... مفضلبن عمر از امام صادقعليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: روزى اميرالمؤمنينعليه السلام در بالاى منبر مسجد كوفه فرمودند: ...اى مردم! بدانيد زمين هرگز از حجت خدا (امام معصوم) خالى نخواهد ماند. اما خداوند متعال به زودى مردم را به خاطر ظلم و ستم و همينطور اسرافى كه درحق خودشان انجام مىدهند از ديدن حجت الهى محروم خواهد كرد. [يعنى مردم به جهت اعمال خودشان در آينده از ديدن امام معصوم محروم خواهند شد]
منبع:فضایل و سیره چهارده معصوم در اثار علامه حسن زاده آملی
به نام خدا
روزی رسول خدا ( ص ) از مسجد خارج شد و شیطان را دید که کنار درب مسجد ایستاده است. حضرت به او فرمود: چرا در اینجا ایستاده ای؟ شیطان گفت: خدا مرا آورده است! حضرت فرمود: برای چه؟ جواب داد: برای اینکه هر چه بخواهی از من بپرسی و من نیز از روی صدق و راستی جواب دهم . حضرت فرمد : چرا امتم را از نماز جماعت منع می کنی؟
شیطان گفت: هر گاه امت تو به قصد نماز جماعت از خانه بیرون می روند، تب شدیدی بر من عارض می شود و آن تب بر طرف نمی شود تا هنگامی که نمازگزاران از هم جدا شوند!
حضرت پرسید : چرا امتم را از دعا و طلب علم منع می کنی؟
شیطان جواب داد: به این سبب که وقتی آنان در طلب علم می روند یا دعا می کنند، حالت کری و کوری به من دست می دهد تا زمانی که دست از دعا بر دارند.
حضرت فرمود: چرا آنان را از خواندن قرآن منع می کنی ؟
جواب داد: چون وقتی آنان قرآن می خوانند ، من همانند سرب آب می شوم!
پیامبر فرمود : چرا امتم را از جهاد منع می کنی ؟
شیطان گفت: زمانی که آنان برای جهاد از خانه خارج می شوند، بندی برپاهایم می بندند تا وقتی که آنان از جهاد برگردند. وقتی که آنان به قصد چج از خانه خارج شوند، مرا در غفل و زنجیر می کنند تا وقتی که حج تمام شود و هرگاه قصد صدقه دارند، اره بر سرم می گذارند و مرا مانند چوب اره می کنند
آسمان بازگشتند تا بشارت ولادت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را به ملائکه برسانند.
جبرئیل و میکائیل* دو ملک متقرب خداوند به صورت دو جوان وارد خانه آمنه شدند. در دست
جبرئیل ظرف بزرگی از طلا و با میکائیل آبریزی از عقیق سرخ بود پس جبرئیل بدن حضرت
محمد صلیاللهعلیهوآلهوسلم را شست و شو می داد و میکائیل بر آن آب می ریخت پس از
پایان شستشو در چشمان کودک سرمه کشیدند و بر سر او ماده ای ساخته شده از مشک و عنبر و کافور قرار دادند.
پس ملائکه هفت آسمان به دیدار حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) آمدند و گروه گروه بر او سلام کردند.
· میکائیل یکی از چهار فرشته مقرب خداست که مأمور روزی رساندن به مخلوقات است .
منابع:
· بحارالانوار، ج15، ص 288 --- الفضائل
امام صادق علیه السلام معجزاتی را که هنگام ولادت پیامبر اکرم آشکار شد، چنین بر میشمارد:
1- ابلیس از ورود به آسمان های هفتگانه محروم شد.
2- شیاطین دور شدند.
3- تمامی بت ها در بتکده به صورت بر زمین افتادند.
4- ایوان کسری شکست و چهارده کنگرهی آن سقوط کرد.
5- آب دریاچه ساوه خشک شد.
6- سرزمین خشک سماوه، آب پیدا کرد.
7- آتشکده فارس پس از هزار سال خاموش شد.
8- نوری از سرزمین حجاز بر آمد تا به مشرق رسید.
9- کاهنان عرب علوم خود را فراموش کردند.
10- سحر ساحران باطل شد.
استحیائیل ــ یکی از فرشتگان بزرگ خدا ــ در شب تولد حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم بر کوه ابوقبیس ایستاد و با صدایی بلند گفت:« ای مردم مکه! به خدا و فرستاده او و نوری که با او فرو فرستادهایم ایمان بیاورید.»
منابع:
· بحارالانوار، ج15، ص257 --- امالی صدوق
پس از به دنیا آمدن حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم، شبانگاهان نور از سیمای او
ساطع شد. این نور چنان در فضا گسترده شد که خانهی همهی مکّیان را روشن کرد.
عبدالمطلب میگوید: پس از زایمان آمنه، به دیدار او و فرزندش رفتم. سیمای محمد همانند ماه تمام، میدرخشید.
منابع:
· بحارالانوار، ج15، ص289 ---الفضائل
· همان ص290 --- الفضائل
امام صادق علیه السلام ماجرای ولادت پیامبر اکرم را از زبان آمنه چنین نقل میفرماید:
به خدا سوگند، فرزندم با دستان خود بر زمین فرود آمد. آنگاه سر به سوی آسمان بلند کرد و
به آن نگریست. نوری از من ساطع شده بود که همه چیز در پرتوش نورانی بود. شنیدم که
منادی صدا زد: « تو بزرگترین مرد جهان را به دنیا آوردی.»
و نیز نقل کرده اند:
آمنه صدایی شنید که می گفت: « تو باردار بزرگ این امت هستی. پس وقتی فرزندت متولد
میشود بگو: « اعیذه بالواحد شرّ کل حاسد » ( او را از گزند همهی حسودها به خدای یگانه
میسپارم ) سپس او را محمد نام بگذار.»
منابع:
· بحارالانوار، ح15، ص258
· سیرةالنبویه، ج1، ص166
· الکامل، ج1، ص294
· بحارالانوار، ج15، ص261 --- احتجاج
· بحارالانوار، ج15، ص297، ح35 --- العدد
آمنه در اتاقی تنها، بر مرگ همسر خود، عبدالله، میگریست که ناگهان درد زایمان او را فرا
گرفت. خواست از اتاق خارج شود ولی در باز نشد. برگشت و در حالیکه درد می کشید بر
تنهایی خویش گریست. ناگاه دید که سقف خانه گشوده شد و چهار حوری بهشتی از آن فرود
آمدند. صورتهای آنان چنان نورانی بود که خانه از پرتو آنان روشن شد.
آنها به آمنه گفتند:« نترس، و از چیزی بیمناک نباش. ما آمدهایم در زایمانت کمک کنیم.» سپس در چهار طرفش نشستند.
چشمان آمنه آرام به خواب رفت و وقتی چشم گشود که حضرت محمد صلی الله علیه و آله
را در کنار خویش دید، در حالی که پیشانی بر زمین نهاده بود، سجده میکرد، انگشت اشاره خود را به آسمان بلند کرده بود و اشاره به وحدانیت خداوند (لا اله الا الله) میفرمود.»
· منابع: بحارالانوار، ج15، ص287 --- الفضائل
خداوند در شب تولد حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم به جبرئیل امر فرمود چهار
پرچم بهشتی به زمین فرود آورد. جبرئیل پرچم اول را که پرچمی سبز بود و بر آن با خطی
سفید نوشته شده بود « لا اله الا الله، محمد رسول الله »، بر کوه قاف نهاد و پرچم دیگر را بر
کوه ابوقبیس. این پرچم دو شعبه داشت که بر یکی نگاشته بود:« گواهی بر وحدانیت خداوند » ( شهادة ان لا اله الا الله ) و بر شعبه دیگرش « دینی جز دین محمد بن عبدالله نیست.» ( لا دین الا دین محمد بن عبدالله )
پرچم سوم را بر بام مسجد الحرام نصب کرد که بر یک تکه آن نوشته بود:« خوشا آنان که بر
خدا و محمد صلی الله علیه و آله وسلم ایمان آوردند.» ( طوبی لمن آمن بالله و بمحمد ) و بر
دیگری نوشته بود:« وای بر آنان که به محمد صلی الله علیه و آله وسلم نگروند و یک حرف از
آنچه را که از نزد خداوند آورده است رد کنند.» ( ویل لمن کفر به ورد علبه حرفاً مما یاتی به
من عند ربه ) و پرچم چهارم را بر ضریح بیت المقدس نهاد که بر آن به خط سیاه در سطر اول
نوشته بود:« پیروز، جز خدا نیست.» ( لا غالب الا الله ) و در سطر دوم:« نصرت و یاری تنها
برای خدا و محمد صلی الله علیه و آله وسلم است.» ( النصرلله و لمحمد صلی الله علیه و آله وسلم )
منابع:
· بحارالانوار، ج15، ص289 --- الفضائل
حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند :
« روزی من و پدرم به مسجد رفتیم و میان قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله و منبرش، به عده ای از اصحاب او برخورد کردیم. به آنان نزدیک شدیم، پدرم به آنها سلام کرد و فرمود: به خدا قسم! بو و جان های شما را دوست دارم. پس با پرهیزگاری و جهاد با نفس به این محبت و رابطه کمک کنید و بدانید که ولایت و دوستی ما جز با دوری از گناه و پرهیزگاری و تلاش در راه حق، به دست نمی آید. هر کس از عده ای پیروی کند، باید مانند آنها رفتار نماید. شما شیعه و حزب و یاران خدا هستید، پیشی گیرندگان اول و آخرید، در دنیا برای محبت ما و در آخرت برای وارد شدن به بهشت، سبقت گیرنده هستید.
بهشت را به ضمانت خدا و رسولش برای شما ضمانت کردم، شما و زنانتان پاک هستید. هر زن مؤمنی حوری است و هر مرد مؤمنی راستگو و صدیق است.
امیرالمؤمنین علیه السلام، بارها به غلامش قنبر فرمود : بر شما بشارت و مژده باد، خوش حال باشید که به خدا قسم! رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا در گذشت، در حالی که بر تمامی امّتش، جز شیعیان خشمناک و غضبناک بود.
بدانید! برای هر چیز شرفی است و شرف دین شیعه است.
بدانید! برای هر چیز آقایی و سروری است و سَرور مجالس، جایگاه شیعیان می باشد.
بدانید! برای هر چیز رهبری است و رهبر زمین ها، آن زمینی است که شیعه در آن ساکن باشد.
بدانید! برای هر چیز تمایلی است و تمایل به دنیا، خانه ای است که شیعه ی ما در آن ساکن باشد.
به خدا قسم! اگر کسی از شما بر روی زمین نبود، مخالفین شما ابداً از خوبی بهره ای نمی بردند؛ آنان در آخرت نصیبی ندارند. هر کس که دشمن ما و شما باشد، اگر در عبادت و انجام اعمال نیک پر تلاش باشند، مشمول این آیه {عاملة الناصبة تصلی ناراً حامیة} (کسانی که پیوسته عمل می کنند و خسته می شوند و در آتش سوزان وارد می گردند.) است.
اگر کسی از مخالفان برای شما دعا کند، دعای او درباره ی شما به استجابت خواهد رسید و اگر کسی از شما، حاجتی بخواهد و یا دعایی کند، صد برابر برای آن خواهد بود.
اگر کسی از شما، کار نیکی کند، زیادی جزای آن را نمی توان شمرد و اگر کسی از شما، کار بدی کند، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، از تبعات و آثار آن، جلو گیری می کند.
به خدا سوگند! روزه دار شما در باغ های بهشت قدم بر می دارد و ملائکه او را به پیروزی و رستگاری مژده می دهند، تا افطار کند. حج کننده و عمره گزارنده ی شما از خواص درگاه حق به حساب می آید و یقینا همگی شما از اهل دعوت و ولایت خدا هستید و ترس و اندوهی بر شما نمی باشد، تمام شما در بهشت هستید، پس در انجام کار های نیک از یکدیگر سبقت بگیرید.
به خدا قسم! پس از ما، کسی به پروردگار عالم، نزدیک تر از شما نیست. چقدر خداوند به شما نیکی کرده است، اگر چنین نبود، در کارها عاجز و ناتوان می شدید و دشمنانتان شما را سرزنش می کردند و مردم این را امری بزرگ می پنداشتند. فرشتگان با شما رو به رو می شدند و سلام می کردند.
امیرالمؤمنین علیه السلام، فرمود : دوستان ما در حالی از قبر هایشان بر انگیخته می شوند که همه ی مردم ترسان و ناراحتند، و آنان ترس و ناراحتی ای ندارند.» (فضائل الشیعه، حدیث هشتم)