تبليغاتX
مطالب جالب از قرآن و کتابهای اسلامی

نمونه اول
هروي، يكي از اصحاب امام رضا (ع) به امام عرض كرد: يابن رسول الله درباره بهشت و جهنم به من خبر بدهيد آيا آن دو هم اكنون خلق شده اند؟ امام (ع) فرمود:«آري ، رسول خدا زماني كه به معراج رفتند ، داخل بهشت شدند و جهنم را هم ديدند.عرض كردم: عده اي مي گويند: بهشت و جهنم مقدر هستند كه روزي آفريده شوند واكنون خلق نشده اند. امام فرمود: آنها از ما نيستند و ما هم از آنها نيستيم. كسي كه آفرينش (فعلي) بهشت و جهنم را انكار مي نمايد، همانا پيامبر خدا (ص) را انكار نموده و ما را تكذيب كرده و بر ولايت ما نيست و در آتش جهنم مخلد خواهد بود. امام به آيه اي از آيات قرآن استناد مي فرمايد:«هذه جهنم التي يكذب بهاالمجرمون يطوفون بينها و بين حميم آن»
(الرحمن/ 44)
«اين است آن جهنمي كه مجرمون تكذيبش مي كردند در حاليكه آنها بين آتش و آب جوشان دوزخ دور مي زنند.»
امام سپس به يكي از احاديث معراجيه اشاره كرده و از قول رسول خدا (ص) چنين مي فرمايد:« آنگاه كه مرا به آسمان بردند، جبرئيل دست مرا گرفت و مرا داخل بهشت نمود و رطب بهشتي به من داد و من هم آن را تناول نمودم ونطفه فاطمه (س) از آن ميوه بهشتي بسته شد. از اين جهت فاطمه حوراء انسيه (حوري باهويت انساني) است. هروقت كه مشتاق بوي بهشت مي شوم دخترم فاطمه را مي بويم.»
(بحار الانوار، ج 8 ، ص 119)

نمونه دوم
امام صادق (ع) فرمود:«خداوند كسي را نيافريد مگر اينكه در بهشت منزلي و در جهنم هم منزلي برايش خلق فرمود: پس هنگامي كه اهل بهشت را در بهشت واهل آتش را در آتش قرار داد منادي نداي مي دهد كه اي اهل بهشت! بياييد و آنها را بركنارآتش مي آورد و از منازل آنها در آتش پرده برمي دارد سپس به آنها گفته مي شود ، اين است آن منزلي كه در صورت عصيان پروردگارتان وارد آن مي شويد. سپس ندا مي دهند: اي اهل جهنم ، سرهايتان را بالاكنيد و منازلتان را در بهشت بنگريد. آنها سرهايشان را بالا مي كنند و منازلشان را در بهشت مي نگرند. پس به آنها گفته مي شود: اين است آن منازلي كه در صورت اطاعت پروردگارتان، داخل آن مي شديد... پس آنها (بهشتيان فعلي) ميراث شان (جهنم) را به جهنميان فعلي مي سپارند و جهنميان هم ميراث شان (بهشت) را به بهشتيان فعلي مي سپارند و اين است قول خداي عزوجل:«اولئك هم الوارثون الذين يرثون الفردوس هم فيها خالدون»
(بحار الانوار، ص 125-126)

نمونه سوم
رسول خدا(ص) فرمود:«آنگاه كه مرا به آسمان بردند، داخل بهشت شدم پس در آنجا ملائكي ديدم كه مشغول بنا هستند: خشتي از طلا وخشتي از نقره مي گذارند و گاهي هم از كار بازمي ايستند. به آنها گفتم:چرا گاهي مي گذاريد و گاهي از كار باز مي ايستيد؟ عرض كردند: منتظر مي مانيم تا مصالح برسد. گفتم: مصالح شما چيست؟ عرض كردند: قول مومن در دنيا (يعني) :«سبحان الله والحمدلله و لااله الا الله و الله اكبر» آنگاه كه مي گويد ما هم مشغول ساختن مي شويم و هنگامي كه نمي گويد ما هم كاري انجام نمي دهيم»
)بحار الانوار/ ص 124)

نمونه چهارم
رسول خدا(ص) فرمود:« در ليله الاسراء با ابراهيم (ع) برخورد نمودم و او به من گفت: به امتت امر كن كه تا مي توانند در بهشت درخت بكارند، زير زمين بهشت بسيار وسيع و خاكش بسيار پاكيزه است. گفتم: مقصود از نهادن درخت در بهشت چيست؟ گفت:«لاحو ل و لا قوه الا بالله

» ( بحارالانوار/ ص 149) 

                                    
همانطور كه ملاحظه مي شود بهشت و جهنم تجسم خود اعمال است كه لحظه به لحظه در حاق وجود آدمي كه متصل به ملكوت آفرينش است، ساخته و پرداخته مي شود و هر آن كه انسان بميرد از اين ساخته ها وتصاوير پرده برداري مي گردد:«يوم تبلي السرائر»
در ذيل نمونه اي از احاديثي كه زمين و آسمان را،مكان جهنم و بهشت معرفي مي كند، آورده مي شود:
ابن عباس مي گويد: دو تن از يهوديان برامير المومنين (ع) وارد شدند و سوالاتي مطرح ساختند من جمله: بهشت كجاست؟ جهنم كجاست؟ حضرت فرمود: بهشت در آسمان است و جهنم در زمين.
عرض كردند: مقصود از هفت (جهنم) چيست؟ فرمود: مقصود هفت باب جهنم است كه طبقه طبقه روي هم است. عرض كردند: مقصود از هشت (بهشت) چيست؟ فرمودند: هشت در بهشت. (بحار الانوار/ ص 128)
«لاتفتح لهم ابواب السماء و لايد خلون الجنه»(اعراف/ 40) و در مورد زميني بودن جهنم نيز به اين آيه استناد مي كند:«واذا البحار سجرت»
آنگاه كه درياها شعله ور مي شوند.
در آيات سوره تكوير مقدمه پيدايش جهنم و بهشت را تغييرات عمده در آسمانها و زمين معرفي مي كنند:« اذالشمس كورت و اذا النجوم انكدرت و اذالجبال سيرت...»
(تكوير/13)
اي رسول ما يادآور هنگامي كه آفتاب تابان تاريك شود و ستارگان آسمان تيره شوند و كوهها به حركت در آيند و شتران عشار (دو ماهه آبستن) را رها كنند و بدور افكنند و هنگامي كه وحوش به عرصه قيامت محشور شوند و هنگامي كه درياها (چون آتش) شعله ور گردند و هنگامي كه نفوس خلق همه باهم جنس خود در پيوندند و هنگامي كه دختران زنده بگور شده را باز پرسند كه آن بي گناهان را شما به چه جرم كشتيد؟ و هنگامي كه نامه اعمال خلق گشوده شود و هنگامي كه آسمان رااز جاي بركنند و هنگامي كه آتش دوزخ را سخت بيفروزند. و هنگامي كه بهشت را به اهلش نزديك سازند.

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 17:23 توسط کامبیز |

 

       بهشت

      به نقل از محمد :  ساختمان های بهشت خشتی از نقره و خشتی از طلاست و گل آن مشک اذفر است و سنگریزه آن لولو و یاقوت است و خاک آن زعفران است و هرکه وارد آن شود پیوسته متنعم است و از بدبختی بر کنار ، جاودان زنده است و نمیرد ، لباسشان کهنه نمی شود و ... . اگر زنی از زنان بهشت بر زمین نمودار شود زمین را از بوی مشک پر کند و نور خورشید و ماه ببرد . در اسرار معراج آمده : اگر یک حوری بهشت سر از دریچه ی بهشت به طرف دنیا بیرون کند از نور جمال او نور خورشید مضمحل و نابود می گردد ، هیچ بنده ای نیست که وارد بهشت شود مگر این که دو حوریه دربالای سر او و دو حوریه در پایین پای او می نشینند و با صدا و نوای خوش از برای او خوانندگی می کنند . حوری های بهشتی از خاک بهشت خلق شده اند و به قدری بدن آن ها لطیف است که مغز ساق پاهای آن ها از زیر هفتاد حله دیده می شود و خداوند به هر مومنی که وارد بهشت شود هشتصد حوریه ی باکره و چهار هزار حوریه ی بیوه تزویج می کند و در بهشت نهری است که در کنار آن مانند علف ها حوریه روئیده می شود ! و چون مومنی از آن نهر عبور می کند ، از هر یک آن ها که خوشش آمد دست او را می گیرد و به همراه خود می برد و خدا او را برای او حلال و تجویز می نماید و فورا به قدرت الهی به جای آن حوریه یک حوریه ی دیگر روئیده می شود ! امام صادق گفته : عشق بازی با حوریه های بهشتی در هر نوبت به مقدار پانصد سال از عمر دنیا طول می کشد !

      به نقل از محمد آمده : میوه های بهشتی از عسل شیرین تر و از کره نرم تر است و هسته ندارد و هر درختی از بالا تا ساق پر از میوه است و هر چه از میوه های او چیده شود فورا به جای آن سبز می شود و رسیده می گردد . میوه های بهشت به انسان چنان نزدیک می شوند به نحوی که اگر خواسته باشند در حال ایستاده یا نشسته و یا خوابیده از آن استفاده نمایند برای آن ها ممکن است ، از خوردن غذا های بهشتی لذتی می برند که هرگز از غذای دنیا لذت نبرده اند . در سفره های بهشتی هفتاد نوع غذای لذیذ می باشد و هر گاه میل به گوشت طیور پیدا کنند فورا پخته و در طبقی از طلا مقابل آن ها گذاشته می شود و آن طیورها هر کدام به قدر شتری می باشند و چون از آن طیور خوردند و شکر خدا کردند به قدرت الهی آن مرغ دو باره زنده می شود و به هوا پرواز می کند . خداوند به هریک از اهل بهشت قدرت و قوه ی صد مرد برای خوردن و آشامیدن و جماع می دهد و چون از غذای بهشتی سیر شدند فورا آن غذا مبدل به عرق خوشبو می شود و از بدن آن ها خارج می گردد .

      تخت های بهشتی دارای پایه هائی از طلاست و مرصع به زبرجد و در و یاقوت است و پایه های آن بلند ، اما چون مومن بخواهد بر روی آن تخت ها بنشیند آن تخت بر روی زمین پهن می شود ، چون آن مومن بر روی تخت قرار گرفت فورا بلند می شود ( لابد مانند شتر ! ببخشید قرار بود بدون شرح باشد ! )

      و در پایان به نقل از محمد در اسرار معراج آمده : در شب معراج چون وارد بهشت شدم درخت طوبی را دیدم که دارای پستان های زیاد می باشد مثل پستان گاو و اطفال زیاد به گرد آن درخت می چرخند و از آن پستان ها شیر می خورند و جدم حضرت ابراهیم متصدی پرورش آن بچه ها می باشد و هر گاه از دهان آن بچه ها پستان در آید او به دهان آن ها می گذارد ! از جدم جناب ابراهیم سوال کردم : این اطفال کیستند که تو متصدی آن ها می باشی ؟ فرمود : این ها اطفال شیعیان علی می باشند که در کوچکی از دنیا رفته اند ، من چون می خواستم به پسر عمت علی ذی حق گردم ، اطفال شیعیان او را سرپرستی می کنم

 

 



حوري يا حور العين در کتاب آسماني قرآن به معناي زنان مرداني که به بهشت مي روند ميباشد، و در واقع نويد مردان پاک دنيا است.

حور (در فارسي امروزي حوري) جمع حوراء و احور، به كسى مى گويند كه سياهى چشمش كاملا مشكى و سفيدى آن كاملا شفاف است و داراي پلک هايي باريک است(همانند چشمان آهو)، و گاه به زنان سفيد چهره و سفيد پوست نيز اطلاق شده است.

عين به معنى "درشت چشم" است و از آنجا كه بيشترين زيبائى انسان در چشمان او است روى اين مسئله مخصوصا تكيه شده است.

بعضى نيز گفته اند كه حور از ماده حيرت گرفته شده يعنى آنچنان زيبا هستند كه چشمها از ديدن آنها حيران مى شود.

برخي صفات آن ها که در آيات مختلف کتاب آسماني قرآن چنين آمده است:

1- پاکي و پاک نهادي
2- نيک خويي و زيبا رويي
3- مهرباني
4- همسن و سالي با همسر
5- فقط براي همسر خويش


در زبان عامه، زنان زيبا به حوري تشبيه مي شوند. ضمنا در زبان فارسي حور (که در اصل عربي جمع است) به صورت مفرد به کار مي رود. در شعر جناب سعدي ، هم حور و هم حوري به کار برده شده است:

حور خطا گفتم اگر خواندمت غفو کن از بنده قصور اي صنم
بهشت روي من آن لعبت پري رخسار که در بهشت نباشد به لطف او حوري


يکي از ياران پيامبر اسلام به نام عبدالله بن عباس مي گويد: رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود:
شب معراج وقتي مرا وارد بهشت کردند، نوري به صورتم برخورد. به جبرئيل گفتم:«اين چه نوري بود؟»
گفت:« اي محمد، اين نور خورشيد و ماه نبود؛ يکي از حوريه هاي علي بن ابي طالب عليه السلام از قصرش سرک کشيد و به تو نگريست و خنديد؛ و اين نور از دهانش خارج شد. اين حوريه در بهشت مي گردد و مي چرخد تا علي وارد بهشت شود.»
بحارالانوار، ج 39، ص 236، حديث 21 - کشف اليقين



آفرينش حورالعين از چيست ؟

گروهي از ماوراء النهر از امام رضا (ع) سوال کردند که: حورالعين از چه آفريده شده ؟ حضرت فرمودند : حورالعين از زعفران و خاک بهشتي آفريده شده اند که هرگز فاسد شدني نيستند. بحار الانوار ، ص122

و روايات زيادي در تفسير آيه {( فيهن خيرات حسان )} آمده است که : يعني در شط کوثر حورياني روييده اند که هر کدام از آنها چيده شوند ، در جايش حوري ديگري مي رويد . و به قدري اين حوري ها نوراني و زيبا هستند که چشم از ديدن نورشان خيره مي شود .

1: مرگ و مير ندارند. هميشه زنده و جاويدند و هيچ آفت و بلايي به ايشان نمي رسد و هيچ گاه مريض و بيمار نمي شوند.
2: حورالعين ها هيچ گاه بچه دار نمي شوند بلکه اگر کسي در بهشت بچه بخواهد در هر سن و سال و اندازه اي که بخواهد خداوند همان گونه برايش مي آفريند.
3: بدن حورالعين ها از زير 70 پرده لباس ديده مي شود ؛ چنانچه اگر شما سکه پولي را در داخل حوض يا استخر صاف بيندازيد ديده مي شود.
4: بهشتيان از هيچ چيز بهشتي حتي خوردنيها و آشاميدنيهايش به اندازه حورالعين لذت نمي برند.
5: بدن حورالعين بس که شيشه اي و صاف و زلال است که وقتي آب مي خورد و آب از گلويش پايين مي رود از بيرون معلوم است.

ابو بصير از ياران امام ميگويد: از امام صادق (ع) در مورد بهشت پرسيدم ؛ حضرت فرمودند: در بهشت به هر فردي سه عدد باغ مي دهند که يکي از ديگري ارزشمندتر است و داراي همه گونه نعمت مي باشد تا اينکه وارد جنت خلد مي گردد، در آنجا نهري است که داخل آن حوريه مي رويد، وقتي مؤمن وارد آنجا مي شود از هر حوريه اي که خوشش مي آيد او را مي چيند سپس خداوند به جاي آن حوريه ديگري مي روياند.
آنگاه فرمودند: هر مومن در آنجا با 800 دختر باکره ، 4000 بيوه و دو تا حورالعين ازدواج مي کند .
حوريان بهشتي به همسران خود عشق مي ورزند و مي گويند ما براي شما هستيم و شما براي ما و هيچ گاه به يکديگر حد نمي ورزند .



اما در اين ميان سوالي پيش مي آيد که بانوان مؤمن چه شرايطي دارند:
سؤالي به اين مضمون از شيخ ابن جبرين (حفظه الله) هنگام خواندن قرآن پرسيده مي شود: در بيشتر آيات کتاب آسماني خداوند متعال به مردان مؤمن مژده حوريان زيبا روي را مي دهد كه در جمال و زيبايي به كمال رسيده اند، آيا زنان نيز روز قيامت به جاي همسرانشان چنين مژدگاني دارند؟ بيشتر آيات قرآني در مورد پاداش و نعمتها خطاب به مردان مؤمن است آيا زنان مؤمن نعمتهايشان كمتر از مردان مؤمن است؟


جواب: بدون ترديد پاداش آخرت براي زن و مرد مي باشد

(أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى) [1]



«ما عمل هيچ عمل كننده اي از زن و مرد را ضايع نمي گردانيم.»

(مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً) [2]



«هركس از زن و مردم عمل صالحي انجام دهند و در حاليكه مؤمن باشد ما او را زندگي اي پاك عطا كنيم»

 (وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ) [3]



«و هر كس از زن و مرد اعمال صالح انجام دهد و در حاليكه مؤمن باشد آنها كساني هستند كه داخل بهشت مي شوند.»

( ِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا) [4]



«به يقين، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ايمان و زنان با ايمان، مردان مطيع فرمان خدا و زنان مطيع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شكيبا و زنان صابر و شكيبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق كننده و زنان انفاق كننده، مردان روزه‏دار و زنان روزه‏دار، مردان پاكدامن و زنان پاكدامن و مرداني كه بسيار به ياد خدا هستند و زناني كه بسيار ياد خدا مي‌‏كنند، خداوند براي همه آنان مغفرت و پاداش عظيمي فراهم ساخته است» خداوند متعال ورود همه مؤمنان اعم از زن و مرد را به بهشت بيان مي دارد: (هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ) [5]


«آنها و همسرانشان در زير سايه هايي هستند»

(ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنْتُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ تُحْبَرُونَ) [6]



«شما و همسرانتان شادمانه داخل بهشت شويد.» خداوند متعال بازگشت به خلقت جواني زنان را خبر مي دهد

(إِنَّا أَنْشَأْنَاهُنَّ إِنْشَاءً (35) فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا) [7]



«يعني خداوند خلقت پير زنان سالخورده را به جواني باز مي گرداند همانگونه كه آفرينش مردان پير و سالخورده را به دوراني جواني عودت مي دهد.» در احاديث وارد شده است كه زنان دنيا به خاطر عبادت كردنشان و اطاعت و پيرويشان بر زنان حورالعين قيامت برتري دارند، و زنان مؤمن همچون مردان وارد بهشت مي شوند و هرگاه زني در دنيا با تعدادي مرد ازدواج كرده باشد هرگاه جملگي به بهشت وارد شدند از ميان آنها مختار است كه هر كدام را كه داراي اخلاق زيباتري است برگزيند.

[1] آل عمران 195
[2] نحل 97
[3] نساء 124
[4] احزاب 35
[5] يس 56
[6] زخرف 70
[7] واقعه 35- 36

 

 

 



+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 17:17 توسط کامبیز |

من دیگه نمیخام که دیگه از گناه و جهنم بنویسم . چون هر کسی خوبی و بدی رو الانه میتونه که تشخیص بده . پس چند تا مطلب در مورد بهشت میذارم تا خوشتوون بیاد و برید بهشت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

(( بهشت در قرآن ))

آیات قرآنی در موردبهشت : سوره بقره آیه 24 : و مژده ده آنان را که گرویدند و کردند کارهای شایسته که مر ایشانراست بهشتهائی که میرود از زیر آنها نهرها هرگاه روزی داده شوند از آن جنت ها از میوه رزقی گویند این همان است که روزی وعده داده شدیم از پیش و آورده شوند با آن میوه شبیه بهم و از برای ایشان است در آنجا زنان پاکیزه و ایشان در آن جاویدانند._ سوره النساء آیه 61: و آنان که ایمان آوردند و کردند کارهای شایسته ، زود باشد که در آوریمشان در بهشتهائی که میرود از زیرشان نهرها. جاودانیان در آنه همیشه از برای ایشانست در آنها جفتهای پاکیزه و در میآوریمشان در سایه پاینده._ سوره دهرآیه 13-14-15-16-17-18-19-20-21: تکیه زدگان درآن بر سریر ها نه ببینند در آن آفتابی و نه سرمائی-و نزدیک است بایشان سایه های آن و رام کرده شده خوشه های آن-و بگردش در آورده  میشود بر ایشان ظرفهائی از نقره و قدح هائی که باشند آبگینه ها-آبگینه ها که باشند از سیم ..-و آشامانیده شوند در آن جامی را که باشد ممزوج بزنجبیل آمیخته-چشمه روان در آن نامبرده میشود سلسبیل-و گردش می کنند بر ایشان پسران جاویدانی چون بینی ایشان را پنداریشان مروارید در رشته ناکشیده-و چون بینی آنجا بینی تازه نعمت و پادشاهی عظیم-بالاشان جامه های دیبای نازک سبز و دیبائی ستبرق و پیرایه کرده شده بدستوانها از سیم و آشامایند ایشانرا پرودگارشان شرابی پاکیزه_ سوره زخرف : گردانیده میشود بر ایشان کاسه های پهنی که از طلاست و کوزه های بی دستگیره و در آنست آنچه خواهش دارد آنر انفسها و لذت میبرد چشمها و شمائید در آن جاودانیان ._ سوره غاشیه آیه 12-13-14-15-16 : در آنست چشمه روان-سریر های رفیعه -و قدحهای گذاشته- و بالشهای بهم پیوسته -و فرشهای نفیس گسترده ._ سوره  المطففین آیه 23-24-25-27-28: بر سریرها نظاره می کنند-می یابی در روهاشان تازگی بهشت-آشامانیده می شوند از صاف شراب مهر شده-و مزاجش از چشمه کوثر- چشمه ایست که میآشامند از آن نزدیکان ._ سوره واقعه آیه15 تا 27: با سریرهای بافته از زر و جواهر تکیه زنندگان بر آنه روبروی یکدیگر-میگردند بر ایشان پسران جاودانیان - با قدحها و ابریق ها و جامی از شراب جاری- درد سر نمیکند از آن و نه از خود روند- و میوه از آنچه اختیار کنند-و گوشت مرغ از آنچه میخواهند- و حوران فراخ چشم چون امثال مروارید در پرده ها نگهداشته -نمی شنوند در آن لغوی و نه اسناد بد کردنی-مگر گفتن سلامی سلامی- در زیر سدر بی خار و درخت مورد برهم پیچیده -و سایه همیشه کشیده شده- و آبی ریزان شده-و میوه بسیار-نه گسسته شوند و نه منع شده-و فرشهای بالابرده شده-که ما آفریدیم آنها را آفریدنی-پس گردانیدیمشان باکره ها-شیفته شوهر خود هم سن .و بعلت طولانی شدن از ذکر دیگر آیات که مطالبش در باره : باغها ، انگورها ، دختران نار پستان،جامهای پر شراب، زنان فرو هشته هم سن ، بالشهای سبز و بساط قیمتی، بهشتی که عرض آن چون آسمان و زمین است ،خوب زنان نیکو ،حوران پرده نشین در خیمه ها و... می باشد خود داری میکنیم

مفهوم آیات بهشتی :این آیات به وضوح حکایت از این دارند که : وقتی مومنین ، گروندگان بخدا ، صالحین ، آنانی که بدنبال زندگی دنیوی نبودند ، از پی خواهش نفس نرفتند ، اصول و فروع دین را انچام دادند، از خدا تر سیدند و به روزی خود واز آنچه خدا در دنیا به آنان داده راضی بودند و عصیان نکردند و از خدا ناامید نشدندو صبر کردند ،پس از گرفتن نامه اعمال و رسیدگی به پرونده شان توسط فرشتگان ، به بهشتی منتقل میشوند که وعده داده شده ،که با همه نعمتهایش و چشمه کوثر و نهر ها و تختها و فرشها و ظروف نقره و طلا و جامها در انتظارآنهاست ،و در آنجا میتوانند دلی ازعزا در آورده و بهترین میوه ها ، شرابها ،عسل ،شیرو مرغ و.. بخورند و بیاشامند و ازحوری های زیبای فراخ چشم  و زنان زیبا و باکره ها لذت ببرند، و خلاصه هرچه محرومیت و محدودیت در دنیا داشتند را جبران کنند آنم در سطحی عالیتر و بهتر و با کیفیتی برتر از زمین  ، که گرما و سرما هم مزاحم نیست ،آنهم برای مدتی نا محدود و جاویدان . ضمن اینکه در بهشت از خوردن و آشامیدن و عیش کردن به آنها سستی هم دست نمیدهد ( با خوردن آنهمه شیر و عسل و میوه و.. باید هم همینطور باشد!) حال این باغبانها و آشپز ها و سازندگان ظروف ، چه کسانی هستند لابد برده و کارگران هستند؟ معلوم نیست تکلیف نوزادان و بچه ها و زنان چه میشود در بهشت هم که باز مرد سالاریست !

 بررسی مفهوم آیات - بررسی هم نیاز دارد !؟واقعا که چه مهملات و مزخرفاتی را باید خواند و از قرآن در آورد و بررسی کرد! البته برای اینکه نشان داد دین اسلام و مذهب و قرآن پوچ و یاوه است چاره ای جز این کار نیست !

ما در اینجا به محمد کاری نداریم که چرا این داستانهای کودکانه را سر هم کرده و در قرآنش بنام سخنان خدا(خدائی که اصلا وجود ندارد) جا زده ، شاید می خواسته بدین وسیله جامعه را اصلاح کند، و محرومان را دلخوش کند که در آسمان و بهشت به خوشی و زندگی خوب دست پیدا خواهند کرد ، شاید میخواسته به این وسیله مردم را از گرفتن حقشان از زورمندان و ثروتمندان  و برده داران و آقا ها ( که خود یکی از آنها بوده ) باز دارد ،شاید برای اینکه اسلام و قرآنش و خدایش را پیش برد و در جنگها پیروز شود اینها بدردش میخورده ، شاید منظورش این بوده که مرهمی بر روی زخمهای محرومین و فقرا و زحمتکشان بگذارد که از غذا و میوه و پوشاک و مسکن برخوردار نبوده اند ،چه اگر فقرا شکر گذار و راضی به رضای خدا باشند و مال دنیا را ( که ندارند)  مذمت گویند و آلوده به مفاسد مال دنیا و جیفه دنیوی نشوند ( که نمی شوند ) بهتر بتوانند با شکم گرسنه زندگی کنند و دل خوش داشته باشند تا در عوض حق داشته باشند و بتوانند در بهشت از آب کوثر بنوشند و در کنار حورالعین تا ابد خوش بگذرانند ، پس مزاحم بقیه هم نمی شوند ، با پولدارها هم خوب می شوند ، شاید چون اغلب زنان عرب آن موقع سیاه بودند وعده حورالعین و زنان زیبای سفید و چشم سیاه را داده ،شاید بعلت گرمی هوای آن منطقه  و بی آبی و عده چشمه و آب و نهرها و...را داده تا این کمبودها در خواب و خیال و آسمان رفع گردد، اصلا شاید میخواسته طبقات زیر دست چشم طمع به مال و زندگی ثروتمندان نداشته باشند و بفهمند که اگر در این دنیا محرومند و خوب نمی خورند و خوب نمی نوشند و خوب لذت نمی برند در عوض در بهشت آنها سواره اند و ثروتمندان پیاده و...،

بهر حال هرچه منظورش بوده را نمی دانم اما میدانم که در قرن اتم و فن آوری و اینتر نت و اطلاعات و ... این حرفهای مفت و یاوه به درد مردم نمی خورد و توده های مردم باید بجای این بهشت خیالی و دور از دست رس و دروغ تاریخی ساخته شده وسیله ثروتمندان بمثابه ترمز و یا محرومین برای دلخوش بودن بمثابه امیدواری ، که در قیامت   وعده داده شده ، به ایجاد بهشت واقعی برای خود در زمین واقعی که بر روی آن زندگی می کنند دست بزنند و به قولی آسمان را وا گذارند برای گنجشکان ، که بهترین راه رسیدن به این بهشت زمینی کوتاه کردن دست سرمایه داران و به زیر کشیدن آنان واربابان مذهبی از قدرت است . و به عبادت و دعا و خدا وترس از او و.. هم نیازی نیست ، فقط به آگاهی وعمل ربط دارد و بس . پس آگاه شویم، آگاه کنیم وهمه آگاهانه عمل کنیم و تا قیامت صبرنکنیم !

کتب اسلامی و بهشت - فقط برای خنده و تفریح ، بدون شرح !!

بنقل از محمد :  ساختمان بهشت خشتی از نقره و خشتی از طلاست و گل آن مشک اذفر است و سنگریزه آن لولو و یاقوت است و خاک آن زعفران است و هرکه وارد آن شود پیوسته متنعم است و از بدبختی بر کنار ، جاودان زنده است و نمیرد ، لباسشان کهنه نمی شود و... _ اگر زنی  از زنان بهشت بر زمین نمودار شود زمین را از بوی مشک پر کند و نور خورشید و ماه ببرد _ در اسرارمعراج آمده :اگر یک حوری بهشت سر از دریچه بهشت بطرف دنیا بیرون کند از نور جمال او نور خورشید مضمحل و نابود میگردد ، هیچ بنده ای نیست که وارد بهشت شود مگر اینکه دو حوریه  دربالای سر او دو حوریه در پایین پای اومی نشینند و بصدا و نوای خوش از برای او خوانندگی می کنند،حوریهای بهشتی از خاک بهشت خلق شده اند و بقدری بدن آنها لطیف است که مغز ساق پاهای آنه از زیر هفتاد حله دیده میشود و خداوند بهر مومنی که وارد بهشت شود هشتصد حوریه باکره و چهار هزار حوریه بیوه تزویج می کند و در بهشت نهری است که در کنار آن مانند علفها حوریه روئیده میشود و چون مومنی به آن نهر عبور می کند از هریک آنها که خوشش آمد دست او را می گیرد و به همراه خود میبرد و خدا او را برای او حلال و تجویز می نماید و فورا بقدرت الهی بجای آن حوریه یک حوریه دیگر روئیده می شود ، امام صادق گفته : عشق بازی با حوریه های بهشتی در هر نوبت بمقدار پانصد سال از عمر دنیا طول می کشد.

بنقل از محمد آمده : میوه های بهشتی از عسل شیرین تر و از کره نرم تر است و هسته ندارد و هر درختی از بالا تا ساق پر از میوه است و هر چه از میوه های او چیده شود فورا بجای آن سبز میشود و رسیده میگردد ، میوه های بهشت به انسان چنان نزدیک می شوند به نحویکه اگر خواسته باشند در حال ایستاده یا نشسته و یا خوابیده از آن استفاده نمایند برای آنها ممکن است ،از خوردن غذا های بهشتی لذتی میبرند که هرگز از غذای دنیا لذت نبرده اند ، در سفره های بهشتی هفتاد نوع غذای لذیذ می باشد و هر گاه میل به گوشت طیور پیدا کنند فورا پخته و در طبقی از طلا مقابل آنها گذاشته میشود و آن طیورها هر کدام بقدر شتری می باشند و چون از آن طیور خوردند و شکر خدا کردند پس بقدرت الهی آن مرغ دو باره زنده میشود و بهوا پرواز می کند . خداوند به هریک از اهل بهشت قدرت و قوه صد مرد برای خوردن و آشامیدن و جماع را میدهد و چون از غذای بهشتی سیر شدند فورا آن غذا مبدل به عرق خوشبو می شود و از بدن آنها خارج میشود .

تختهای بهشتی دارای پایه هائی از طلاست و دانه دانه نشان به زبرجد و در و یاقوت است و پایه های آن بلند اما چون مومن بخواهد بر روی آن تختها بنشیند آن تخت بر روی زمین پهن میشود ،چون آن مومن بر روی تخت قرار گرفت فورا بلند میشود ( لابد مانند شتر ! ببخشید قرار بود بدون شرح باشد )

 و در پایان بنقل از محمد در اسرار معراج آمده :  در شب معراج چون وارد بهشت شدم درخت طوبی را دیدم که دارای پستانهای زیاد می باشد مثل پستان گاو و اطفال زیاد بگرد آن درخت می چرخند و از آن پستانها شیر می خورند و جدم حضرت ابراهیم متصدی پرورش آن بچه ها می باشد و هر گاه از دهان آن بچه ها پستان در آید او بدهان آنها می گذارد از جدم جناب ابراهیم سوال کردم این اطفال کیستند که تو متصدی آنها می باشی ؟ فرمود اینها اطفال شیعیان علی می باشند که در کوچکی از دنیا رفته اند ، من چون می خواستم به پسر عمت علی ذی حق گردم اطفال شیعیان او را سرپرستی می کنم .

 

 

آیات قرآنی در مورد بهشت :

      سوره ی « بقره » آیه ی 24 : و مژده ده آنان را که گرویدند و کردند کارهای شایسته که مر ایشان راست بهشت هائی که می رود از زیر آن ها نهرها هرگاه روزی داده شوند از آن جنت ها از میوه رزقی ، گویند این همان است که روزی وعده داده شدیم از پیش و آورده شوند با آن میوه شبیه به هم و از برای ایشان است در آن جا زنان پاکیزه و ایشان در آن جاویدانند .

      سوره ی « نساء » آیه ی 61 : و آنان که ایمان آوردند و کردند کارهای شایسته ، زود باشد که در آوریمشان در بهشت هائی که می رود از زیرشان نهرها . جاودانیان در آن همیشه از برای ایشان است در آن ها جفت های پاکیزه و در می آوریمشان در سایه ی پاینده .

      سوره ی « دهر » آیه های 13-14-15-16-17-18-19-20-21 : تکیه زدگان درآن بر سریر ها نه ببینند در آن آفتابی و نه سرمائی ۞ و نزدیک است به ایشان سایه های آن و رام کرده شده خوشه های آن ۞ و به گردش در آورده  می شود بر ایشان ظرف هائی از نقره و قدح هائی که باشند آبگینه ها ۞ آبگینه ها که باشند از سیم ۞ و آشامانیده شوند در آن جامی را که باشد ممزوج به زنجبیل آمیخته ۞ چشمه ی روان در آن نام برده می شود سلسبیل ۞ و گردش می کنند بر ایشان پسران جاویدانی چون بینی ایشان را پنداریشان مروارید در رشته ناکشیده ۞ و چون بینی آن جا بینی تازه نعمت و پادشاهی عظیم ۞ بالاشان جامه های دیبای نازک سبز و دیبائی ستبرق و پیرایه کرده شده به دستبند ها از سیم و آشامایند ایشان را پرودگارشان شرابی پاکیزه .

      سوره ی « زخرف » آیه ی ۷۱ : گردانیده می شود بر ایشان کاسه های پهنی که از طلاست و کوزه های بی دستگیره و در آن است آن چه خواهش دارد آن را نفس ها و لذت می برد چشم ها و شمائید در آن جاودانیان .

      سوره ی « غاشیه » آیه های 12-13-14-15-16 : در آن است چشمه روان ۞ سریر های رفیعه ۞ و قدح های گذاشته ۞ و بالش های به هم پیوسته ۞ و فرش های نفیس گسترده .

      سوره ی « مطففین » آیه های 23-24-25-27-28 : بر سریرها نظاره می کنند ۞ می یابی در روهاشان تازگی بهشت ۞ آشامانیده می شوند از صاف شراب مهر شده ۞ و مزاجش از چشمه ی کوثر ۞ چشمه ای است که می آشامند از آن نزدیکان .

      سوره ی « واقعه » آیه های 15 تا 27 : با سریرهای بافته از زر و جواهر تکیه زنندگان بر آن رو به روی یکدیگر ۞ می گردند بر ایشان پسران جاودانیان ۞ با قدح ها و ابریق ها و جامی از شراب جاری ۞ درد سر نمی کند از آن و نه از خود روند ۞ و میوه از آن چه اختیار کنند ۞ و گوشت مرغ از آن چه می خواهند ۞ و حوران فراخ چشم چون امثال مروارید در پرده ها نگه داشته ۞ نمی شنوند در آن لغوی و نه اسناد بد کردنی ۞ مگر گفتن سلامی سلامی ۞ در زیر سدر بی خار و درخت مورد برهم پیچیده ۞ و سایه همیشه کشیده شده ۞ و آبی ریزان شده  ۞ و میوه ی بسیار ۞ نه گسسته شوند و نه منع شده ۞ و فرش های بالا برده شده ۞ که ما آفریدیم آن ها را آفریدنی ۞ پس گردانیدیمشان باکره ها ۞ شیفته ی شوهر خود هم سن . ( به علت طولانی شدن از ذکر دیگر آیات که مطالبش در باره ی : باغ ها ، انگورها ، دختران نار پستان ، جام های پر شراب ، زنان فرو هشته ی هم سن ، بالش های سبز و بساط قیمتی ، بهشتی که عرض آن چون آسمان و زمین است ، خوب زنان نیکو ، حوران پرده نشین در خیمه ها و ... می باشد ، خود داری می کنیم )

      مفهوم آیات بهشتی :

      این آیات به وضوح حکایت از این دارند که : وقتی مومنین ، گروندگان به خدا ، صالحین ، آنانی که به دنبال زندگی دنیوی نبودند ، از پی خواهش نفس نرفتند ، اصول و فروع دین را انجام دادند ، از خدا تر سیدند و به روزی خود و از آن چه خدا در دنیا به آنان داده راضی بودند و عصیان نکردند و از خدا نا امید نشدند و صبر کردند ، پس از گرفتن نامه ی اعمال و رسیدگی به پرونده شان توسط فرشتگان ، به بهشتی منتقل می شوند که وعده داده شده ، که با همه ی نعمتهایش و چشمه ی کوثر و نهر ها و تخت ها و فرش ها و ظروف نقره و طلا و جام ها در انتظار آن هاست ، و در آن جا می توانند دلی از عزا در آورده و بهترین میوه ها ، شراب ها ، عسل ، شیر و مرغ و ... بخورند و بیاشامند و ازحوری های زیبای فراخ چشم و زنان زیبا و باکره لذت ببرند ، و خلاصه هر چه محرومیت و محدودیت در دنیا داشتند را جبران کنند آن هم در سطحی عالی تر و بهتر و با کیفیتی برتر از زمین ، که گرما و سرما هم مزاحم نیست ، آن هم برای مدتی نا محدود و جاویدان . ضمن این که در بهشت از خوردن و آشامیدن و عیش کردن و شهوت رانی به آن ها سستی هم دست نمی دهد ( با خوردن آن همه شیر و عسل و میوه و ... باید هم همین طور باشد ! ) جالب ترین نکته در مورد آیات بهشتی آن است که اکثر نعمت های بهشتی که در راس همه ی آن ها حوریان هستند مخصوص مردان است و جو آیات بهشتی قرآن به شدت مردانه است و در بهشت هم  باز مرد سالاری است ! لطیفه : مسلمانی مادری مومن و نیکوکار داشت . از قضا مادر مرد و پس از چندی به خواب پسر آمد . پسر او را پرسید مادر چه می کنی و از بهشت چه خبر ؟ گفت : ننه ، نگو و نپرس که بیچاره شدم ! پسر پرسید از برای چه ؟ مادر گفت از برای آن که از زمانی که پای به بهشت نهاده ام هنوز فرصت نکرده ام که شلوارم را بالا بکشم !

       بررسی مفهوم آیات

      بررسی هم نیاز دارد ؟! واقعا که چه مهملاتی را باید خواند و از قرآن در آورد و بررسی کرد ! البته برای این که نشان داد دین اسلام و مذهب و قرآن پوچ و یاوه است ، چاره ای جز این کار نیست !

      ما در این جا به محمد کاری نداریم که چرا این داستان های کودکانه را سر هم کرده و در قرآنش به نام سخنان الله ( اللهی که اصلا وجود ندارد ) جا زده ، شاید می خواسته بدین وسیله جامعه را اصلاح کند و محرومان را دلخوش کند که در آسمان و بهشت به خوشی و زندگی خوب دست پیدا خواهند کرد ، شاید می خواسته به این وسیله مردم را از گرفتن حقشان از زورمندان و ثروتمندان و برده داران و آقاها ( که خود یکی از آن ها بوده ) باز دارد ، شاید برای این که اسلام و قرآنش و خدایش را پیش برد و در جنگ ها پیروز شود این ها به دردش می خورده ، شاید منظورش این بوده که مرهمی بر روی زخم های محرومین و فقرا و زحمتکشان بگذارد که از غذا و میوه و پوشاک و مسکن برخوردار نبوده اند ، چه اگر فقرا شکر گزار و راضی به رضای خدا باشند و مال دنیا را ( که ندارند)  مذمت گویند و آلوده به مفاسد مال دنیا و جیفه ی دنیوی نشوند ( که نمی شوند ) بهتر بتوانند با شکم گرسنه زندگی کنند و دل خوش داشته باشند ، تا در عوض حق داشته باشند و بتوانند در بهشت از آب کوثر بنوشند و در کنار حورالعین تا ابد خوش بگذرانند ، پس مزاحم بقیه هم نمی شوند ، با پولدارها هم خوب می شوند ، شاید چون اغلب زنان عرب آن موقع سیاه بودند وعده ی حورالعین و زنان زیبای سفید و چشم سیاه را داده ، شاید به علت گرمی هوای آن منطقه  و بی آبی وعده ی چشمه و آب و نهرها و ... را داده تا این کمبودها در خواب و خیال و آسمان رفع گردد ، اصلا شاید می خواسته طبقات زیر دست ، چشم طمع به مال و زندگی ثروتمندان نداشته باشند و بفهمند که اگر در این دنیا محرومند و خوب نمی خورند و خوب نمی نوشند و خوب لذت نمی برند ، در عوض در بهشت آن ها سواره اند و ثروتمندان پیاده و ... .

      به هر حال هر چه منظورش بوده را نمی دانم ، اما می دانم که در قرن اتم و فن آوری و اینترنت و اطلاعات و ... این حرف های مفت و یاوه به درد مردم نمی خورد و توده های مردم باید به جای این بهشت خیالی و دور از دسترس و دروغ تاریخی ساخته شده به وسیله ی ادیان که در قیامت وعده داده شده ( که برای ثروتمندان به مثابه ترمز و برای محرومین برای دلخوش بودن و به مثابه امیدواری است ) ، به ایجاد بهشت واقعی برای خود در زمین واقعی که بر روی آن زندگی می کنند دست بزنند و به قولی آسمان را وا گذارند برای گنجشکان ، که بهترین راه رسیدن به این بهشت زمینی ، کوتاه کردن دست سرمایه داران و به زیر کشیدن آنان و اربابان مذهبی از قدرت است و برای این مهم به عبادت و دعا و خدا و ترس از او و ... هم نیازی نیست ، فقط به آگاهی و عمل ربط دارد و بس . پس آگاه شویم ، آگاه کنیم و همه آگاهانه عمل کنیم و تا قیامت صبر نکنیم !

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 17:4 توسط کامبیز |

الهم صل علی محمد وال محمد

امام صادق (ع) : اگر چنانچه مردمی خدای یگانه و بی شریک را

پرستش کنند ، و نماز را بر پا دارند ، و زکات بدهند ، و حج خانه خدا

 را به جا آورند ، و ماه رمضان را روزه دارند ، سپس به چیزی که

خدا کرده ( یا فرموده ) یا پیغمبرش (ص) ساخته ( یا فرموده )

 اعتراض کنند و بگویند : که چرا بر خلاف آن نساخته ( یا چرا فلان

 سخن را فرموده ) ؟ یا در دل خود چنین اعتراضی کنند ( گرچه به

زبان نیاورند ) به همین گفته هایشان و اعتراضشان مشرک شوند

، سپس امام (ع) این آیه را تلاوت فرمود : (( نه چنین است به

 پروردگار تو سوگند ایمان نیاورند تا به داوری بگزینند تو را در آنچه

 سر زده است بین ایشان و سپس نیابند در دلهای خویش چاره ای

 از آنچه تو قضاوت کرده ای و تسلیم شوند تسلیم شدنی ))

( سوره نساء آیه 65 ) سپس حضرت صادق (ع) فرمود : بر شما

است که تسلیم باشید.   اصول کافی جلد 4 صفحه


+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 20:33 توسط کامبیز |

بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته

قال الصادق (ع)
سلام الله على قم يستسقى الله بلادهم الغيث و ينزل الله عليهم البركات و يبدل الله سيأتهم حسنات، هم اهل ركوع و سجود و قيام و قعود، هم الفقهاء العلماء، ه اهل الدرايه و الروايه و حسن العباده
امام صادق (ع) فرمودند:
سلام بر مردم قم، خداوند شهرهاى آنان را با باران سيراب مى كند، بركتها را بر آنان نازل مى كند، و بديهاى آنان را به خوبى تبديل مى كند، آن ها اهل ركوع و سجود و قيام و قعود هستند. آنان فقيه و دانشمند هستند. آنان اهل درك حقايق و روايت و عبادت نيكو هستند.
بحارالانوار، 60/217
قم پناهگاه فاطميان
قال الصادق (ع)
اذا اصابتكم بليه و اناء فعليكم بقم فانه مأوى الفاطمين
امام صادق (ع) فرمودند:
زمانى كه رنج و زحمت و گرفتارى به شما رو آورد، به قم روى آوريد، زيرا قم پناهگاه فاطميان و محل آسايش مؤمنان است.
بحار الانوار، 60/215
دعوت و حركت از قم
عن ابى الحسن الاول (ع) قال:
رجل من اهل قم يدعوا الناس الى الحق يجتمع معه قوم كزبر الحديد لا تزلهم الرياح العواصف ولا يجبنون و على الله يتوكلون و العاقبه للمتقين
امام على (ع) فرمودند:
مردى از قم، مردم را به سوى حق دعوت مى كند، گروهى با او همراه مى شوند كه همانند پاره هاى آهن هستند، كه بادهاى تند آنان را نمى لغزاند و از جنگ خسته نمى شوند . به خدا توكل مى كنند و عاقبت خبر براى پرهيزكاران است.
مردم قم همراه مهدى (ع)
عن عفان البصرى عن ابى عبدالله (ع) قال لى:
اتدرى لم سمى قم؟ قلت: الله و رسوله و انت اعلم قال: انما سمى قم لان اهله يجمعمون مع قائم آل محمد ـ صلوات الله عليه ـ و يقومون معه و يستقيمون عليه و ينصرونه
عفان بصرى مى گويد: امام صادق (ع) به من فرمود:
مى دانى چرا قم ناميده شد؟ گفتم: خدا و پيامبرش و شما آگاه تريد. فرمودند: قم ناميده شد چون اهل آن با قائم آل محمد (ص) همراه مى شوند و با او قيام مى كنند و او را يارى مى كنند و استوار خواهند بود.
بحار الانوار، 60/216
برترى مردم قم
قال ابوالحسن (ع):
ان للجنه ثمانيه ابواب و واحد منها لا اهل قم و هم خيار شيعتنا من بين ساير البلاد خمر الله تعالى ولايتنا فى طينتهم
امام هفتم (ع) فرمودند:
بهشت داراى هشت در است و يكى از آن ها براى مردم قم است، و آنان در ميان مردم ساير شهرها بهترين شيعيان ما هستند، خداوند ولايت ما را در طينت آنان قرار داد.
بحارالانوار، 60/216
ستمگر در قم
قال الصادق (ع):
ان لعلى قم ملكا زفرف عليها بجناحيه لايريدها جبار بسوء الااذابه الله كذوب الملخ فى الماء
امام صادق (ع) فرمودند:
براى قم فرشته اى است كه بال هايش را بر آن گسترده است، هيچ ستمگرى قصد آزار قم نمى كند مگر اين كه خداوند او را ذوب مى كند همانند ذوب شدن نمك در آب .
بحار الانوار، 60/217
قال الصادق (ع):
«ا ِنّ المَلائِكَة لتَدْفَعُ البَلايا عَنْ قُمْ وَ اَهْلِهِ وَ ما قَصَدَهُ جَبّارٌ سوءالا اِ لّا قَصَمَهُ قاصِمْ الجّبارين.»
فرشتگان خدا، همواره بلاها وخطرات را از قم و اهل آن برطرف مى سازند وهيچ ستمگرى، قصد نابودى قم را نمى كند مگر اين كه خداوند نابودش مى سازد.
منبخب الاثر صفحه 443 / سفينة البحار ج 2 صفحه 445
قال على (ع):
«سلامُ اللّه عَلى اهلِ قُمْ وَ رَحْمَةَ اللّه على اهل قُمْ... هُمْ اهلُ رُكوُع وَ خُشوُع وَ سُجوُد وَ قيام وَ صيام هُمُ الفُقَها ُالعُلَما ُالفهماء ُهُمْ اهلُ الديّنِ و الولايَةِ وَ حُسْنِ العبادَةِ، صَلواتُ اللّه عَلَيْهم وَ رَحْمَةُ اللّهِ وبَركاتُه.»
سلام خدا بر مردم قم باد و رحمت خدا بر آنان باد، آنان اهل ركوع و سجودو خشوع و نمازو روزه اند، آنان فقيهان و عالمان وهوشمندان هستند، آنان ديندارو دوستدار خاندان پيامبر و اهل عبادت هاى شايسته هستند درود خداو رحمت و بركات او بر مردم قم باد.
آينده وآينده سازان صفحه 40
قال الصادق (ع):
«الا انَّ قُمْ حَرَمى وَ حَرَمَ ولْدى مِنْ بَعْدى .»
بدانيد كه قم، حرم من وحرم فرزندان پس از من است.
تاريخ قم صفحه 7
قال الصادق (ع):
« اذ ِا اصابَتْكُمْ بَلِيَّةٌ وَ عِنا ٌفَعَلَيكمْ بِقُم فَاِنَّهُ مَأْوى الفاطميّين.»
آن گاه كه بلاها و مشكلات به شماروى كرد، به شهر قم روى آوريدكه قم جايگاه امن فرزندان فاطمه(س) است.
بحار النوار ج 60 صفحه 215
قال على ابن موسى الرضا(ع):
«اِ نّ لِلجَنَّةِ نَمانَيِة ِاَبوْاب و لِأهْل ِقُم واحِدٌ مِنْها فَطوبى لَهُمْ ثُمَّ طُوبى لَهُمْ ثُمَّ طوُبى لَهُمْ.»
بهشت هشت در دارد كه يك در از آن ها ويژه مردم قم است. خوشا به حال آنان - خوشا به حال آنان - خوشا به حال آنان .
سفينة البحار ج 2 صفحه 445
قال الصادق (ع):
«تُرْبَة قُم مُقَدَّسَةٌ وَ اَهْلُها مِنّا وَ نَحْنُ مِنْهُمْ لايُريدُهُمْ جَبّارَ ا ِلّا عُجِّلَتْ عُقُوبَتُهُ... ا َما اِنَّهُمْ اَنْصارُ قائِمِنا وَ دُعاةُ حَقِّنا.»
خاك قم مقدس است و مردم آن از ما خاندان پيامبر هستند و ما نيز آنان هستيم، هيچ ستمگرى قصد آزار مردم قم را نو كند جز آنكه بزودى عقوبت مى شود. بدانيدكه مردم قم ياران قائم ما و مبّلغان حق ماهستند.
بحارالانوار ج 60 صفحه 218
سفيتة البحار ج 2 صفحه 447
قال موسى بن جعفر (ع):
«قُمْ عُشِّ آل محمّد وَ مأوَى شيعَتِهِمْ و... يَدْفَعُ اللّهُ عنهم شر الأعادى وَ كُلُّ شُو ِ.»
قم خانه آل محمّد و جايگاه پيروان آنان است. خداوند شرّ دشمنان را از شهر قم كوتاه و دفع مى كند و هر بدى را از آن دور مى سازد.
بحار الانوار ج 60 صفحه 218
سفينة البحار ج 2 صفحه 447
قال على ابن موسى الرضا(ع):
«لُولا القُميّونَ لَضاعَ الدّينُ وَ لولا القُميُّونَ لَانْدَرَسَ الِدّينُ.»
اگر اهل قم نباشند دين اسلام از بين مى رود و يا كهنه شده وفراموش مى شود.
سفينة البحار ج 2 صفحه 446
قال الصادق (ع):
«انَّما سُمّىَ قُمْ لِاَنَّ اَ هْلَهُ يَجْتَمِعونَ مَعَ قائم ِآل مُحَمّد وَ تَقيمُونَ مَعَهُ ويَسْتقيمونِ عَلَيه وَ يَنْصُرُونَهُ.»
قم را به اين جهت قم ناميدند كه مردم آن در كنار قائم آل محمّد (ص) گرد مى آيند و در راه او استقامت مىورزند و او را يارى مى كنند.
بحار الانوار ج 57 صفحه 216 حديث 38
قال الصادق (ع):
«وَ ما أَرادَ احدٌ بِقُمْ وَ اَهْلِهُ سُوا ًا ِلّا اَذَ لَّهُ اللّهُ وَ اَبْعَدَهُ مِنْ رَحَْمتِه ِ.»
وكسى اراده بد به شهر قم و اهل قم نمى كند مگر آن كه خداوند اورا ذليل مى كند و از رحمت خويش دور مي سازد.
بحارالانوار ج 57 صفحه 215
قال موسى بن جعفر (ع):
« رَ جُل ٌمِن اَهْل ِقُمْ يَدعُو النّاسَ ا ِلىَ الحَّق يَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوُمٌ كَزُبُرِ الحَديد ِلا يعلمون عَن ِالحَرْب ِو لايَجْنُبُونَ وَلا يُحَرِّكُهُمُ الرِّياحُ العَواصِفُ و عَلىَ اللّه ِيَتَوكَّلوُنَ وَ العاقِبَةُ للمُتَّقين.»
شخصى از اهل قم مردم را به حق فراخواهدخواند و در اطراف او كسانى جمع مى شوند كه چونان قطعه هاى آهن مقاومند از جنگ خسته نمى شوند و نمى ترسند وهيچ باد سركش تندى آن ها را تكان نمى دهد و به خدا توكّل دارند و عاقبت از آن متقين است .
سيد بن طاووس - املهم و الفتن صفحه 38
بحارالانوار ج 57 صفحه 216
قال الصادق (ع):
« تَكُونُ بَلْدَةُ قُمْ وَ أهْلُها حُجَّة ٌعلىَ الخلايِق... »
قم ومردم قم الگو و حجت بر جهانيان مى شوند.
منتخب الاثر صفحه 443
سفينة البحار ج 2 صفحه 445
قالَ المجلسى :
رَأَيْتُ فى بعض ِكتب ِالزيارات ِ: حَدَّثَ علىُّ بنُ ابراهيم عن أبيه عن سَعْد علىّ بن ِموسى الرضا عليهماالسلام قالَ : يا سعدُ عِنْدَكُمْ لَنا قبرٌ قُلْتُ : جُعِلْتُ فداكَ قبرُ فاطمة بنتُ موسى عليهماالسلام؟ قالَ : نَعَمْ وَ مَن زارَها عارِفاً بِحَقِّها فَلَهُ الْجَنَّةُ فَاِذا اتَيْتُ القبرَ فَقُمْ عندَ رَأسِها مُسْتَقْبِلَ القبلةَ و كَبِّرً اربعاً و ثلاثينَ تكبيرةً و سَبّحْ ثلاثاً وثلاثينَ و اَلحْمَدَاللّه ثلاثاً ثلاثينَ تحميدةً ثُمَّ قالَ «اَلسَّلامُ آدمَ صفوة ِاللّه»

قال الصادق عليه السلام :
ان الله حرما و هو مكه و ان للرسول حرما و هو المدينه وان لامير المؤمنين حرما و هو الكوفه ولنا حرما وهو قم و ستدفن فيها امراه من ولدى تسمى فاطمه ، من زارها و جبت له الجنه (قال عليه السلام ذلك و لم تحمل بموسى امه ) (20)
امام صادق (عليه السلام ) فرمودند:
خدا داراى حرمى است كه آن مكه است و پيامبرش هم حرمى دارد كه مدينه است و اميرالمؤمنين هم حرمى دارد كه كوفه است و ما هم داراى حرمى هستيم كه قم ؛ و به زودى بانويى از فرزند من آن جا دفن مى شود كه نامش فاطمه است ؛ هر كس او را زيارت كند بهشت بر او واجب مى شود. (امام صادق (عليه السلام ) هنگامى اين جمله را فرمودند كه هنوز مادر امام موسى بن جعفر به او حامله نشده بود.)
- بحارالانوار، 60/216

عن ابى عبدالله عليه السلام قال :
ان الله اختار من جميع البلاد كوفه و قم و تفليس .(24)
امام صادق (عليه السلام ) فرمودند:
خداوند از ميان همه شهرها كوفه ، قم و تفليس (25) را برگزيده است .
بحارالانوار، 60/215

قال الصادق عليه السلام :
فى قم شيعتنا و موالينا و تكثر فيها العماره ، و يقصده الناس و يجتمعون فيه حتى يكون الجمر بين بلدتهم . (26)
امام صادق (عليه السلام ) فرمودند:
در شهر قم شيعيان و دوستان ما هستند، در آينده ساختمان در آن شهر زياد مى شود و مردم راهى آن جا شده و در آن شهر اجتماع مى كنند تا جايى كه نهرجمر (27) وسط شهر قرار مى گيرد
+ نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 15:46 توسط کامبیز |