تبليغاتX
مطالب جالب از قرآن و کتابهای اسلامی

قبل از پرداختن به آیات خدای محمد در قرآن راجع به زن ، کنیز و مملوک ، به بررسی مختصری از تاریخچه وضعیت عمومی زنان در کشورهای باستانی و قبل از اسلام می پردازیم .( این مطالب از کتابهای محققینی چون گزنفون ، ویل دورانت ، دیاکونوف ، راوندی و...اقتباس شده است .)
در بابل قدیم :وظایف زن بچه آوردن و پروردن ،آب از چاه یا رودخانه آوردن ،پختن ، شستن ، بافتن وتمیزکردن خانه بود.  مرد میتوانست زن خود را به علل نازایی ، زنا ، ناسازگاری و بد اداره کردن خانه طلاق دهد و تنها کاری که باید میکرد این بود که جهیزیه زن را به وی بازگرداند و به او بگوید (تو زن من نیستی) ، ولی زن چنین حقی نداشت . اگر زنی می توانست ثابت کندکه نسبت به شوهرش وفاداربوده و شوهر در حق وی سختی روا داشته ،طلاق نمی گرفت ولی عملا حق داشت جهیزیه خود رابردارد ، خانه شوهر را ترک کند و به خانه پدر بازگردد .

در آشور:اگر مردی زن خود را در رابطه جنسی با مرد دیگری  دستگیر میکرد ، حق کشتن او را داشت .مردان می توانستند تعدادی کنیز برای خود بعنوان معشوقه بگیرند ، ولی زنان موظف بودند که کاملا نسبت به شوهر خود وفادار باشند .زن در حکومت هخامنشیان : در نخستین تمدن آریائی مردان تنها یک زن میگرفتند . اما پس ازتشکیل حکومت هخامنشیان ، در نتیجه تکامل طرز تولید و افزایش تولید اضافی و ظهور طبقات مختلف ، تعدد زوجات در بین طبقات مرفه و ممتاز جامعه و بخصوص در بین سلاطین و شاهزادگان رواج یافت . زنان و کودکان در کارهای ساختمانی و تولیدی مثل مردان شرکت داشتند . ویل دورانت نوشته - در زمان زرتشت ، زنان منزلتی عالی داشتند ، با کمال آزادی و با روئی گشاده در میان مردم رفت و آمد میکردند و صاحب ملک و زمین می شدند و در آن تصرفات مالکانه داشتند - پس از داریوش مقام زن مخصوصا در میان طبقه ثروتمند تنزل پیدا کرد. زنان فقیر چون برای کار کردن ناچار از آمد و شد در میان مردم بودند آزادی خود را حفظ کردند. زنان بالای اجتماع جرأت نداشتند جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند .زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردی را ، ولو پدر یا برادرشان باشد ، ببینند .در نقشهائی که از ایران باستان برجای مانده هیچ صورتی از زن دیده نمی شود . کنیزکان آزادی بیشتری داشتند جه لازم بود ار مهمانان خواجه خود پذیرایی کنند. در رساله اندرز آذر پاد مهر سپندان به نقل دینشاه آمده که - زن و فرزند خود را از تحصیل دانش و کسب هنر باز مدار تا غم و اندوه بر تو راه نیابد و در آینده پشیمان نشوی . در ایران باستان غیر از زنان وابسته به طبقه اشراف ، سایر زنان از قید حجاب آزاد بودند .قوانین بابلیان در دوره داریوش : مرد فقط میتواند یک زن داشته باشد ولی اگر زن نازا باشد می توان زن غیر عقدی داشت . ازدواج بی قرارداد قانونی نیست .اگر آزاد با کنیزی ازدواج کند، آن کنیز مقام آزاد را می یابد .اگر شوهر زنش را طلاق دهد باید جهیزیه او را رد کند و یک سهم پسری از مال خود را به او ببخشد ولی اگر زن نازاست فقط جهیزیه به او بر میگردد.در مورد خیانت زن ، شوهرش او را اخراج یا برده می کند . زن میتواند اموالش را خودش اداره کند ، اجاره دهد ، جهیزیه خود را پس بگیرد ، مال خود را ببخشد ، تجارت کند ، در زمره روحانیون در آید . دخترانی که جهیزیه گرفته اند از ارث محرومند ولی آنها که جهیز ندارند در ارث بردن با پسران مساویند .
در انجیل مسیح آمده است : ....اما من میخواهم شما بدانید که سر هر مرد مسیح است و سر زن ، مرد و سر مسیح خداست .- زیرا که مرد از زن نیست بلکه زن از مرد است ، مرد به جهت زن آفریده نشده بلکه زن برای مرد ، زن را اجازه نمیدهم که تعلیم گیرد و یل بر شوهر مسلط شود بلکه در سکوت بماند . زیرا که آدم اول ساخته شد و بعد حوا ،و آدم فریب نخورد بلکه زن فریب خورد و در تقصیر گرفتار شد . ای زنان شوهران خود را اطاعت کنید چنانکه خداوند را ، زیرا شوهر زن، سر زن است.
وضعیت زن در اعراب جاهلیت : زن در جامعه عرب استقلال و شخصیت نداشت ، جزءمایملک مرد بشمار می رفت و هرگونه رفتاری با وی متداول و مجاز بود ،درنزد بعضی از اعراب زن مثل سایر ترکه میت به وارث او منتقل میشد ، بعضی از اعراب مولود دختر خود را می کشتند. 
1-    آیات قرآنی و اسلام محمد در رابطه با زن :
سوره اعراف آیه 189 : اوست خدایی که شما را از نفس واحده آفرید و جفت او را از او آفرید تا موجب آرامش او شود .- سوره بقره آیه 220 : و نکاح نکنید زنان مشرکه را تا وقتیکه ایمان آورند و هر آینه کنیزمومنه بهتر است از مشرکه و اگر چه خوش آید شما را و نه زن دهید مشرکان را تا وقتی که بگروند و هر آیینه بنده مومن بهتر است .- سوره بقره آیه 223 : زنان شما کشتزارند مر شما را پس بیایید کشتزار خود را از هرجا خواسته باشید و مقدم دارید برای خودتان. - سوره المومنون آیه 5و6 : و آنان که ایشانند مر عورتهاشان را نگاه دارندگان - مگر بر زوجهاشان یا آنچه را مالک شد دستهاشان پس بدرستیکه ایشانند غیر ملامت کرده شدگان . - سوره نور آیه2 و4 : زن زناکار و مرد زنا کار پس بزنید هر یک از آن دو را صد تازیانه - و آنان که نسبت زنا دهند بزنان با عفت پس نیاورند چهار گواه پس بزنید ایشانرا هشتاد تازیانه و قبول نکنید مر ایشان را کواهی .- سوره احزاب آیه 35 : بدرستیکه مردان گردن نهندگان و زنان گردن نهنده و مردان شکیبا و زنان شکیبا و مردان با خضوع و زنان با خضوع و مردان صدقه دهنده و زنان صدقه دهنده و مردان روزه دار و زنان روزه دار ومردان نگاهدارنده فرجهای خود و زنان نگهدارنده و مردان یاد کنندگان خدا را بسیار و زنان یاد کننده ، شمرده خدا مر ایشان را آمرزش و مزدی بزرگ - سوره احزاب آیه 73 : تا عذاب کند خدا مردان با نفاق و زنان با نفاق و مردان شرک آورنده را و زنان شرک آورنده را و توبه پذیرد خدا از مردان گرونده و زنان گرونده و باشد خدا آمرزنده مهربان . - سوره تکویر آیه 8 و 9 : و آنگاه که دختران زنده در گور کرده پرسیده شوند - که به کدام گناه کشته شده . -
سوره نساء آیه 3 :  واگربترسید که عدل نورزید دریتیمان پس نکاح کنید آنچه را خوش آید شما را از زنان دو و سه و چهار پس اگر بترسید که عدالت نورزید پس یکی یا آنچه را مالک باشد دستهاتان آن نزدیکتر است که میل نکنید .- آیه 29 : و آنکه استطاعت ندارد از شما بتوانگری که زنان آزاد ایمان دار بزنی خواهد.پس ازآنچه مالک شد دستهاتان از کنیزانتان که ایمان دارند و خدا داناتر است به ایمانتان بعضی تان از بعضی است پس بزنی بخواهید آنرا برخصت صاحبهاشان .-آیه 38 : مردان کارکذاران فرمان روایند بر زنان بآنچه فزونی داده خدا بعضی ایشان را بر بعضی و بآنچه انفاق کردند از اموالشان پس نیک زنان پرستارانند و نگاه دارنندگانندخود را در وقت حاضر نبودن شوهر بنگاهداشت خدا و آن زنانی که میترسید از نافرمانی ایشان پس پند دهید آنها را و دوری کنید از آنها در خوابگاهها و بزنید ایشان را پس اگر فرمان برند شما را پس مجوئید بر ایشان راه آزاری بدرستیکه خدا باشد برتر بزرگ .

(خلق زن در قرآن) : خدا از باقیمانده خمیره آدم ، حوا را برای آسایش و آرامش و شرکت در زندگی آدم و بکار انداختن کارخانه آدم سازی خلق کرده ، زن جزء اخیر و علت تامه کمال آفرینش است . و فقهای اسلام می گویند که خدا در قرآن گفته : برای فرزندان پسر آدم دخترانی چون مادرشان از جنس حوریه و جنیه آفریدیم وتوالد و تناسل لز فرزندان طبقه دوم آنها شروع شده و دختر عموها با پسر عمو ها عقد بستند. و روایت شده از امام باقر و صادق شیعیان در بحار مجلسی که : هر زن خوشروی و خوشبوی و خوش خوی و خوش سیرت باشد ، نسبش بمادر حوریه میرسد و هر زن بدخوی و بد بوی و بد روی و بد نفس باشد نسبش بمادر جنیه میرسد . جالب است بدانید که برخی فقها گفته اند : حوا مادر بزرگ همه بشر و شاخص تربیت و تعلیم در نشو و نمای فرزندان بود ، او مادر نمونه بود و بیش از 500 پانصد فرزند آورد و همه را بترتیب تعلیم مکتب آسمانی داد و بکمال رساند !.
(تقدم مرد بر زن در قرآن و اسلام) : مردان بر زنان قیومت دارند و برتری داده شده اند ، مردان کار گذار و فرمانروایند بر زنان ، زنان برای مردان همچون کشتزارند ، مرد میتواند در یک زمان چهار زن و تعدادی کنیز غیر عقدی داشته باشد ،مرد باید اجازه بیرون رفتن زن از خانه را بدهد ، زن باید خود را برای هر لذتی که مرد می خواهد تسلیم نماید و بدون عذر شرعی از نزدیکی کردن او جلو گیری نکند ، دختری که به حد بلوغ رسیده اگر بخواهد شوهر کند واجب است از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد ،مرد میتواند زن خود را طلاق دهد حتی بدون اینکه زن را آگاه کند ، مرد میتواند زن را قبل از عقد کردن ببیند ( و بقول روایتی که در کافی از ابی عبدالله آمده : باید ببیند که چه چیزی میخرد و مالش را برای چه میدهد!) ، شریعت اسلامی تسلط مرد بر زن را مسلم شناخته : مرد خودرا مالک زن میداند ، مرد در ارث و شهادت دادن دو برابر زن حقوق دارد ، مرد قوی و زن ضعیف است ، مرد حاکم و زن رعیت است ، مرد آقا و زن تابع است ، مرد اجازه دارد زن خود را بزند ، زن از نظر عقل در درجه پس از مرد قرار دارد ، بعلت ضعف مدارک و مشاعر زن طلاق به مرد سپرده شده ، قرآن و اسلام تعدد زوجات را برای مردان تصویب نموده ، باید در امور مالی و قضایی و حقوقی بجای یک مرد دو زن شهادت دهند
(تقدم زن بر مرد در قرآن و اسلام) : ببینیم در اسلام و قرآن زن چگونه برتری هائی نسبت به مرد دارد : زن تقدم برمرد دارد و آن از جنبه اخلاقی و احساسات تند و رقیق اوست که چون شدید التأثر است و زود رنج باید او را مقدم داشت در خوردن و لباس پوشیدن و مسکن دادن و خوابیدن و موجبات رفاه و آسایش فراهم نمودن زن مقدم بر مرداست . البته اینها در صورتی است که زن وظایفش را نسبت به شوهر انجام دهد و نا فرمانی نکند .
(مساوات زن و مرد در قرآن و اسلام): مساوات زن و مرد در اسلام را فقط میتوان در قسمت عبادات و بندگی خدا و به اصطلاح در آمرزش و اجر و عذاب آنها در آخرت دید . بطوریکه در سوره احزاب آیه 35 و 73 آمده : در قسمت عبادات و بندگی زن در کنار مرد می باشد یعنی در گردن نهادن و ایمان به خدا ، در شکیبائی ، در خضوع ، در صدقه دادن ، در روزه گرفتن ، در نگهداری فرجهای خود و در یاد کردن خدا . و همچنین است مساواتشان در عذاب نفاق و شرک .
(قوانین اسلامی و نظرات قرآن در باره زن ): زن از نظراسلام یک کارخانه آدم سازی است که باید نخست در مراقبت از مرد شایسته باشد تا بعد هم بتواند مادر شایسته ای باشد . بله کارخانه ایست که در قرآن همچون کشتزار مردان از آن یاد شده ، اسلام برای زن جنگ را واجب نکرده ، اگر زنی مرتد شد کشتن او واجب نیست بخلاف مرد مرتد که باید او را کشت ، شرکت دادن زنان در امور مهم اجتماعی با دیانت اسلام مخالف است ،اسلام زن را ناقص العقل میداند، زن از پرداخت جزیه و دیه عاقله معاف است ، بر زن قسامه و سوگند در باره قتل واجب نیست ،نفقه زن را اسلام بعهده شوهر قرار داده ، امامت و پیشوائی و زعامت و راهنمائی و رهبری نیز در حدود اختیارات زن نیست .در اسلام زن برای قضاوت و حکومت منع شده ، در قرآن یکی از چیزهائیکه عظیم شمرده شده کید و مکر زن است ، اسلام به مقام مادری زن ارج نهاده ، اسلام دختران را از کشتن و زنده بگور شدن نجات داده ! و البته ناگفته نماند که در اسلام زن آزاد است که کنیز و غلام بخرد !!

قوانینی که در اسلام راجع به زن آمده در همان زمان محمد ارتجاعی و غیر انسانی بوده چه رسد به این زمان ، بطور مثال یاد آوری می کنیم : برتری مرد به زن ، قانون تعدد زوجات برای مردان ، قوانین عقد و صیغه و طلاق ، ازدواج دختر 9 ساله با مردان میانسال و بیش از پنجاه سال ، قوانین ارث و شهادت و حضانت کودکان وقصاص و سنگسار و...، اینکه مرد میتواند زن خود را بزند و..
 
3-سخنان محمد و امامهای شیعیان در باره زن که در کتب حدیث و اخبار و روایات اسلامی آمده :
= معمولا رسم بر این شده که مسلمین و مخصوصا آندسته از روشنفکران اسلامی که درصدد مترقی جلوه دادن سخنان محمد و امامانشان در باره زنان می باشند، سخنانی را از کتب حدیث و روایت می آورند که کمتر جای ایراد داشته باشد تا چهره آنان ارتجاعی نشان داده نشود . اما در همان کتب حدیث و غیره در کنار آن سخنان به اصطلاح خوب و اخلاقی ، سخنان ارتجاعی و زننده و توهین آمیزی نسبت به زنان وجود دارد که روشنفکران مسلمان آنها را ندیده میگیرند که برخی از آنها را در زیر می آوریم لازم به ذکر است که منبع این احادیث و روایات کتب از نظر شیعیان معتبری همچون،  اصول اربعه و وسایل الشیعه و بحار وحلیته المتقین و..... ، نوشته کلینی ،شیخ صدوق ، شیخ طوسی ، حر عاملی ، مجلسی و.....میباشد:
= محکمترین سلاح شیطان زنانند _ زنان وسایط شیطانند که وسوسه و انحراف می یابد و مردان را اسیر بدبختی های دنیا و آخرت می نمایند _ قسمت اعظم جهنمیان زنانند _از جنس زن آنچنان بیمناکم که از شیطان زیرا در قرآن در باره کید شیطان میفرماید کید شیطان ضعیف است اما کید زن عظیم است _ در بهشت نگریستم و دیدم که بیشتر مردم آن فقیرانند و در جهنم نگریستم و دیدم بیشتر مردم آن زنانند _ بیشتر زنان دوزخ آنها هستند که نا سپاس گله شوهر کنند و غیبت نمایند و طلاق بخواهند _ اگر زن نبود مرد به بهشت می رفت _اگر زنان نبودند خدا چنانکه شایسته پرستش اوست پرستیده میشد _اگر زنان نباشند خدای متعال بدرستی و شایستگی عبادت می شود زیرا زن عامل اشتغال خاطر مرد است و در یک دل دو محبت نگنجد _ از زنان بد بخدا پناه برید و از نیکانشان بپرهیزید _برای مردان فتنه ای زیان انگیز تر از زنان نخواهد بود _خطر ناک ترین دشمن تو همسر تو است که با تو همخوابه است و مملوک تو _ زن از دنده ای خلق شده که به هیچوجه راستی پذیر نیست اگر با کجی او بسازی ساخته ای و اگر خواهی به راستی اش باز آوری او را می شکنی و شکستن طلاق دادن است_ من زنی را که از خانه خود دامن کشان برای شکایت از شوهرش بیرون شود را دشمن دارم _ندیدم کم خردی که خرد مندان را فریب دهد و عقلا را برباید مانند زن _حکایت زن پارسا در میان زنان چون کلاغ نشاندار است که یک پای آن سفید باشد _از گفتگو با زنان بپرهیز که هر وقت مردی با زنی خلوت کند ، قصد او می کند _ بهترین سرگرمی مومن شناست و بهترین سرگرمی زن دستگاه نخ ریسی است _
= سعادت و برکت زن برای مرد به  کمی مهر اوست و شومی زن برای مرد کثرت مهر اوست _بهترین زنان آنست که رویش خوبتر و مهرش کمتر است _از همه زنان پر برکت تر آنست که خرجش کمتر باشد _زن خوب آن است که گندم گون و دارای چشمهای غزالی و آهوئی باشد ،نرم پوست و بزرگ کفل و با ملاحت و جذاب و متبسم باشد چه زن جمیل دافع بلغم است _بهترین زنان زنی است که فرزند آور باشد _برترین زنان امت من زنی است که خوشرو تر و خوش منظر تر و کم مهرتر باشد
= پرهیز کن از اینکه با زنها مشورت کنی هما نا رآی و اندیشه زنان ضعیف و ناقص و عزم و اراده آنان سست و موهون است _ گروهی که زمام کار خویش به زنی بسپارند هرگز رستگار نمی شوند _ مردان که اطاعت زنان کنند به هلاکت افتند _با زنان مشورت نمائید که آنها در تشریک مساعی بذل سعی نمایند ولی بر خلاف گفته آنها عمل کنید!علی گفته : مردم زنها در ایمان و عقل کم بهره تر از مرد هستند اما نقصان ایمان آنها از حکم رفع نماز و روزه در حال حیض آشکار است و اما نقصان خردشان در قبول شهادت است که گواهی دو زن بجای یک مرد قبول است اما نقصان حقوق آنها بهره ارث آنها نصف مرد است_ صفات و شجاعت و سخاوت در مرد فضیلت است و در زن نیست _
=هر زنی که بدون اجازه شوهر از خانه خود بیرون رود مورد خشم خداست تا بخانه برگردد یا شوهر از او راضی شود _ زنان را بی لباس بگذارید تا در خانه بمانند _خدمتی که به زن می کنی صدقه است _ زنان اسیران در دست شما هستند و مقدرات آنها بدست شماست _زنان اختیاری از خود ندارند و اسیر مردانند ، در باره آنها نیکی کنید_زن باید در حضور شوهر ذلیل و متواضع و منقاد باشد _زن باید سخن شوهر را بشنود و امر او را اطاعت کند و در خواسته او تمکین نماید _ محمد به فاطمه گفته ، اگر جایز بود بغیر خدا سجده کردن می گفتم زنان بشوهران سجده کنند _
=برای نطفه های خود جای مناسب انتخاب کنید و از سیاهان بپرهیزید که سیاهی رنگ زشتی است _زن خوبروی نازا را واگذارید و سیاهی که فرزند بسیار آرد برگزینید _حصیری در خانه افکنده باشد بهتر از زن که عقیم باشد _ محمد به علی گفته ، با زن خودت در اول ماه و نیمه ماه و آخر ماه جماع مکن که ممکن است اولاد تو به مرض جنون یا جذام مبتلا شود _ بعد از ظهر جماع مکن که اولاد مات و متحیر و سبک مغز شود _ در شب فطر و شب اضحی و نیمه شعبان و شب 29 و 30 شعبان ، در زیر آفتاب و زیر درخت میوه دار جماع مکن که نقایص در اولاد پدیدار شود _ بین اذان و اقامه جماع مکن که اولادت حریص میشود _ محمد به علی گفته ، جماع شب اضحی فرزند را 4 و 6 انگشتی می نماید ،در نیمه شعبان جماع نباشد که صورتش پر مو میشود ،جماع درشبهای دوشنبه فرزند را حافظ قرآن و راضی به قسمت میسازد ، در آخر رجب موجب بهت و جنون فرزند میشود ، در شب سه شنبه شهید میگردد و رقیق القلب و سخی الطبع میشود ، شب پنجشنبه حاکم و عالم میگردد ، شب جمعه فقیه میگردد ،و عصر جمعه دانشمند و محقق میشود ، جمعه شب بخواست خدا از ابدال میگردد و در اول شب موجب سحر و توجه به دنیا می باشد .
امام صادق بنقل از صدوق گفته : کسی که میخواهد با زن خود برای اولاد ذکور مجامعت نماید دست راست خود را برچشم راست خود بگذارد و 8 مرتبه سوره انا انزلنا بخواند  پس از آن مجامعت کند بهمان اراده و هر روز صبح و عصر 7 مرتبه سبحان الله و 10 مرتبه استقفرالله و 9 مرتبه سبحان العظیم را بخواند _ علی گفته ، دشمن ما اهل بیت نیست مگر کسیکه ولد زنا یا مادرش در حال حیض باوحامله شده باشد _ از امام صادق روایت شده، در وقت جماع سخن مگو که بیم لال شدن اولاد است ،و در آن وقت نظربفرج زن مکن که بیم کور شدن اولاد است و کراهت دارد رو به قبله جماع کردن _
= کنیزان خویش را برای شکستن ظرفهایتان مزنید که ظرفها را نیز مثل مردمان اجل هاست _دو کسند که نمازشان از سرشان بالاتر نمی رود ، بنده ایکه از آقای خود گریخته باشد تا هنگامیکه باز گردد و زنیکه نافرمانی از شوهر خود کرده باشد _بندگان خود را رعایت کنید هرچه میخورید به آنها بخورانید و هرچه می پوشید به آنها بپوشانید و اگر گناهی کردند که نمی خواهید ببخشید آنها را بفروشید و غذابشان ندهید _ در باره دو ضعیف خدا را در نظر بگیرید و رعایت حال آنها را بنمائید اول زن و دوم بندگان و مملوکان و غلامان که جز شما چشم عنایتی ندارند _
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 19:52 توسط کامبیز |

فصل دوّم : عباس (ع ) و ديدگاهها 
ابوالفضل ( عليه السّلام ) دل و انديشه بزرگان را مسخّر خود كرد و براى آزادگان در همه جا و هر زمان سرودى جاودانه گشت ؛ زيرا براى برادرش دست به فداكارى بزرگى زد، برادرى كه در برابر ظلم و طغيان خروشيد و براى مسلمانان عزت جاودانه و عظمتى هميشگى ، به ارمغان گذاشت .
در اينجا، برخى از اظهار نظرهاى بزرگان را درباره شخصيت ابوالفضل ( عليه السّلام ) مى آوريم
.
1  امام سجّاد(ع) 

امام على بن الحسين ، حضرت زين العابدين ( عليه السّلام ) از سروران تقوا و فضيلت در اسلام به شمار مى رود. اين امام بزرگوار هماره براى عمويش عباس ‍ طلب رحمت مى كرد و از فداكاريهايش درباره برادرش حسين ( عليه السّلام ) به نيكى ياد مى كرد و جانبازيهاى بزرگش را مرتّب مى ستود. از جمله سخنان حضرت درباره عمويش ، اين موارد را ذكر مى كنيم : خداوند عمويم عباس را رحمت كند كه از خودگذشتگى كرد و نيك از عهده آزمايش برآمد. خود را فداى برادر كرد تا آنكه دستانش بريده شد، خداوند به جاى آنها چون جعفر بن ابى طالب ، دو بال عطا كرد تا بدانها با ملائكه در بهشت پرواز كند. عباس را نزد خداوند متعال منزلتى است كه همه شهيدان در روز قيامت بر او غبطه مى خورند....
اين كلمات ، فداكاريهاى ابوالفضل را در راه برادرش ، پدر آزادگان ، امام حسين ( عليه السّلام ) به خوبى بيان مى كند. حضرت در ايثار و از خودگذشتگى و جانبازى تا جايى پيش رفت كه زبانزد تاريخ و سَمبل فداكارى گشت ، دستان گرامى اش را روز عاشورا در راه برادر داد و تا آخرين لحظه پايدارى كرد تا آنكه به خون خود درغلتيد
.
اين فداكاريهاى بزرگ نزد خداوند بى اجر نماند و حضرتش با پاداشها و كرامتهايش به عباس ، او را بر تمامى شهيدان راه حق و فضيلت در دنياى اسلام و غير آن ، برترى بخشيد تا آنجا كه همه بر او غبطه مى خورند
.
 2  امام صادق (ع) 

امام صادق ( عليه السّلام ) عقل ابداعگر و انديشمند اسلام و چهره بى مانند دانش ‍ بشرى ، همواره از عمويش عباس تجليل به عمل مى آورد و با درود و ستايشهاى عطرآگين از او ياد مى كرد و مواضع قهرمانانه اش در روز عاشورا را بزرگ مى داشت . از جمله سخنانى كه امام درباره قمر بنى هاشم فرموده است ، بيان زير مى باشد:
عمويم عباس بن على ( عليهما السّلام ) بصيرتى نافذ و ايمانى محكم داشت . همراه برادرش حسين جهاد كرد، به خوبى از بوته آزمايش بيرون آمد و شهيد از دنيا رفت
....
امام صادق ( عليه السّلام ) از برترين صفات مجسم در عمويش كه مورد شگفتى اوست چنين نام مى برد
:
الف تيزبينى :

تيزبينى ، پيامد استوارى راءى و اصالت فكر است و كسى بدان دست پيدا نمى كند، مگر پس از پالودگى روان ، خلوص نيت و از خود راندن غرور و هواهاى نفسانى و عدم سلطه آنها بر درون آدمى .
تيزبينى از آشكارترين ويژگيهاى ابوالفضل العباس بود. از تيزبينى و تفكر عميق بود كه حضرت به تبعيت از امام هدايت و سيدالشهداء امام حسين ( عليه السّلام ) برخاست و بدين گونه به قله شرف و كرامت دست يافت و خود را بر صفحات تاريخ ، جاودانه ساخت . پس تا وقتى ارزشهاى انسانى پايدار است و انسان آنها را بزرگ مى شمارد، در برابر شخصيت بى مانند حضرت كه بر قله هاى انسانيت دست يافته است سر بر زمين مى سايد و كرنش مى كند
.
ب ايمان استوار:

يكى ديگر از صفات بارز حضرت ، ايمان استوار و پولادين اوست . از نشانه هاى استوارى ايمان حضرت ، جهاد در كنار برادرش ، ريحانه رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) بود كه هدفش جلب رضايت پروردگار متعال به شمار مى رفت . و همانطور كه در رجزهايش روز عاشورا بيان داشت از اين جانبازى كمترين انگيزه مادى نداشت و همين دليلى گوياست بر ايمان استوار حضرت .
ج جهاد با حسين (ع) :

فضيلت ديگرى كه امام صادق ( عليه السّلام ) براى عمويش ، قهرمان كربلا، عباس ( عليه السّلام ) نام مى برد، جهاد تحت فرماندهى سالار شهيدان ، سبط گرامى پيامبر اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) و آقاى جوانان بهشت است . جهاد در راه آرمان برادر، بزرگترين فضيلتى بود كه حضرت ابوالفضل بدان دست يافت و نيك از عهده آزمايش به درآمد و در روز عاشورا قهرمانيهايى از خود نشان داد كه در دنياى دلاورى و شجاعت بى مانند است .
زيارت امام صادق (ع
) 
امام صادق ( عليه السّلام ) به زيارت كربلا، سرزمين شهادت و فداكارى رفت و پس ‍ از زيارت امام حسين و اهل بيتش ( عليهم السّلام ) و اصحاب برگزيده اش با شوق به زيارت قبر عمويش ، عباس شتافت و بر سر مرقد بزرگ آن بزرگوار ايستاد و زيارت زير را كه منزلت عباس را نشان مى دهد و بر مكانت او گواهى مى دهد با اين سرآغاز خواند: سلام خدا و سلام ملائكه مقرّب و انبياى مرسل و بندگان صالح و همه شهيدان و صديقان پاك ، شبانه روز بر تو باد اى پسر اميرالمؤ منين ....
امام صادق عمويش عباس را با اين كلمات كه دربردارنده همه مفاهيم و معانى تجليل و بزرگداشت است ، مورد خطاب قرار مى دهد. درود و سلام خداوند، ملائكه ، پيامبران مرسل ، بندگان صالح ، شهيدان و صديقان را بر او مى فرستد و اين بهترين و برترين سلامى است براى پرچمدار كربلا
.
سپس عصاره نبوت ، امام صادق ( عليه السّلام ) زيارت خود را چنين پى مى گيرد: به تسليم ، تصديق ، وفادارى و فداكاريت در راه جانشين پيامبر مرسل ، سبط برگزيده ، راهنماى عالم ، وصّى ابلاغگر و مظلوم ستمديده ، شهادت مى دهم
....
در اينجا امام صادق ( عليه السّلام ) بهترين نشانه هايى كه به شهيدان بزرگ تقديم مى شود به عمويش عباس تقديم مى دارد. افتخاراتى از اين گونه
:
الف تسليم :

همه امور خود را به برادرش سيدالشهداء سپرد و در همه مراحل و مواقف ، متابعت از او را بر خود واجب كرد تا آنكه در راه او به شهادت رسيد؛ زيرا به امامت برادرش كه مبتنى بر ايمان استوار به خداوند است آگاهى داشت و درستى راه و نيت خالص و راءى اصيل برادر را مى دانست و بدانها باور داشت .
ب تصديق :

عباس ( عليه السّلام ) برادرش ريحانه رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) را در تمامى مواقف و ديدگاهها تصديق كرد و هرگز در درستى و عدالت آرمان او به خود شك راه نداد و يقين داشت برادرش بر حق است و هركه با او سر ستيز دارد در گمراهى آشكار است .
ج وفادارى :

يكى ديگر از صفات نيكى كه امام صادق ( عليه السّلام ) به عمويش ابوالفضل نسبت مى دهد، وفادارى است ؛ هر پيمانى را كه در راه دفاع از برادرش امام حق و حقيقت ابوعبداللّه الحسين ( عليه السّلام ) با خدا بسته بود بجا آورد و در سخت ترين شرايط و مراحل در كنار برادر ايستاد و از او جدا نشد تا آنكه دستانش قطع شد و خود در راهش به شهادت رسيد. وفادارى كه از والاترين صفات است ، از ويژگيهاى اساسى و عناصر حضرت ابوالفضل بود، او آفريده شده بود تا نسبت به دور و نزديكان وفادار باشد.
د فداكارى :

امام صادق ( عليه السّلام ) به فداكارى و جانبازى عمويش در راه برادرش ‍ سيدالشهداء( عليه السّلام ) گواهى مى دهد، حضرت خالصانه براى از بين بردن باطل ، فداكارى كرد و با پيشوايان كفر و باطل به ستيز پرداخت و با برادر در جانبازيهاى بزرگ و بى نظير تاريخ شركت كرد. به قسمت ديگرى از اين زيارت بزرگ توجه كنيم :
پس خداوند از طرف پيامبرش و اميرالمؤ منين و حسن و حسين صلوات خدا بر آنان باد بر آنچه پايدارى ، خويشتندارى و يارى كردى ، به تو بهترين پاداش بدهد كه بهشت ، بهترين فرجام است
.
اين قسمت شامل تجليل و تقدير حضرت عباس از سوى امام صادق ( عليه السّلام ) است ؛ زيرا با فداكاريهاى بزرگ در راه سالار شهيدان و جانبازى در راه او و تحمل هرگونه سختى در كنار او، شايسته اين بزرگداشت است . حضرت در اين تلاشها و مقاومتها تنها رضاى خدا را مد نظر داشت و خداوند نيز عوض ‍ پيامبرش ، مولاى متقيان ، حسن و حسين سلام اللّه عليهم اين جانبازيها را ارج نهاد و به او بهترين پاداشها را عطا كرد
.
امام صادق ( عليه السّلام ) زيارت خود را پى مى گيرد و صفات والاى عمويش ‍ عباس و جايگاهش را نزد خداوند ياد مى كند و مى فرمايد:گواهى مى دهم و خدا را گواه مى گيرم كه تو در همان راه پيكارگران بدر و مجاهدان در راه خدا و صافى ضميران خداخواه در جهاد دشمنانش و مدافعان استوار دوستانش و يارى كنندگان اوليايش ، پيش رفتى و چون آنان كوشيدى ، پس خداوند بهترين ، والاترين و كاملترين پاداشى كه به مطيعان واليان امرش و اجابت كنندگان دعوتش مى دهد، به تو عطا كند
....
امام صادق ( عليه السّلام ) عقل ابداعگر و انديشمند اسلام گواهى مى دهد و خدا را به شهادت مى طلبد بر اينكه عمويش عباس در جهادش دوشادوش برادرش ، پدر آزادگان ، امام حسين ( عليه السّلام ) بر همان راه شهيدان بدر پيش رفت ؛ رادمردانى كه با خون پاك خود پيروزى هميشگى اسلام را مسجّل كردند و با يقين به عادلانه بودن آرمان خود و با آگاهى و بصيرت تام ، شهادت را انتخاب كردند و پرچم توحيد و كلمه حق را بر بلنداى تاريخ به اهتزاز درآوردند. ابوالفضل العباس نيز در اين راه درخشان پيش تاخت و براى نجات اسلام از چنگال بى سر و پاى اموى و ابوسفيان زاده كه مى خواست كلمه الهى را محو كند و پرچم اسلام را درهم بپيچد و مردم را به جاهليت نخستين برگرداند، قيام كرد و به شهادت رسيد
.
ابوالفضل تحت فرماندهى برادرش ، پدرآزادگان در برابر طاغوت خونريز اموى ايستاد و با پايدارى و قيام آنان بود كه كلمه حق تثبيت و اسلام پيروز شد و دشمنان حق و حقيقت و امام بشدت شكست خوردند
.
امام صادق ( عليه السّلام ) زيارت خود را ادامه مى دهد و صفات برگزيده عمويش ‍ عباس را برمى شمارد و پاداش او را چنين ياد مى كند:شهادت مى دهم (كه ) حق نصيحت را بجا آوردى و نهايت تلاشت را كردى ، پس خداوند تو را در ميان شهيدان مبعوث كرد و روحت را با روحهاى سعيدان همراه ساخت و در وسيعترين منزل بهشتى جاى داد و بهترين غرفه را به تو عطا كرد و نامت را در علّيين  پرآوازه ساخت و با پيامبران ، شهيدان و صالحان كه چه خوب رفيقانى هستند محشورت كرد.شهادت مى دهم كه تو سستى نكردى و عقب ننشستى و با بصيرت نسبت به امرت پيش رفتى در حالى كه به صالحان اقتدا كرده بودى و پيامبران را پيروى مى كردى . پس خداوند ما، تو، پيامبرش و اوليايش را در جايگاه برگزيدگان و پاكان جمع كند كه اوست مهربانترين مهربانان . در قسمت پايانى زيارت ، متوجه اهميت بى مانند و موقعيت والاى حضرت عباس نزد امام صادق ( عليه السّلام ) مى شويم ؛ زيرا اين قهرمان بزرگوار با نصيحت خالصانه و فداكارى در راه ريحانه رسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله )، امام حسين ( عليه السّلام ) از احترامى خاص نزد امام برخوردار گرديد؛ لذا امام صادق دعا مى كند تا خداوند عمويش را به بالاترين درجات قرب برساند و او را با پيامبران و صديقان محشور كند.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 19:28 توسط کامبیز |

السلام علیک یا عباس بن علی قمر منیر بنی هاشم ساقی العطاشا

 

 

ولادت و رشــد

 پـيـش از پـرداخـتـن بـه ولادت و رشـد ابوالفضل العباس ( عليه السّلام ) به اختصار از دودمـان تـابـنـاك ايـشان كه در ساخت شخصيت و سلوك درخشان و زندگى سراسر حماسه ايشان اثرى ژرف داشتند، سخن مى گوييم .

 

دودمان درخشان

 حـَسـَب و نـَسـَبـى والاتـر و درخـشانتر از نسب حضرت ، در دنياى حسب و نسب وجود ندارد. عباس از بطن خاندان علوى برخاسته است ، يكى از والاترين و شريفترين خاندانهايى كه بـشـريـت در طـول تـاريـخ خـود شـناخته است ، خاندانى تناور و ريشه دار در بزرگى و شرافت كه با قربانى دادن در راه نيكى و سودرسانى به مردم ، دنياى عربى و اسلامى را يـارى كـرد و الگوهايى از فضيلت و شرف براى همگان بجا گذاشت و زندگى عامه را بـا روح تقوا و ايمان منوّر ساخت . در اين جا اشاره اى كوتاه به ريشه هاى گرانقدرى كه ((قمر بنى هاشم )) و ((افتخار عدنان )) از آنها بوجود آمد، مى كنيم .

 

پـدر

 پـدر بـزرگـوار حـضـرت عـبـاس ( عـليـه السـّلام ) امـيـرالمـؤ مـنـيـن ، وصـىّ رسـول خـدا( صـلّى اللّه عـليـه و آله ) در مـديـنـه عـلم نـبـوت ، اوليـن ايـمـان آورنـده بـه پـروردگـار و مـصدق رسولش ، همسر دخت پيامبرش ، همپايه ((هارون )) براى ((موسى )) نـزد حـضـرت خـتـمـى مـرتـبـت ، قـهرمان اسلام و نخستين مدافع كلمه توحيد است كه براى گسترش رسالت اسلامى و تحقق اهداف بزرگ آن با نزديكان و بيگانگان جنگيد.

تـمـام فـضـيـلتـهـاى دنـيـا در بـرابـر عـظـمـت او نـاچـيـزنـد و در فـضـيـلت و عمل ، كسى را ياراى رقابت با او نيست . مسلمانان به اجماع او را پس از پيامبراكرم ( صلّى اللّه عـليـه و آله ) داناترين ، فقيه ترين و فرزانه ترين كس مى دانند. آوازه بزرگيش در همه جهان پيچيده است و ديگر نيازى به تعريف و توصيف ندارد.

عـبـاس را هـمـيـن سرافرازى و سربلندى بس كه برخاسته از درخت امامت و برادر دو سبط پيامبر اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) است .

 

السلام علیک یا عباس بن علی قمر منیر بنی هاشم ساقی العطاشا

 

مادر

 مادر گرامى و بزرگوار ابوالفضل العباس ( عليه السّلام ) بانوى پاك ، ((فاطمه دخت حـزام بـن خالد)) است . ((حزام )) از استوانه هاى شرافت در ميان عرب به شمار مى رفت و در بـخـشـش ، مـهمان نوازى ، دلاورى و رادمردى مشهور بود. خاندان اين بانو از خاندانهاى ريـشـه دار و جـليـل القدر بود كه به دليرى و دستگيرى معروف بودند. گروهى از اين خاندان به شجاعت و بزرگ منشى ، نامى شدند، از جمله :

 

1 ـ عامر بن طفيل :

عـامر برادر ((عمره ))، مادر مادربزرگ ((ام البنين )) بود كه از معروفترين سواران عرب بـه شـمـار مـى رفت و آوازه دلاورى او در تمام محافل عربى و غير آن پيچيده بود تا آنجا كـه اگـر هـيـاءتـى از عـرب نزد ((قيصر روم )) مى رفت در صورتى كه با عامر نسبتى داشت ، مورد تجليل و تقدير قرار مى گرفت وگرنه توجهى به آن نمى شد.

 

2 ـ عامر بن مالك :

 عامر جدّ دوّم بانو ((ام البنين )) است كه از سواران و دلاوران عرب به شمار مى رفت و به سـبـب دليـرى بـسـيارش ، او را ((ملاعب الاسّنة )) (همبازى نيزه ها) لقب داده بودند. شاعرى درباره اش مى گويد:

((عـامـر بـا سـرنـيـزه هـا بازى مى كند و بهره گردانها را يكجا از آن خود ساخته است )). (1)

عـلاوه بـر دلاورى ، از پـايبندان به پيمان و ياور محرومان بود و مردانگى او ضعيفان را دسـتـگـيـر بـود كـه مـورخـان در ايـن بـاب نـمـونـه هـاى مـتـعـددى از او نقل كرده اند.

 

3 ـ طفيل :

طـفيل پدر عمره (مادر مادر بزرگ ام البنين ) از نامدارترين دلاوران عرب بود و برادرانى از بهترين سواران عرب داشت از جمله : ربيع ، عبيده و معاويه . به مادر آنان ((ام البنين )) گفته مى شد. اين چند برادر نزد ((نعمان بن منذر)) رفتند.

در آنـجـا ((ربـيـع بـن زيـاد عبسى )) را كه از دشمنانشان بود، مشاهده كردند. ((لبيد)) از خشم برافروخته شد و نعمان را مخاطب ساخته چنين سرود:

((اى بخشنده خير بزرگ از دارايى ! ما فرزندان چهارگانه ((ام البنين )) هستيم )).

((ماييم بهترين فرزندان عامر بن صعصعه كه در كاسه هاى بزرگ به ديگران اطعام مى كنيم )).

((در ميدان كارزار، ميان جمجمه ها مى كوبيم و از كنام شيران به سويت آمده ايم )).

((درباره او (ربيع ) از دانايى بپرس و پندش را به كار بند)).

((هـشـيـار باش ! اگر از بدگويى و لعن بيزارى ، با او نشست و برخاست مكن و با او هم كاسه مشو)).
(2)

نعمان از ربيع روگردان شد و او را از خود دور كرد و به او گفت :

((از مـن دور شـو و بـه هـر سـو كـه مـى خـواهـى روانـه شـو و بيش از اين با اباطيلت مرا ميازار)).

((چـه راسـت و چـه دروغ ، دربـاره ات چـيزهايى گفته شد، پس عذرت در اين ميان چيست ؟)). (3)

اين كه نعمان فوراً خواسته آنان را برآورد و ربيع را از خود راند، بيانگر موقعيت والاى آنان نزد اوست .

 

4 ـ عروة بن عتبه :

عـروه پـدر ((كبشه )) نياى مادرى ام البنين و از شخصيتهاى برجسته در عالم عربى بود. بـه ديـدار پـادشـاهـان مـعـاصـر خـود مـى رفـت و از طـرف آنـان مـورد تـجـليـل و قـدردانـى قـرار مـى گـرفـت و پـذيـرايـى شـايـانـى از او بـه عمل مى آمد. (4)

اينان برخى از اجداد مادرى حضرت ابوالفضل ( عليه السّلام ) هستند كه متصف به صفات والا و گرايشهاى عميق انسانى بوده اند و به حكم قانون وراثت ، ويژگيهاى والاى خود را از طـريـق ام البـنـيـن بـه فـرزنـدان بـزرگـوارش منتقل كرده اند.

 

السلام علیک یا عباس بن علی قمر منیر بنی هاشم ساقی العطاشا

 

پيوند امام با ام البنين

هـنـگـامى كه امام اميرالمؤ منين ( عليه السّلام ) به سوگ پاره تن و ريحانه پيامبر اكرم ( صـلّى اللّه عـليـه و آله ) و بـانـوى زنـان عـالميان ، فاطمه زهرا( عليها السّلام ) نشست ، بـرادرش ((عـقيل )) را كه از عالمان به انساب عرب بود فراخواند و از او خواست برايش هـمـسـرى بـرگزيند كه زاده دلاوران باشد تا پسر دليرى به عرصه وجود برساند و سالار شهيدان را در كربلا يارى كند. (5)

عـقـيـل ، بـانـو ام البـنين از خاندان ((بنى كلاب )) را كه در شجاعت بى مانند بود، براى حـضـرت انـتخاب كرد. بنى كلاب در شجاعت و دلاورى در ميان عرب زبانزد بودند ولبيد درباره آنان چنين مى سرود:

((ما بهترين زادگان عامر بن صعصعه هستيم )).

و كـسـى بـر ايـن ادعـا خـرده نـمى گرفت . ((ابوبراء)) همبازى نيزه ها (ملاعب الاسنّه ) كه عرب در شجاعت ، چون او را نديده بود، از همين خاندان است . (6)

امـام ايـن انـتـخـاب را پـسـنـديد و عقيل را به خواستگارى نزد پدر ام البنين فرستاد. پدر خشنود از اين وصلت مبارك ، نزد دختر شتافت و او با سربلندى و افتخار، پاسخ مثبت داد و پيوندى هميشگى با مولاى متقيان ، اميرمؤ منان ( عليه السّلام ) بست . حضرت در همسرش ، خـِرَدى نـيـرومـنـد، ايـمانى استوار، آدابى والا و صفاتى نيكو مشاهده كرد و او را گرامى داشت و از صميم قلب در حفظ او كوشيد.

 

ام البنين و دو سبط پيامبر (صلی الله علیه واله )

ام البـنـيـن بـر آن بـود تـا جـاى مـادر را در دل نـوادگـان پـيـامـبـر اكـرم و ريـحـانـه رسـول خـدا و آقـايان جوانان بهشت ، امام حسن و امام حسين ( عليهما السّلام ) پر كند؛ مادرى كـه در اوج شـكـوفـايـى پـژمرده شد و آتش به جان فرزندان نوپاى خود زد. فرزندان رسـول خـدا در وجـود اين بانوى پارسا، مادر خود را مى ديدند و از فقدان مادر، كمتر رنج مـى بـردنـد. ام البنين فرزندان دخت گرامى پيامبر اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) را بر فـرزنـدان خـود ـ كه نمونه هاى والاى كمال بودند ـ مقدّم مى داشت و عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان مى كرد.

تـاريـخ ، جـز ايـن بـانـوى پـاك ، كـسى را به ياد ندارد كه فرزندان هووى (7) خود را بر فرزندان خود مقدّم بدارد. ليكن ، ام البنين توجّه به فرزندان پيامبر را فريضه اى دينى مى شمرد؛ زيرا خداوند متعال در كتاب خود به محبت آنان دستور داده بود و آنـان امانت و ريحانه پيامبر بودند؛ ام البنين با درك عظمت آنان به خدمتشان قيام كرد و حقّ آنان را ادا نمود.

 

اهل بيت و ام البنين

مـحـبـت بـى شـائبـه ام البـنـيـن در حـق فـرزندان پيامبر و فداكاريهاى فرزندان او در راه سيدالشهداء بى پاسخ نماند، بلكه اهل بيت عصمت و طهارت در احترام و بزرگداشت آنان كـوشـيـدنـد و از قـدردانـى نـسـبـت بـه آنـان چـيـزى فـروگـذار نكردند. ((شهيد)) ـ كه از بزرگان فقه اماميه است ـ مى گويد:

((ام البـنـيـن از زنـان بـافـضـيـلت و عـارف بـه حـق اهـل بـيـت ( عليهم السّلام ) بود. محبتى خالصانه به آنان داشت و خود را وقف دوستى آنان كـرده بـود. آنـان نـيـز بـراى او جـايـگـاهـى والا و مـوقـعـيـتـى ارزنـده قايل بودند. زينب كبرى پس از رسيدن به مدينه نزدش شتافت و شهادت چهار فرزندش را تسليت گفت و همچنين در اعياد براى تسليت نزد او مى رفت ...)).

رفتن نواده پيامبر اكرم ، شريك نهضت حسينى و قلب تپنده قيام حسين ، زينب كبرى ، نزد ام البنين و تسليت گفتن شهادت فرزندان برومندش ، نشان دهنده منزلت والاى ام البنين نزد اهل بيت ( عليهم السّلام ) است .

 

ام البنين نزد مسلمانان

ايـن بـانـوى بـزرگـوار، جـايـگـاهـى ويژه نزد مسلمانان دارد و بسيارى معتقدند او را نزد خداوند، منزلتى والاست و اگر دردمندى او را واسطه خود نزد حضرت بارى تعالى قرار دهـد، غم و اندوهش برطرف خواهد شد. لذا به هنگام سختيها و درماندگى ، اين مادر فداكار را شفيع خود قرار مى دهند.

البـتـه بـسـيـار طـبيعى است كه ام البنين نزد پروردگار مقرب باشد؛ زيرا در راه خدا و استوارى دين حق ، فرزندان و پاره هاى جگر خود را خالصانه تقديم داشت .

 

السلام علیک یا عباس بن علی قمر منیر بنی هاشم ساقی العطاشا

 

مولود بزرگ

نـخـسـتـيـن فـرزنـد پـاك بـانـو ام البـنـيـن ، سـالار بـزرگـوارمـان ابـوالفـضـل العـبـاس ( عـليـه السـّلام ) بـود كـه بـا تـولدش ، مـديـنـه بـه گـُل نـشـسـت ، دنيا پرفروغ گشت و موج شادى ، خاندان علوى را فراگرفت . ((قَمَرى )) تـابـنـاك بـه ايـن خـانـدان افـزوده شـده بـود و مـى رفـت كـه بـا فضايل و خون خود، نقشى جاودانه بر صفحه گيتى بنگارد.

هـنـگامى كه مژده ولادت عباس به اميرالمؤ منين ( عليه السّلام ) داده شد، به خانه شتافت ، او را در برگرفت ، باران بوسه بر او فرو ريخت و مراسم شرعى تولد را درباره او اجـرا كـرد. در گوش راستش اذان و در گوش چپ اقامه گفت . نخستين كلمات ، بانگ روحبخش تـوحـيـد بـود كـه بـه وسـيـله پدرش پيشاهنگ ايمان و تقوا در زمين ، بر گوشش نشست و سرود جاويدان اسلام ، جانش را نواخت :((اللّه اكبر... لا اله الاّ اللّه )). اين كلمات كه عصاره پـيـام پـيـامبران و سرود پرهيزگاران است ، در اعماق جان عباس جوانه زد، با روحش عجين شـد و بـه درخـتـى بـارور از ايمان بدل شد تا آنجا كه در راه بارورى هميشگى آن ، جان بـاخـت و خـونـش را بـه پـاى آن ريـخـت . در هـفتمين روز تولد نيز بنا به سنّت اسلامى ، حـضرت ، سر فرزند را تراشيد، همسنگ موهايش ، طلا (يا نقره ) به فقيران صدقه داد و هـمـان گـونـه كـه نـسـبـت بـه حـسـنـيـن ( عـليـهـمـا السـّلام ) عمل كرده بود، گوسفندى به عنوان عقيقه ذبح كرد.

 

سال تولد

برخى از محققان برآنند كه حضرت ابوالفضل العباس ( عليه السّلام ) در روز چهارم ماه شعبان سال 26 هجرى ديده به جهان گشود. (8)

 

نامگذارى

امـيـرالمـؤ مـنـيـن ( عـليـه السـّلام ) از پـس پرده هاى غيب ، جنگاورى و دليرى فرزند را در عرصه هاى پيكار دريافته بود و مى دانست كه او يكى از قهرمانان اسلام خواهد بود، لذا او را عـبـاس (دُژم : شـيـر بـيـشـه ) (9) نـامـيـد؛ زيـرا در بـرابـر كـژيـهـا و بـاطـل ، ترشرو و پرآژنگ بود و در مقابل نيكى ، خندان و چهره گشوده . همان گونه كه پـدر دريـافـتـه بـود، فـرزنـدش در مـيـاديـن رزم و جـنـگـهـايـى كـه بـه وسـيـله دشـمنان اهـل بيت ( عليهم السّلام ) به وجود مى آمد، چون شيرى خشمگين مى غرّيد، گردان و دليران سـپـاه كـفر را درهم مى كوفت و در ميدان كربلا تمامى سپاه دشمن را دچار هراس مرگ آورى كرد. شاعر درباره حضرتش مى گويد:

((هـراس از مـرگ ، چـهـره دشـمـن را درهـم كـشـيده بود، ليكن عباس در اين ميان خندان و متبسم بود)). (10)

 

كنيه ها

به حضرت عباس ، اين كنيه ها را داده بودند:

 

1 ـ ابوالفضل :

 

از آنـجـا كـه حـضـرت را فـرزنـدى بـه نـام ((فـضـل )) بـود، او را بـه ((ابـوالفـضـل )) كـنـيـه داده بـودنـد. شـاعـرى در سـوگ ايـشـان مـى گـويـد: ((اى ابـوالفـضـل ! اى بـنـيانگذار فضيلت و خويشتندارى ! ((فضيلت )) جز تو را به پدرى نپذيرفت )). (11)

ايـن كـنـيـه بـا حـقـيـقـت وجـودى حضرت هماهنگ است و او اگر به فرض ‍ فرزندى به نام فـضـل نـداشـت ، بـاز بـه راستى ابوالفضل (منبع فضيلت ) بود و سرچشمه جوشان هر فـضـيـلتـى بـه شـمـار مـى رفـت ؛ زيـرا در زنـدگـى خـود بـا تـمـام هستى به دفاع از فضايل و ارزشها پرداخت و خون پاكش را در راه خدا بخشيد.

حـضرت پس از شهادت ، پناهگاه دردمندان شد و هركس با ضميرى صاف او را نزد خداوند شفيع قرار داد، پروردگار رنج و اندوهش را برطرف ساخت .

 

2 ـ ابوالقاسم :

 

حضرت را فرزند ديگرى بود به نام ((قاسم ))، لذا ايشان را ((ابوالقاسم )) كنيه داده بـودنـد. بـرخـى از مـورخـان مـعـتـقـدنـد قـاسـم هـمـراه پـدر و در راه دفـاع از ريـحـانـه رسول اكرم در سرزمين كربلا به شهادت رسيد و پدر، او را در راه خدا فدا كرد.

 

القاب  

مـعـمـولاً القـاب ، ويـژگـيـهـاى نـيـك و بـد آدمى را مشخص مى سازد و هر كس را بر اساس خـصـوصـيـتـى كـه دارد لقـبـى مـى دهـنـد. ابـوالفـضل را نيز به سبب داشتن صفات والا و گرايشهاى عميق اسلامى ، لقبهايى داده اند، از آن جمله :

 

1 ـ قمر بنى هاشم :

حـضـرت عـبـاس بـا رخـسـار نـيـكـو و تـلا لؤ چـهـره ، يـكـى از آيـات كـمـال و جـمـال بـه شـمار مى رفت ، لذا او را قمر بنى هاشم لقب داده بودند. در حقيقت نه تـنـهـا قـمـر خـاندان گرامى علوى بود، بلكه قمرى درخشان در جهان اسلام به شمار مى رفـت كه بر راه شهادت پرتو افشانى مى كرد و مقاصد آن را براى همه مسلمانان آشكار مى نمود.

 

قمر بنى هاشم

 

2 ـ سقّا:

 

از بـزرگـتـرين و بهترين القاب حضرت كه بيش از ديگر القاب مورد علاقه اش ‍ بود، ((سـقـّا)) مـى بـاشـد. پـس از بـسـتـن راه آب رسـانـى بـه تـشـنـگـان اهـل بـيت ( عليهم السّلام ) به وسيله نيروهاى فرزند مرجانه ، جنايتكار و تروريست ، جهت از پا درآوردن فرزندان رسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله ) قهرمان اسلام ، بارها صفوف دشـمـن را شـكـافـت و خـود را بـه فـرات رسـانـد و تـشـنـگـان اهل بيت و اصحاب امام را سيراب ساخت كه تفصيل آن را هنگام گزارش شهادت حضرت بيان خواهيم كرد.

 

3 ـ قهرمان علقمى :

 

((عـلقـمـى )) نام رودى بود كه حضرت بر كناره آن به شهات رسيد و به وسيله صفوف به هم فشرده سپاه فرزند مرجانه ، محافظت مى شد تا كسى از ياران حضرت اباعبداللّه را يـاراى دسـتـيـابـى بـه آب نـبـاشـد و هـمـراهـان امـام و اهـل بـيـت ايـشـان تـشنه بمانند. حضرت عباس با عزمى نيرومند و قهرمانى بى نظير خود تـوانـسـت بـارهـا به نگهبانان پليد علقمى حمله كند، آنان را درهم شكند و متوارى سازد و پـس از بـرداشـتـن آب ، سربلند بازگردد. در آخرين بار، حضرت در كنار همين رود، به شهادت رسيد، لذا او را ((قهرمان علقمى )) لقب دادند.

 

4 ـ پرچمدار:

 

از القاب مشهور حضرت ، پرچمدار (حامل اللواء) است ؛ زيرا ايشان ارزنده ترين پرچمها؛ پرچم پدر آزادگان ؛ امام حسين ( عليه السّلام ) را در دست داشتند.

حضرت به دليل مشاهده تواناييهاى نظامى فوق العاده در برادر خود، پرچم را تنها به ايـشـان سـپـردنـد و از ميان اهل بيت و اصحاب ، او را نامزد اين مقام كردند؛ زيرا در آن هنگام سپردن پرچم سپاه از بزرگترين مقامهاى حساس در سپاه به شمار مى رفت و تنها دلاوران و كارآمدان ، بدين امتياز مفتخر مى گشتند. حضرت عباس نيز پرچم را با دستانى پولادين برفراز سر برادر بزرگوارش به اهتزاز درآورد و از هنگام خروج از مدينه تا كربلا، همچنان در دست داشت . پرچم از دست حضرت به زمين نيفتاد مگر پس از آنكه دو دست خود را فدا كرد و در كنار رود علقمى به خاك افتاد.

 

5 ـ كبش الكتيبه :

 

لقبى است كه به بالاترين رده فرماندهى سپاه به سبب حسن تدبير و دلاورى كه از خود نـشـان مى دهد و نيروهاى تحت امر خود را حفظ مى كند، داده مى شود. اين نشان دليرى ، به دليل رشادت بى مانند حضرت عباس در روز عاشورا و حمايت بى دريغ از لشكر امام حسين ( عـليـه السـّلام ) بـدو داده شـده اسـت . ابـوالفـضل در اين روز، نيرويى كوبنده در سپاه بـرادر و صـاعـقـه اى هـولنـاك بـر دشـمـنـان اسـلام و پـيـروان باطل بود.

 

6 ـ سپهسالار: (12)

 

لقـبـى است كه به بزرگترين شخصيت فرماندهى و ستاد نظامى داده مى شود. و حضرت را به سبب آنكه فرمانده نيروهاى مسلح برادر در روز عاشورا بود و رهبرى نظامى لشكر امام را بر عهده داشت ، اين گونه لقب داده اند.

 

7 ـ حامى بانوان :

 

از القاب مشهور حضرت ابوالفضل ، ((حامى بانوان (حامى الظعينه ))) است . ((سيد جعفر حلى )) در قصيده استوار و زيباى خود در سوگ حضرت به اين نكته چنين اشاره مى كند:

((حـامـى الظـعينه كجا، ربيعه كجا، پدر حامى الظعينه ، امام متقيان كجا و مُكَدَّم كجا)). (13)

بـه دليـل نـقـش حـسـاس حـضـرت در حـمـايـت از بـانـوان حـرم و اهـل بـيـت نـبوت ، چنين لقبى به حضرت داده شده است . ايشان تمام تلاش خود را مصروف بـانوان رسالت و مخدرات اهل بيت نمود و فرود آوردن از هودجها يا سوار كردن به آنهارا به عهده داشت و در طى سفربه كربلا اين وظيفه دشوار را به خوبى انجام داد.

لازم به ذكر است كه اين لقب را به يكى از جنگاوران و دلاوران عرب به نام ((ربيعة بن مـُكـَدَّم .)) كـه در راه دفـاع از هـمـسـرش ، شـجاعت بى نظيرى از خود نشان داد، داده بودند. (14)

 

قمر بنى هاشم

 

8 ـ باب الحوائج :

 

يـكـى از مشهورترين و آشناترين لقبهاى ابوالفضل (عليه السلام ) در ميان مردم ((باب الحوائج )) است .

آنـان بـه ايـن مـطـلب يقين دارند كه دردمند و نيازمندى قصد حضرت را نمى كند، مگر آنكه خـداونـد حـاجـت او را بـرآورده و درد و اندوهش را برطرف مى سازد و گره مشكلات او را مى گـشـايـد. پـسـرم ((مـحمد حسين )) نيز قصد درِ خانه حضرت كرد و رفع مشكلاتش را از او خواستار شد كه دعايش برآورده شد و خداوند رنج و اندوهش را برطرف ساخت .

ابـوالفـضـل نـسـيـمـى از رحـمـتـهـاى الهـى ، درِ رحـمـتـى از درهـايـش و وسـيـله اى از وسايل اوست و او را نزد خداوند منزلتى والاست . اين موقعيت ، نتيجه جهاد خالصانه در راه خـدا و دفـاع از آرمـانـهـا و اعـتـقـادات اسـلامى و پشتيبانى از سالار شهيدان در سخت ترين شرايط است ؛ دفاع از ريحانه رسول خدا تا آخرين مرحله و جانبازى در راه اهداف مقدسش . ايـنـها برخى از لقبهاى حضرت است كه ويژگيهاى شخصيت بزرگ و صفات نيك و مكارم اخلاق او را بازگو مى كند. (15)

 

شمايل  

حضرت آيتى از جمال و زيبايى بود. رخساره اش زيبا، چهره اش پرشكوه ، اندامش متناسب و نـيـرومـنـد بـود كـه آثـار دليـرى و شـجاعت را به خوبى نمايان مى ساخت . راويان او را خـوبـرو و زيبا وصف كرده اند و گفته اند: ((رشادت اندام و قامت ايشان به حدى بود كه بـر اسـب نـيـرومـنـد و بـزرگـى مـى نـشـسـت ، ليـكـن در هـمـان حال پاهايش بر زمين خط مى انداخت )). (16)

به خدا مى سپارمت :

قـلب مـادر آكـنـده از مـحـبت به عباس و از زندگى نزد او عزيزتر و گراميتر بود. مادر از چشم حسودان بر او مى ترسيد كه مبادا به او آسيبى برسانند و رنجورش ‍ كنند، لذا او را در پناه خداوند متعال قرار مى داد و ابيات زير را درباره اش ‍ مى سرود:

((فـرزنـدم را از چـشـم حـسـودان نشسته و ايستاده ، آينده و رونده ، مسلمان و منكر، بزرگ و كوچك و زاده و پدر در پناه خداوند يكتا قرار مى دهم )). (17)

 

با پدر

امام اميرالمؤ منين حال فرزند خود را در كودكى بشدت رعايت مى كرد و عنايتى خاص به او داشـت ، خـصـوصـيـات ذاتـى مـبـتنى بر ايمان و ارزشهاى عميق انسانى خود را به فرزند مـنـتقل مى كرد و در چهره فرزندش قهرمانى از قهرمانان اسلام را مشاهده مى كرد كه براى مسلمانان صفحات درخشانى از سرافرازى و كرامت به يادگار خواهد گذاشت . اميرالمؤ منين پسر را غرق بوسه مى كرد و فرزند، عواطف و قلب پدر را مسخّر كرده بود.

مـورخـان نـقـل مـى كـنـند كه : ((روزى اميرالمؤ منين ، عباس را در دامان خود گذاشت ، فرزند آسـتـيـنهايش را بالا زد و امام در حالى كه بشدت مى گريست به بوسيدن ساعدهاى عباس پرداخت . ام البنين حيرت زده از اين صحنه ، از امام پرسيد:

ـ چرا گريه مى كنى ؟

حـضـرت بـا صـدايـى آرام و اندوه زده پاسخ داد: به اين دو دست نگريستم و آنچه را بر سرشان خواهد آمد به ياد آوردم .

ام البنين شتابان و هراسان پرسيد: چه بر سر آنها خواهد آمد؟

حضرت با آوايى مملوّ از غم و اندوه و تاءثر گفت : آنها از ساعد قطع خواهند شد)).

ايـن كـلمـات چـون صـاعـقه اى بر ام البنين فرود آمد و قلبش را ذوب كرد و با دهشت و به سرعت پرسيد:

ـ ((چرا قطع مى شوند؟))

امـام بـه او خـبـر داد كـه فرزندش در راه يارى اسلام و دفاع از برادرش ، حافظ شريعت الهـى و ريحانه رسول اللّه ( صلّى اللّه عليه و آله ) دستانش قطع خواهند شد. ام البنين بـه شـدت گـريـست و زنان همراه او نيز در غم و رنج و اندوهش شريك شدند. (18)

سـپـس ام البـنـيـن بـه دامـن صـبـر و بردبارى چنگ زد و خداى را سپاس گفت كه فرزندش فدايى سبط گرامى رسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله ) و ريحانه او خواهد بود.

 

رشد

ابـوالفـضـل العـبـاس ، از بالندگى شايسته اى برخوردار بود و كمتر انسانى از چنين امـكـان رشـدى بـرخـوردار مى گردد. حضرت در سايه پدرش ، (پرچمدار عدالت اجتماعى بـر روى زمـيـن ) رشـد كـرد و از عـلوم ، تقوا، گرايشهاى والا و عادات پاكيزه او بهره مند گـشـت ، تا آنكه در آينده نمونه كامل و تصويرى گويا از امام متقيان باشد. مادرش بانو فـاطـمـه نـيـز در تـربـيـت فـرزنـد اهـتـمـامـى شـايـسـتـه داشـت و بـذر هـمـه صـفـات كمال و فضايل و خدادوستى را در زمين بكر وجود فرزند كاشت ، كه بر اثر آن ، حضرت عباس در تمام زندگى خود، طاعت خدا و جلب مرضات او را در سرلوحه كار خود قرار داد.

ابـوالفـضـل ، مـلازم بـرادرانـش ريـحـانـه و دو سـبـط گـرامـى رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) حسن و حسين ( عليهما السّلام ) سروران جوانان بهشت بـود و از آنـان اصـول فـضـيـلت و بـنيادهاى آداب والا را فراگرفت . مخصوصاً هماره با بـرادرش سـيـدالشـهـداء بـود و در سـفـر و حـضر از او جدا نمى شد و از رفتار برادرش بشدت اثر گرفت و الگوهاى رفتارى او را در جان خود استوار ساخت و صفات نيك او را در خود متمثل كرد تا آنجا كه جلوه اى كامل از برادر در خصوصيات و ديدگاههايش شد. امام نـيـز كـه مـحـبـت بـى شـائبـه و جـانـبـازى او را نـيـك دريـافـتـه بـود او را بـر هـمـه اهل بيت خود مقدم مى داشت و خالصانه به او محبت مى ورزيد.

الگـوهـاى تـربـيـتـى والاى ابوالفضل العباس ، او را به سطح مصلحان بزرگ بشريت رساند، مصلحانى كه با جانبازيهاى والا و تلاشهاى مستمر براى نجات بشريت از ذلّت و بندگى و احياى آرمانهاى بلند انسانى ، مسير تاريخ را عوض ‍ كردند.

ابـوالفـضـل از همان آغاز، آموخت كه در راه اعلاى كلمه حق و برافراشتن پرچم اسلام ـ كه خـواهـان آزاد كـردن اراده انسانى و ايجاد جامعه برينى است كه عدالت ، محبت و فداكارى و ازخودگذشتگى بر آن حاكم باشد جان بازى كند. اين اعتقادات بزرگ در جان عباس ريشه داشت و با هستى اش عجين شده بود تا آنجا كه با تمام قوا در راه آنها پيكار كرد. طبيعى بود كه چنين باشد؛ زيرا پدرش ‍ اميرالمؤ منين ( عليه السّلام ) و برادرانش ، حسن و حسين ( عـليـهـمـا السـّلام ) نـهـال ارزشـهـا را در جـانـش ‍ غـرس كـرده بودند؛ بزرگوارانى كه مشعل حرّيت و كرامت را در دست گرفتند و افقهاى روشنى براى ملتهاى روى زمين گشودند، تـا آزادى و كرامت خود را باور كنند و حق و عدالت و ارزشهاى والاى انسانى بر آنان حاكم باشد.


 

پي نوشتها  :

 

1- يـلاعـب اطـراف الا سـنـة عامر فراح له حظ الكتائب اجمع

2- يـا واهـب الخـيـر الجزيل من سعة نحن بنو ام البنين الاربعة

ونحن خير عامر بن صعصعة المطعمون الجفنة المدعدعة

الضـاربـون الهـام وسـط الحـيـصـعة اليك جاوزنا بلاداً مسبعة

تـخـبـر عـن هـذا خـبـيـراً فـاسـمـعـه مـهـلاً ابـيـت اللعـن لاتاءكل معه

3- شـرّد بـرحـلك عـنـي حيث شئت ولا تكثر علىَّ ودع عنك الاباطيلاً

قـد قـيـل ذلك ان حـقـاً و ان كـذبـاً فـما اعتذارك في شي ء اذا قيلاً

4- قـمـر بنى هاشم ، ص 11ـ13. محقق بزرگ شيخ عبدالواحد مظفر در كتاب خود ((بـطـل العـلقـمـي )) به تفصيل درباره اين خاندان گرامى و باقيات صالحات آنان سخن رانده است .

5- تنقيح المقال ، ج 2، ص 128.

6- تنقيح المقال ، ج 2، ص 128.

7- دو زن كـه يـك شـوهـر داشـتـه بـاشـند هركدام هووى ديگرى ناميده مى شود؛ فرهنگ عميد، ج 2 .

8- قمر بنى هاشم .

9- منتهى الارب .

10- عـبـسـت وجـوه القـوم خـوف المـوت والعباس فيهم ضاحك متبسّم

11- ابـا الفـضـل يـا مـن اسـّس الفضل والابا ابى الفضل الاّ ان تكون له ابا

12- در مـتـن ((فـرهـنـگ عـمـيـد)) آمـده اسـت كـه امـروزه مـعـادل ((سـرتـيـپ )) در فـارسـى اسـت ، لذا ((سـپـهـسـالار)) كـه در عـربـى معادل تقريبى ((لواء)) است ارجح به نظر رسيد ـ م .

13- حـامـى الظـعينة اين منه ربيعة ام اين من علّيا ابيه مُكرم

14- در عـقـد الفـريـد، ج 3، ص 331 چنين آمده است : ((دُرَيد بن الصمه )) همراه گروهى از دلاوران بنى جشم به قصد يورش به بنى كنانه وارد وادى اخرم كه به آنان تـعـلّق داشـت ، شـدنـد. در كناره وادى مردى را با همسرش ديدند، پس ((دريد)) به يكى از يـارانـش دستور داد كه برود و آن زن را بياورد. سوار، خود را به آن مرد رساند و گفت : ((زن را واگذار و جانت را نجات ده )). آن مرد افسار شتر را رها كرد و به زن گفت :

سيرى على رسلك سير الا من

سير دراج ذات جاش طامن

ان التاءنى دون قرنى شائنى

ابلى بپي نوشتها :

 

1- يـلاعـب اطـراف الا سـنـة عامر فراح له حظ الكتائب اجمع امـه بـده و دل مـشـغـول مـبـاش . كـوتـاه آمـدن در بـرابـر حريفم ننگ آور است ، از اين آزمون سرافراز بيرون خواهم آمد، پس ‍ خبر بگير و بنگر)). سپس به سوار حمله كرد و او را از پا درآورد و اسـبـش را بـه زن داد. ((دريد)) ديگرى را فرستاد تا ببيند چرا سوار اوّلى نيامد و همين كـه بـدانـجـا رسـيـد و صـحنه را مشاهده كرد، آن مرد را صدا زد، او نيز افسار مركب زن را واگذاشت و به سويش ‍ بازگشت در حالى كه ابيات زير را مى خواند:

خل سبيل الحرة المنيعة

انك لاق دونها ربيعة

في كفه خطية منيعة

اولا فخذها طعنة سريعة

والطعن منى فى الورى شريعة

ماذا ترى من شيئم عابس

اءما ترى الفارس بعد الفارس

ارداهما عامل رمح يابس

((راه زن آزاد و پاكدامن را بازبگذار كه قبل از دستيابى بر او، با ربيعه طرف هستى كه در دسـتـش نـيـزه اى بـازدارنـده اسـت . نـخـست ضربتى سريع بگير كه ضربتهاى من در پيكرها فرورونده است ))، بر او حمله كرد و او را نيز از پادرآورد.

چندى كه گذشت ، دريد سومين شخص را براى خبرگيرى از سرنوشت آن دو تن فرستاد. سـوار هـمـيـن كـه به صحنه نبرد رسيد، دو يار از پا افتاده خود را ديد و آن مرد را مشاهده كـرد كـه نـيـزه خـود را بـه دنبال مى كشد. شوهر زن كه سوار را ديده بود، به همسرش ‍ گفت : ((راه خانه ها را پيش بگير))، سپس متوجه سوار شد و گفت :

((از شـيـرى خـشـمـگـين چه انتظارى دارى ؟! آيا سوار را پس از سوار ديگر نمى بينى كه نـيـزه اى خـشـك آنـان را از پا انداخت ؟)) و بر او حمله برد و او را از پا درآورد و نيزه اش ‍ شـكست . دريد در انديشه يارانش فرو رفت و پنداشت آن سه تن ، مرد را كشته و همسرش ‍ را بـا خـود بـرده انـد. پـس به دنبال آنان راه افتاد و به جايى رسيد كه آنان كشته شده بودند. خود را به ربيعه كه در حال نزديك شدن به قبيله اش بود رساند و به او گفت : ((شـخـصى مانند تو نبايد كشته شود و با تو نيزه اى نمى بينم . سواران خشمگين هستند پس نيزه ام را بگير تا من برگردم و ياران را از حمله به تو بازدارم )).

((دريـد)) خـود را بـه يـارانـش رسـانـد و گـفـت : ((صـاحـب زن بـه حمايت از او برخاست ، يارانتان را كشت و نيزه ام را گرفت . ديگر شما را بر او دسترسى نيست ))، آنان نيز راه خود پيش گرفتند. دريد، در اين باره ابيات زير را سرود:

مـا ان رايـت ولاسـمـعـت بـمـثـله

حـامـى الظـعـيـنـة فـارسـا لم يقتل

اردى فـوارس لم يـكـونـوا تـهـزة

ثـم اسـتـمـر كـانـه لم يـفعل

فـتـهـلك تـبـدو اسـرة وجـهـه

مثل الحسام جلته كف الصيقل

يـزجـى طـعـيـنـة ويـسـحـب رمـحـه

مثل البغات خشين وقع الجندل

((چـون او، حـمـايـتـگرى نديده و نشنيده ام اسوارى كه چنين به حمايت همسر بپردازد و زنده بـمـانـد، دلاورانـى نـيـرومـنـد را مـى كـُشـد سـپـس راه خـود را دنـبـال مـى كـنـد گـويـى اتـّفـاقـى نـيـفـتـاده و چـهـره اش چـون شـمـشـيـر صـيـقل داده مى درخشد، رقبايش را چون پرندگانى خرد و بى مقدار كه از جنگ هراس دارند با قدرت به خاك مى اندازد و نيزه اش را پس خود مى كشد)).

15- بـراى حـضـرت تـا شـانـزده لقـب بـرشـمـرده انـد (ر . ك : تـنـقـيـح المقال ، ج 2، ص 128).

16- مقاتل الطالبيين .

17- المنمق في اخبار قريش ، ص 437:

اعـيـذه بـالواحـد مـن عـيـن كل حاسد

قائمهم والقاعد مسلمهم والجاحد

صادرهم والوارد مولدهم والوالد

18- قمر بنى هاشم ، ص 19.

 

نويسنده: علامه محقق حاج شيخ باقر شريف قرشي

منبع: کتاب زندگانی حضرت ابوالفضل العباس

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 18:53 توسط کامبیز |

 

 

اثر اشك براى حضرت امام حسين عليه‏السلام

 

ارسالی از برادر خوبم " علی خزاعل "

 


۱. اثر اشك براى حسين عليه‏السلام

امام رضا عليه‏السلام فرمود: «گريه‏كنندكان بايد بر كسى همچون حسين عليه‏السلام گريه كنند؛ زيرا گريستن براى او، گناهان بزرگ را فرو مى‏ريزد».

 

2. خندان در قيامت

پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: «فاطمه جان! روز قيامت، هر چشمى گريان است، مگر چشمى كه در مصيبت و عزاى حسين عليه‏السلام گريسته باشد كه آن چشم، در قيامت خندان است و به نعمت‏هاى بهشتى مژده داده مى‏شود».

 

3. پاداش

حسين بن على عليه‏السلام فرمود: «چشمان هر كس كه در مصيبت‏هاى ما قطره‏اى اشك بريزد، خداوند او را در بهشت جاى مى‏دهد».

 

اثر اشك براى حضرت امام حسين عليه‏السلام

 

4. چشمان اشك‏بار

امام سجاد عليه‏السلام فرمود: «من هرگز شهادت فرزندان فاطمه عليهاالسلام را به ياد نياوردم مگر آنكه به خاطر آن، چشمانم اشك‏بار گشت».

 

5. بيست سال اشك

امام صادق عليه‏السلام فرمود: «امام زين العابدين عليه‏السلام بيست سال (به ياد عاشورا) گريست و هرگز پيش روى او طعامى نمى‏گذاشتند، مگر اينكه گريه مى‏كرد».

 

6. اندوه و سرور

امام رضا عليه‏السلام فرمود: «هر كس كه عاشورا، روز مصيبت و اندوه و گريه‏اش باشد، خداوند، روز قيامت را براى او روز شادى و سرور قرار مى‏دهد».

 

اثر اشك براى حضرت امام حسين عليه‏السلام

 

7. ناليدن

امام صادق عليه‏السلام فرمود: «هر ناليدن و گريه‏اى مكروه است، مگر ناله و گريه بر حسين عليه‏السلام ».

 

8. مزد اشك

امام صادق عليه‏السلام فرمود: «هر چيزى پاداش و مزدى دارد، مگر اشكى كه براى ما ريخته شود (كه چيزى با آن برابرى نمى‏كند و مزد بى‏اندازه دارد».

 

9. عزاداران آسمانى

امام صادق عليه‏السلام فرمود: «چهار هزار فرشته نزد قبر سيدالشهداء عليه‏السلام ، ژوليده و غبارآلود، تا روز قيامت بر آن حضرت مى‏گريند».

 

اثر اشك براى حضرت امام حسين عليه‏السلام

 

10. برخوردارى از كوثر

امام صادق عليه‏السلام فرمود: «هيچ چشمى نيست كه براى ما بگريد، مگر اينكه از نعمت نگاه به «كوثر» برخوردار مى‏شود و از آن سيرابش مى‏كنند».

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 21:2 توسط کامبیز |

حديث اول: حريم پاك.

عن النبى (ص) قال:... و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة.
پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله) در ضمن حديث بلندى مى‏فرمايد:
كربلا پاكترين بقعه روى زمين و از نظر احترام بزرگترين بقعه‏ها است و الحق كه كربلا از بساطهاى بهشت است.
بحار الانوار، ج 98، ص 115 و نيز كامل الزيارات، ص 264

حديث دوم: سرزمين نجات

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله):
يقبر ابنى بأرض يقال لها كربلا هى البقعة التى كانت فيها قبة الاسلام نجا الله التى عليها المؤمنين الذين امنوا مع نوح فى الطوفان.
پيامبر خدا (ص) فرمود: پسرم حسين در سرزمينى به خاك سپرده مى‏شود كه به آن كربلا گويند، زمين ممتازى كه همواره گنبد اسلام بوده است، چنانكه خدا ياران مومن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد .
كامل الزيارات، ص،269، باب 88، ح 8

حديث سوم:مسلخ عشق‏

قال على (عليه السلام): هذا... مصارع عشاق شهداء لا يسبقهم من كان قبلهم و لا يلحقهم من كان بعدهم.
حضرت على (عليه السلام) روزى گذرش از كربلا افتاد و فرمود:
اينجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهيدان است شهيدانى كه نه شهداى گذشته و نه شهداى آينده به پاى آنها نمى‏رسند. تهذيب، ج 6، ص،73 و بحار، ج 98، ص .116

حديث چهارم: عطر عشق‏

قال على (عليه السلام): واها لك ايتها التربة ليحشرن منك قوم يدخلون الجنة بغير حساب‏
امير المومنين (عليه السلام) خطاب به خاك كربلا فرمود: چه خوشبويى اى خاك! در روز قيامت قومى از تو بپا خيزند كه بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 4، ص 169

حديث پنجم: ستاره سرخ محشر

قال على بن الحسين (عليه السلام): تزهر أرض كربلا يوم القيامة كالكوكب الدرى وتنادى انا ارض الله المقدسة الطيبة المباركة التى تضمنت سيد الشهداء و سيد شباب اهل الجنة.
امام سجاد (عليه السلام) فرمود: زمين كربلا، در روز رستاخيز، چون ستاره مرواريدى مى‏درخشد و ندا مى‏دهد كه من زمين مقدس خدايم، زمين پاك و مباركى كه پيشواى شهيدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است . ادب الطف، ج 1، ص 236، به نقل از كامل الزيارات، ص 268.

حديث ششم: كربلا وبيت المقدس‏

قال ابوعبدالله (عليه السلام) : الغاضرية من تربة بيت المقدس.
امام صادق (عليه السلام) فرمود: كربلا از خاك بيت المقدس است. كامل الزيارات، ص 269، باب 88 ح،.7

حديث هفتم: فرات و كربلا

قال ابو عبد الله: ان أرض كربلا وماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارك و تعالى...
امام صادق (عليه السلام) فرمود: سرزمين كربلا و آب فرات، اولين زمين و نخستين آبى بودند كه خداوند متعال به آنها قداست وشرافت بخشيد. بحار الانوار، ج،98، ص 109 و نيز كامل الزيارات، ص .269

حديث هشتم: كربلا كعبه انبياء

قال ابو عبدالله (عليه السلام): ليس نبى فى السموات و الارض و اءلا يسألون الله تبارك و تعالى ان يوذن لهم فى زيارة الحسين (عليه السلام) ففوج ينزل و فوج يعرج.
امام صادق (عليه السلام) فرمود: هيچ پيامبرى در آسمانها و زمين نيست مگر اين كه مى‏خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زيارت امام حسين (عليه السلام) مشرف شوند، چنين است كه گروهى به كربلا فرود آيند و گروهى از آنجا عروج كنند. مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزيارات، ص 111

حديث نهم: كربلا، مطاف فرشتگان‏

قال ابو عبدالله (عليه السلام): ليس من ملك فى السموات و الارض إلا يسألون الله تبارك و تعالى ان يوذن لهم فى زيارة الحسين (عليه السلام) ففوج ينزل و فوج يعرج.
امام صادق (عليه السلام) فرمود: هيچ فرشته‏اى در آسمانها و زمين نيست مگر اين كه مى‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زيارت امام حسين (عليه السلام) مشرف شود، چنين است كه همواره فوجى از فرشتگان به كربلا فرود آيند و فوجى ديگر عروج كنند و از آنجا اوج گيرند. مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزيارات، ص 111

حديث دهم: راه بهشت‏

قال ابو عبدالله (عليه السلام): موضع قبر الحسين (عليه السلام) ترعة من ترع الجنة.
امام صادق (عليه السلام) فرمود: جايگاه قبر امام حسين (عليه السلام) درى از درهاى بهشت است. كامل الزيارات، ص 271، باب 89، ح 1

حديث يازدهم:كربلا حرم امن‏

قال ابو عبدالله (عليه السلام): ان الله اتخذ كربلا حرما آمنا مباركا قبل ان يتخذ مكة حرما
امام صادق (ع) فرمود: به راستى كه خدا كربلا را حرم امن و با بركت قرار داد پيش از آنكه مكه را حرم قرار دهد
كامل الزيارات، ص 267 بحار، ج،98، ص .110

حديث دوازدهم: زيارت مداوم‏

قال الصادق (عليه السلام): زوروا كربلا و لا تقطعوه فاءن خير أولاد الانبياء ضمنته...
امام صادق (ع) فرمود: كربلا را زيارت كنيد و اين كار را ادامه دهيد، چرا كه كربلا بهترين فرزندان پيامبران را در آغوش خويش گرفته است. كامل الزيارات، ص 269

حديث سيزدهم: بارگاه مبارك‏

قال الصادق (عليه السلام) : «شاطى‏ء الوادى الايمن» الذى ذكره الله فى القرآن،(*) هو الفرات و «البقعة المباركة» هى كربلا.
امام صادق (ع) فرمود: آن «ساحل وادى ايمن» كه خدا در قرآن يادكرده فرات است و با «بارگاه با بركت» نيز كربلا است. *. قرآن مجيد، سوره قصص آيه 30 بحار الانوار، ج 57، ص 203؛ به نقل از تهذيب‏

حديث چهاردهم: شوق زيارت‏

قال الامام باقر (عليه السلام): لو يعلم الناس ما فى زيارة قبر الحسين (عليه السلام) من الفضل، لماتوا شوقا
امام باقر (عليه السلام) فرمود: اگر مردم مى‏دانستند كه چه فضيلتى در زيارت مرقد امام حسين (عليه السلام) است از شوق زيارت مى‏مردند. ثواب الاعمال، ص 319؛ به نقل از كامل الزيارات.

حديث پانزدهم: حج مقبول و ممتاز

قال ابوجعفر (عليه السلام): زيارة قبر رسول الله صلى الله عليه و آله و زيارة قبور الشهداء، و زيارة قبر الحسين بن على عليهما السلام تعدل حجة مبرورة مع رسول الله صلى الله عليه و آله.
امام باقر عليه السلام فرمودند: زيارت قبر رسول خدا «ص» و زيارت مزار شهيدان، و زيارت مرقد امام حسين عليه السلام معادل است با حج مقبولى كه همراه رسول خدا «ص» بجا آورده شود .مستدرك الوسائل، ج 1 ص، 266 و نيزكامل الزيارات، ص 156

حديث شانزدهم: تولدى تازه‏

عن حمران قال: زرت قبر الحسين (عليه السلام) فلما قدمت جاءنى ابو جعفر محمد بن على (عليه السلام).... فقال (عليه السلام) ابشر يا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد (ص) يريد الله بذلك وصلة نبية حرج من ذنوبه كيوم ولدته امه. حمران مى‏گويد هنگامى كه از سفر زيارت امام حسين (ع) برگشتم، امام باقر (عليه السلام) به ديدارم آمد و فرمود:
اى حمران! به تو مژده مى‏دهم كه هر كس قبور شهيدان آل محمد (ص) را زيارت كند مرادش از اين كار رضايت خدا و تقرب به پيامبر (ص) باشد، از گناهانش بيرون مى‏آيد چون روزى كه مادرش او را زاد. امالى شيخ طوسى، ج 2، ص 28، چاپ نجف بحار، ج 98، ص 20

حديث هفدهم: زيارت مظلوم‏

عن ابى جعفر و ابى عبد الله (عليهما السلام) يقولان: من احب أن يكون مسكنه و مأواه الجنة، فلا يدع زيارة المظلوم.
از امام باقر و امام صادق (ع) نقل شده كه فرمودند: هر كس كه مى‏خواهد مسكن و مأوايش بهشت باشد، زيارت مظلوم (عليه السلام) را ترك نكند. مستدرك الوسائل، ج 10، ص .253

حديث هجدهم: شهادت و زيارت‏

قال الامام الصادق (عليه السلام): زوروا قبر الحسين (عليه السلام) و لا تجفوه فاءنه سيد شباب أهل الجنة من الخلق وسيد شباب الشهداء
امام صادق (ع) فرمود: مرقد امام حسين (عليه السلام) را زيارت كنيد و با ترك زيارتش به او ستم نورزيد چرا كه او سيد جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهيد است. مستدرك الوسائل ج 10 ص 256 و كامل ، ص 109

حديث نوزدهم: زيارت،بهترين كار

قال ابو عبدالله (عليه السلام): زيارة قبر الحسين بن على عليهما السلام من أفضل ما يكون من الأعمال.
امام صادق (ع) فرمود: زيارت قبر امام حسين (عليه السلام) از بهترين كارهاست كه مى‏تواندانجام يابد.
مستدرك الوسائل، ج 10، ص .311

حديث بيستم: سفره‏هاى نور

قال الامام الصادق (عليه السلام) : من سره ان يكون على موائد النور يوم القيامة فليكن من زوار الحسين بن على (عليهما السلام)امام صادق (ع) فرمود: هر كس دوست دارد روز قيامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشيند بايد از زائران امام حسين (عليه السلام) باشد. وسائل الشيعه، ج 10، ص 330، بحار الانوار، ج 98، ص 72.

حديث بيست ويكم: شرط شرافت‏

قال الصادق (عليه السلام) : من اراد ان يكون فى جوار نبيه و جوار على و فاطمه فلا يدع زيارة الحسين عليهم السلام .امام صادق (ع) فرمود: كسى كه مى‏خواهد در همسايگى پيامبر (ص) ودر كنار على (ع) و فاطمه (س) باشد زيارت امام حسين (ع) را ترك نكند. وسائل الشيعه، ج 10 ص 331، ح 39

حديث بيست ودوم: زيارت، فريضه الهى‏

قال ابو عبدالله (عليه السلام): لو ان احد كم حج دهره ثم لم يزر الحسين بن على (عليه السلام) لكان تاركا حقا من حقوق رسول الله «ص» لان حق الحسين فريضة من الله تعلى واجبه على كل مسلم.
امام صادق (ع) فرمود: اگر يكى از شما تمام عمرش را احرام حج ببندد اما امام حسين (عليه السلام) را زيارت نكند حقى از حقوق رسول خدا (ص) را ترك كرده است چرا كه حق حسين (ع) فريضه الهى و بر هر مسلمانى واجب و لازم است. وسائل الشيعه، ج 10، ص 333

حديث بيست وسوم: كربلا كعبه كمال‏

قال ابو عبدالله (عليه السلام): من لم يأت قبر الحسين (عليه السلام) حتى يموت كان منتقص الاءيمان منتقص الدين، اءن ادخل الجنة كان دون المؤمنين فيها.
امام صادق (ع) فرمود: هر كس به زيارت قبر امام حسين (ع) نرود تا بميرد ايمانش نا تمام و دينش ناقص خواهد بود به بهشت هم كه برود پايين تر از مومنان در آنجا خواهد بود. وسائل الشيعه، ج 10 ص 335

حديث بيست و چهارم: از زيارت تا شهادت‏

قال ابو عبدالله (عليه السلام): لا تدع زيارة الحسين بن على عليهما السلام و مر أصحابك بذلك يمد الله فى عمرك و يزيد فى رزقك و يحييك‏ء الله سعيدا و لا تموت الا شهيدا.
امام صادق (ع) فرمود: زيارت امام حسين عليه السلام را ترك نكن وبه دوستان و يارانت نيز همين را سفارش كن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زياد كند و خدا تورا با سعادت زنده دارد و نميرى مگر شهيد. وسائل الشيعه، چ 10 ص،335

حديث بيست و پنجم: حديث محبت‏

عن ابى عبد الله قال: من اراد الله به الخير قذف فى قلبه حب الحسين (عليه السلام) وزيارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسين (عليه السلام) و بغض زيارته.
امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه خدا خير خواه او باشد محبت حسين (ع) و زيارتش را در دل او مى‏اندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد كينه وخشم حسين (ع) و خشم زيارتش را در دل او مى‏اندازد. وسائل الشيعه، ج 10 ص 388، بحار الانوار، ج 98، ص 76

حديث بيست وششم: نشان شيعه بودن‏

قال الصادق (عليه السلام): من لم يأت قبر الحسين (عليه السلام) و هو يزعم انه لنا شيعة حتى يموت فليس هو لنا شيعة و ان كان من اهل الجنة فهو من ضيفان اهل الجنة
امام صادق (عليه السلام) فرمود: كسى كه به زيارت قبر امام حسين نرود و خيال كند كه شيعه ما است و با اين حال و خيال بميرد او شيعه ما نيست واگر هم از اهل بهشت باشد از ميهمانان اهل بهشت خواهد بود. كامل الزيارات، ص 193، بحار الانوار، ج 98 ص 4

حديث بيست و هفتم: سكوى معراج‏

قال الصادق (عليه السلام) : من اتى قبر الحسين (عليه السلام) عارفا بحقة كتبه الله عزوجل فى اعلى عليين‏
امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه به زيارت قبر حسين (عليه السلام) نايل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد خداى متعال او را در بلندترين درجه عالى مقامان ثبت مى‏كند.من لا يحضره الفقيه، ج 2 ، 581

حديث بيست هشتم: مكتب معرفت‏

قال ابو الحسن موسى بن جعفر(عليه السلام)
أدنى ما يثاب به زائر ابى عبد الله (عليه السلام) بشط فرات إذا عرف حقه و حرمته و ولايته ان يغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخز.
حضرت امام موسى كاظم (عليه السلام) فرمود: كمترين ثوابى كه به زائر امام حسين (عليه السلام) در كرانه فرات داده مى‏شود اين است كه تمام گناهان مقدم و موخرش بخشوده مى‏شود. بشرط اين كه حق و حرمت ولايت آن حضرت را شناخته باشد. مستدرك الوسائل، ج 10 ص 236، به نقل از كامل الزيارات، ص 138

حديث بيست ونهم: همچون زيارت خدا

قال الامام رضا (عليه السلام) من زار قبر الحسين (ع) بشط الفرات كان كمن زار الله‏
امام رضا (عليه السلام) فرمود: كسى كه قبر امام حسين (عليه السلام) را در كرانه فرات زيارت كند، مثل كسى
است كه خدا را زيارت كرده است. مستدرك الوسائل، ج 10، ص 250؛ به نقل از كامل‏

حديث سى ام: زيارت عاشورا

قال الصادق (عليه السلام) : من زار الحسين (عليه السلام) يوم عاشورا وجبت له الجنة
امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه امام حسين (عليه السلام) را در روز عاشوار زيارت كند بهشت بر او واجب مى‏شود .اقبال الاعمال، ص 568

حديث سى ويكم: بالاتر از روسپيدى‏

قال ابو عبدالله (عليه السلام): من باب عند قبر الحسين (عليه السلام) ليلة عاشورا لقى الله يوم القيامة ملطخا بدمه كأنما قتل معه فى عرصه كربلا
امام صادق (ع) فرمود: كسى كه شب عاشورا دركنار مرقد امام حسين (عليه السلام) سحر كند روز قيامت در حالى به پيشگاه خدا خواهد شتافت كه به خونش آغشته باشد، مثل كسى كه در ميدان كربلا و دركنار امام حسين عليه السلام كشته شده باشد. وسائل الشيعه، ج 10، ص 372

حديث سى دوم: نشانه‏هاى ايمان‏

قال ابو محمد الحسن العسكرى (عليه السلام) : علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسين، و زيارة الاربعين، و التختم فى اليمين، و تعفير الجبين و الجهر ببسم الله الرحمن الرحيم.
امام حسن عسكرى (عليه السلام) فرمود: نشانه‏هاى مؤمن پنج چيز است: 1 ـ نمازهاى پنجاهگانه (*) 2 ـ زيارت اربعين 3 ـ انگشتر به دست راست كردن 4 ـ بر خاك سجده كردن 5 ـ بسم الله الرحمن الرحيم را بلند گفتن. وسائل الشيعه، ج 10 ص 373 و نيز التهذيب، ج 6 ص 52

حديث سى و سوم: رواق منظر يار

قال رسول الله (ص) :الا و ان الإجابة تحت قبته و الشفاء فى تربته، و الائمة (عليهم السلام) من ولده‏
پيامبر خدا(ص) فرمود: بدانيد كه اجابت دعا، زير گنبد حرم او و شفاء در تربت او، و امامان (عليه السلام) از فرزندان اوست‏ .مستدرك الوسائل، ج 10 ص 335

حديث سى و چهارم: تربت و تربيت‏

قال الصادق (عليه السلام) : حنكوا اولادكم بتربة الحسين (ع) فإنها امان‏
امام صادق (ع) فرمود: كام كودكانتان را با تربت حسين (ع) برداريد چرا كه خاك كربلا فرزندانتان را بيمه مى‏كند .
وسائل الشيعه، ج 10 ص 410

حديث سى و پنجم: بزرگترين دارو

قال ابو عبدالله (عليه السلام): فى طين قبر الحسين (عليه السلام) الشفاء من كل داء و هو الدواء الاكبر
امام صادق (ع) فرمود: شفاى هر دردى در تربت قبر حسين (عليه السلام) است و همان است كه بزرگترين داروست.
كامل الزيارات، ص 275 و وسائل الشيعه، ج 10، ص 410

حديث سى و ششم: تربت و هفت حجاب‏

قال الصادق (عليه السلام) : السجود على تربة الحسين (عليه السلام) يخرق الحجب السبع.
امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت حسين (عليه السلام) حجابهاى هفتگانه را پاره مى‏كند. مصباح التمهجد، ص 511، و بحار الانوار، ج 98، ص 135

حديث سى و هفتم، سجده بر تربت عشق‏

كان الصادق (ع) لا يسجد الا على تربة الحسين (ع) تذللا لله و إسكتانة اليه. رسم حضرت امام صادق (ع) چنين بودكه: جز بر تربت حسين (ع) به خاك ديگرى سجده نمى‏كرد و اين كار را از سر خشوع و خضوع براى خدا مى‏كرد. وسائل الشيعه، ج 3، ص .608

حديث سى و هشتم: تسبيح تربت.

قال الصادق (ع) : السجود على طين قبر الحسين (ع) ينور الى الارض السابعة و من كان معه سبحة من طين قبر الحسين (ع) كتب مسبحا و ان لم يسبح بها...
امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت قبر حسين (ع) تا زمين هفتم را نور باران مى‏كند و كسى كه تسبيحى از خاك مرقد حسين (ع) را با خود داشته باشد، تسبيح گوى حق محسوب مى‏شود، اگر چه با آن تسبيح هم نگويد. من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 268 وسائل الشيعه، ج 3 ص 608

حديث سى و نهم‏:تربت شفا بخش‏

عن موسى بن جعفر (عليه السلام) قال: و لا تأخذوا من تربتى شيئا لتبركوا به فأن كل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسين بن على عليهما السلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشيعتنا و أوليائنا.
حضرت امام كاظم (ع) در ضمن حديثى كه از رحلت خويش خبرى مى‏داد فرمود: چيزى از خاك قبر من برنداريد تا به آن تبرك جوييد چراكه خودرن هر خاكى جز تربت جدم حسين (ع) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت كربلا را براى شيعيان و دوستان ما شفا قرار داده است. جامع الاحاديث الشيعه، ج 12، ص .533

حديث چهلم: يكى از چهار نياز

قال الامام موسى الكاظم (ع) : لا تستغنى شيعتنا عن أربع: خمرة يصلى عليها و خاتم يتختم به و سواك يستاك به و سبحة من طين قبر أبى عبد الله عليه السلام...حضرت امام موسى بن جعفر (عليه السلام) فرمود:
پيروان ما از چهار چيز بى‏نياز نيستند:
1 ـ سجاده‏اى كه بر روى آن نماز خوانده شود. 2 ـ انگشترى كه در انگشت باشد.
3 ـ مسواكى كه با آن دندانها را مسواك كنند. 4 ـ تسبيحى از خاك مرقد
امام حسين (ع) .... تهذيب الاحكام، ج 6، ص 75
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 20:17 توسط کامبیز |

امام صادق عليه السلام فرمودند:
حضرت فاطمه عليها السلام به كسانى كه از شما به زيارت سيدالشهدا عليه السلام روند نظر فرموده و از خداوند منّان براى ايشان هر خير و خوبى را مسئلت مى‏نمايند، مبادا در رفتن به زيارت آن حضرت بى رغبت باشيد چرا كه خيرى كه در زيارت آن حضرت است بيشتر از آن است كه بتوان احصاء و شمارش نمود.
كامل الزيارات باب 27

امام باقر عليه السلام فرمودند:
امر كنيد شيعيان ما را به زيارت قبر حسين ابن على‏عليه السلام چه آنكه زيارت آن حضرت رزق و روزى را زياد و عمر را طولانى كرده و امورى كه بدى و شر را جلب كنند دفع مى‏نمايد.
كامل الزيارات باب 61

امام صادق عليه السلامفرمودند:
كسى كه قبر حسين عليه السلام را زيارت نكند پس از خير كثير محروم مانده و از عمرش يك سال كسر مى‏شود.
كامل الزيارات باب 61 حديث سوّم

امام صادق عليه السلام فرمودند:
رسول اكرم صلى الله عليه وآله خطاب به زوّار امام حسين عليه السلام مى‏فرمايد:
اى مسافرين خدا بشارت باد شما را كه با من در بهشت همراه خواهيد بود.
كامل الزيارات باب 62

امام صادق عليه السلامفرمودند:
پدرم از جدّم نقل كردند كه فرمودند: كسى كه آن حضرت را صرفاً براى خدا و به قصد قربت زيارت كند خداوند متعال از گناهان رهايش نموده و او را همچون نوزادى كه مادر زاييده قرار مى‏دهد.
كامل الزيارات باب 62

امام صادق عليه السلامفرمودند:
زائر امام حسين عليه السلام در روز قيامت صد نفر كه همگى اهل دوزخ بوده و در دنيا از مسرفين بودند را شفاعت مى‏كند.
كامل الزيارات باب 68


امام صادق عليه السلامفرمودند:
كسى كه تسبيح تربت امام حسين عليه السلام را همراه داشته باشد خداوند او را ذاكر و تسبيح كننده محسوب كند، گر چه با آن ذكر نگويد.
به نقل از بحار ج 85


امام صادق عليه السلام فرمودند:
سجده بر تربت حسين عليه السلام حجابهاى هفتگانه را پاره كرده و از بين مى‏برد.
به نقل از مصباح المتهجد

شيخ ديلمى مى‏فرمايد:
امام صادق عليه السلام براى اظهار خشوع و خضوع نزد خداى تعالى بر غير تربت امام حسين عليه السلام سجده نمى‏كرد.
به نقل از ارشادالقلوب


امام صادق عليه السلامفرمودند:
خاك قبر امام حسين عليه السلام شفاى هر دردى است آن تربت بالاترين داروهاست.
به نقل از كامل الزيارات

امام صادق عليه السلام فرمودند:
خاك حرم امام حسين عليه السلام شفاى هر درد و امان از هر ترس است.
به نقل از كامل الزيارات

امام صادق عليه السلام فرمودند:
كام فرزندانتان را به تربت برگيريد كه سبب امنيت و باعث محفوظ ماندن آنهاست.
به نقل از كامل الزيارات

امام رضا عليه السلام فرمودند:
چرا وقتى ميّت را دفن مى‏كنيد و سرش را بر خاك مى‏گذاريد در مقابل صورتش و زير سرش مهرى از خاك ( قبر امام حسين عليه السلام ) نمى‏گذاريد؟
به نقل از وسايل ج 2

مرحوم سيدابن‏طاووس مى‏فرمايد:
روايت شده كه:
"گذاشتن تربت همراه ميّت براى او امان است."
به نقل فلاح‏السائل

خداى تبارك و تعالى ؛ بيست و چهار هزار سال پيش از آن كه زمين كعبه را خلق نمايد، زمين كربلا را آفريد و آن را مقدس و مبارك قرار داد.
نقل از كامل الزيارات

 
+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 18:21 توسط کامبیز |

بسم الله الرحمن الرحیم

ثواب قرائت سوره های قرآن از کتاب تفسیر نور الثقلین

ثواب تلاوت سوره های قرآن:

نام سوره

ثواب های مربوط به دنیا

ثواب های اخروی

 

حمد

شفای امراض (70 مرتبه خواندن)

ثواب تلاوت خواندن همه قرآن

بقره

خواندن 4 آیه اول + آیة الکرسی + 3 آیه آخر: امر ناخوشایندی برای او و مالش رخ نمی دهد، شیطان به او نزدیک نمی شود و قرآن را فراموش نمی کند

خواندن سوره بقره و آل عمران :بر روی سرش در روز قیامت سایه می افکند.

خواندن 4 آیه اول + آیة الکرسی + 3 آیه آخر: شیطان به او نزدیک نمی شود
 

آل عمران

 

خواندن سوره بقره و آل عمران :بر روی سرش در روز قیامت سایه می افکند.
 

النساء

 

خدا از گناهان او درمی گذرد ، از شرک دور می شود ، اجر آزاد کردن یک بنده و صدقه ای است برای تمام در گذشتگان
 

المائده

 

افزایش ده درجه به ازای هر یهودی و یا مسیحی و به همین اندازه از گناهانش کاسته و به حسناتش افزوده می شود. خواندن در هر روز پننجشنبه: ایمانش به ظلم آلوده و مشرک نمی شود .

انعام

فرشته ای از آسمان هفتم فرود می آید که اگر شیطان خواست او را وسوسه کند با پتک به سرش بکوبد.

خواندن 3 آیه اول : خداوند 40000 فرشته برای او قرار می دهد که تا روز قیامت همانند عبادت خودشان را برایش بنویسند.

اعراف

 

بین او و ابلیس حجابی واقع می شود و حضرت آدم (ع) در روز قیامت شفیع اوست.

خواندن در هر ماه: روز قیامت از کسانی است که غم و اندوه ندارند.

خواندن در هر  جمعه: روز قیامت نیاز به حسابرسی ندارد.

توبه و انفال

عرش و ساکنان آن در طول زندگی دنیاییش بر او درود می فرستند.

خواندن توبه و انفال در هر ماه: وارد نشدن نفاق در قلب او، از شیعیان حقیقی علی (ع) خواهد بود، روز قیامت به همراه شیعیان از مواهب بهشت تا پایان حسابرسی مردم بهره می برد، پیامبر (ص) به نفاق نداشتن او شهادت می دهد، به ازای هر زن و مرد منافق 10 حسنه و درجه افزوده و 10 گناه محو می شود.

یونس

 

به تعداد کسانی که یونس (ع) را تصدیق یا تکذیب کردند  و به تعداد کسانی که با فرعون غرق شدند به او اجر داده می شود.

خواندن در هر دو یا سه ماه: از جاهلین نخواهد بود و روز قیامت از مقربین است.

هود

 

روز قیامت از سعادتمندان است و به تعداد هر یک از کسانی که نوح، هود، صالح، شعیب، لوط، ابراهیم و موسی علیهم السلام  را تصدیق یا  تکذیب کرده اند 10 حسنه اجر دارد.

خواندن در هر جمعه: در روز قیامت در دسته پیامبران محشور می شود و خطاهایش در آن روز بر او پوشیده می ماند.

یوسف

 

خواندن در هر روز و شب: روز قیامت با زیبایی یوسف (ع) برانگیخته می شود و از نیکان و برگزیدگان خواهد بود.

رعد

 

روز قیامت از مؤمنین به عهد خداست، به اندازه تمام ابرهایی که آمده و رفته اند و خواهند آمد اجر دارد.

زیاد خواندن: صاعقه به او نمی رسد هر چند مؤمن نباشد، شخص مؤمن بی حساب وارد بهشت می شود و تمام خاندان و برادران دینی خود را که می شناسد شفاعت می کند.

ابراهیم

خواندن سوره حجر و ابراهیم در هر نماز جمعه: : هرگز دچار فقر ، دیوانگی و بلا نمی شود.

به ازای هر شخص که بت ها را پرستیده و نپرستیده اجر دارد.

 

حجر

خواندن سوره حجر و ابراهیم در هر نماز جمعه: فقر ، دیوانگی و بلا  هرگز به او نمی رسد.

به ازای هر یک از مهاجرین ، انصار و مسخره کنندگان پیامبر (ص) اجر دارد

نحل

از نعمتهایی که خداوند در دنیا به او داده است حسابرسی نمی شود. خواندن در هر ماه: در دنیا تاوان نمی پردازد، 70 نوع بلا که کمترینش دیوانگی، جذام و برص است از او دفع می شود

 

منزلگاهش در وسط بهشت (جنت عدن) است.

در صورت مردن در روز یا شبی که این سوره را خوانده: مانند کسی است که با بهترین وصیت مرده است.

اسری

خواندن در هر شب جمعه: از یاران امام زمان (عج) است و تا قبل از مرگ، او را زیارت می کند.

 

کهف

تا 8 روز از هر فتنه ای در امان است. خواندن 10 آیه: از فتنه دجال در امان است.

 

 

داخل بهشت می شود

خواندن در هر شب جمعه: مرگ او شهادت است، به صورت شهید برانگیخته می شود و روز قیامت با شهدا در یک جایگاه قرار می گیرد؛ خواندن در بعد از ظهر یا شب جمعه:

کفاره گناهان مابین دو جمعه است

 

مریم

مداومت بر خواندن این سوره: تا قبل از مرگ آن چه او را در مورد خود و مال و فرزندش بی نیاز می کند به او می رسد

به ازای هر یک از کسانی که زکریا، یحیی، مریم، موسی، عیسی، هارون، ابراهیم، اسحاق، یعقوب و اسماعیل را تصدیق یا تکذیب کردند و نیز به ازای هر یک از کسانی که برای خدا فرزند قائل شدند یا نشدند 10 حسنه اجر دارد.در آخرت از یاران عیسی (ع) است و به اندازه ملک دنیوی سلیمان اجر دارد.

 

طه

 

روز قیامت ثواب مهاجرین و انصار را داراست.

مداومت بر خواندن این سوره: کتابش به دست راستش داده می شود، از اعمالی که در زمان مسلمان بودن انجام داده، سؤال نمی شود و در آخرت به اندازه ای که  راضی شود اجر دریافت می کند.

انبیاء

کسی که به این سوره عشق بورزد و آن را بخواند: در چشم مردم ابهت و عظمت دارد.

آسانی حساب و پیامبرانی که نامشان در قرآن آمده با او مصافحه می کنند.

کسی که این سوره را دوست بدارد و  آن را بخواند: مانند کسی است که با همه پیامبران در بهشت رفیق است.

حج

در هر سه روز یک مرتبه خواندن: قبل از تمام شدن سال به حج می رود و اگر در سفر بمیرد وارد بهشت می شود.

به تعداد کسانی که از ابتدا و در آینده حج و عمره انجام داده اند اجر دارد.

 

المؤمنون

 

زمان فرا رسیدن مرگش ملائکه جانش را آرام می کنند و روز قیامت به روح و ریحان او را بشارت می دهند.

مداومت بر خواندن در هر جمعه :سعادتمند شدن و منزلگاهش در فردوس برین با پیامبران است.

نور

 

به عدد هر یک از مؤمنان قبل و بعد ده حسنه اجر دارد.

مداومت بر خواندن این سوره: حفظ مال و ناموس، پس از مرگ 70000 فرشته تا قبر او را تشییع می کنند در حالی که برایش دعا و استغفار می کنند تا این که در قبر گذارده شود.

فرقان

 

روز قیامت، مؤمن به روز جزا و این که خداوند تمام انسانها را از قبرهایشان بیرون می آورد برانگیخته می شود.

خواندن در هر شب: هرگز عذاب نمی شود، حسابرسی ندارد و جایگاهش فردوس برین است.

شعراء،نمل و قصص

خواندن سوره شعرا، نمل و قصص در شب جمعه: در دنیا سختی نمی کشد

به تعداد هر یک از کسانی که نوح ، هود ، شعیب ، صالح و ابراهیم را تصدیق و یا تکذیب کرده اند و کسانی که عیسی (ع) را تکذیب و محمد (ص) را تصدیق کرده اند اجر دارد. خواندن سوره شعرا، نمل و قصص در شب جمعه: از اولیای خدا می شود، در بهشت به قدری که راضی شود و بالاتر از آن به او می بخشند، در وسط بهشت با پیامبران است و خداوند او را به عقد 100 حورالعین در می آورد.

 

نمل

 

...به ازای هر یک از کسانی که سلیمان ،هود ، شعیب، صالح و ابراهیم را تصدیق یا تکذیب کند 10 اجر دارد و از قبر خارج می شود در حالی که لا اله الا الله می گوید.

قصص

 

به ازای هر یک نفر از تصدیق و تکذیب کنندگان موسی 10 حسنه اجر دارد و روز قیامت تمام موجودات آسمانها و زمین به راستگویی و راست کرداری او شهادت می دهند.

عنکبوت و روم

 

به ازای هر یک از مؤمنین و منافقین 10 حسنه اجر دارد.

خواندن عنکبوت و روم در شب 23 ماه رمضان: از اهل بهشت است.

روم

 

به تعداد هر یک فرشته که در بین آسمان و زمین تسبیح خدا می کنند 10 حسنه اجر دارد و آن شبانه روز برایش برکت دارد.

لقمان

 

روز قیامت لقمان (ع) رفیق اوست و به تعداد کسانی که نیکی یا بدی کرده و می کنند 10 حسنه اجر دارد.

خواندن در شب: ملائکه او را تا صبح از ابلیس و سربازانش  حفظ می کنند.

خواندن در روز: ملائکه او را تا شب از ابلیس و سربازانش حفظ می کنند.

سجده

 

خواندن سجده و ملک: گویا شب قدر را احیا داشته است.

خواندن در هر شب جمعه: کتابش به دست راستش داده می شود، حسابرسی ندارد و از رفقای محمد (ص) و اهل بیت اوست.

احزاب

 

زیاد خواندن: روز قیامت با محمد (ص) و خانواده اوست.

خواندن و یاد دادن آن به خانواده: از عذاب قبر در امان است.

سبأ

 

تمام پیامبران در روز قیامت با او مصافحه کرده و رفیقش خواهند بود.

 

سبأ و فاطر

خواندن سبأ و فاطر در روز: از خیر دنیا و آخرت آن چه گمان ندارد به او می رسد. و در آن روز ناگواری به او نمی رسد.

خواندن سبأ و فاطر در روز: از خیر دنیا و آخرت آن چه گمان ندارد به او می رسد.

خواندن سبأ و فاطر در شب: همواره در شب در حفاظت خداوند است.

خواندن سبأ و فاطر در روز: از خیر دنیا و آخرت آن چه گمان ندارد به او می رسد.

فاطر

 

روز قیامت ملائکه 3 در از درهای جهنم را می گشایند و می گویند از هر کدام می خواهی داخل شو.

صافات

خواندن در هر روز جمعه: از هر آفتی محافظت می شود، هر بلایی در دنیا از او دور می شود، وسیع ترین رزق ممکن به او می رسد، هیچ بدی از ناحیه ابلیس یا شخص جبار به بدن یا مالش نمی رسد

به ازای هر یک از موجودات پنهان و شیاطین 10 حسنه اجر دارد، وسوسه شیاطین از او دور و از شرک برکنار می شود.

خواندن در هر روز جمعه:

اگر در آن روز یا شب بمیرد شهید مرده است و خداوند به صورت شهید او را از قبر خارج می کند و با شهدا وارد بهشت می شود

ص

 

به اندازه تمام کوههایی که خداوند در اختیار داود (ع) گذاشته بود اجر دارد و خداوند به او عصمت از گناهان کوچک و بزرگ را می دهد.

خواندن در شب جمعه: به اندازه ای از خیر دنیا و آخرت که به هیچ کس جز پیامبران و فرشتگان مقرب داده نشده، داده می شود، او و دوستداران او از خانواده اش وارد بهشت می شوند و هر کس را بخواهد شفاعت می کند.

زمر

خداوند امید او را نامید نمی کند

خداوند امید او را نامید نمی کند و پاداش کسانی که از خداوند پروا دارند را دریافت می کند.

خواندن با صدای آرام: شرف دنیا و آخرت، عزت بدون مال و عشیره تا جایی که هر که او را می بیند بزرگی اش را در می یابد، بدنش بر آتش حرام می شود،در بهشت 1000 شهر برایش ساخته می شود که در هر شهر 1000 قصر و در هر قصر 100 حوری است و علاوه بر اینها برای او دو چشمه آب جوشان و دو چشمه سبزسیاه فام جاری است، حوری های سفید پوستی که در سراپرده ها نگاه داشته شده اند و شاخسارهایی برایش آماده شده که از هر میوه دو جفت موجود است.

غافر

خواندن در نماز شب: گردش در باغهای بهشت

روح همه پیامبران، دوستان و مؤمنان بر او درود می فرستند و طلب آمرزش می کنند.

خواندن در هر شب: آمرزش تمام گناهان گذشته و آینده، با تقوا شدن و آخرت نزد او بهتر از دنیا می شود.

خواندن سوره های غافر، فصلت، شوری، زخرف، دخان، جاثیه و احقاف: دهانش خوشبوتر از مشک می شود، خداوند او ، همسایگانش، دوستان، آشنایان و تمام نزدیکانش را مورد رحمت خود قرار می دهد، روز قیامت عرش و کرسی و ملائکه مقرب خدا برایش استغفار می کنند.

 

فصلت

در دنیا به گونه ای دیگران بر او غبطه می خورند.

در قیامت، نوری که چشمش را بنوازد و شادمان خواهد بود. به تعداد هر حرف 10 حسنه اجر دارد.

شوری

 

ملائکه بر او درود می فرستند، استغفار و طلب رحمت می کنند.

مداومت بر خواندن:

روز قیامت در حالی بر انگیخته می شود که صورتش مانند برف سفید و مانند خورشید نورانی است تا این که به محضر خداوند وارد می شود: وارد بهشت می شود با قصری از یاقوت سرخ که ظاهر و باطنش را می بیند، هزار غلام که خداوند در قرآن توصیف نموده برای اوست.

زخرف

 

روز قیامت گفته می شود: امروز حزن و اندوهی ندارید و بی حساب به بهشت در آیید.

مداومت بر خواندن: در قبر از شر موجودات زمینی و فشار قبر در امان است تا این که به محضر خداوند وارد می شود و به امر او وارد بهشت می شود.

دخان

 

مداومت بر خواندن در نمازهای واجب و مستحبی: روز قیامت در دسته درامانان است، زیر عرش خدا سایه می گیرد، حسابش آسان و نامه اش به دست راست داده می شود.

خواندن در شب: صبح می کند در حالی که 70000 فرشته برایش استغفار می کنند.

خواندن در شب جمعه: آمرزیده می شود، خانه ای در بهشت برایش ساخته می شود. خواندن در روز جمعه: خانه ای در بهشت برایش ساخته می شود.

جاثیه

 

هرگز آتش جهنم را نمی بیند و صدای آن را نمی شنود و همراه پیامبر (ص) است، خداوند زشتی هایش را می پوشاند و هنگام حسابرسی ترس او را می برد.

احقاف

خواندن در هر شب یا هر شب جمعه: در زندگی دنیا دچار ترس و وحشت نمی شود

به تعداد هر سنگریزه 10 حسنه و درجه افزوده می شود و 10 گناه محو می شود.

خواندن در هر شب یا هر شب جمعه: و در قیامت نیز از وحشت در امان است.

محمد

در دینش تردید وارد نمی شود، هرگز دچار فقر نمی شود، همواره تا زمان مرگ از کفر و شرک در امان است.

پس از مرگ 1000 فرشته در قبر درود می فرستند و ثواب درودشان مال اوست تا این که به محضر خداوند برسد و در امان خدا و محمد (ص) است. از چشمه های بهشت به دست خداوند سیراب می شود.

فتح

 

مداومت بر خواندن: روز قیامت از بندگان مخلص محسوب می شود و به بندگان شایسته می پیوندد، داخل بهشت می شود و از رحیق مختوم می نوشد.

حجرات

 

به ازای هر کس که پیامبر (ص) را اطاعت یا عصیان کرده 10 حسنه اجر دارد.

خواندن در هر روز یا شب:  از زیارت کنندگان محمد (ص) است.

ق

مداومت بر خواندن در نمازهای واجب و مستحبی: وسعت رزق.

سکرات موت بر او آسان می شود.

مداومت بر خواندن در نمازهای واجب و مستحبی: نامه اش به دست راست داده و حسابش آسان می شود.

ذاریات

خداوند امور زندگی اش را اصلاح می کند، رزقش را وسیع می کند.

به ازای هر باد که در دنیا می وزد 10 حسنه اجر دارد.قبرش را با چراغی که تا روز قیامت روشن است نورانی می کند.

طور

خیر دنیا و آخرت نصیبش می شود.

خیر دنیا و آخرت نصیبش می شود؛ مسلما از عذاب در امان است و داخل بهشت می شود.

نجم

مداومت بر خواندن در هر روز یا هر شب: مردم او را می ستایند و دوستش می دارند.

به ازای هر کسی که محمد (ص) را تصدیق یا تکذیب کرده است 10 حسنه اجر دارد.

مداومت بر خواندن در هر روز یا هر شب: آمرزیده می شود.

قمر

 

خداوند او را از قبر با احترام و تکریم به بهشت می برد.

خواندن در هر شب: در حالی برانگیخته می شود که صورتش مانند ماه شب چهارده است.

الرحمن

خداوند به ضعفش رحم می کند و شکر نعمت ها را به جای می آورد

اگر پس از آیه «فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ» بگوید: لا بشي‏ء من آلائك رب أكذب: فرشته ای از شب تا به صبح یا از صیح تا به شب او را حفظ می کند. اگر در آن شب یا روز بمیرد شهید مرده است.

مداومت بر خواندن: روز قیامت شفاعت هر کس که بخواهد را می کند.

 

واقعه

خواندن در هر شب: هرگز دچار فقر نمی شود.

 

خواندن در هر شب جمعه:

خداوند او را دوست می دارد و محبت او را در دل مردم می اندازد. هرگز در دنیا دچار فقر، آفت و سختی نمی شود.

در دسته غافلین نوشته نمی شود.

خواندن در هر شب جمعه: از رفقای علی (ع) خواهد بود.

خواندن قبل از خواب: هنگام  دیدار پروردگار، صورتش مانند ماه شب چهارده خواهد بود.

حدید

خواندن حدید و مجادله در نمازهای واجب: خداوند او را تا زمان مرگ عذاب نمی کند، در مورد خود و خانواده اش بدی نمی بیند و از نظر بدن و جسم محتاج کسی نمی شود.

در دسته مؤمنان به خدا و رسول (ص) نوشته می شود.

 

اسری، حدید، حشر، صف، جمعه، تغابن و اعلی (مسبحات)

خواندن سوره های اسری، حدید، حشر، صف، جمعه، تغابن و اعلی (مسبحات) قبل از خواب : تا قبل از مرگ امام زمان (عج) را می بیند و پس از مرگ در جوار پیامبر (ص) است.

خواندن سوره های اسری، حدید، حشر، صف، جمعه، تغابن و اعلی (مسبحات) قبل از خواب : تا قبل از مرگ امام زمان (عج) را می بیند و پس از مرگ در جوار پیامبر (ص) است.

مجادله

 

روز قیامت در دسته حزب الله نوشته می شود.

حشر

بهشت، جهنم، عرش، کرسی، آسمانها و زمینهای هفتگانه، هوا، باد، پرندگان، درختان، کوهها، خورشید، ماه و ملائکه بر او درود می فرستند و برایش طلب استغفار می کنند. خواندن در شب: فرشته ای مامور می شود تا صبح از خانه اش محافظت کند.

اگر در آن روز یا شب بمیرد، شهید مرده است.

ممتحنه

خواندن در نمازهای واجب و مستحبی: خداوند در آزمون ایمان او را پیروز می کند، چشمش نورانی می شود، هرگز دچار فقر نمی شود و او و فرزندانش دچار دیوانگی نمی شوند.

زن و مرد مؤمن در روز قیامت از او شفاعت می کنند.

صف

عیسی (ع) بر او تا زمانی که در دنیاست درود می فرستد و طلب استغفار می کند

عیسی (ع) روز قیامت رفیق اوست. مداومت در نمازهای واجب و مستحبی: در دسته ای همراه ملائکه و پیامبران قرار می گیرد.

 

جمعه و منافقین

 

خواندن جمعه و اعلی در شب جمعه و خواندن جمعه و منافقین در نماز ظهر جمعه: عمل کردن طبق عمل پیامبر (ص) و ورود به بهشت.

 

منافقین

 

برکناری از نفاق

تغابن

دچار مرگ ناگهانی نمی شود.

 

خواندن در نماز واجب: روز قیامت شفیع و شاهد عادلی برایش خواهد بود و با اوست تا این که وارد بهشت شود.

طلاق

توفیق توبه نصوح پیدا می کند.

خواندن طلاق و تحریم در نماز واجب: روز قیامت اندوهگین نیست و به جهنم نمی رود .

مداومت بر خواندن این دو سوره: وارد بهشت می شود.

ملک

خواندن قبل از خواب: تا صبح در امان خداست

ثواب زنده نگاهداشتن شب قدر.

خواندن قبل از خواب: روز قیامت در امان خداست تا وارد بهشت شود.

 

قلم

خواندن در نمازهای واجب یا مستحبی: هرگز دچار فقر و فشار قبر نمی شود .

دریافت ثواب کسانی که اخلاقشان نیکوست.

 

الحاقه

 

آسانی حساب

مداومت بر خواندن در نمازهای واجب و مستحبی: نشانه ایمان به خدا و رسول (ص) است و با ایمان خداوند را ملاقات می کند.

معارج

 

دریافت ثواب کسانی که امانتها و عهدشان را رعایت می کنند و بر نمازهایشان محافظت می کنند.

مداومت بر خواندن: روز قیامت از گناهانش سؤال نمی شود و با محمد (ص) در بهشت سکونت می کند.

نوح

 

از کسانی است که دعوت نوح را پذیرفته است.

مداومت بر خواندن در نمازهای واجب یا مستحبی: روز قیامت در خانه های نیکان سکونت می گزیند، 4 بهشت به او داده می شود، 200 حورالعین باکره و 4000 حورالعین ثیب به ازدواج او در می آیند.

جن

مداومت بر خواندن: از چشم زخم و حیله و نفوس بد جنیان و دیگر موجودات پنهانی در امان است

به ازای هر جن و شیطانی که پیامبر (ص) را تصدیق یا تکذیب کردند ثواب آزاد کردن یک بنده داده می شود.

مداومت بر خواندن: همنشین محمد (ص) خواهد بود.

مزمل

سختی دنیا و آخرت نخواهد داشت.

خواندن در آخر شب: زندگی و مرگ طیب و پاک نصیبش می شود.

خواندن در آخر شب: : شب و روز و این سوره شاهد او خواهند بود.

مدثر

خواندن در نمازهای واجب: در دنیا بدبختی نمی بیند.

به تعداد هر یک از تصدیق و تکذیب کنندگان محمد(ص) 10 حسنه اجر دارد.

خواندن در نمازهای واجب: با پیامبر (ص) و در درجه او همنشین می شود

قیامت

 

پیامبر (ص) و جبرئیل شهادت می دهند که او به روز قیامت ایمان داشته است و چهره اش در بین چهره دیگران درخشان است.

مداومت بر خواندن و عمل به این سوره: به همراه پیامبر (ص) از قبرش برانگیخته می شود در حالی که زیباترین صورت را دارد و خندان است تا این که از صراط و میزان می گذرد.

دهر

 

پاداشش بهشت و لباسهای نیکوست.

خواندن در هر صبح پنج شنبه: ازدواج کردن با 800 حوری باکره و 4000 حوری ثیب و روز قیامت با پیامبر (ص) خواهد بود.

مرسلات

 

خداوند او را با پیامبر (ص) آشنا می کند و در دسته مشرکین نوشته نمی شود.

نبأ

به شرط مداومت یک سال: زیارت خانه خدا

هر روز

خوردن نوشیدنی گوارا در روز قیامت

نازعات

 

آسانی حساب ، داخل بهشت شدن و بر انگیخته شدن در حالی که خداشناس است.

عبس

 

در روز قیامت خنده رو است

 

عبس و تکویر

 

خواندن عبس و تکویر: روز قیامت در سایه لطف و کرامت و بهشت خداوند است.

تکویر

 

هنگام برانگیخته شدن و گشوده شدن نامه اعمال، رسوا نمی شود.

انفطار

 

به تعداد  هر قبر و هر قطره آب حسنه دارد، و خداوند در روز قیامت امر او را اصلاح می کند.

 

انفطار و انشقاق

 

مداومت بر خواندن انفطار و انشقاق در نمازهای واجب و مستحبی: خدا بین او خودش حجابی قرار نمی دهد و همواره خداوند به او در روز قیامت نگاه می کند و او نیز به خداوند نگاه می کند تا زمانی که حسابرسی تمام شود.

مطففین

 

از رحیق مختوم می نوشد.

خواندن در نماز واجب: روز قیمت از آتش در امان است ، آن را نمی بیند و از پل جهنم عبور نمی کند و از او حسابرسی نمی شود.

انشقاق

 

نامه عملش موجب رسواییش نمی شود.

بروج

 

به ازای هر روز جمعه و روز عرفه ای که در دنیا بوده است 10 حسنه اجر دارد.

روز قیامت با پیامبران خواهد بود.

طارق

 

به ازای هر ستارهای که در آسمان است 10 حسنه اجر دارد.

خواندن در نمازهای واجب: روز قیامت از مقام و منزلت برخوردار است و رفقای پیامبران و یارانشان در بهشت است.

اعلی

 

به ازای هر حرفی که خداوند به ابراهیم (ع)، موسی(ع) و محمد (ص) نازل کرد 10 حسنه اجر دارد.

خواندن در نمازهای واجب یا مستحبی: روز قیامت به او گفته می شود: از هر دری که می خواهی وارد بهشت شو.

غاشیه

مداومت بر خواندن در نمازهای واجب یا مستحبی: خداوند او را غرق رحمت خود در دنیا و آخرت می کند.

آسانی حساب

مداومت بر خواندن در نمازهای واجب یا مستحبی: خداوند او را غرق رحمت خود در دنیا و آخرت می کند و روز قیامت از عذاب جهنم در امان است.

فجر

 

در روز قیامت نوری خواهد داشت.

مداومت بر خواندن در نمازهای واجب و مستحبی: روز قیامت با امام حسین (ع) و در درجه او خواهد بود.

خواندن در شبهای دهگانه (دهه اول ذیحجه): آمرزش گناهان.

بلد

مداومت بر خواندن در نماز واجب: در دنیا به عنوان فردی نیکوکار شناخته می شود.

روز قیامت دچار غضب خدا نمی شود بلکه مشمول رحمت او می شود.

مداومت بر خواندن در نماز واجب: در آخرت نزد خدا مقام و منزلت دارد و رفیق پیامبران، شهدا و نیکوکاران است.

شمس

 

گویا تمام چیزهایی که خورشید و ماه بر آن می تابد را صدقه داده است.

زیاد خواندن در شب یا روز: تمام چیزهایی که نزدش حاضرند به نفع او شهادت می دهند، خداوند نیز آن را قبول می کند و می گوید او را  به بهشت برید و هر جایی را که خواست به او بدهید تا گوارای وجودش باشد.

ضحی

گویا در حالی که اندوهناک است پیامبر را ملاقات کرده و ایشان غم او را زدوده اند.

به تعداد هر یک ار افراد یتیم و سائل: 10 حسنه اجر دارد. خداوند از او راضی است و پیامبر (ص) از او شفاعت می کند.

تین

تا زمانی که در دنیاست عافیت دارد.

در آخرت به تعداد روزه دارانی که این سوره را خواندند اجر دارد.

خواندن در نمازهای واجب و مستحبی: به اندازه ای که راضی شود از بهشت به او عطا می شود.

علق

 

ثواب قرائت تمام قرآن و اگر در آن روز بمیرد درجه و مقام شهید دارد و مانند کسی است که به همراه پیامبر (ص)  با شمشیرش دشمنان را نابود کرده است.

قدر

 

اجر کسی که ماه رمضان را روزه گرفته و شب قدر را زنده نگاه داشته است.

خواندن این سوره به گونه ای که اگر کسی آنجا باشد صدایش را بشنود: به سان کسی است که در راه خدا شمشیر زده است.

خواندن آهسته: مانند کسی است که در راه خدا در خون خود غلطیده است.

خواندن 10 مرتبه: خداوند 1000 گناه او را محو می کند.

خواندن 7 مرتبه بر سر قبر میت در حالی که دستش را بر روی قبر گذارده باشد: از واهمه بزرگ روز قیامت در امان است.

بینه

 

آسانی حساب، برکناری از شرک و با ایمان برانگیخته شدن. روز قیامت با بهترین موجودات همنشین است.

زلزال

مداومت بر خواندن در نمازهای مستحبی: نمردن بر اثر زلزله. دچار صاعقه و آفات دنیوی نمی شود.

گویا سوره بقره را خوانده است و اجر خواندن یک چهارم قرآن به او داده می شود.

مداومت بر خواندن در نمازهای مستحبی: داخل بهشت می شود و خداوند به او می فرماید هر جا خواستی سکونت گزین.

 

عادیات

 

به تعداد کسانی که در مشعر الحرام بیتوته می کنند 10 حسنه اجر دارد.

مداومت بر خواندن: رفاقت و همنشینی با علی علیه السلام.

قارعه

 

مداومت بر خواندن:

از فتنه دجال و عذاب جهنم در امان است.

تکاثر

خواندن در وقت خواب:

در امان ماندن از عذاب و فشار قبر

خواندن در نمازهای واجب: اجر 100شهید دارد و 40 صف از فرشتگان با او به نماز می ایستند.

خواندن در نمازهای مستحبی: اجر 50 شهید دارد.

 

عصر

 

خواندن در نمازهای مستحبی: خندان و گشاده رو برانگیخته و داخل بهشت می شود.

همزه

 

خواندن در نمازهای واجب:

فقر از او دور و رزقش زیاد می شود و مرگ بد نخواهد داشت.

فیل

 

خواندن در نمازهای واجب:

روز قیامت تمام کوه و دریاها شهادت می دهند که او از نمازگزاران بوده است. خدا شهادتشان را می پذیرد و او و عملش را دوست می دارد و بدون حساب وارد بهشت می شود.

ایلاف

 

زیاد خواندن: با تکریم وارد بهشت شده و بر سر سفره های نور می نشیند.

ماعون

 

خواندن در نمازهای واجب و مستحبی:

خداوند نماز و روزه اش را قبول کرده، و از این دو از او سؤال نخواهد کرد.

کوثر

 

خواندن در نمازهای واجب و مستحبی:

از کوثر می نوشد و با پیامبر اکرم (ص) در طوبی هم صحبت می شود.

کافرون

از شرک برکنار می شود و وسوسه های شیاطین از او دور می شود.

از واهمه بزرگ قیامت در امان است. ثواب خواندن یک چهارم قرآن را دارد.

خواندن توحید و کافرون در نماز واجب: 

او و والدین و ذریه اش بخشیده و در زمره سعادتمندان ثبت می شود، خداوند او را می میراند و برمی انگیزاند در حالی که شهید است. 

نصر

خواندن در نمازهای واجب و مستحبی: در دنیا اسباب خیری که فکرش را هم نمی کرد خدا نصیبش می کند.

 

خواندن در نمازهای واجب و مستحبی:

پیروزی بر تمام دشمنان، هنگامی که خدا او را از قبر خارج می کند نامه ای به او می دهند که امان از پل و آتش جهنم است و به هر چیزی می رسد به او مژده ای می دهد تا وارد بهشت می شود.

 

لهب

 

با ابولهب همنشین نمی شود.

اخلاص

 

به تعداد کسانی که به خدا و رسول و ملائکه و کتابهای آسمانی و روز قیامت ایمان آورده اند 10 حسنه اجر دارد.

ثواب خواندن یک سوم قرآن

فلق و ناس

 

خواندن فلق و ناس در نماز وتر : بشارت به قبولی نمازش داده می شود.

ثواب قرائت تمام کتابهای پیامبران.

ناس

 

شفا و در  امان ماندن از غصه ها.

+ نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت 18:42 توسط کامبیز |

پند هایی از ائمه

دوست خوب

امام صادق (ع) فرمودند : دوست خوب کسی است که :

الف - در ضاهر و باطن تو را دوست بدارد .

ب - آبروی تو را آبروی خود بداند .

ج - با دست یافتن به مال و مقام روش خود را تغییر ندهد .

د - در ضمینه رفاقت از آنچه در اختیار دارد مضائقه نکند .

ه - تو را در سختی ها تنها نگذارد .

پندهای حضرت محمد (ص)

مردی خدمت رسول اکرم (ص) رسید . عرض کرد : یا رسول الله !

بر من عملی بیاموز که خدا مرا دوست داشته باشد و مردم نیز مرا

دوست داشته باشند و مال من زیاد گردد و بدن من سالم گردد و عمر

بر من طولانی شود و با شما در قیامت محشور گردم .

پیامبر (ص) در جواب فرمودند : این شش خصلت است و احتیاج

به شش خصلت نیز دارد .

1-هر گاه بخواهی خداوند تو را دوست بدارد ، از غیر او پروا کن

و تقوا پیشه کن .

2- هر گاه بخواهی مردم تو را دوست بدارند ، به آنان نیکی کن و

چشم طمع به دارایی انان نداشته باش .

3- هر گاه بخواهی خداوند ثروتت را افزون کند ، مالت را پاک

گردان (واجبات مالی خود را ادا کن )

4- هر گاه بخواهی خداوند بدنت را سالم بگرداند ، بسیار صدقه بده .

5- هر گاه خداوند عمرت را طولانی کند ، صله رحم کن .

6- هر گاه بخواهی خداوند تو را با من محشور کند ، سجده هایت را

طولانی کن .

پرهیز از دوستی سه دسته !

امام صادق (ع) فرمود :

از دوستی سه کس بپرهیز : خیانت پیشه،ستمکار و سخن چین

زیرا کسی که به دیگری خیانت کرد ، روز دیگر نیز به تو خیانت

خواهد نمود؛و ان کس که به دیگری ستمی کرد ، روز آینده به تو

ستم خواهد نمود؛و کسی که نزد تو سخن چینی کرد ، به زیان

تو نیز سخن چینی خواهد کرد .

+ نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت 17:56 توسط کامبیز |

امام صادق (ع) :

 سنگهای زیربنای اسلام سه چیز است :

 نماز ، زکات و ولایت که هیچ یک از آنها

بدون دیگری درست نمیشود. 

 اصول کافی جلد 2 صفحه 18

+ نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت 17:52 توسط کامبیز |