عداوت سفیانی با شیعیان حکایت دارد

و البته دشمن اصلی سفیانی نیز شیعیان ایران و یاران سید خراسانی و یمانی می باشند که از آنها شکست خواهد خورد .

 جنایات بیشمار و وحشتناک لشگریان سفیانی  در میان شهرهای عراق غیرقابل باور است. کشتار وسیع ، سربریدن های گسترده ، شکافتن شکم زنان حامله ، پختن کودکان در دیگهای بزرگ و ... به راستی که وحشتناک است و از عمق کینه سفیانی از شیعیان حکایت دارد.

سه عامل مهم را می توان در کینه عمیق سفیانی نسبت به شیعیان و اهل بیت(ع) دخیل دانست ، اول اینکه همانگونه که روایات شریف اشاره دارند ، نسب سفیانی از امویان است و امویان از قدیم الایام به دشمنی به شیعیان و ذریه رسول الله (ص) معروف می باشند ، دوم اینکه سفیانی دارای خلق و خو و پرورش غربی و یهودی است که در تضاد و دشمنی کامل با فرهنگ شیعی قرار دارد و البته حامیان غربی و یهودی سفیانی او را به انجام این جنایات تشویق و ترغیب می نمایند.

سوم : سفیانی می داند که دشمن و مانع اصلی او در کشورگشائیهایش شیعیان هستند ، لذا تلاش دارد که با ایجاد وحشت در آنها این مانع را از میان بردارد.

امام صادق(ع) در رابطه با این دشمنی عمیق و تاریخی سفیانی با ائمه اطهار(ع) می فرماید :

« ما و اولاد ابوسفیان دو خاندان هستیم که به خاطر خدا با یکدیگر دشمنی داریم. ما گفتیم که خداوند راست می گوید و آنها گفتند که خداوند دروغ گفت. ابوسفیان به جنگ پیامبر برخواست و معاویه فرزند ابوسفیان به جنگ علی بن ابیطالب رفت و یزید پسر معاویه به نبرد با حسین بن علی(ع) پرداخت و سفیانی به مصاف قائم(عج) برمی خیزد » بحار ج 52 ص 190

امام باقر(ع) :

 « گویا من سفیانی (یا رفیق او) را می بینم که در سرزمینهای سرسبز کوفه اقامت گزیده و منادی او ندا دهد ، هرکس سر یک تن از شیعیان را بیاورد ، هزار درهم پاداش اوست ... » بحار ج 52 ص 215

 

کینه عمیق خاندان پادشاهی اردن و عبدالله دوم نسبت به شیعیان!

 

۱-عبدالله دوم ، طراح توطئه  « هلال شیعی »

۲- پناه دادن گروهک تروریستی منافقین

۳- حضور فعال در ترور " عماد مغنیه "

۴-  ترور سید عبدالعزیز حکیم در ضیافت پادشاه اردن

۵- حضور فعال در جنگ عربستان و شیعیان یمن و اعزام 2000 کماندو ورزیده برای سرکوب شیعیان

۶- دشمنی دیرینه با حزب الله لبنان و ایران

۷-  سختگیری و بدرفتاری شدید با شیعیان بومی و آواره در اردن

۸- واکنش گستاخانه به فرمایشات مقام معظم رهبری(مدظله)

۹-  آغاز جنگ ایران و عراق با شلیک گلوله توپ توسط ملک حسین 

۱۰ - روابط گسترده با دشمنان تشیع در خاورمیانه

 

 

عبدالله دوم ، طراح توطئه « هلال شیعی »

 

         

 

پادشاه اردن و اربابان او که در نظر داشتند بعد از فتح عراق حکومتی دست نشانده و مطیع و در صورت امکان لائیک و غیر شیعی در این کشور بر سر کار بیاید ، بعد از حضور گسترده و فعال شیعیان در انتخابات عراق و بر سرکار آمدن دولتی پایبند اسلام و تشیع با طرح نظریه " هلال شیعی " عمق ناراحتی و کینه خود را از شیعیان نشان داد ، وی در این نظریه به اهل سنت هشدار می دهد که شیعیان در منطقه خاورمیانه از ایران و عراق و لبنان و یمن و ... در حال قدرت گیری هستند و به طور غیر مستقیم در نظر دارد که اهل تسنن را برای مقابله با شیعیان تحریک کند که البته دکتر احمدی نژاد نیز در سفر به سوریه در جمع گروههای مقاومت فرمود که هلال شیعی اکنون کامل شده و به قرص تمام تبدیل گردیده است ، جالب است که در اردن عبدالله را با کنایه بنام " ابوهلال " می شناسند.

بعد از اظهارات پادشاه اردن موج بزرگی در کشورهای منطقه و جهان به مستمسک قرار گرفتن این نظریه ایجاد شد.

 

پناه دادن به گروهک تروریستی منافقین :

 

     

 

 در حالی که گروهک منافقین با سابقه صدها جنایت بزرگ در پرونده خود بعنوان دشمنان خونی شیعیان ایران مطرح هستند ، ملک عبدالله دوم با آغوش باز و با تامین مایحتاج آنها و اختصاص مکان استقرار و تامین تجهیزات آنها دشمنی آشکار خود را با شیعیان مخصوصا شیعیان ایران نشان می دهد.

 

حضور فعال در ترور " عماد مغنیه "

 

 

برخی اطلاعات حاکیست که عماد مغنیه ، فرمانده اسطوره ای حزب الله لبنان و  نفر دوم این حزب  الهی  و دشمن درجه ۱ آمریکا و اسرائیل که ۲۵ سال سرویسهای اطلاعاتی موساد و سیا و ... در مقابله با او به زانو درآمده بودند در نهایت به دست دستگاه اطلاعاتی اردن ترور شد ، و برخی گزارشها نیز از حضور فعال اردن در این ترور خبر می دهند ، که در هر حالت از کینه عمیق و دشمنی خاندان پادشاهی اردن و شخص عبدالله دوم از گروههای شیعی که به محبوب ترین چهره ها در میان ملتهای اسلامی تبدیل شده اند ، حکایت دارد.

 

اعزام نیرو برای سرکوب شیعیان یمن:

 

حضور فعال در جنگ عربستان و شیعیان یمن و اعزام 2000 کماندو ورزیده برای سرکوب شیعیان در حالی که بسیاری از کشورهای همسایه عربستان مانند کویت و بحرین و ... قدمی در این زمینه برنداشتند ، برای کارشناسان و سیاسیون بسیار عجیب بود.

در حالی که کلکسیون دشمنان خونی شیعه در جنگ با شیعیان یمن شکل می گرفت ، و وهابیت خبیث ، صهیونیسم و آمریکا هر یک به نوعی در آن حضور داشتند ، اعزام 2000 کماندو اردنی برای سرکوب شیعیان یمن ، علاوه بر اینکه غرور و تمایل عبدالله برای نشان دادن قدرت خود را می رساند ، از کینه و دشمنی عمیق عبدالله با شیعیان پرده برمی دارد.

البته علاوه بر دشمنی با شیعیان یکی از عللی که می توان برای اعزام کامندوهای اردنی در نظر گرفت این است که عبدالله دوم نمی توانست ببیند که سرزمین آباد و اجدادی او در خطر باشد و برای حمایت از آن نیروهای خود را اعزام کرد ؛ در این صورت تصور کنید بعد از مرگ عبدالله و ایجاد هرج و مرج در عربستان ، عبدالله تا چه اندازه برای دخالت در عربستان و گرفتن سرزمین آبا و اجدادی خود بیتابی خواهد کرد ؛ در حالی که زلزله شام و ضعف حکومت سوریه بهترین زمینه را برای آغاز حرکت وحشتناک او فراهم خواهد نمود.

 

 

 ترور سید عبدالعزیز حکیم در ضیافت پادشاه اردن:

 


منابع عراقی :

حکیم به این پزشک گفته است در ضیافت عبدالله دوم شاه اردن در جریان سفر به امان در اواسط سال 2007 که به دعوت عبدالله دوم انجام شد، با تعارف وی، قهوه نوشید اما پس از گذشت دو ساعت و نیم از نوشیدن قهوه، درد شدید در معده خود احساس کرد.

وی پس از بازگشت به عراق به پزشک متخصص مراجعه کرد اما وی نتوانست این حالت را تشخیص دهد و گفت حالت ناشناخته ای است ؛ این امر تا جایی پیش رفت که سیدعبدالعزیز حکیم بیش از 20 کیلوگرم از وزن خود را از دست داد و موهایش ریخت و چهره اش رو به زردی گرایید و پیوسته حالت تهوع به وی دست می دهد

 

 سختگیری و بدرفتاری شدید با شیعیان بومی و آواره در اردن

 

 

 

شیعیان بومی اردن که البته تعدادشان کم است در بدترین وضعیت قرار دارند و اجازه هیچ گونه فعالیتی را نداشته و به شدت تحت مراقبت می باشند ،

اظهارات "ع.ز " یکی از شیعیان اردن بسیار قابل تامل است :

يک روز در ماه مبارک رمضان (درحاليکه روزه بودم) جهت گرفتن اقامت به اداره اتباع خارجه اردن مراجعه کردم و در نهايت ناباوري، دربان اين اداره به دليل شيعه بودنم مانع از ورودم شد و عنوان کرد که ما "کفار! " را به اين اداره راه نمي دهيم.

 جای تاسف دارد که یک میلیون شیعه آواره عراقی بعد از سالها سکونت در اردن حتی از داشتن مسجد مخصوصص شیعیان محرومند ، از خرید و فروش کتابهای شیعی منع می شوند و در شرایط بسیار بدی بسر می برند.

 

واکنش گستاخانه به فرمایشات مقام معظم رهبری(مدظله)

 

بعد از برخی اهانتهای بهار و تابستان گذشته به زاترین ایرانی بیت الله الحرام توسط  دولت عربستان ، مقام معظم رهبری(مدظله) طی بیاناتی این کشور را به بیاناتی به صورت غیر مستقیم تهدید فرمودند که اگر مسئولان عربستانی بخواهند به رویه گذشته خود در اهانت به زائرین ادامه دهند ، ما واکنش نشان خواهیم داد ، دو کشور در مقابل این فرمایشات آقا موضع گرفتند ، یکی برخی مسئولان عربستان و دیگری مسئولان اردن ، موضع گیری مسئولان عربستانی قابل درک بود زیرا خطاب فرمایشات و تهدیدات آقا آنها بودند ولی مسئولان اردنی چرا واکنش نشان دادند ؟! جز اینکه آنها از شیعیان کینه ای عمیق در دل دارند که نتوانستند آن را پنهان کنند؟! تلاش برای بدنام کردن شیعیان چیزی است که مسئولان اردنی در هر فرصتی به دنبال آن هستند.

 

دشمنی دیرینه با حزب الله لبنان :

 

موضع گیریهای آشکار عبدالله دوم و مسئولان اردنی بر ضد حزب الله و تروریست خطاب کردن این حزب محبوب شیعی در پیدا و پنهان ، اعزام گروههای مخالف حزب الله به اسرائیل از طریق اردن و عدم اجازه برای تاسیس دفتر و کوچکترین فعالیت حزب الله در اردن و حضور فعال در ترور فرمانده بزرگ و اسطوره ای حزب الله ، عماد مغنیه ، همه و همه از مخالفت و دشمنی عبدالله دوم با تشیع و خصوصاً شیعیان لبنان دارد.

 

آغاز جنگ ایران و عراق با شلیک گلوله توپ توسط ملک حسین 

 

 

و موضوع عجیب دیگر این است که  پدر عبدالله دوم یعنی ملک حسین با شلیک گلوله توپی در حضور صدام افلقی در ابتدای جنگ عملاً آغازگر جنگی بزرگ بر علیه شیعیان بود تا بار دیگر فرمایش امام صادق(ع) محقق شود در جنگ دائمی امویان و شیعیان.

حضور گسترده نیروهای اردنی در جنگ علیه ایران چیزی بود که به عینه مشاهده می شد و تعداد زیاد اسرای اردنی نشان از حضور گسترده اردن در جنگ بر علیه ایران شیعی داشت و علاوه بر آن انواع حمایتهای خاندان هاشمی از صدام در طول جنگ کاملا مشهود بود.

و این مطلب نشان دهنده عمق کینه و دشمنی خاندان پادشاهی اردن با شیعیان است.

 

روابط گسترده با دشمنان تشیع در خاورمیانه :

 

ملک عبدالله و خاندان پادشاهی اردن روابط گسترده  ، مستحکم و عجیبی با دشمنان تشیع در خاورمیانه دارد . بعثی ها ، دروزی ها ، صهیونیستها  که از دشمنان قدیمی و ریشه ای شیعیان در منطقه می باشند ، هر یک به نوعی با روابط پیدا و پنهان با خاندان پادشاهی اردن بر ضد شیعیان منطقه توطئه می کنند ، ساختن ضریح برای صدام در اردن! ، پناه دادن و همکاری با بعثی ها و آموزش آنها برای عملیات تروریستی در عراق و جلوگیری از قدرت گرفتن حکومت شیعی در عراق ، حمایت گسترده از دروزیهای خاورمیانه در مقابل حزب الله و شیعیان و در آخر انعقاد قراردادهای مختلف همکاری با اسرائیل غاصب  که دشمن اصلی تشیع در خاورمیانه می باشد ، همه و همه نشان می دهد که اردن اینک نقش هماهنگی و سازماندهی گروههای ضد شیعی را بر عهده گرفته است ، و تمام این مسائل از کینه عمیق این خاندان نسبت به شیعیان حکایت دارد ، چیزی که همانگونه که ثابت کردیم در خاندان بنی امیه ، بعنوان اصلی ثابت جریان داشته است.

این کینه و نفرت و دشمنی آشکار عبدالله دوم نسبت به شیعیان بیانگر آن است که این فرد استعداد آن را دارد تا در صورت مساعد بودن اوضاع با آتش کینه ای که در سینه دارد ، شیعیان منطقه را به آتش بکشد.

 

موارد دیگری از دشمنی خاندان هاشمی اردن و عبدالله دوم با شیعیان وجود دارد که مجال پرداختن به آنها در این مقاله نیست. جمع شدن این همه بغض و کینه نسبت به شیعیان در یک خاندان واقعاً بی نظیر و شگفت آور است!

بروز این دشمنی عجیب ، نشان از کینه و دشمنی عمیق عبدالله دوم با شیعیان دارد دقیقاً همان صفت برجسته ای که سفیانی از آن برخوردار است و بر پایه آن جنایات هولناکی بر علیه شیعیان عراق انجام خواهد داد.

آیا می توان قبول کرد که عبدالله دوم مرتکب جنابات فجیعی چون سربریدن گسترده و شکم دریدن و ... گردند؟! مروری بر جنایات سپاهیان صدام در جنگ تحمیلی و جنگهای دیگر مانند بوسنی و هرزگوین نشان می دهد که انسانهای شیطان صفت در زمان جنگ از حالت عادی خارج شده و ماهیت شیطانی خود را نشان می دهند ، در حالی که افراد معتقد به حق حتی در هنگام جنگ از افراط خودداری می کنند ، اما لشگر کفر بنا به دلایل متعدد از هیچ گونه جنایتی رویگردان نیستند ، مثلاً در نظر دارند تا با انجام قتل عام گسترده و کشتارهای فجیع موج رعب و وحشت ایجاد کنند و از این طریق بر روحیه دشمنان خود اثر بگذارند ، علاوه بر اینکه جنون همراه با ترس نیز در انجام این جنایات دخیل است و اگر اینها همراه با کینه ای قدیمی از شیعیان باشد ، آن وقت پذیرش امکان وقوع آنها آسان است.

 

مرور این دشمنی عجیب عبدالله دوم و خاندانش با شیعیان نشان می دهد که پادشاه اردن زمینه این را دارد که در صورت به وجود آمدن فرصت و مساعد بودن زمینه ، و آغاز جنگ ، جنایات بزرگ سفیانی بر علیه شیعیان که یکی از صفات برجسته او و لشگریانش است را به طور کامل به نمایش بگذارد!

 

ادامه دارد

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389ساعت 22:27 توسط کامبیز |

آیا عبدالله دوم همان سفیانی عصر ظهور است؟!

 عبدالله دوم و رویاهای بزرگ!

آیا عبدالله دوم وارث حکومت عربستان ، عراق و سوریه است؟!

عبدالله دوم و خاورمیانه جدید!

آیا عبدالله مجری خاورمیانه جدید است؟!

آیا ارتش اردن می تواند طرح خاورمیانه جدید که آمریکا و اسرائیل نتوانستند آن را محقق سازند ، اجر کند؟!

شکست خاورمیانه جدید و شکل گیری خاورمیانه اسلامی!

با سلام و درود بر همه عزیزان

و عرض معذرت  به خاطر طولانی شدن انتظار مقاله

ما مقاله سفیانی را به علت زیاد بودن در سه قسمت ارائه خواهیم کرد

همانطوریکه وعده داده بودم قسمت اول مقاله سفیانی منتشر شد ، قبل از اینکه ما به بخش اول که بررسی بستری است که در آن عبدالله دوم بعنوان سفیانی ، جنایات خود را آغاز خواهد کرد ، بپردازیم ، بار دیگر توجه عزیزان را به این نکته مهم جلب می کنم که مقام معظم رهبری(مدظله) در اول فروردین امسال در حرم امام رضا(ع) فرمودند :

تدبیر و شجاعت  دو عنصر کاملاً ضروری در مقابله با دشمنان است.

می بینیم که رهبری عزیز مسائلی مانند مصلحت سنجی و راههای دیگر را در مواجهه با دشمن مطرح نفرمودند ، تدبیر و شجاعت ، ما تلاش کردیم تا در مقاله ضرورت افشاء چهره سفیانی ،  میزان عقلانی بودن افشاء چهره این مزدور استکبار را بررسی کنیم و سود و زیان آن را بسنجیم که دلایل عقلانی ، این افشاگری را تایید نمود.

مقاله ضرورت افشاء چهره سفیانی با دلائل ده گانه

فلذا بعد از اینکه ولی امر مسلمین  لزوم داشتن عامل دیگر یعنی شجاعت را نیز از ضررویات مواجهه با دشمن ذکر فرمودند ، به اینکار مصمم تر شدیم.

البته به خوبی می دانیم که ما معمولاً در مواجهه با دشمن عنصر تدبیر را تا حدودی داریم ولی چیزی که در عصر ما تا حدود زیادی کمیاب است ، عنصر شجاعت است ، ما با ذکر کوتاه دو نمونه عجیب ، اهمیت فوق العاده شجاعت در برخورد با دشمن را متذکر شده و به ادامه بحث می پردازیم.

 

در 13 آبان 58 ، در حالی که لانه جاسوسی آمریکا به امید براندازی نظام به شدت به جاسوسی و خرابکاری مشغول بود ، عده ای از دانشجویان شجاع و وقت شناس و بیدار در حرکتی انقلابی این پایگاه شیطان بزرگ را فتح کردند ، در حالی که بسیاری از مسئولین به محکوم کردن این اقدام شجاعانه پرداخته و عده ای نیز با ترس از عواقب وخیم آن در سکوت فرو رفته بودند ، امام عزیز(ره) در سخنرانی تاریخی خود این حرکت متهورانه جوانان انقلابی را تایید و انقلاب دوم نامید.

  

 در تابستان 2006 ناگهان خبری جهان را شگفت زده کرد و در حیرت و ترس فرو برد ، رزمندگان حزب الله لبنان در حرکتی غیرقابل پیش بینی و شجاعانه به نیروهای اسرائیلی حمله کرد و ضمن به هلاکت رساندن تعدادی ، دو نفر را نیز به اسارت گرفتند ، جنگی بسیار شدید آغاز شد و بسیاری از دوستان و علاقه مندان به حزب الله در صحت این اقدام تردید داشتند ، اما وقتی پرده ها کنار رفت و آشکار شد که این اقدام شجاعانه و پیش دستانه حزب الله برنامه های دشمن برای حمله قریب الوقوع به حزب الله را قبل از آغاز به شکست کشاند ، بسیاری زبان به تحسین گشودند ، حزب الله هرچند متحمل هزینه های بسیاری شد ، اما در مقایسه با هزینه ای که در صورت عدم حمله پیش دستانه باید می پرداخت ، بسیار کم بود. جنگ با پیروزی حزب الله به پایان رسید و محبوبیت این حزب خدایی و رهبر الهی آن به قلوب تمامی مسلمانان اعم از شیعه و سنی نفوذ کرد.

 

بررسی و تامل در احادیث شریف ما را به این نتیجه می رساند که تاکید زیاد ائمه اطهار(ع) بر ذکر بسیاری از صفات و خصوصیات دقیق سفیانی (که در مقایسه با سایر شخصیتهای ظهور بی نظیر است) ، هدفی جز آگاه سازی مسلمین و رسوا شدن سفیانی و جریان و حامیان او ندارد و قطعاً این امر آثار و برکات زیادی در کمتر شدن خسارات فتنه او به دنبال خواهد داشت . ما با این دیدگاه، این افشاگری را به حول و قوه الهی آغاز می کنیم و یقین داریم که خداوند به فضل خود دشمنان را منکوب کرده و یاران حق را نصرت خواهد فرمود.

انگیزه سفیانی از آغاز کشتار وحشتناک چیست؟

آیا عبدالله دوم می تواند در عصر حاضر که جنایتکاران جنگی دیر یا زود محکوم می شوند ، انگیزه ای قوی برای کشتاری وحشتناک داشته باشد؟

 

ما قبل از اینکه به انطباق صفات دهگانه سفیانی بر عبدالله دوم بپردازیم ، در ابتدا مهمترین خصوصیت سفیانی یعنی انگیزه و هدف او را از قیام و جنایاتش مورد بررسی قرار داده و میزان انطباق آن را در مورد عبدالله دوم می بینیم.

 

روایات شریف انگیزه مشخصی را برای سفیانی در خروج و جنایاتش ذکر نفرموده اند ،

هرچند روایات از رابطه سفیانی با یهود و غرب پرده بر می دارد و او را مزدور آنها می داند و این احتمال هست که سفیانی بدون داشتن هیچ انگیزه مشخصی و صرف اینکه فقط مزدور است و مامور به انجام نقشه ، قیام کند و یا اینکه کینه و نفرتی که از شیعیان دارد او را وادار به انجام جنایات نماید ، اما تاریخ  نشان می دهد که شیوه جبهه باطل در این است که در هنگامی که مزدوری را به انجام ماموریتی می گمارد برای تضمین پیروزیش ، وعده های بزرگ راست و دروغ زیادی  به او  می دهد که در تاریخ نمونه های بسیار دارد.  

البته دو حدیث وجود دارد که تا حدودی روشن گر است

رسول اکرم (ص)

(سخن سفیانی و لشگر او در هنگام جنگ) :

« ... خدایا خدایا اول انتقام وانگهی آتش ، خدایا خدایا آتش را می پذیریم ولی ننگ و شرم و سازش را نمی پذیریم ...»  بحار ج 52 ص 249 –  غیبت نعمانی ص 164

علت اصرار سفیانی و لشگر او بر انتقام چیست؟ آیا تنها انتقام از شیعیان مدنظر است و یا افراد دیگری نیز هستند که سفیانی در صدد انتقام از آنهاست و چرا؟

ننگ و عاری که سفیانی تلاش دارد به آن پایان دهد و آن را نمی پذیرد چیست ؟ آیا تنها شکست از شیعیان در نظر سفیانی ، ننگ و عار است و عامل دیگری در میان نیست؟ و یا می تواند ریشه در یک مسئله تاریخی داشته باشد؟

حدیث عجیب دیگری وجود دارد که تا اندازه ای راهگشاست؟

 در وصف سفیانی داریم :

« او پلیدترین مخلوق روی زمین است که لحظه ای خدا را نپرستیده و مکه و مدینه را ندیده است »

(اجداد عبدالله دوم  از اشراف مکه و حاکم عربستان بودند که توسط آل سعود و توطئه انگلیسی ها شکست خورده و از عربستان رانده شدند ، در واقع عبدالله خود را فرزند حاکم عربستان می داند که حق او و اجدادش به زور غصب شده و در آرزوی بازگشت و انتقام از آل سعود است ، اما روایات شریف بیان می دارند که او موفق به این کار نخواهد شد و (حکومت) مکه و مدینه را نخواهد دید)

از محتوی حدیث روشن می گردد که معنی ظاهری در آن مد نظر نیست زیرا این کلام معصوم(ع) که بیان می دارد سفیانی لحظه ای خدا را نپرستیده است با روایاتی که بیان می دارند که او برای فریب مردم عبادت زیاد می کند ، منافات دارد مانند این حدیث :

« سفیانی در اثر عبادت بسیار زرد رنگ به نظر می رسد »  نسخه خطی ابن حماد ص 75

پس نتیجه می گیریم که منظور حدیث ، ندیدن ظاهری مکه و مدینه نیست.

پس اگر ندیدن ظاهر مکه و مدینه در حدیث فوق منظور معصوم(ع) نباشد ، این حدیث می تواند بیانگر چه چیزی باشد ؟ می توان فهمید همانگونه که در حدیث عبادت ظاهری مورد نظر نیست ، در مورد دیدن مکه و مدینه ، مقصود دیدن ظاهری نیست ، بلکه به احتمال قوی با توجه به اینکه سفیانی با لشگرکشی به مکه و مدینه قصد فتح آنجا را دارد ، منظور حدیث این باشد ، که حکومت آنجا را نخواهد دید ، این حدیث به طور غیر مستقیم بیان می دارد که سفیانی در آرزوی حکومت حجاز است! که آن را نخواهد دید.

و شاید علاوه بر انگیزه هایی که در بالا ذکر شد ، مانند مزدوری یهود و غرب و انتقام از شیعیان این انگیزه یعنی رسیدن به حکومت عربستان از انگیزه های قدرتمند و شوق آور سفیانی باشد ، و حتی این انگیزه به خاطر خصوصیت قدرت طلبی انسانها می تواند بسیار موثرتر از دو انگیزه قبلی باشد ،( در عین حالی که انگیزه مزدوری چندان جذاب نیست و انگیزه انتقام مخصوصاً برای سفیانی که تلاش دارد چهره موجه به خود بگیرد) 

انگیزه قدرت طلبی و حکومت اصلی ترین عامل جنگهای بزرگ در قرون گذشته و حال بوده است.

این صفت سفیانی تا چه اندازه بر پادشاه اردن منطبق است و  انگیزه های مذکور تا چه اندازه  در عبدالله دوم وجود دارد؟

فکر می کنم مزدور و دست نشانده بودن پادشاه اردن و اکثر کشورهای عربی آن قدر روشن و واضح باشد که نیازی به توضیح ندارد ، با این حال ما در بخش های بعدی مقاله نشان خواهیم داد که عبدالله دوم و خاندان پادشاهی اردن دست نشانده یهود و غرب بوده و مجری سیاستهای آنها هستند.

اما در مورد انگیزه دوم سفیانی که همان انتقام از شیعیان باشد نیز به طور مبسوط دشمنی این خاندان و شخص عبدالله دوم با شیعیان را نشان می دهیم که بعنوان یکی از انگیزه های مطرح برای خروج سفیانی بیان شده که با عبدالله دوم انطباق کامل خواهد داشت.

ما در این بخش می خواهیم انطباق اصلی ترین انگیزه سفیانی را که همان آرزوی حکومت عربستان است به طور مستند بر عبدالله دوم بررسی نمائیم .

ما ثابت می کنیم که اصولاً عبدالله دوم خود را حاکم عربستان و عراق و سوریه می داند و اصلی ترین انگیزه او از قیام این است که بتواند این سرزمینها را که به گمان او به خاندان هاشمی تعلق دارد ، بازپس گیرد.

در ابتدا ما به بررسی کوتاهی در مورد خاندان هاشمی اردن ( که ثابت می شود که این خاندان از بنی امیه است و با جعل نسب خود را به دروغ هاشمی نامیده است)  پرداخته و چگونگی به وجود آمدن این ادعا و آروز را در دل عبدالله دوم بیان می کنیم.

چرا عبدالله (سفیانی)  به عراق و عربستان  حمله می کند؟ چرا به خونخواهی بر می خیزد؟ چه عاملی باعث شده تا این احساس درعبدالله( سفیانی) به وجود آید که مالک مطلق کشورهای عربی منطقه است و باید این مالکیت را دوباره بازگرداند؟

عبدالله  می خواهد با کمک و وعده استکبار ، عربستان  و عراق را که ارث خاندان هاشمی می داند ، تحت سلطه درآورد.

 

 

خاندان پادشاهای اردن :

خاندان پادشاهی اردن از ریشه دار ترین خاندانهای حکومتی مکه می باشد که فرد برجسته و مهم آن شریف حسین در اواخر حکومت عثمانی در مکه صاحب نفوذ و قدرت بود.

در خلال جنگ جهانی اول ، شریف حسین در عربستان خود را از نسل پیامبر می دانست و عثمانی ها را غاصب و متجاوز می شمرد.(خود را مستحق خلافت و فرمانروایی بر کشورهای اسلامی می دانست)

(شریف حسین از اجداد عبدالله دوم که در ابتدای قرن ۲۰  با جعل نسب خود ، خود را هاشمی و وارث خلافت می دانست و خلفای عثمانی را غاصب خلافت!)

در 1916 انگلیسی ها جاسوس کهنه کاری را به نام کلنل ادوارد توماس لورنس که بعدها به لورنس عربستان معروف شد، نزد شریف حسین فرستادند و از او خواستند علیه عثمانی قیام کند. انگلیسی ها در عوض قول دادند که پس از پیروزی حکومت عربستان و سایر ممالک اسلامی را در اختیار او قرار دهند.
شریف حسین در اجرای امر انگلستان دایر بر مبارزه با عثمانیها ابتدا با نیروهای خود مکه را از تسلط عثمانی ها بیرون آورد. طائف و جده نیز به تصرف نیروهای وی درآمد.
عراق و اردن و سوریه نیز توسط نیروهای شریف حسین و پسرانش و به کمک انگلیسیها فتح شد.

(شریف حسین به امید حکومت بر کشورهای عربی با نیروهای خود در کنار انگلیسیها با حکومت عثمانی که در آن زمان ضعیف شده بود به جنگ پرداخت و مدتی هم حاکم بخش وسیعی از خاورمیانه بود)

تا مدتی شریف حسین و پسرانش بر عربستان و عراق و سوریه و اردن حکومت کردند و حتی شریف حسین خود را خلیفه کل کشورهای اسلامی خواند.

اما هنگامی که رژِیم منحوس صهیونیستی با حمایت انگلیس و همدستی شریف حسین تشکیل شد دیگر انگلیس و فرانسه به وعده های خود به شریف حسین مبنی بر حکومت بر کشورهای عربی وفا نکردند.

سوریه و عراق به تحریک انگلیس و در قیامهای به ظاهر مردمی از دست خاندان شریف حسین خارج شد و در عربستان نیز آل سعود که بهتر می توانست نقشه های استعمار را اجرا کند ، با کمک انگستان و با غلبه بر خاندان شریف حسین ، بر سر کار آمد و خاندان شریف حسین را از عربستان بیرون کرد ،  و تنها اردن نصیب این خاندان شد

و لذا یک حس دیرینه در این خاندان برای بازپس گرفتن ارث خود از عراق تا حجاز  به وجود آمد که نسل به نسل منتقل شد.

می بینیم که عبدالله دوم اینک خود را بعنوان وارث شریف حسین و در واقع وارث کشورهای سوریه و عراق و اردن و مخصوصاً عربستان می داند و در نظر دارد که حکومت بزرگ شریف حسین را احیاء کند. و این مطلب دقیقا با جغرافیایی که سفیانی در آن جنگ به راه انداخته و کشت و کشتار می کند ، منطبق است یعنی سوریه و عراق و عربستان!

(عبدالله دوم آل سعود را بعنوان غاصبان ارث خود ، دشمن دیرینه خود می داند و در صدد انتقام است ، وهابیون و آل سعود به خوبی این حس و نیت خاندان پادشاهی اردن را می دانند! و شاید احتمال اینکه بعد از مرگ عبدالله و ایجاد هرج و مرج در عربستان ، پادشاه اردن حرکت خود را آغاز می کند ، به این خاطر باشد که می بیند ارث پدری و سرزمین اجدادی او حکومت مشخصی ندارد و بهترین فرصت برای رسیدن به آرزوهای دیرینه خود و خاندان پادشاهای اردن فراهم شده است)

پس به زیبایی ، فرموده حدیث که می فرماید که سفیانی مکه و مدینه را ندیده است ، آشکار می گردد بدین مضمون که سفیانی گرچه اصالتاً از مکه و مدینه و عربستان است و آروزی حکومت بر آنها را دارد ولی در نهایت مکه و مدینه را نخواهد دید( به حکومت مکه و مدینه نخواهد رسید)

می بینیم که دو عنصر بسیار قوی در عبدالله دوم وجود دارد که او را به این لشگرکشی ها و جنایات ترغیب می کند ، اولا بعنوان یک وارث ، احیای یک حق پایمال شده خاندان خود را دنبال می کند ( که در صورت تحقق آن در نظر خود به عنوان فرزندی خلف باعث افتخار و مباهات خواهد بود) و عنصر دوم عطش قدرت طلبی در جایی که سرزمینهای مذکور را جزو حق خود و اجدادش  نیز بداند.

(خروج عبدالله دوم یک پشتوانه تاریخی دارد و عبدالله در نظر خود می خواهد که از قدرت و توجه استکبار برای احقاق حق خود و بازپس گیری سرزمینهای اجدادی خود استفاده نماید)

 

(فراموش نکنیم که عمر سعد نیز دقیقاً به خاطر قدرت طلبی (ملک ری ) بود که به کربلا آمد و آن جنایات را آفرید و در طول تاریخ حس قدرت طلبی منشا جنگهای بسیاری بوده است)

طرح جهانخوران برای خاورمیانه

و نقش اردن در این طرح

استکبار از سالها پیش که به تدریج کنترل خاورمیانه را از دست می داد ، در فکر ایجاد تغییرات بزرگ و تسلط مجدد بر این منطقه حساس بود و از یه دهه گذشته به شدت در تلاش است که تغییرات مورد نظر خود را اجرایی کند خصوصا اینکه حکومت فعلی عراق حتی پس از حمله امریکا و انگلیس به این کشور باز مطابق میل انان نیست و حجاز نیز با فساد ال سعود دچار اشفتگی و بحران شده و مرکزی برای پرورش تروریست علیه غرب شده و دیر یا زود با مرگ عبدالله سعودی ، ذخایر عظیم نفتی این کشور که صادر کننده عمده نفت غرب است ، به دست حکومتهای محلی و قبیله ای یا گروههای جهادی دست به دست خواهد شد و منافع غرب به خطر خواهد افتاد.

لذا غرب و انگلیس چاره ای نمی بینید جز اینکه مهره ذخیره شده خود را با تحریک و وعده و وعید حاکمیت حجاز و عراق در صحنه خاورمیانه به تحرک درآورد و اینجاست که نقش سفیانی شکل می گیرد.

همه اینها پس از هرج و مرج و اشوب بزرگ در منطقه و زلزله شام و بحران مصر و خروج سه پرچم در شام اتفاق خواهد افتاد و سفیانی ابتدا به اسم سرو سامان دادن به اوضاع عربی وارد میدان شده و پس از تسلط بر منطقه شام به طمع حکومت عراق به انجا می تازد و از آنجا به حجاز .

 

طرح استکباری خاورمیانه جدید چیست؟

این طرح چه ربطی به قیام سفیانی(عبدالله دوم) دارد؟

هدف عبدالله دوم از اجرای این طرح چیست؟

شکست خاورمیانه جدید در مرحله اول و دوم

خروج سفیانی مرحله سوم طرح خاورمیانه جدید

جرج بوش : پادشاه اردن رهبر طرح خاورمیانه جدید است

 نزدیک به یک قرن پیش استعمار برای تسلط بهتر بر خاورمیانه با کمک اعراب  تغییرات بزرگی را در این منطقه ایجاد کرد ، در خلال جنگ جهانی اول ، استعمار برای چپاول هرچه بهتر کشورهای اسلامی امپراطوری عثمانی را با کمک اعراب تکه تکه کرد و نقشه دلخواه خود را در خاورمیانه اجرا نمود و تا مدتها این منطقه حساس در مشت جهانخواران بود  تا اینکه با پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری  روحیه ضد استکباری در خاورمیانه و رشد هسته های مقاومت و بی نتیجه بودن تمام تلاش ها برای خاموش کردن این نور بیدارگر ، بیش از یک دهه است که جهانخواران به این نتیجه رسیده اند که باید بار دیگر چهره منطقه را به طور کامل عوض کنند ، کشورها را تکه تکه کرده ، کشورهای جدیدی بر اساس قومیت و مذهب و ... شکل دهند ، به طوری که باز تا مدت زمان مدیدی منافع استکبار تضمین شود.

بی شک هجوم همه جانبه استکبار در طی چند سال گذشته با بهانه های واهی با هدف تسلط بر منطقه خاورمیانه و اعمال تغییرات دلخواه خود در این منطقه حساس در این راستا قابل تفسیر است ، چیزی که بارها و بارها از زبان مسئولان آمریکایی و اسرائیلی در قالب طرح خاورمیانه جدید بیان شد .

 آماده شدن طرح اولیه خاورمیانه بزرگ از سالها پیش :

در زمان رياست جمهوري كلينتون بر آمريكا در سال 1996، نتانياهو كه به عنوان نخست وزير حزب ليكود اسراييل به قدرت رسيد، 8 رهبر نومحافظه كار آمريكا يك يادداشت شش صفحه اي براي او فرستادند. اين يادداشت كه "گسست تمير:استراژدي جديد براي تامين امنيت" نام دارد حكومت تهاجمي را تصوير ميكرد. در ابتداي اين دستورالعمل سرنگوني صدام بود و جايگزيني او با يك پادشاه تحت نفوذ اردن. حكومتهاي سوريه و ساير كشورهاي عربي نيز يكي پس از ديگري می بایست سقوط کند.

همه اينها پس از خلع صدام  بود. در واقع هدف از این طرح تشدید کمربند امنیتی اسرائیل با ایجاد یک کشور قدرتمند زیر نظر اردن در عراق بود تا ضمن جلوگیری از قدرت گرفتن و تشکیل حکومت شیعیان در عراق ، بتوان حکومتهای دیگر عربی  را نیز کنترل کرد.

 

جزئیات طرح خاورمیانه جدید

 در سال 2004 هنگامی که متن طرح خاورمیانه بزرگ امریکا، در روزنامه الحیات لندن چاپ شد، کشورهای عرب خاورمیانه، با اعتراف به ضرورت و لزوم اصلاحات، در خاورمیانه، در واکنش به این طرح به دو گروه دسته بندی شدند:

1-   گروهی در برابر طرح خاورمیانه بزرگ، واکنش منفی نشان دادند و آن را رد کردند. نظیر مصر و سوریه و عربستان و بحرین والجزایرو لبنان و...  ( در واقع این کشورها بواسطه این طرح تجزیه شده و متضرر می گردیدند)

2-   گروه کوچکی از رهبران عرب از طرح خاورمیانه بزرگ امریکا استقبال کردند و آن را برای خاورمیانه مناسب دانستند. که مهمترینشان اردن بود.

 ملک عبدالله دوم پادشاه اردن، در راستای طرح خاورمیانه بزرگ امریکا،  آن را ایده‌های بزرگ، برای کشورهای کوچک خواند . و  جورج دبلیو بوش، با سپاس از پادشاه اردن از او به عنوان رهبر منطقه‌ای طرح خاورمیانه بزرگ یاد کرد.

 مرحله سوم طرح خاورمیانه بزرگ که بزودی از طریق استکبار و با میدانداری اردن اجرا خواهد شد دارای اهداف سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و جغرافیایی بسیار مهمی است که در صورت موفقیت ، چهره منطقه را کاملاً عوض خواهد کرد. ما به دلیل ضیق وقت تنها اهداف جغرافیایی این طرح شوم را مورد بررسی قرار می دهیم :

در نقشه‌اي كه همراه با اين مقاله منتشر شد، عراق تكه تكه خواهد شد كه البته اين عمليات آغاز شده است و كشورهاي پاكستان، تركيه ، عربستان سعودي و ايران كه از قديمي ترين بازيگران منطقه هستند نيز هر كدام به چند بخش تقسيم خواهند شد و جالب اين كه كويت و اسرائيلي كه حاكمان استعماري به خاورميانه تحميل كردند، بدون هيچ تغييري در مرزهاي بين المللي باقي خواهند ماند. مرزهاي اردن كه پس از جنگ جهاني اول به ابتكار چرچيل نخست وزير وقت انگليس تشكيل شد، بنا بر دلايلي نامعلوم گسترش خواهديافت و فلسطيني ها نيز مثل هميشه تنها بخش كوچكي از كرانه باختري و غره را در اختيار خواهند داشت.

 در نقشه جدید خاورمیانه، کشورهای منطقه گرفتار دو نوع تغییرات می‌شوند:

  الف - تولد کشورهای جدید با نام و عنوان‌های جدید:

  ۱- کشور کردستان.

این کشور از بخش‌های کردنشین ایران، عراق، ترکیه و سوریه، تشکیل شده که از دیار بکر ترکیه  تا تبریز ایران امتداد یافته است. رالف پیترز، کشور کردستان را امریکایی‌ترین کشور در گستره بین بلغارستان و ژاپن می‌داند.

  ۲- کشور بلوچستان.

این کشور از بخش‌هایی از سیستان و بلوچستان ایران، کویته بلوچستان پاکستان و استان نیمروز افغانستان به وجود می‌آید.

  ۳- دولت مقدس (sacred) مکه و مدینه.

این دولت، در شهرهای مکه و مدینه عربستان سعودی، در کرانه دریای سرخ، بر روی نقشه دیده می‌شود. این کشور، برای مسلمانان، مانند واتیکان برای مسیحیان خواهد بود.

  ۴- کشورهای عراق شیعه و عرب سنّی.

عراق کنونی،  به سه کشور با اقلّیت‌های قومی و مذهبی تجزیه شده، در نقشه دیده می‌شود. عراق سنی در منطقه شمالغرب عراق ، به نام کشور عرب سنی، عراق شیعه در جنوب عراق به اضافه شرق اروندرود ایران، دیده می‌شود. کشور عرب سنی، از منابع نفتی در جنوب و خلیج فارس محروم می‌شود. کردستان عراق هم به کشور بزرگ کردستان در خاورمیانه تعلق می‌گیرد.

   ب – تغییرات منطقه‌ای.

در نقشه جدید خاورمیانه، افزون بر پدید آمدن کشورهای جدید، کشورهای موجود در این منطقه نیز از نظر گستره قلمرو دچار دگرگونی ، انقباض و انبساط می‌شوند:

۱- مناطق ترک زبان تبریز و اردبیل ایران، به جمهوری آذربایجان می‌پیوندد.

۲- استان‌های هرات، فراه و بادغیس افغانستان، از شرق بر ایران افزوده می‌شود.

۲- مناطق قبایلی پشتون که مورد اختلاف پاکستان و افغانستان است، به افغانستان تعلق می‌گیرد.

  

جرج بوش : پادشاه اردن رهبر طرح خاورمیانه بزرگ است

 

ملاحظه مهم

ظاهرا تنها کشوری که در این تقسیم سود برده و نه تنها تجزیه نشده بلکه وسیعتر هم شده اردن است

 خاورمیانه بزرگ طرحی اسرائیلی – آمریکایی به رهبری اردن در منطقه عربی می باشد.

  

اما مقاومت پیش بینی نشده ملتهای منطقه و در راس آنها ایران اسلامی ، تمام معادلات را بر خلاف میل جهانخواران رقم زد ، و به فرموده مقام معظم رهبری(مدظله) اینک خاورمیانه اسلامی در حال شکل گیری است ، هرچند حالت اول این طرح که مجری آن خود آمریکا بود ، و با جنگ افغانستان آغاز شد ، شکست خورد و مرحله دوم این طرح استکباری نیز که با حمله اسرائیل به حزب الله رقم خورد ، در همان ابتدای راه نابود شد ،

 

اما طرح خاورمیانه جدید مرحله سومی  نیز دارد که در آن کشوری مقتدر که سالهاست با پیشرفته ترین امکانات مجهز شده  با کمک استکبار و صهیونیسم اجرای آن را بر عهده می گیرد و البته در قبال اجرای آن وعده هایی نیز به او داده شده است ، کشور مورد نظر کشور پادشاهی اردن است که سالهاست بر روی این کشور سرمایه گذاری شده و اینک در بهترین شرایط برای اجرای طرح خاورمیانه بزرگ به سر می برد.

 

آیا ارتش اردن توانایی اجرای طرح خاورمیانه بزرگ را خواهد داشت؟!

همانگونه که عرض شد ، مرحله اول و دوم خاورمیانه جدید که با محوریت آمریکا و اسرائیل آغاز شده بود شکست خورد و تنها مرحله سوم آن ، با محوریت اردن باقی مانده است.

این سئوال مهم پیش می آید که آیا اردن چنان توان و قدرتی دارد که بتواند این طرح بزرگ را که آمریکا و اسرائیل نتوانستند اجرا کنند ، محقق سازد؟

سه مطلب مهم در این رابطه وجود دارد:

1-     ارتش اردن در خلال سالهای گذشته به شدت توسط آمریکا و اسرائیل تقویت شده است

ارتش قدرتمند اردن که به ارتش شکست ناپذیر موصوف شده است ، به لطف استکبار از بهترین ادوات و تجهیزان بهره می برد

 

 

(حضور زنان در ارتش اردن نیز چشمگیر است ، جذابیت جنسی یکی از بهترین روشهای مستکبران برای ایجاد قدرت در سپاه خود بوده است ، چیزی که در زمان پیامبر(ص) در لشگر امویان نیز مرسوم بود)

2-   اردن و عبدالله دوم بنا بر روایات در اجرای این طرح از کمک اشرار منطقه که به احتمال قریب به یقین دروزی های شام و اسرائیل که در لسان روایات از آنها به طایفه « بنی کلب » نام برده شده است ، بهره خواهد برد. افرادی شرور و قدرتمندی که بفرموده روایات یاران سفیانی در خروج او خواهند بود.

3-   ورود اسرائیل نیز در این جنگ تاریخی حتمیسیت و حتی ممکن است که غرب با وجود اینکه نیروهای زمینی خود را از عراق خارج کرده است ، با نیروی هوایی یا دریایی خود وارد جنگ شود ، البته حضور نیروهای غربی در هنگام ظهور در مصر و سوریه توسط روایات گزارش شده است.

پس می بینیم که اولاً  ارتش اردن اینک به مدد استکبار بسیار قدرتمند شده است و در ثانی در جنگ تنها نیست ، اشرار دروزی ها که به دشمنی با شیعیان معروفند و همچنین اسرائیل و احتمالاً آمریکا نیز در این درگیریها  حضور خواهند داشت.

گوشه ای از قدرت ارتش اردن :

ارتش اردن در میان کشورهای عربی واقعاً بی نظیر است ، در حالی که اکثر کشورهای عربی نسبت بعلت راحت طلبی سران آنها ، به تجهیز و قدرتمند کردن ارتش خود بی تفاوت بوده اند و به کمک استکبار دل خوش کرده اند ، کشور اردن از لحاظ تلاش برای تجهیز و اعتلای ارتش خود واقعاً کم نظیر است ، اینکه نفر اول یک کشور دارای مدارج نظامی بالا باشد و علاوه بر آن شخصاً در اکثر مانورها شرکت نموده و حرص و ولع عجیبی برای پیشرفت نظامی ارتش خود داشته باشد ، اگر نکوییم در دنیا بی نظیر است ، قطعاً کم نظیر است.

استکبار با تجهیز ارتش اردن به بهترین تجهیزات در نظر دارد که مرحله سوم طرح خاورمیانه جدید را آغاز کند ، یکی از سناتورهای آمریکایی :

طرح خاورمیانه بزرگ با محوریت اردن به زودی آغاز خواهد شد!

ارتش اردن در طول سالیان گذشته به طور مکرر با اسرائیل مانور مشترک برگزار کرده است تا جایی که در طی آخرین مانور که در سال گذشته برگزار شد ، کارشناسان اسرائیلی از مهارت و قدرت ارتش اردن شگفت زده بودند!

اردن اینک بعد از سالها تلاش بی وقفه ارتشی ساخته است که خود آنها نام آن را شکست ناپذیر نهاده اند که نشان از اعتماد به نفس بالای آنها دارد ، تجهیزات استفاده شده در ارتش اردن ، بهترین ، کامل ترین و بروز ترین تجهیزات است. و در یک نمونه استخبارات اردن در ترور عماد مغنیه نقش اصلی را عهده دار بود ، کاری که 25 سال سرویسهای جاسوسی کشورهای بزرگ نتوانسته بودند از عهده آن برآیند.

فکر می کنم علاوه بر حمایت کامل تجهیزاتی و اطلاعاتی غرب برای ساختن ارتش اردن ، نقش عبدالله دوم بعنوان فرماندهی ارتش بسیار مهم بوده است ، عبدالله دوم با داشتن انگیزه هایی بسیار قوی که بدانها اشاره شد( رویای فتح عربستان و عراق و سوریه) ، نقش اصلی را در قدرتمند شدن ارتش اردن دارد.

 

(صمیمیت و رابطه بسیار خوب عبدالله دوم با لشگریان خود ، این نیروها را در بهترین وضعیت برای اجرای دستورات قرار می دهد ، در واقع عبدالله به لشگریان خود بعنوان بهترین ابزار برای رسیدن به کاخ آرزوهای خود می نگرد )

عبدالله به خوبی می داند که  فعال ،  پر انرژی و با نشاط بودن ، ایجاد رابطه صمیمی با نیروهای تحت امر خود و احترام به نیروها ، حضور دائمی در میان آنها  و نشان دادن تقید خود به مذهب  برای پیشرفت نظامی ارتشش نقشی بی بدیل دارد و با وجود اینکه به بسیاری از این اصول اعتقاد ندارد ، ولی آرزوی بزرگ او در تسلط بر کشورهایی که قبلاً در تسلط خاندان خود بوده ، به او انرژی لازم جهت این کار را می دهد. عبدالله بر خلاف بسیاری از سران بی عرضه عربی ، هدفی بزرگ دارد و برای رسیدن به آن از تحمل هیچ سختی رویگردان نیست.

(مهارت و رتبه نظامی پادشاه اردن در جهان بی نظیر است ، او به سختی در تلاش است تا برای رسیدن به اهداف بزرگ خود لشگری قدرتمند را سازماندهی کند)

 

بزرگان جبهه حق :

طرح خاورمیانه جدید شکست خورده است

خاورمیانه اسلامی در حال ظهور است

بزرگان جبهه حق از کلیت این طرح و مجری آن به خوبی مطلع می باشند و هشدارهای لازم را داده اند ، مقام معظم رهبری(مدظله) در بیاناتی این طرح استکباری را شکست خورده دانستنه و خاورمیانه اسلامی را در حال ظهور بیان کردند.

مقام معظم رهبری(مدظله) در دیدار گروههای مقاومت :

«فلسطين آزاد خواهد شد؛ در اين هيچ شبهه اي نداشته باشيد، فلسطين قطعا آزاد خواهد شد و به مردم برخواهد گشت و در آنجا دولت فلسطين تشكيل خواهد شد در اين ها هيچ ترديدي نيست... شكي نيست كه براساس حقايقي كه خداي متعال تقدير كرده است، خاورميانه جديد شكل خواهد گرفت. اين خاورميانه، خاورميانه اسلام خواهد بود.»

 

  سید حسن نصرالله نیز در بیاناتی نسبت به وجود این طرح خطرناک برای منطقه خاورمیانه هشدار داد.

 سید حسن نصرالله:(عاشواری قبل )

طرح استکباری آمریکا خطری واقعی برای منطقه است!

رئيس جمهور كشورمان در ديدارهاي اخير خود با سيد حسن نصرالله و بشار اسد تعريف شفافي از خاورميانه جديد ارائه داد.

آقاي احمدي نژاد با بيان اينكه قدرت هاي زورگو  آرزوي تشكيل خاورميانه بزرگ را تحت سلطه صهيونيست ها و مستكبران به گور خواهند برد، اظهار نموده است:


     البته خاورميانه جديدي در راه است، خاورميانه اي كه در آن صهيونيست ها و مستكبران جايي ندارند.

سید یحیی صفوی دستيار و مشاور عالي فرماندهي معظم كل قوا  :

 آمريكايي‌ها به دنبال تشكيل خاورميانه بزرگ بودند و رسما اعلام كردند، ولي آنچه كه اكنون در حال شكل‌گيري است، خاورميانه اسلامي است نه خاورميانه آمريكايي.

 

 

نکته مهمی که باید عزیزان به آن توجه جدی داشته باشند ، این است که ما حتی اگر با توجه به تطبیق قریب به اتفاق نشانه های سفیانی بر عبدالله دوم و دلایل عقلی و نشانه های دیگر ، عبدالله را سفیانی بدانیم ، باید توجه جدی داشت که مشخص نیست که خروج وی در چه تاریخی صورت خواهد گرفت ، ممکن است سالها بعد این خروج انجام گیرد ، فلذا از گمانه زنی و تعیین تاریخ پرهیز کرده ضمن رصد فعالیتهای او و کشور اردن فقط  به این مطلب اکتفا می کنیم ، که وجود او دلیلی بر بسیار نزدیک بودن ظهور است

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389ساعت 22:23 توسط کامبیز |

اكثر پيشگويان دنيا سال جاري را پر حادثه و پر تنش مي دانند و اوضاع ايران را در سال 2010 بر خلاف ساير كشور ها در كمال آرامش مي دانند .

گزيده اي از پيشگويي ها :

در سال 2010 ايران برنامه هاي صلح آميز هسته اي را با موفقيت انجام مي دهد .

سوء قصد نافرجام به سيد حسن نصرالله

سالي سخت براي اوباما

جنگ داخلي عراق شعله ورتر خواهد شد

در اين سال زلزله هاي قوي ، باران هاي سيل آسا و طوفان هاي غير عادي بسياري از نقاط دنيا فرا ميگيرد.

عربستان شاهد خوادثي خونين خواهد بود .

در  همين سال شمارش معكوس براي نابودي اسراييل شروع مي شود .

آمريكا در سال آتي ميلادي شاهد سقوط هواپيماها ، غرق كشتي ها و حوادثي طبيعي بي سابقه خواهد بود .

نكته : ما به پيشگويي و رمالي اعتقاد چنداني نداريم ولي اين امور از قرن ها قبل وجود داشته و طبق برخي علائم ، آينده را پيش بيني كرده اند و بعضا درست هم از آب در آمده است . مانند پيشگويي هاي نوستر آداموس و . . .در اينجا نيز سخنان دو تن از معروفترين پيشگويان دنيا كه قبل از اين پيشگويي هاي درستي كرده اند را آورده ايم كه در صحت انجام آنها تنها مي گوييم كه الله اعلم .


------------------------------------------------------------------------------------------


منجم تونسی كه مرگ خانم دیانا و مایكل جكسون را پیش بینی كرده بود، مرگ غیر عادی باراك اوباما، رئیس جمهور آمریكا را در سال 2010 پیش بینی كرد.

ایلاف، حسن الشارنی نایب رئیس اتحادیه جهانی ستاره شناسان شماری از وقایع مهم سال 2010 میلادی را پیش بینی کرد.

به نقل از روزنامه وطن چاپ آمریكا، حسن الشارنی، همچنین در پیش بینی های خود درباره ایران با اشاره به اینكه هیچ حمله نظامی در سال 2010 ضد ایران انجام نمی شود، گفت: این كشور در پیشرفت برنامه های صلح آمیز هسته ای خود موفق می شود.

ستاره شناس معروف تونسی در ادامه پیشگویی های خود درباره تحولات سال جدید میلادی از سوء قصد نافرجام به دبیر کل حزب الله لبنان و سالی سخت برای رئیس جمهور آمریکا در سال جاری میلادی خبر داد.

 

به گفته وی، جهان عرب در این سال شاهد حوادث خونینی خواهد بود که سو قصد نافرجام به سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان یکی از آنها خواهد بود.

شارنی با بیان این مطلب افزود: داده های نجومی حاکی از آن است که لبنان در سال 2010 شاهد برخی اقدامات تروریستی از جمله ترور یک شخصیت سیاسی برجسته خواهد بود، اما با این حال چنین حوادثی ثبات این کشور را تحت تاثیر قرار نخواهد داد.

وی در ادامه پیشگویی های خود اظهار داشت : در سال 2010 یکی از اعضای جنبش فتح که در کشتار اردوگاه جنین دست داشته است ترور خواهد شد.

شارنی درباره عراق نیز گفت : با وجود اینکه راه حل های جدیدی برای حل بحران عراق ارائه خواهد شد، یک شخصیت برجسته سیاسی این کشور ترور خواهد شد و این امر آتش جنگ داخلی در عراق را شعله ور خواهد کرد.

این ستاره شناس معروف درباره آمریکا نیز گفت که زندگی باراک اوباما در سال 2010 در خطر خواهد بود و وی روزها و هفته های سیاهی را در پیش رو خواهد داشت.

منجم تونسی درباره وقایع سال 2010 در كشورهای عربی پیش بینی كرد: حسنی مبارك، رئیس جمهور مصر به مشكلات جسمی زیادی دچار شود و یكی از شخصیت های سیاسی بزرگ شمال آفریقا نیز فوت كند.

الشارنی پیش بینی كرد، جونی هالیدای خواننده و بازیگر مشهور فرانسوی در سال 2010 بمیردو در جام جهانی فوتبال كه در آفریقا برگزاری می شود، یك تیم اروپایی پیروز شود.

منجم تونسی همچنین درباره حوادث طبیعی سال 2010 پیش بینی كرد: زلزله های قوی ، باران های سیل آسیا و طوفان های غیر عادی در مناطق مختلف جهان اتفاق بیافتد.

در خصوص ایتالیا وی پیش بینی كرد، در سال 2010 با پایان عمر سیاسی برلسكونی، حزب چپگرای این كشور به قدرت برسد و انتخابات پارلمانی بی سابقه ای در این كشور برگزار شود.

گفتنی است شارنی پیش از این مرگ "یاسر عرفات" رئیس سابق تشکیلات خودگردان فلسطین، "پرنسس دایانا" همسر سابق ولیعهد انگلستان و "مایکل جکسون" خواننده آمریکایی را پیش بینی کرده بود.



-------------------------------------------------------------------------------------

این منجم مصری پیش‌بینی کرده است که گروه‌های کوچکی که آنان را خوارج می‌خوانند در عربستان ظهور خواهد کرد.
خبرگزاری آلمان در ادامه افزود که این منجم مصری پیش‌بینی کرده است که میانجیگری ترکیه میان طرفین درگیر در خاورمیانه شکست خواهد خورد و سال 2010، سال نزدیک شدن سوریه و لبنان به یکدیگر است.
این گزارش می‌افزاید که سال آتی سال آغاز شمارش معکوس زوال رژیم صهیونیستی است که عمر 70 ساله آن به پایان می‌رسد و بنابراین تا 10 سال دیگر فروخواهد پاشید.
در ادامه این پیش‌بینی آمده است که اسرائیل در سال‌های آتی شاهد حوادث و مصیبت‌هایی است و علاوه بر این شاهد ترور یکی از سیاستمداران بزرگ خود است و همچنین پیگرد قضایی سران اسرائیل که در تهاجم به غزه شرکت داشتند، ادامه خواهد یافت.
این منجم با پیش‌بینی اینکه همه مذاکرات صلح شکست خواهد خورد به عراق اشاره و پیش‌بینی کرد که وضع ناامن عراق بر همین منوال ادامه خواهد یافت.
در این گزارش به برنامه هسته‌ای ایران نیز اشاره شده و اعلام شده است که برنامه هسته‌ای ایران در سال 2010 موفق خواهد بود.
آمریکا نیز در این پیش بینی گنجانده شده و در خصوص آن آمده است که آمریکا در سال آتی میلادی شاهد سقوط هواپیماها، غرق کشتی‌ها و حوادثی طبیعی بی‌سابقه‌ای خواهد بود و علاوه بر آن جنگ در افغانستان و پاکستان علیه نظامیان خارجی حاضر در آنها ادامه خواهد یافت.
در این گزارش آمده است که پاکستان حالت ناآرام خود را حفظ خواهد کرد و رئیس جمهوری آن هدف ترور خواهد گرفت.

+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 20:51 توسط کامبیز |

آیا همه فشار قبر دارند؟

فشار قبر

آیا همه انسان هایی که می میرند فشار قبر دارند؟

‏از بعضى احادیث استفاده مى‏شود که فشار قبر براى همه بدون استثنا وجود دارد، منتهى برای بعضى شدید است و کیفر اعمال محسوب مى‏شود، و برای برخی ملایم‏تر و به منزله کفاره گناهان و جبران کوتاهى‏ها است.(1) رسول اکرم‏صلى الله وعلیه وآله هنگام دفن صحابى معروف «سعد بن معاذ» فرمود: «هیچ مؤمنى نیست مگر این که فشار قبر دارد»(2)

امام صادق‏علیه‏السلام فرمود: «فشار قبر براى مؤمن کفاره ضایع کردن نعمت‏ها توسط او است».(3)

از روایات دیگر استفاده مى‏شود که بعضى از مؤمنان فشار قبر ندارند و بعضى از اعمال خیر سبب مى‏شوند که انسان فشار قبر نداشته باشد.

در حدیثى آمده: «هر کس به قرائت سوره زخرف مداومت کند، از فشار قبر در امان است».(4)

رسول الله‏صلى الله وعلیه وآله فرمود: «هر کس روزى صد مرتبه بگوید: لا اله الا الله الملک الحق المبین» از فقر و وحشت قبر در امان است، و درهاى بهشت برایش باز مى‏شود».(5)

در روایتى آمده: «کسى که رکوعش (در نماز) را به تمام و کمال انجام دهد، هیچ وحشتى در قبر برایش وارد نمى‏شود». حضرت صادق‏علیه‏السلام فرمود: «برخى را از اذان ظهر روز پنجشنبه تا اذان ظهر روز جمعه خداوند از فشار قبر پناه مى‏دهد». نیز فرمود: «کسى که چهار مرتبه حج به جا آورد، فشار به او نمى‏رسد».

امیرمؤمنان‏ على (ع) فرمود: «هر کس در هر جمعه سوره نساء بخواند، از فشار قبر در امان است».

 

استثنا در فشار قبر

این قبیل روایات ، گسترة روایاتى را که مى‏گوید فشار قبر براى همه است، محدود می کند، در نتیجه مى‏توان از این روایات استفاده کرد که بعضى از مؤمنان فشار قبر ندارند. خداوند توفیق مشمول رحمتش و در امان بودن از عذاب و فشار قبر را به همه ما عنایت فرماید.

در روایات، اسباب و عواملی برای عذاب و فشار قبر ذکر شده است، مانند: سخن چینی، بدرفتاری با خانواده، کمک نکردن به هم نوع، کفران نعمت، غیبت، سبک شمردن نماز و بی اعتنایی به ضعیف.

درباره «سعد بن معاذ» که گرفتار فشار قبر بود، پیامبر اکرم(ص) دلیلش را بدزبانی با اهل خانه ذکر فرمود.(6)

حضرت صادق‏علیه‏السلام فرمود: «برخى را از اذان ظهر روز پنجشنبه تا اذان ظهر روز جمعه خداوند از فشار قبر پناه مى‏دهد  و کسى که چهار مرتبه حج به جا آورد، فشار به او نمى‏رسد».

عوامل جلوگیری کننده از فشار قبر

در روایات به برخی عوامل جلوگیری کننده از فشار قبر اشاره شده که عبارت اند از:

اعمال صالح؛ امام صادق(ع) می فرماید: «چون مؤمن وارد قبرش شود، نماز در جانب راست و زکات در طرف چپ او قرار می گیرد و نیکی بر او سایه می افکند و صبر در گوشه ای قرار گیرد. هنگامی که دو فرشته برای پرسش بر او داخل شوند، صبر به نماز و زکات و نیکی گوید: مواظب صاحب خود باشید و اگر شما عاجز از مواظبت او هستید، من از او مواظبت می کنم».(7)

2- اتمام رکوع؛ امام باقر(ع) می فرماید: «کسی که رکوعش را تمام و کمال به جا آورد، وحشت قبر او را نمی گیرد».(8)

3ـ کمک به همنوعان؛ امام صادق(ع) می فرماید: «کسی که غم و اندوه مؤمنی را بر طرف کند، خداوند غم و غصه آخرت او را بر طرف می کند و از قبرش در حالی که دلی شاد دارد، خارج می شود».(9)

4ـ چهار بار به حج رفتن؛ امام صادق(ع) می فرماید: «کسی که چهار حج به جا آورد، هیچ گاه او را فشار قبر نمی گیرد».(10)

عذاب

5ـ مرگ هنگام نزول رحمت؛ امام صادق(ع) فرمود: «کسی که بین زوال شمس روز پنج شنبه تا ظهر روز جمعه بمیرد، خداوند او را از فشار قبر محافظت می کند».(11)

6ـ خیرات بازماندگان؛ امام صادق(ع) می فرماید: «میت در فشار به سر می برد اما به خاطر نماز برادرش خداوند قبر او را وسعت می دهد».(12)

7ـ نماز و استغفار و صدقه بازماندگان؛ پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «سخت ترین شب ها اوّل قبر است که می توانید با پرداخت صدقه به مردگان خود ترحم کنید. اگر مالی برای صدقه نداشتید، لااقل دو رکعت نماز بخوانید و به روح او هدیه کنید که خداوند از آن لحظه هزار فرشته به سوی قبرش می فرستد که با هر فرشته ای لباسی است و قبر او را از تنگی و فشار رهانیده و وسعت می بخشد».(13)

8ـ زیارت امام حسین(ع)؛ در روایت است که یکی از پاداش هایی که خداوند به زایر قبر امام حسین(ع) می دهد آن است که از عذاب و فشار قبر او را نجات می‌دهد.(14)

 

منبع: پاسخگو، پرسش و پاسخ دینی

تنظیم: گروه دین و اندیشه - مهدی سیف جمالی

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 12:34 توسط کامبیز |

چگونه خود را از وسوسه‌های شیطان برهانیم؟

دعا

 

ابلیس دشمنی بیرونی است و تا پایگاهی در درون نداشته باشد، نمی‌تواند به انسان ضربه بزند.

کار شیطان صدور «سم» به درون انسان است. اگر کسی که می‌خواهد دیگری را با سم از پای درآورد، آن را در جیب شخص بگذارد، تأثیری در وی ندارد یا اگر سم را به او بخوراند و او بالا بیاورد، باز هم اثری ندارد. دستگاه گوارش باید سم را بپذیرد و آن را جذب کند تا پس از ورود به خون، اثر زیانبار خود را به جای بگذارد.

وسوسه‌ها نیز چنین است: هوا، هوس و شهوت رانی‌های گوناگون که رقیق‌ترین و سبک‌ترین آن در جوان ها و سنگین‌ترین آن در سالمندان، به‌صورت حبّ جاه و مقام مشاهده می‌شود، نشانه تأثیر سم است.

واپسین عقبه‌ای که بزرگان سیر و سلوک از آن نجات می‌یابند، «مقام خواهی» یا همین بازی‌هایی است که بسیاری به آن گرفتارند.

اگر کسی از تعاریف و القابی که به او می‌دهند، لذت ببرد، معلوم می‌شود که سم در او اثر کرده است. وجود مبارک امیرمومنان علیه‌السلام در عهدنامه مالک اشتر فرمود: شیطان همواره در پی حلمه است؛ وقتی کسی از تو تعریف می‌کند، باید مواظب باشی، چون در خط مقدم آتش شیطان قرار گرفته‌ای. 

کسی که با آبروی مسلمانی معامله می‌کند، از درون آتش می‌گیرد، نه از بیرون. این شخص دیگر شبها خواب ندارد. هر چه قرص خواب بخورد، باز هم به خواب نمی‌رود. هر چه بستر نرم فراهم کند، باز هم خواب ندارد. زمانی انسان بر تشک نرم می‌خوابد، و زمانی این تشک پر از تیغ است. انسان بر روی این تشک به هر طرف بغلتد، تیغ می‌خورد. تیغی که از درون انسان بر می‌خیزد، با قرص خواب بر طرف نمی‌شود.

 

چه آساید به هر پهلو که گردد        کسی کز خار سازد او نهالین 

 

آیت الله جوادی آملی، نسیم اندیشه، ج1، ص124
گروه دین و اندیشه تبیان - حسین عسگری
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 22:12 توسط کامبیز |