تبليغاتX
مطالب جالب از قرآن و کتابهای اسلامی

 مضرات ریش تراشی
 در این مقاله با مضرات تراشیدن ریش از نظر دینی و علمی آشنا خواهید شد.
 در این مقاله ما سعی بر این کرده ایم تا مضرات ریش تراشی را از نظر دینی و علمی ثابت کنیم.
تراشیدن ریش از نظر دین اسلام جایز نمیباشد و مقدار مجاز تا حدی میباشد که وقتی عرف مردم به صورت نگاه میکنند بگویند فلان شخص ریش دارد و در تراشیدن ریش فرقی بین تراشیدن ریش با ماشین یا تیغ نیست.
دکتر ((فینکور جرج)) میگوید : برای ریش منافع بسیاری است مانند نگه داری دهان، مانع شدن از رطوبت اضافی دهان، سلامتی دندان و غده های لعابی.
نویسنده کتاب تراش ریش از نظر بهداشت مینویسد : تغییر قیافه و رنگ، پیدایش بعضی از امراض دهان و گلو، چایشهای صورت و گلو، جوشهای مخصوصی که در اطراف گلو پیدا میشود، گاهی درد دندانهای بسیار سخت و ناگوار و بعضی از زکام ها، طبق کشفیات علم روز بسیاری از اوقات در اثر تزاشیدن ریش پیدا میشود.
نویسنده کتاب تاریخ آمریکا ((سجعان ماریونی)) در کتابش راجع به منافع موی ریش و زیان تراش آن نوشته است که بعضی از مردم ریش داشتن را نمی پسندند و غافلند که داشتن ریش نافعتر است مخصوصا پزشک حاذق مشهور ویکتور ژورژ عقیده اش این است که ریش فوائد بسیاری دارد و مسلم است که ریش داشتن دهان را از دردهای چندی که متوجه دهان و اطراف آن است محافظت می نماید و هم از رطوبات زائدی که متوجه به جوانب دهان است جلوگیری میکند و پزشکان دیگر هم نقل کرده اند وقتی در فصل زمستان ریش تمام کارکنان راه آهن را تراشیدند پس از تراشیدن، اغلب آنها مبتلا به درد و آماس و ورمهای سختی شدند مخصوصا در غده هایی که چشمه های لعابی گلو و دهان است این دردها پدید می آید و نیز گفته اند که پزشک دیگری کسانی را که مبتلا به درد زکام شده بودند با امر کردن به گذاشتن ریش بیماری آنها را درمان کرد و لذا همه از شر این بیماری خلاص شدند.
یکی دیگر از منافع ریش که پزشکان به آن اعتراف کرده اند این است که در طولانی مدت پوست کسانی که ریش خود را نمیتراشند شاداب تر و سالم تر میماند چرا که امروزه ثابت شده است که موها دارای روزنه بسیار ریزی میباشند که هوا از آنها رد و بدل میشود و اکسیژن را به زیر پوست میرسانند و به همین جهت پوست کسانی که ریش میگذارند شاداب تر میماند و در طولانی مدت شاداب تر میماند.
تشکیل انجمنهایی در دنیا در جهت منافع ریش
منافع ریش و زیانهای ریش تراشی برای بسیاری از اطبا پوشیده نیست به گونه ای که هر سال از گوشه و کنار دنیا مقالاتی در این رابطه منتشر میشود از جمله در سال 1911 میلادی به علت شیوع ریش تراشی در کشورهای خارجی و کل دنیا و به دلیل کشف مضرات ریش تراشی عده ای از اطبا و دانشمندان اروپا انجمنی برای مبارزه ریش تراشی در انگلستان تشکیل داده و برای حفظ بهداشت عمومی و جلوگیری از این عمل نشریاتی منتشر نمودند. 

علت گذاشتن ريش و حرمت تراشيدن آن :
- دستور خداوند حکيم

رسول خدا (ص) نامه هايي براي پادشاهان کشورها از جمله ((خسرو پرويز )) شاه ايران براي پذيرش اسلام فرستاد. شاه مغرور و فاسد نامه پيامبر (ص) را پاره کرد و دستور دستگيري آن حضرت را صادر کرد . ماموارن شاه ايران در حالي به محضر مبارک آن حضرت مشرف شدند که ريش خود را تراشيده و از سبيل هاي بلند برخوردار بودند .
رسول گرامي اسلام (ص) تا نگاه به آنها نمود ناراحت شدند و فرمودند : واي بر شما !
چه کسي به شما گفته ريش خود را بتراشيد و سبيل خود را بلند نگه داريد . آنها گفتند :
پادشاه ايران دستور داده است .
رسول خدا (ص) فرمود :
(( وَ لکن رَبّي اَ مَرَني باعفاء لـِحيَتي وَ قَصِّ شارِبي ))
اما پروردگار من دستور به گذاشتن ريش و کوتاه کردن سبيل ها داده است .
((بحار الانوار ، ج20 ،ص 389 )

2- تشبيه به مجوسيان و يهوديان
از روايات استفاده مي شود که يهوديان و مجوسيان بر خلاف دستور خداوند و پيامبران (ع)
ريش خود را مي تراشيدند . اسلام براي حفظ هويت فرهنگي ، به مسلمانان دستور داد ضمن
عمل به احکام اسلام ، ظاهر خود را شبيه بيگانگان نکنند. زيرا اگر ملتي مانند مسلمانان که
داراي فرهنگ غني و کاملي هستند ، در فرهنگ از ديگران تقليد کردند ، به تدريج اصالت و هويت و فرهنگ ديني و ملي خود را از دست خواهند داد. همانطوري که در طول اين چند قرن بالاخص در اين عصر از دست دادن هويت فرهنگي در عده اي مشهود است.
بر همين اساس رسول گرامي اسلام (ص) فرمود:
((حَفو الشََّوارِبَ وَ اعفُوا الُحي و لا تَشَبَّهوا بِاِليَهُودِ ))
سبيل هايتان را کوتاه نماييد و محاسن (ريش ها ) خودتان را بلند نگه داريد و خود را شبيه يهوديان مگردانيد : (البته محاسن ، نبايد از يک قبضه دست بلندتر باشد )
(وسائل الشيعه: ج 1 ص 423 ، مکارم الاخلاق ص 67 )

و همچنين آن حضرت فرمودند :
اِنَّ المَجَوسَ جَزَّوُا لُحاهُم وَ وَفَّرُوا شَوارِبَهُم وَ اِنَّا نَحنُ نَجِزُّ الشَّوارِبَ وُ نَعفي اللُحي وَ هِيَ
الفطرةُ))
مجوسيان ريش هاي خود را ميتراشيدند و سبييل هاي را بلند نگه مي دارند . ولي ما مسلمين
(عکس آنها ) سبيل هاي خود را کوتاه و محاسن را بلند نگه مي داريم ، و ريش داشتن و کوتاه
کردن سبيل مطابقت فطرت انساني است
(وسائل الشيعه ، ج 1، ص 423 – مکارم الخلاق ص 67 )
و نيز رسول خدا (ص) فرمودند :
((لَيسَ مِنا مَن تَشَيبَّهَ بِغَيرِنا ))
کسي که خود را شبيه غير مسلمانان در آورد از ما نيست
و همچنين فرموده ملمان واقعي نيست کسي که به دستور و رسوم و آداب بيگانه عمل کند .
(کنز العمال : ج 1 ، ص 219)

امام صادق (ع) فرمودند :
خداوند به يکي از پيامبران وحي کرد که به مومنان بگو که در لباس ، خوراک و آداب و رسوم
دشمنان خدا را سرمشق قرار ندهيد که اگر چنين کنيد شما هم مثل آنان دشمنان خدا محسوب
مي گرديد .
( بهشت جوانان ، ص 477 .وسائل : ج 3 ص 279 و ج 11 ، ص 111 )

3- عظمت و نشانگي مردانگي
ريش از نشانه هاي مرد بودن است و عظمت و ابهت او را نشان مي دهد و ريش در آوردن در مرد علامت آن است که ديگر او جزء بچه ها و زنان نيست ، کسي که ريش خود را مي تراشد ، اين نشانه و ابهت مردي را از بين مي برد و خود را شبيه زنان مي گرداند مفضل يکي از ياران امام صادق (ع) درباره علت ريش سوال کرد .
آن حضرت (ع) در جواب فرمود:
هنگامي که انسان مو و ريش در صورتش مي رويد، اين کار علامت و نشان مرد بودن و عظمت و ابهت او را مي رساند و او را از حد و مرز بچه ها و شبيه زنان بودن خارج ميسازد بعد آن حضرت (ع) فرمود : اگر فرزندي که متولد مي شود ، مونث و دختر باشد، صورت او به خاطر نروئيدن يش صاف و پاکيزه مي ماند تا اين پاکيزگي و شادابي و طراوت در صورت زن سبب تحريک و جلب مردان و زمينه را براي ازدواج با يکديگر فراهم سازد که ازدواج هم براي باقي ماندن نسل بشر مي باشد (بحار . ج 3 ، ص 62 و 75 )
4- زينت مردان
از امام رضا (ع) سوال شد : چه امتياز و ارزشي در ريش است که مردان دارند ولاي زنان
ندارند ؟
امام (ع) فرمودند : خداوند مردان را به وسيله محاسن زينت داده است و فضيلتي براي مردان
است و به وسيله ريش مردان از زنان شناخته مي شوند .
(سفينة البحار ، ج 2 ، ص 508 )

- باعث رساندن آسيب به صورت
رسول خدا (ص) فرمودند:
محاسن (ريش) را از ته زدن يک نوع مثله ( شکنجه و آزار جسم و روح ) است و کسي که خود را از شکنجه و اذيت کند لعنت خداوند بر او باد .
مستدرک الوسائل : ج 1 ص 406 – سفينة البحار : ج 2 ص 508 )

6- عمل قوم لوط
قوم لوط مردمي آلوده و ناپاک بودند که خداوند سبحان در اثر عمل شنيع لواط ، انها را نابود ساخت و يکي از اعمالي که سبب نازل شدن عذاب بر آنها شد ، تراشيدن ريش بود .
رسول گرامي (ص) فرمود :
ده عمل زشت و گناه ، باعث نابودي قوم لوط شد. يکي عمل لواط و آن حضرت بقيه اعمال آنها را شمرد و تا اينکه فرمود :و تراشيدن ريش و بلند کردن سبيل دو عمل و گناهي بود که سبب از بين رفتن قوم لوط شد
( مستدرک الوسائل ، ج 1 ، ص 407 )
 
در اسلام کوتاه کردن سبيل و گذاشتن ريش در حد متعارف و آن گونه که شرع مقدس تعيين نموده ، مورد تشويق قرار گرفته است . و در مقابل آن تراشيدن ريش و بلند نمودن سبيل و خود را شبيه بيگانگان نمودن بسيار مذمت شده است .

فلسفه حرام بودن تراشيدن ريش :

همه مراجع عاليقدر فتوي به حرمت ريش تراشي داده اند و فرقي در حرام بودن بين تراشيدن
تمام صورت و يا قسمتي از صورت نگذاشته اند. در عين حال عده اي سوال مي کنند که علت
حرام بودن ريش تراشي چيست ؟
در اين بحث به صورت فهرست وار ضررهاي جسمي و روحي آن گفته خواهد شد و قبل از
آن تاريخچه اي از ريش گذاشتن و تراشيدن آن بيان خواهد شد.

تاريخچه اي از ريش گذاشتن:


وقتي تاريخ ريش گذاشن بررسي مي شود ، يک نوع افراط و تفريط در آن بوده به طوري که عده اي ريش خود را آنقدر بلند مي کردند که به زمين کشيده مي شده و افرادي را اسير جمع آوري آن از زير دست و پا مي کردند . در مقابل برخي ريش خود را از ته مي زدند ،

ريش در شريعت حضرت موسي (ع) :


عبرانيان از زمان هاي بسيار قديم ريش مي گذاشتند و بر طبق شريعت حضرت موسي (ع) مجاز به تراشيدن ريش نبودند و کندن ريش نزد آنان علامت تحقير و بي احترامي بود.
حضرت موسي (ع) با مرداني از بني اسرائيل به کوه طور رفت ودستور فرمود که بعد از دعاي من آمين بگوييد . از جمله دعاهاي حضرت نفرين بر کساني که ريش خود را مي تراشيدند.
(برگرفته از اولين دانشگاه و آخرين پيامبر (ص) ، ج 15 ، ص 243 ، 263 )

سلاطين و علماء


سلاطيني از بابل ، آشور، ايران و يونان قديم ريش خود را فرمي دادند و در مجسمه هاي داريوش بزرگ و حکمائي مانند افلاطون ، ارسطو و سقراط اين موضوع مشهود است .
برخي فراعنه مصر سنگ هاي قيمتي و مرواريد به ريش خود مي آويختند و آن سنگ ها ريش ها را اصلاح مي کردند.
معروف است که ريش سلطان سنجر آنقدر طول وعرض داشت که زمان شکار و تيراندازي غلامان مي دويدند و ريش شاه را که به زمين مي رسيد با پارچه اي بسته و به پشتش گره ميزدند.
ريش فتحعلي شاه قاجار و دربانيانش آنقدر بزرگ بود که در زمان تيراندازي آن را مي بستند.
زماني ريش ها را شکل خاصي مانند توپي ، دم کبوتري ، مربع و مستطيل مي دادند .
((عباد)) برادر عبيدالله بن زياد )) ريش طويلي داشته و ((ضياءالدين قزويني )) استاد
((سعد الدين تفتازاني )) ريشش آنقدر طولاني بود که به کفش هايش مي رسيد و در خواب آن
را کيسه مي کرد و چون بر مرکب سوار مي شد ، انرا متفرق مي نمود و مردم را متوجه خود مي ساخت .
مردم يونان و روم قديم هم ريش داشتند، اما کم کم در ايام شادي ريش تراشي معمول گرديد .
اما در نزد ايرانيان ريش مرسوم بوده است.
اولين کسي که فرمان ريش تراشي را دسته جمعي صادر کرد ((اسکندر مقدوني )) بود و دومين نفر که اين دستور را داد ((فيليپ هفتم )) در اسپانيا و سومين نفر ((پطر کبير))در روسيه بود و او چنان سخت گرفت که کساني را که داراي ريش بودند ، جريمه مي کرد و چهارمين نفر ((شاه عباس صفوي )) در ايران بود.

احترام ريش نزد درويشان


قلندران و درويشان در عراق موي سر و ابرو را مي تراشيدند و در ايران تاري از موي ريش و سبيل را به عنوان ارادت و دوستي و مردي و يا براي شرط نذر براي يکديگر ارسال مي کردند و يا گرو مي گذاشتند.
در يک دوره طولاني اگر ريش کسي را مي کندند ، آنقدر توهين آميز بود که مرگ را بر آن ترجيح مي داد و ريش داشتن را مورد احترام قرار مي دادند ، و چه بسا بعضي دولت ها ريش انسان هاي مجرم را مي تراشيدند و تبعيدش مي کردند و با پياده و سواره در شهر در معرض تماشاي عموم قرار مي دادند .
داشتن ريش سيره انبياء (ع) و دانشمندان اروپايی


سيره انبياء و ائمه اطهار (ع) و اولياء الهي و علماء گذاشتن ريش بود و از تراشيدن آن نفرت
داشتند و در بين دانشمندان جهان از جمله اروپا و سلاطين بسياري از آنها به پيامبران در ريش
گذاشتن اقتدا مي کردند. از جمله دانشمندان اروپايي که ريش داشته اند و عکسهايشان در کتابها
و موزه ها موجود است ، عبارتند از : پاستور فرانسوي ، ماريوني (مخترع ماشين چاپ ) کوري پير (فيزيک و شيميدان فرانسوي کاشف راديوم ) ، تارنيه (بزرگترين استاد معالجه امراض) لوکاس شامپيو نبر (نخستين کسي که عمل فتق را انجام داد ) دکتر پرفسور اميل
و.....

+ نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 12:11 توسط کامبیز |

پیامبر اکرم ( ص )  :   هرچيزی زكاتی دارد و زكات بدنها روزه است.

 پیامبر اکرم ( ص )  :   روزه ، سپری در برابر آتش است.

 امام علی ( ع ) :   روزه ، دوری كردن از حرامهاست؛آنگونه كه آدمی از خوردن و آشاميدن

 خودداری می كند.

 فاطمه زهرا ( س ) :   خداوند روزه را براي استواری اخلاص ،واجب فرمود.

 امام صادق ( ع ) :   برترين جهاد، روزه گرفتن در هوای گرم است.

        ><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>< 

 عالم ربانی آيت الله كشميری به يكی از شاگردانشان كه پرسيده بودند

 در ايام تعطيلات تابستان حوزه  چه ذكری را سفارش می كنيد فرموده بودند : 

  ذكر استغفار،سي هزار مرتبه بسيار مطلوب است.

 البته اگر به اندازه وقت نيز بگويد، مثلاً روزی سه هزار مرتبه نيز خوب است      

 (برای ادای قرض هم خوبست)،اما براي  مبتد يان فرمودند : عددش 1001مرتبه است.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 19:18 توسط کامبیز |

امام صادق (ع): به خدا سوگند  من اگر آن روز (ظهور امام زمان عج) را درک می کردم  جانم را برای صاحب الامر (عج) فدا می کردم.

یوم الخلاص ص 425

 

امام صادق (ع) : هرکس از شما بمیرد در حالیکه منتظر قائم (عج) باشد  مانند کسی است که در خیمه قائم (عج) بوده است.

الغیبه ص 336

 

 يكى از مؤمنين به نام اءبومحمّد، حسن بن وجناء گويد: زير ناودان طلا در حرم خانه خدا بودم كه حضرت ولىّ عصر امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف را ديدم ، دفترى را به من عنايت نمود كه در آن دعاى فرج و صلوات بر آن حضرت بود.
سپس فرمود: به وسيله اين نوشته ها بخوان و براى ظهور و فرج من دعا كن و بر من درود و تحيّت بفرست .
و آن دعا بر حسب مشهور چنين نقل شده است :
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ فُلانِ بْنِ فُلانْ (الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ الْعَسْكَريّ) صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ فى هذِهِ السّاعَةِ وَ فى كُلِّ ساعَةٍ، وَليّا وَحافِظا وَ قاعِدا وَ ناصِرا وَ دَليلا وَ عَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ اءرْضَكَ طَوْعا وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلا

إكمال الدّين شيخ صدوق : ص 443، ح 17، بحارالا نوار: ج 52، ص ‍ 31، ضمن ح 27.

كافى : ج 4، ص 162، ح 4، فلاح السّائل سيّدبن طاووس : ص ‍ 46.

 

 

عنه عليه السلام : إنّ لِصاحِبِ هذا الأمرِ غَيبتَينِ : إحداهُما تَطولُ، حتّى يقولَ بعضُهُم : ماتَ، و يقولَ بعضُهُم : قُتِلَ ، و يقولَ بعضُهُم : ذَهبَ ، حتّى لا يَبقى على أمرهِ مِن أصحابِهِ إلاّ نَفَرٌ يَسيرٌ

 

امام صادق عليه السلام : صاحب اين امر (امامت) را دو غيبت است: يكى از آنها چندان به درازا مى كشد كه بعضى مى گويند: مرده است، بعضى مى گويند: كشته شده است و بعضى مى گويند: رفته است [و بر نمى گردد]. تنها گروهى اندك از يارانش بر عقيده خود درباره او پا برجا مى مانند.

بحار الأنوار : ٥٢ / ١٥٣ / ٥ .

 

 

رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله ـ لأصحابهِ ـ : إنّكُم أصْحابي ، و إخْواني قَومٌ في آخِرِ الزّمانِ آمَنوا و لَم يَرَوني ... لَأحدُهُم أشَدُّ بَقيّةً على دِينهِ مِن خَرْطِ القَتادِ في اللّيلةِ الظَّلْماءِ، أو كالقابِضِ على جَمْرِ الغَضا ، اُولئكَ مَصابيحُ الدُّجى ، يُنجِيهِمُ اللّه ُ مِن كلِّ فتنةٍ غَبْراءَ مُظْلِمةٍ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ به اصحابش ـ فرمود : شما همراهان من هستيد، اما برادران من، مردمانى در آخر الزمان هستند كه ايمان آورد[ه ا]ند و مرا نديده اند ... پايدارى هر كدامشان در ديندارى ، بيشتر از مقاومت كسى است كه مى خواهد در شب تار، خارهاى ساقه گون را با دست از بالا به پايين بزدايد يا همچون كسى است كه زغال افروخته چوب گز را در كف نگه مى دارد. اينان چراغهاى تابان در دل تاريكى اند. خداوند آنان را از فتنه هاى غبار آلود و شبگون نجات مى بخشد.

بحار الأنوار : ٥٢ / ١٢٤ / ٨ .

 

الغيبة للنعماني عن الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : إنّ لِصاحِبِ هذا الأمرِ غَيبةً المُتَمَسِّكُ فيها بدِينهِ كالخارِطِ لِشَوْكِ القَتادِ بيَدِهِ. ـ ثُمّ أطْرَقَ مَلِيّا ثُمّ قالَ : ـ إنّ لِصاحِبِ هذا الأمرِ غَيْبةً فَلْيَتَّقِ اللّه َ عَبدٌ و لْيتَمَسَّكْ بدِينِهِ .

الغيبة للنعماني : امام صادق عليه السلام فرمود : صاحب اين امر (امامت) غيبتى دارد كه در آن ديندار همانند كسى است كه خار ساقه گون را با دست مى زدايد.
ـ امام سپس، اندكى خاموش ماند و آن گاه فرمود ـ : صاحب اين امر را غيبتى است، پس بايد كه بنده از خدا بترسد و به دين خويش چنگ آويزد.

الغيبة للنعماني : ١٦٩/١١ و في بعض النسخ «فليتّق اللّه عند غَيبته».

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 19:16 توسط کامبیز |

طى الارض

 پیامبر اکرم ( ص )  :   روزه دار گرچه در بستر خويش خفته باشد

تا زماني كه غيبت مسلمانی را نكند در حال عبادت خداست.

 پیامبر اکرم ( ص )  :   هر كه يك روز برای دريافت ثواب الهی داوطلبانه روزه بگيرد ،

 آمرزشش حتمی است.

 فاطمه زهرا ( س ) :   اگر روزه دار زبان و گوش و چشم و اعضا و جوارح خود را نگه ندارند،

 روزه به چه كارش می آيد؟

 امام باقر ( ع ) :   روزه و حج ، آرامش بخش دلهاست.

 امام صادق ( ع ) :   خداوند تبارك و تعالی می فرمايد : روزه برای من است

 و خودم پاداش آن را می دهم .

       ><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>< 

 <>   آيت الله بهجت فرمودند : روزي آيت الله قاضی به آقای مولوی فرموده بودند

كه شما به دنبال طی  الارض هستيد ؟

 ايشان پرسيدند : چطور مگه ؟

 آقای قاضی فرمودند : آن كه به خواندن سوره توحيد تداوم داريد.

<>   به فرموده آيت الله كشميری ، اگر كسی سوره توحيد را بی عدد بخواند؛

 و در اين عمل مداومت كند ،‌طی الارض به او داده می شود.

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 18:54 توسط کامبیز |

احادیث روزه

1-پايه‏هاى اسلام

قال الباقر عليه السلام:

بنى الاسلام على خمسة اشياء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولايه.

امام باقر عليه السلام فرمود:

اسلام بر پنج چيز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولايت (رهبرى اسلامى).فروع كافى، ج 4 ص 62، ح 1

2-فلسفه روزه

قال الصادق عليه السلام:

انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و الفقير.

امام صادق عليه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار (غنى و فقير) مساوى گردند.

من لا يحضره الفقيه، ج 2 ص 43، ح 1

3-روزه آزمون اخلاص

قال اميرالمومنين عليه السلام:

فرض الله ... الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏امام على عليه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن اخلاص خلق را بيازمايد.

نهج البلاغه، حكمت 252

4-روزه ياد آور قيامت

قال الرضا عليه السلام:

انما امروا بالصوم لكى يعرفوا الم الجوع و العطش فيستدلوا على فقر الاخر.

امام رضا عليه السلام فرمود:

مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بيچارگى آخرت را بيابند.

وسائل الشيعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرايع، ص 10

5-روزه زكات بدن

قال رسول الله صلى الله عليه و آله لكل شيئى زكاة و زكاة الابدان الصيام.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

براى هر چيزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.

الكافى، ج 4، ص 62، ح 3

6-روزه سپر آتش

قال رسول الله صلى الله عليه و آله:

الصوم جنة من النار.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

روزه سپر آتش (جهنم) است. «يعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.»

الكافى، ج 4 ص 162

7-اهميت روزه

الصوم فى الحر جهاد.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

روزه گرفتن در گرما، جهاد است.

بحار الانوار، ج 96، ص 257

8-روزه نفس

قال اميرالمومنين عليه السلام

صوم النفس عن لذات الدنيا انفع الصيام.

اميرالمومنان على عليه السلام فرمود:

روزه نفس از لذتهاى دنيوى سودمندترين روزه‏هاست.

غرر الحكم، ج 1 ص 416 ح 64

9-روزه واقعى

قال اميرالمومنين عليه السلام

الصيام اجتناب المحارم كما يمتنع الرجل من الطعام و الشراب.

امام على عليه السلام فرمود:

روزه پرهيز از حرامها است همچنانكه شخص از خوردنى و نوشيدنى پرهيز مى‏كند.

بحار ج 93 ص 249

10-برترين روزه

قال اميرالمومنين عليه السلام

صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن.

امام على عليه السلام فرمود:

روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.

غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80

11-روزه چشم و گوش

قال الصادق عليه السلام

اذا صمت فليصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك.

امام صادق عليه السلام فرمود:

آنگاه كه روزه مى‏گيرى بايد چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.«يعنى از گناهان پرهيز كند.»

الكافى ج 4 ص 87، ح 1

12-روزه اعضا و جوارح

عن فاطمه الزهرا سلام الله عليها

ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.

حضرت زهرا عليها السلام فرمود:

روزه‏دارى كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده روزه‏اش به چه كارش خواهد آمد.

بحار، ج 93 ص 295

13-روزه ناقص

قال الباقر عليه السلام

لا صيام لمن عصى الامام و لا صيام لعبد ابق حتى يرجع و لا صيام لامراة ناشزة حتى تتوب و لاصيام لولد عاق حتى يبر.

امام باقر عليه السلام فرمود:

روزه اين افراد كامل نيست:

1 - كسى كه امام (رهبر) را نافرمانى كند.

2 - بنده فرارى تا زمانى كه برگردد.

3 - زنى كه اطاعت‏شوهر نكرده تا اينكه توبه كند.

4 - فرزندى كه نافرمان شده تا اينكه فرمانبردار شود.

بحار الانوار ج 93، ص 295.

14-روزه بى ارزش

قال اميرالمومنين عليه السلام

كم من صائم ليس له من صيامه الا الجوع و الظما و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء.

امام على عليه السلام فرمود:

چه بسا روزه‏دارى كه از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏دارى كه از نمازش جز بيخوابى و سختى سودى نمى‏برد.

نهج البلاغه، حكمت 145

15-روزه و صبر

عن الصادق عليه السلام فى قول الله عزوجل

«واستعينوا بالصبر و الصلوة‏»

قال: الصبر الصوم.

امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند عزو جل كه فرموده است: از صبر و نماز كمك بگيريد، صبر، روزه است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 298، ح 3

16-روزه و صدقه

قال الصادق عليه السلام

صدقه درهم افضل من صيام يوم.

امام صادق عليه السلام فرمود

يك درهم صدقه دادن از يك روز روزه مستحبى برتر و والاتر است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 218، ح 6

17-پاداش روزه

قال رسول الله صلى الله عليه و آله: قال الله تعالى

الصوم لى و انا اجزى به

رسول خدا فرمود خداى تعالى فرموده است:

روزه براى من است و من پاداش آن را مى‏دهم.

وسائل الشيعه ج 7 ص 294، ح 15 و 16 ; 27 و 30

18-جرعه نوشان بهشت

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

من منعه الصوم من طعام يشتهيه كان حقا على الله ان يطعمه من طعام الجنة و يسقيه من شرابها.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

كسى كه روزه او را از غذاهاى مورد علاقه‏اش باز دارد برخداست كه به او از غذاهاى بهشتى بخورانند و از شرابهاى بهشتى به او بنوشاند.

بحار الانوار ج 93 ص 331

19-خوشا بحال روزه داران

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

طوبى لمن ظما او جاع لله اولئك الذين يشبعون يوم القيامة

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شده‏اند اينان در روز قيامت‏سير مى‏شوند.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 299، ح‏2.

20-مژده به روزه‏داران

قال الصادق عليه السلام

من صام لله عزوجل يوما فى شدة الحر فاصابه ظما و كل الله به الف ملك يمسحون وجهه و يبشرونه حتى اذا افطر.

امام صادق عليه السلام فرمود:

هر كس كه در روز بسيار گرم براى خدا روزه بگيرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مى‏گمارد تا دست‏به چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند.

الكافى، ج 4 ص 64 ح 8; بحار الانوار ج 93 ص 247

21-شادى روزه دار

قال الصادق عليه السلام

للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه

امام صادق عليه السلام فرمود:

براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است:

1 - هنگام افطار 2 - هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قيامت)

وسائل الشيعه، ج 7 ص 290 و 294 ح‏6 و 26.

22-بهشت و باب روزه‏دارن

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

ان للجنة بابا يدعى الريان لا يدخل منه الا الصائمون.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

براى بهشت درى است‏بنام (ريان) كه از آن فقط روزه داران وارد مى‏شوند.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 295، ح‏31.

معانى الاخبار ص 116

23-دعاى روزه‏داران

قال الكاظم (عليه السلام)

دعوة الصائم تستجاب عند افطاره

امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

دعاى شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مى‏شود.

بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33.

24-بهار مومنان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

الشتاء ربيع المومن يطول فيه ليله فيستعين به على قيامه و يقصر فيه نهاره فيستعين به على صيامه.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

زمستان بهار مومن است از شبهاى طولانى‏اش براى شب زنده‏دارى واز روزهاى كوتاهش براى روزه دارى بهره مى‏گيرد.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 302، ح 3.

25-روزه مستحبى

قال الصادق (عليه السلام)

من جاء بالحسنة فله عشر امثالها من ذلك صيام ثلاثة ايام من كل شهر.

امام صادق عليه السلام فرمود:

هر كس كار نيكى انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است.

وسائل الشيعه، ج 7، ص 313، ح 33

26-روزه ماه رجب

قال الكاظم (عليه السلام)

رجب نهر فى الجنه اشد بياضا من اللبن و احلى من العسل فمن صام يوما من رجب سقاه الله من ذلك النهر.

امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

رجب نام نهرى است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرين‏تر هركس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد خداوند از آن نهر به او مى‏نوشاند.

من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 56 ح 2

وسائل الشيعه ج 7 ص 350 ح 3

27-روزه ماه شعبان

من صام ثلاثة ايام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان كتب الله له صوم شهرين متتابعين.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگيرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برايش محسوب مى‏كند.

وسائل الشيعه ج 7 ص 375،ح 22

28-افطارى دادن(1)

قال الصادق (عليه السلام)

من فطر صائما فله مثل اجره

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

هر كس روزه دارى را افطار دهد، براى او هم مثل اجر روزه دار است.

الكافى، ج 4 ص 68، ح 1

29-افطارى دادن (2)

قال الكاظم (عليه السلام)

فطرك اخاك الصائم خير من صيامك.

امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

افطارى دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه (مستحبى) بهتر است.

الكافى، ج 4 ص 68، ح 2

30-روزه خوارى

قال الصادق (عليه السلام)

من افطر يوما من شهر رمضان خرج روح الايمان منه

امام صادق (عليه السلام)فرمود:

هر كس يك روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ايمان از او جدا مى‏شود

وسائل الشيعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5

من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 73، ح 9

31-رمضان ماه خدا

قال اميرالمومنين

شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى

امام على (عليه السلام) فرمود:

رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 266، ح 23.

32-رمضان ماه رحمت

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

... و هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

رمضان ماهى است كه ابتدايش رحمت است و ميانه‏اش مغفرت و پايانش آزادى از آتش جهنم.

بحار الانوار، ج 93، ص 342

33-فضيلت ماه رمضان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

ان ابواب السماء تفتح فى اول ليلة من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر ليلة منه

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مى‏شود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد.

بحار الانوار، ج 93، ص 344

34-اهميت ماه رمضان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

لو يعلم العبد ما فى رمضان لود ان يكون رمضان السنة

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

اگر بنده «خدا» مى‏دانست كه در ماه رمضان چيست [چه بركتى وجود دارد] دوست مى‏داشت كه تمام سال، رمضان باشد.

بحار الانوار، ج 93، ص 346

35-قرآن و ماه رمضان

قال الرضا (عليه السلام)

من قرا فى شهر رمضان اية من كتاب الله كان كمن ختم القران فى غيره من الشهور.

امام رضا (عليه السلام) فرمود:

هر كس ماه رمضان يك آيه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اينست كه درماههاى ديگر تمام قرآن را بخواند.

بحار الانوار ج 93، ص 346

36-شب سرنوشت‏ساز

قال الصادق (عليه السلام)

راس السنة ليلة القدر يكتب فيها ما يكون من السنة الى السنة.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آينده نوشته مى‏شود.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 258 ح 8

37-برترى شب قدر

قيل لابى عبد الله (عليه السلام)

كيف تكون ليلة القدر خيرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فيها خير من العمل فى الف شهر ليس فيها ليلة القدر.

از امام صادق (عليه السلام) سوال شد:

چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟

حضرت فرمود: كار نيك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 256، ح 2

38-تقدير اعمال

قال الصادق (عليه السلام)

التقدير فى ليلة تسعة عشر و الابرام فى ليلة احدى و عشرين و الامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مى‏گيرد و تصويب آن در شب بيست ويكم و تنفيذ آن در شب بيست‏سوم.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 259

39-احياء شب قدر

عن فضيل بن يسار قال:

كان ابو جعفر (عليه السلام) اذا كان ليلة احدى و عشرين و ليلة ثلاث و عشرين اخذ فى الدعا حتى يزول الليل فاذا زال الليل صلى.

فضيل بن يسار گويد:

امام باقر (عليه السلام) در شب بيست و يكم و بيست‏سوم ماه رمضان مشغول دعا مى‏شد تا شب بسر آيد و آنگاه كه شب به پايان مى‏رسيد نماز صبح را مى‏خواند.

وسائل الشيعه، ج 7، ص 260، ح 4

40-زكات فطره

قال الصادق (عليه السلام)

ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة يعنى الفطرة كما ان الصلوة على النبى (صلى الله عليه و آله) من تمام الصلوة.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

تكميل روزه به پرداخت زكاة يعنى فطره است، همچنان كه صلوات بر پيامبر (صلى الله عليه و آله) كمال نماز است.

وسائل الشيعه، ج 6 ص 221، ح 5

چهل حديث روزه

+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 22:58 توسط کامبیز |

نام پنج تن معصومین در لوح كشف شده كشتی نوح


کشتی نوح در کوه های آرارات...





و لقد ترکناها آیة فهل من مدّکر(سوره قمر، آیه 15)
"و ما آن کشتی را محفوظ داشتیم تا آیت عبرت شود، پس کیست که پند گیرد؟" 

در سال ۱۹۵۹، یک خلبان ترک، براساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه یک قایق بود تا چیزی دیگر، قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوههای آرارات آرمیده بود. 

تصویر هوایی از فسیل کشتی که محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود. 


 stereobirdseye.jpg
عكس هوایی از شئ كشتی شكل

دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یک عکس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یک گروه کاوشگر آمریکایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست آورد. 

۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود. 

به دلیل همین عدم مشاهده دقیق از سطح زمین، امکان هر تحقیقی غیر ممکن بود. از سوی دیگر جسم کشف شده آنقدر بزرگ و سنگین بود که هر گونه اقدامی را در وهله اول عقیم می ساخت. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می توانست راهگشای کار آنها باشد: 

«زمین لرزه!» آنها متوجه شدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آن غیر ممکن است و تنها با یک لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گیرد. 

از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در ۲۵ نوامبر سال ۱۹۷۸، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد. 

 بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع ۱۸۹۰ متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟… آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟»

ronark.jpg
 

تصویر ران ویت در پارك ملی كشتی نوح 

طوفان و سیل در زمان حضرت نوح در سطح وسیعی بوسعت کره زمین واقع شده است. به اعتقاد مسیحیان و بنا به نص انجیل، این حادثه عظیم و دهشت آور، برای تنبیه مردمان آن روزگار که دست به سرکشی زده بودند و به منظور نجات نوح پیامبر و پیروانش واقع شده بود. بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابود شدن و مرگهای دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می دهد. برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد. 

وجود لایه های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری، تأییدی بر این واقعیت است. این سنگواره ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده اند. امتزاجی عجیب از جانوران خشکی و دریا، حاره و قطبی که مرگی آنی و دلخراش را روایت می کنند. 

 

 پارك ملی كشتی نوح 

تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می گوید؟ 
داستان کشتی نوح از گذشته های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰ سال پیش نقل کرده اند که توریست ها و مسافران کنجکاو بسیاری از قدیم این منطقه را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می دادند و گاهی تکه های کوچکی از آن به غنیمت برده می شد. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می دهد که اقوال مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند. 
  
تکنولوژی پیچیده در ساخت کشتی 
اینجا صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست. بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی بوده اند، این سؤال پیش می آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است. کشتی ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می رفت و اکنون یک واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی ۳۲۰۰۰ تن بسازد؟ آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان، به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟ باید کار جمع آوری و هدایت حیوانات کاری سخت بوده باشد ولی بهرحال فرمان خدا باید انجام می شد. 
…خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد.. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها و بارها سعی کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده های عظیم سنگ و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند لایه های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال ۱۹۹۱، «گرگ برور» باستان شناس، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را کشف کرد که از قسمت تخریب شده کشتی که فضولات حیوانی بیرون ریخته بودند، به بیرون افتاده بود. به تشخیص محققان، این شاخ که مربوط به یک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به هنگام خروج از کشتی در آنجا رها شده است… 
  
کشتی نوح: اسکلت فلزی، بدنه چوبی 
آزمایشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار کشتی تأیید کرده است. باستان شناسان با کشف رگه ها و تیرهای باریک آهنی، الگویی ترسیم کرده اند که حاصل کار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی کشتی علامتگذاری شد. آنها همچنین گره ها و اتصالات آهنی محکم و برجسته ای را یافته اند که در ۵۴۰۰ نقطه کشتی بکار رفته اند. 

ark%20lines.jpg 


نوارهای مشخص شده خطوط آهنی با آرایش منظم اسكلت كشتی می باشد.. 

تصویر برداری های راداری نشان داده که در محل تصادم کشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی کج شده اند. آنها می گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست. و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه۳۷) 

 
ark3dia.jpg
 


تصویر رادار اسكن از كشتی نوح 

به نظر می رسد که تکنولوژی پیشرفته و رشدیافته ای در آن دوران وجود داشته که به هر حال حضرت نوح (ع) توانسته از آن بهره مند شود. تکنولوژی و تمدنی که ذهن ما را از تمرکز بر روی بناها و اماکن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنیا به این نقطه از جهان معطوف می کند. 

اکتشافات زمانی جالبتر شد که باستان شناسان توانستند طرح مشبکی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بکاررفته در بدنه کشتی بدست بیاورند. تصاویری که نشان می دهند ۷۲ تیر فلزی اصلی در هر طرف کشتی به کاررفته است. به نظر می رسد که برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهای کوچک و بزرگ در طبقات مختلف، نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تأیید می کند. 

 در طول تحقیقات، بررسیهایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر کشتی انجام گرفته است که متخصصان را قادر ساخته تا از جزییات کف کشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشکیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند. دستیابی به چنین کشفیاتی مبهوت کننده بود، چرا که در بسیاری از مواقع، درک واقعیت کشف شده از حد تصور خارج بود. 

کشف یک لایه غلافی و کپسولی شکل در داخل کشتی از این جمله بود که در واقع کشتی را به دو لایه یا پوسته اصلی مجهز می کرد. این آزمایشات، وجود دیوارهای داخلی کشتی، حفره ها، اتاقها و دهلیزها و همچنین وجود دو مخزن بزرگ استوانه ای را تأیید کرد. در این آزمایشها که به «رادار اسکن» یا «اسکن های راداری» معروفند، معلوم شد که دو مخزن استوانه ای بزرگ که هر کدام چهار متر و ۲۰ سانتی متر بلندی و هفت متر و بیست سانتی متر عرض داشته اند و به دور هر یک از آنها کمربندی فلزی نصب شده بود، در نزدیکی تنها در ورودی کشتی وجود داشته اند. در یکی از آزمایشات رادار اسکن که به درخواست استاندار استان آگری ترکیه انجام شد، معلوم شد که جنس بدنه کشتی از سه لایه چوب به هم چسبیده تشکیل شده است. این سه لایه با مواد محکم چسبنده، بهم چسبیده بودند. 

 
laminated.jpg

rivet.jpg
16hony1.jpg
16hopp4.jpg
قطعات كاملاً سنگی شده از قسمتهای چوبی كشتی كه آثار حجاری و برش خوردگی دارند. 


در سال ۱۹۹۱، یک عدد میخ پرچ فسیل شده با حضور ۲۶ نفر محقق در بقایای کشتی کشف شد. تجزیه و تحلیل ترکیبات این میخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی از دیگر فلزات را تأیید کرد. 

این در حالی است که گمان می رفت در زمان حضرت نوح، آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله کشف و استخراج نرسیده باشد. آیا ما نیازمند بازنگری در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستیم؟ 

  

لنگرهای کشتی هم کشف شد! 

بر بلندیهای تپه های اطراف محل کشتی، باستان شناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگی یافتند که در بالای هر کدام سوراخی بزرگ تعبیه شده بود. این اجسام مثلثی شکل سنگی و نیمه صیقلی، شبیه به لنگرهای کشتی های باستانی بودند که «دراگ» نامیده می شدند. اینها در واقع ابزاری بودند که به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب می شدند. چگونه و با چه نیرویی؟ دقیقاً نمی دانیم ولی حدس هایی در این زمینه وجود دارد. 

copyofanchorstone.JPG 

ران ویت و همكارانش در كنار سنگ لنگر یافت شده. 

کشف شش وزنه یا لنگر کشتی، هر یک مجهز به سوراخی در بالای آن، حدس باستان شناسان را به یقین تبدیل کرد. این وزنه ها در فواصل متفاوت، ظاهراً به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب شده بودند. 

اندازه کشتی نوح در کتاب مقدس ۳۰۰ ذراع یاد شده است.. واحد ذراع در مصر قدیم در زمان حضرت موسی(ع) برابر با ۵۲.۷ سانتی متر بوده است. با محاسبه این رقم، عدد ۱۵۸.۴۶ متر بدست می آید. 

طول کشتی مورد کاوش توسط دو تیم مختلف در دو زمان اندازه گیری شد. رقم بدست آمده دقیقاً ۱۵۸.۴۶ متر را نشان می داد. این محاسبات، محققان را در ادامه کاوشها مصمم تر کرد… 

  

کتیبه ای که ادعای دانشمندان را اثبات کرد 

روایت است که حضرت نوح(ع) قبل از به زمین نشستن کشتی و فروکش کردن آب، پرنده ای را که باید مانند کبوتر یا کلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشکی نزدیک است یا نه. بار اول پرنده با خستگی به کشتی بازگشت و این بدان معنی بود که خشکی در آن نزدیکیها وجود ندارد. بار دوم پرنده به کشتی باز نگشت و این آزمایش نشان داد که عمل لنگر انداختن نزدیک است. [در کتاب مقدس که گویا این روایت از آن نقل شده، آمده است حضرت نوح(ع) ابتدا یک کلاغ را می فرستد که از فرستادن کلاغ نتیجه ای نمی گیرد و بعد از آن کبوتری را می فرستد- انصاف] 

درست در دو کیلومتری شرق محلی که کشتی هم اکنون قرار دارد، دهکده ای وجود دارد که «کارگاکونماز» نامیده شده است. نام این دهکده ترکی را چنین ترجمه کرده اند: «آن کلاغ نه توقف می کند نه باز می گردد.» [چارلز برلیتز در کتاب "کشتی گمشده نوح" (ترجمه احمد اسلاملو) نام این محل را "جایی که کلاغ نمی نشیند" ترجمه کرده است- انصاف] 

محل کنونی کشتی در دل کوههای آرارات از گذشته های دور، به منطقه هشت معروف شده و دره پایین منطقه، محله هشت نام گرفته است. چرا؟ [در کتاب "کشتی گمشده نوح" آمده نام این منطقه به «تمانین» (Temanin) معروف است که به معنی «هشت» است. شیخ صدوق در کتاب عیون الاخبار از امام رضا(ع) نقل کرده است که "نوح در همان محلی که کشتی به زمین نشست قریه ای بنا کرد و نام آن را قریه «ثمانین» (هشتاد) گذاشت." همانطور که می بینیم بین کلمات «ثمانین» (هشتاد) و «تمانین» (هشت) از نظر شکل و معنی شباهت زیادی وجود دارد- انصاف] 

در نزدیکی محل فرود کشتی در بالای تپه، لوحه ای کشف شد که ادعاهای باستان شناسان را به طرز زیبایی اثبات کرد. کتیبه ای که حداقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. بر روی این تابلوی سنگ آهکی، در سمت چپ، تصویر رشته کوههایی دیده می شود که در کنار یک تپه و سپس یک کوه آتشفشان قرار دارد. در سمت راست، یک تصویر قایقی شکل با هشت نفر انسان کنده کاری شده است… در بالای سنگ کتیبه، دو پرنده در حال پروازند. کشف این کتیبه همگان را به شگفتی واداشت. [کتاب مقدس، سرنشینان کشتی نوح را هشت نفر ذکر کرده است. در روایات شیعه نیز تعداد هشت نفر و هشتاد نفر، هر دو نقل شده است- انصاف] در واقعیت موجود، کوه آرارات در سمت چپ، تپه ای در کنار آن و قله یک کوه آتشفشان در کنار تپه وجود دارد. 

16j0wvr.jpg  

کتیبه یافت شده منتسب به حضرت نوح (ع) 

پیامبر اسلام فرمود: « هنگامی که خداوند اراده کرد قوم حضرت نوح را هلاک کند، به نوح فرمان داد کشتی بزرگی بسازد. جبرئیل نیز با میخ‌هایی برای ساختن کشتی فرود آمد. در میان انبوه میخ‌ها پنج میخ ویژه بود که درخشش خاصی داشت و بر روی هر یک نام یکی از پنج نور مقدس محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین نقش بسته بود. 

حضرت نوح هر کدام را بر می داشت، میخ همچون ستاره‌ای در تاریکی شب می درخشید. هنگامی که میخ پنجم را برداشت، پس از درخششی، اشکی از آن جاری شد.
نوح از جبرئیل پرسید: « این میخ و اشک چیست؟»
جبرئیل در پاسخ گفت: « این میخ حسین بن علی است.»
حضرت نوح نیز هر یک را در یک طرف از کشتی کوبید

پیامبر فرمود: « در آیه « و حملنا علی ذات الواح و دسر » منظور از « الواح » چوب‌های کشتی و منظور از « دسر » ما هستیم. اگر ما نبودیم کشتی حرکت نمی کرد.» 

منابع:
بحار الانوار، ج ۲۶، ص ۳۲۲، حدیث ۱۴- امان الاخطار، ص ۱۰۷ و ۱۰۸ 

گزارش‌ باستان‌شناسی‌ شوروی‌ دربارة‌ کشتی‌ نوح 

بر اثر این‌ اکتشاف‌، ادارة‌ کلّ باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ برای‌ تحقیق‌ از چگونگی‌ این‌ لوح‌ و خواندن‌ آن‌، هیئتی‌ مرکّب‌ از هفت‌ نفر از مهمترین‌ باستان‌ شناسان‌ و اساتید خط‌ شناس‌ و زبان‌ دان‌ روسی‌ و چینی‌ را مأمور تحقیق‌ و بررسی‌ نموده‌ که‌ نام‌ آنها بدین‌ گونه‌ است‌: 

۱ ـ پرفسور سولی‌ نوف‌، استاد زبان‌های‌ قدیمی‌ و باستانی‌ در دانشکدة‌ مسکو. 

۲ ـ ایفاهان‌ خینو، دانشمند و استاد زبان‌شناس‌ در دانشکدة‌ لولوهان‌ چین‌. 

۳ ـ میشانن‌ لوفارنک‌، مدیر کلّ آثار باستانی‌ شوروی‌. 

۴ ـ تانمول‌ گورف‌، استاد لغات‌ در دانشکده‌ کیفزو. 

۵ ـ پرفسور دی‌ راکن‌ استاد باستان‌ شناس‌ در آکادمی‌ علوم‌ لنین‌. 

۶ ـ ایم‌ احمد کولا، مدیر تحقیقات‌ و اکتشافات‌ عمومی‌ شوروی‌. 

۷ ـ میچر کولتوف‌، رئیس‌ دانشکدة‌ استالین‌. 

 kashtinooh.gif

این‌ هیئت‌ پس‌ از ۸ ماه‌ تحقیق‌ و مطالعه‌ و مقایسة‌ حروف‌ آن‌ با نمونة‌ سائر خطوط‌ و کلمات‌ قدیم‌ متّفقاً گزارش‌ زیر را در اختیار باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ گذاشت‌: 

۱ ـ این‌ لوح‌ مخطوط‌ چوبی‌ از جنس‌ همان‌ پاره‌ تخته‌های‌ مربوط‌ به‌ کاوش‌های‌ قبلی‌، و کُلاًّ متعلّق‌ به‌ کشتی‌ نوح‌ بوده‌ است‌؛ منتهی‌ لوح‌ مزبور مثل‌ سائر تخته‌ها آنقدرها پوسیده‌ نشده‌، و طوری‌ سالم‌ مانده‌ که‌ خواندن‌ خطهای‌ آن‌ به‌ آسانی‌ امکان‌ پذیر می‌باشد. 

۲ ـ حروف‌ و کلمات‌ این‌ عبارات‌ به‌ لغت‌ سامانی‌ یا سامی‌ است‌ که‌ در حقیقت‌ اُمّ اللغات‌ (ریشة‌ لغات‌) و به‌ سام‌ بن‌ نوح‌ منسوب‌ می‌باشد. 


۳ ـ معنای‌ این‌ حروف‌ و کلمات‌ بدین‌ شرح‌ است‌: 

توسّل‌ حضرت‌ نوح‌ به‌ پنج‌ تن‌ علیهم‌ السّلام‌ و أسامی‌ آنها بر کشتی‌  

 «ای‌ خدای‌ من‌! و ای‌ یاور من‌! 

 به‌ رحمت‌ و کرمت‌ مرا یاری‌ نما! 

 و به‌ پاس‌ خاطر این‌ نفوس‌ مقدّسه‌:


 مُحمّد  

 إیلیا (علیّ) 

 شَبَر (حَسَن‌) 

 شُبَیْر (حُسَین‌) 

 فاطِمَه‌


 آنان‌ که‌ همه‌ بزرگان‌ و گرامی‌اند 

 جهان‌ به‌ برکت‌ آنها برپاست‌. 

 به‌ احترام‌ نام‌ آنها مرا یاری‌ کن‌! 

 تنها توئی‌ که‌ میتوانی‌ مرا به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ کنی‌!» 
+ نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 21:44 توسط کامبیز |

رجب و درهای گشوده آسمان

 آنچه در رجب المرجب بوقوع پیوسته است

ماه رجب

 امام کاظم علیه السلام می‌فرمایند،‌ رجب نام رودی است در بهشت که آب آن از شیر سفید‌تر است و از عسل شیرین تر و چون بنده‌ای در این ماه روزه بگیرد خداوند از آن نهر بدو می‌نوشاند.

در حکایت دیگری آن امام همام می‌فرماید: رجب ماه عظیمی است که خدای بزرگ در آن ماه حسنات را دو چندان می‌فرماید و گناهان را از بین می‌برد، پس هر کس یک روز از رجب را روزه بگیرد به اندازه راه یکسال از جهنم دور می‌گردد و چنانچه سه روز روزه گیرد بهشت بر او واجب خواهد گشت.

پیامبر اکرم می‌فرمایند ماه رجب شهر الله الاصم است؛  بدین سبب نام او را اصم نهاده‌‌اند که هیچ ماهی به پایه او در عظمت نمی‌رسد و در بلندای مرتبه استوار است.

جاهلان جاهلیت نیز بر رجب حرمت می‌نهادند و اسلام حرمت آن را افزون نمود، آن گرامی می‌فرمود: رجب ماه خداست شعبان ماه من است و رمضان ماه امت من است، پس هر کس یک روز از رجب را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می‌گردد و مستحق رضوان الهی خواهد شد.

روزه ماه رجب؛  عضب الهی را خاموش سازد و خداوند دری از درهای جهنم را به آن کس که که در ماه رجب روزه بگیرد خواهد بست و اگر کسی به اندازه تمام دنیا طلا انفاق نماید، برتر از یک روز روزه آن نخواهد بود و هر گاه شب شود، دعایش مستجاب خواهد بود.

 

معنای رجب

راستی رجب المرجب یعنی چه ؟ از آن رو به این ماه رجب می‌گویند که به تنهایی مقام بلند و با عظمتی دارد و از آن سو بدان مرجب می‌گویند که علاوه بر این که خود  ماه با عظمتی است و اصالتاً دارای عظمت رتبه است؛ چون عظمت او با ایام الهی دیگری که در این ماه مبارک حادث گردیده در آمیخته "مرجب"  نیز نام گرفته است.

 

لیلة الرغائب چه شبی است؟

لیلة الرغائب از بوستان های بزرگ رجب المرجب است، رغائب جمع رغیبه است یعنی بخششی بزرگ و شب رغائب، یعنی شب بخشش‌های بزرگ و آن اولین شب جمعه هر ماه رجب است، پیامبر گرامی فرمودند؛ از آن شب غافل نشوید که فرشتگان آن را لیلة الرغائب نامیده‌اند! چرا که چون پاسی از شب گذشت، هیچ فرشته‌ای نیست مگر این که در کنار کعبه مشرفه آید و آنگاه خدای بزرگ نظر رحمت بر آنان اندازد و بفرماید: ای فرشتگانم هر چه خواهید به شما عطا نمایم، فرشتگان در پاسخ گویند بارالها از تو می‌‌خواهیم روزه‌داران این ماه را ببخشایی، خدای بزرگ در پاسخ فرماید: بخشیدم.

لیلة الرغائب از بوستان های بزرگ رجب المرجب است، رغائب جمع رغیبه است یعنی بخششی بزرگ و شب رغائب، یعنی شب بخشش‌های بزرگ و آن اولین شب جمعه هر ماه رجب است، پیامبر گرامی فرمودند؛ از آن شب غافل نشوید که فرشتگان آن را لیلة الرغائب نامیده‌اند!

بزرگی و عظمت ماه رجب

رجب ماهی است که اگر هیچ اتفاقی در آن نمی‌افتاد؛ نیز ویژگی خود را از دست نمی‌داد اما حوادث تلخ و شیرین روزگاران مقدس بر عظمت این ماه افزوده است که اشارت به آنان خالی از لطف نیست.
گل

 

ولادت امام باقر العلوم علیه السلام 

غره این ماه با ولادت سراسر سعادت اختر پنجم آسمان ولایت؛ عالم آل محمد، امام محمد باقر علیه السلام، مصادف است. همو که در حادثه کربلا 4 ساله بود و حضرت ختمی مرتبت صلوات الله علیه و آله در بیانی که جابر بن عبدالله انصاری، آن صحابی با وفا نقل می‌نماید به او سلام ‌رسانیده  و در آن حکایت حضرت رسالت پناه نام تمامی اوصیاء خویش را بیان می‌فرماید.

 

حکایت ملاقات جابر با امام باقر(علیه السلام)

در حکایتی است که جابر بن عبدالله انصاری در مسجد مدینه می‌نشست و پاسخ پرسش‌های دینی مردمان را می‌داد و هر از گاهی چند با صدایی ضعیف لرزان و بلند می‌فرمود یا باقرالعلم، اهل مدینه گفتند که او هرم (پیر) گردیده و هذیان می‌گوید، گفت که نه والله من عبث(بیهوده) نمی‌گویم، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) به من فرمود که "ای جابر به زودی مردی از اهل بیت مرا خواهی دید که نام او نام من و شمائل او چون روی زیبای من است که دانش را می‌شکافد و لطایف علم را از نهانخانه آشکار خواهد کرد" و من از هنگامی که پیامبر چنین فرموده تا به امروز منتظر دیدن روی او هستم و بدین سبب است که بی‌اختیار نام او را فریاد می‌زنم، می‌گویند اتفاقاً روزی گذر جابر به کوی و برزن های مدینه افتاد و هنگامی که به خانه امام سجاد(علیه السلام) رسید، خردسالی را دید که چهره‌اش آشنا می‌نمود و شمایلش بوی نبوی داشت او را به نزد خویش طلبید و گفت: بزرگ زاده؛ نام مقدست چیست؟ آن کودک در پاسخ فرمود من محمد بن ‌علی ‌بن الحسین بن علی ابن ابیطالب (علیهم السلام) هستم، آنگاه جابر سر مبارک حضرتش را بوسه زد و گفت پدر و مادرم فدای تو باد، که جدت حضرت ختمی مرتبت به تو سلام رسانده است.

 

روشندلی جویای خورشید  

در نقلی دیگر آمده که جابر بن عبد الله انصاری(ره) در اواخر عمر نابینا گردید و چون در کوچه‌های مدینه گام بر می‌داشت، بزرگ زاده‌ای بدو سلام کرد، جابر از نامش جویا شد و او گفت من محمد فرزند علی فرزند حسین فرزند علی امیرالمؤمنین هستم، جابر حضرت را به نزد خود طلبید و او را بوسید و گفت بابن رسول الله؛ ان رسول الله یقرئک السلام یعنی ای پسر پیامبر گرامی؛ به درستی که نیای بزرگت پیامبر اسلام بر تو درود فرستاده است، امام در پاسخ فرمودند و علی رسول الله السلام و رحمة الله و برکاته امام در پاسخ فرمودند درود ما و بخشایش و برکات گسترده خدا بر آن پیامبر بزرگ .

 

زاده خورشید و ماه

باقر العلوم (علیه السلام) اولین امامی است که زاده دو هاشمی است پدرش که زین العباد فرزند امام حسین (علیه السلام) است و مادر گرامیش، ام عبدالله فرزند امام مجتبی (علیه السلام) است او وارث همه قداست‌هاست و مفخر هاشمیان، فاطمیان و علویان است.
عبدالله پسرعطا می‌گوید: هرگز دانشمندان را نزد کسی چنان حقیر و کوچک نیافتم که نزد امام باقر. حکم بن عتیبه که در چشم مردمان جایگاه ویژه علمی داشت در پیشگاه قدسی او چون کودکی در برابر آموزگار بود.‌ جابربن یزید جعفی که از بزرگان اصحاب آن امام همام است ، در هنگام روایت از امام باقر(علیه السلام) می‌گوید وصی الاوصیاء و وارث علوم الانبیاء محمد بن علی بن الحسین مرا چنین روایت کرد.

"باقر"  نامی بازمانده از تورات

پیامبر گرامی در روایتی که جابر بن عبد الله انصاری راوی آن بوده است فرمود: باقر نامی است که در تورات از آن یاد شده و آن کلمه یعنی شکافنده دانش ها، آن امام بزرگ حقیقتاً شکافنده علوم بود و دانش را از نهانخانه آشکار ساخت و چنان شد که دانشمند خاندان پیامبر نا گرفت، چونان که جابر انصاری در وصف دانشش ‌گوید: گواهی می‌دهم که تو در کودکی از دانشی خدادای برخوردار بودی .

 

باقر العلوم در کلام بزرگان

عبدالله پسرعطا می‌گوید: هرگز دانشمندان را نزد کسی چنان حقیر و کوچک نیافتم که نزد امام باقر. حکم بن عتیبه که در چشم مردمان جایگاه ویژه علمی داشت در پیشگاه قدسی او چون کودکی در برابر آموزگار بود.‌ جابربن یزید جعفی که از بزرگان اصحاب آن امام همام است ، در هنگام روایت از امام باقر(علیه السلام) می‌گوید وصی الاوصیاء و وارث علوم الانبیاء محمد بن علی بن الحسین مرا چنین روایت کرد.

 

پسر عمر خطاب و نوگل بوستان علوی

جالب است که مردی از عبدالله پسر عمر بن خطاب پرسشی پرسید عبدالله در جواب در ماند و با انگشت امام باقر را که کودکی خردسال بود نشان داد و گفت از این کودک بپرس و پاسخش را نیز برای من آر؛ آن مرد به نزد امام رفت و پاسخ قانع کننده و وزینی گرفت و پاسخ را به سوی عبدالله آورد، عبدالله تا پاسخ را شنید گفت اینان خاندانی هستند که دانششان خدادادی است.

گل

حلم امام باقر(علیه السلام) و مرد شامی

در خبر است که مردی شامی،  همواره به منزل امام می‌آمد و حضرتش را دشنام می‌داد اما امام جز با مدارا و متانت پاسخ به او نداد، مرد شامی علت رفت و شد خود را نیز بیان فصیح و زبان بلیغ امام برمی‌شمرد و به حضرتش می‌گفت چون خوب سخن می‌گویی و ادیب هستی نزد تو می‌آیم.

مدتی گذشت و مرد شامی مریض شد و مرگ را رویاروی خویش دید و در همان سکرات حتمیه، وصیت کرد که چون درگذشتم ابوجعفر امام باقر(علیه السلام) بر پیکرم نماز بخواند.

شب به نیمه رسید و حال زارش آماده کوچیدن گردید و خلاصه دار دنیا را وداع گفت، صبح هنگام بود که اهل او در مسجد شدند و خدمت امام رسیدند و حضرت را از مضمون وصیت اخبار نمودند، حضرت مشغول تعقیب نماز بود و ذکر می‌گفت، به آنان فرمود او نمرده است بروید و  شتاب نکنید، تا من نزد شما بیایم.

از وقایع دیگری که در این ماه بزرگ به وقوع پیوست شهادت امام هادی علیه السلام در روز سوم این ماه است و شیعه هنوز داغدار مصیبت هتک حرمت حرم شریف آن امام همام و فرزند برومندش می باشد. مصیبتی سخت، جانکاه و مالامال از بغض و کینه نسبت به دشمنان اهل بیت علیهم السلام.

پس حضرتش برخواست وضو و طهارت را تجدید فرمود و دو رکعت نماز خواند و دست‌ها را به دعا برداشت، سپس به سجده رفت تا آفتاب برآمد، آنگاه به خانه مرد شامی؛ نزول اجلال فرمود و بر بالین او نشست و صدایش زد وی پاسخ سلام امام را داد حضرتش او را  نشانید و پشتش را به دیوار تکیه داد و شربتی طلبید و به دهان وی ریخت و به بستگانش فرمود غذای سرد به او بخورانند و خود بازگشت، دیری نپائید که مرد شامی شفا یافت و به نزد امام آمد و عرض کرد، گواهی می‌دهم که تو حجت خدا بر مردمانی.

 

مهارت امام در تیراندازی

آورده‌اند که هشام خلیفه بناحق اموی حضرت باقر العلوم و فرزندش صادق آل محمد(صلی الله علیه و آله) را به شام طلبید تا آزارشان دهد، در این سفر بی‌حرمتی‌ها به حضرتش روا داشت و در بارگاه ستمکارنه اش، از حضرت باقر خواست تا تیر به کمان نهد و همراه امویان حاضر در مجلس تیراندازی فرماید و از این راه نیز به سخره حضرت اشتغال ورزد ، حضرت که در بدو امر، استنکاف می‌فرمود، لاجرم تیر و کمان را بستاند و نه تیر به هدف پرتاب نمود و هر تیر بر روی تیر دیگر فرو می‌نشست و موجب شگفتی حاضران گردید و هشام از فرط ناخشنودی بستوه آمده بود، به امام عرض کرد پسر عمو نمی دانستم چنین مهارتی در پرتاب تیر داری .

 

ضرب سکه های اسلامی به فرمان امام باقر(علیه السلام)

ضرب سکه‌های اسلامی در زمان عبدالملک مروان به دستور و راهنمایی امام باقر صورت گرفت، پیش از آن، ضرب این سکه‌ها در بلاد باختر، توسط رومیان صورت می‌گرفت امام دستور دادند سکه‌هایی ضرب شود که در یک روی آن سوره توحید و در روی دیگر آن نام پیامبر درج گردد و هر ده درهم، هفت مثقال شود از سه نوع سکه و نیز فرمان داد تا شهری که در آن سکه می‌زنند و همچنین تاریخ ضرب را بر روی سکه‌ها درج نمایند.

 

شهادت امام ابو الحسن علی بن محمد هادی نقی (علیهماالسلام)

از وقایع دیگری که در این ماه بزرگ به وقوع پیوست شهادت امام هادی علیه السلام در روز سوم این ماه است و شیعه هنوز داغدار مصیبت هتک حرمت حرم شریف آن امام همام و فرزند برومندش می باشد. مصیبتی سخت، جانکاه و مالامال از بغض و کینه نسبت به دشمنان اهل بیت علیهم السلام.

آن گرامی نیز سراسر زندگیش مبارزه و مجاهده و بردباری در راه خدا بود تا درخت مشکفام ولایت و توحید در سایه این مجاهدتها تنومندتر گردید آن امام همام در نیمه ذی الحجه سال 212 هجری قمری در محلی به نام "صریا"  در اطراف مدینه؛ جهان را منور به نور وجود خویش گردانید ، او ابوالحسن علی بن محمد مشهور به هادی و نقی است که در هشت سالگی به منصب الهی امامت نائل گردید، آنان که امام را دیده‌اند نقل کرده‌اند: آن گرامی قامتی متوسط سیمایی سپید، آمیخته به سرخی و چشمهایی درشت، ابرویی گشاده و چهره‌ای شاداب و دلگشا داشت و زندگی آن امام همام همگام با خلافت ناحق 7 خلیفه عباسی بود و در زمان متوکل امام را به دستور آن طاغوت از مدینه به سامرا تبعید کردند و در زمان معتز عباسی به شهادت رسید و شهادت حضرت در روز سوم رجب سال 254 هجری قمری در سن 42  بوده  است، درود پیوسته  خدا بر او باد.

راستی رجب المرجب یعنی چه ؟ از آن رو به این ماه رجب می‌گویند که به تنهایی مقام بلند و با عظمتی دارد و از آن سو بدان مرجب می‌گویند که علاوه بر این که خود  ماه با عظمتی است و اصالتاً دارای عظمت رتبه است؛ چون عظمت او با ایام الهی دیگری که در این ماه مبارک حادث گردیده در آمیخته "مرجب"  نیز نام گرفته است.

میلاد با سعادت نهمین اختر آسمان امامت دهم ماه رجب

اما اتفاق فرخنده و میمون دیگری که در دهم این ماه و به سال 195 هجری قمری رخداد، میلاد امام نهم شیعیان است و حضرت ابوجعفر محمد بن علی مشهور به جواد و تقی پای ذی جود خویش به عرصه وجود نهاد.

نام مادر گرامیش سبیکه بود که حضرت امام رضا علیه السلام پدر گرامی امام جواد نام او را خیزران نهاد، آن بانوی گرامی از خاندان ماریه قبطیه همسر گرامی رسول خداست.

 

ارسال درود حضرت موسی بن جعفر بر مادر حضرت جواد الائمه (علیه السلام)

در خبر است که قبل از این که این بانوی بزرگ به منزل امام علی بن موسی الرضا راه یابد امام موسی بن جعفر جد گرامی حضرت جواد الائمه خصوصیات او را بیان فرموده بود و توسط یزید بن سلیط بر او درود فرستاده بود و تا در زمانی که امام موسی بن جعفر(ع) در قید حیات نبودند به آن بانوی بزرگ درود رساند. زندگی آن حضرت از ابتدا و حتی در اقوام شیعه و نزدیکان حضرتش با فراز و نشیب‌هایی روبرو بوده است که اشارت به برخی آنها نیازمند مجال دیگری است، آورده‌اند در همان حداثت سنی که به امامت رسید با بیان مسائل و پاسخ به معضلات علم، موجب شگفتی دوست و ناآشنا می‌گردید.

 

قضیه ازدواج امام جواد با دختر مامون عباسی

مأمون عباسی پس از آن که حضرت امام رضا را به شهادت رساند از شورش علویان بیم داشت و حکومت خویش را در بوته براندازی می دید، لاجرم به حیله‌ای دیگر متوسل شد و دختر خود  "ام فضل"  را در کابین نکاح حضرت جواد الائمه درآورد این اتفاق یکسال پس از شهادت حضرت امام رضا رخداد. معتصم عباسی با توطئه‌ای از پیش تعیین شده، امام جواد را در سال 220 مسموم نمود و به شهادت رساند و حضرت در قبرستان قریش بغداد که هم اکنون کاظمین نام دارد در کنار جد گرامی خویش حضرت موسی بن جعفر علیهم السلام در دل خاک آرمید.

 

گل

ولادت خورشید تابناک هستی مولی المتقین در دل کعبه  

مهمترین رخداد این ماه که حقیقت آن را دو چندان نموده است ولادت بهترین اوصیاء و دومین اختر آسمان ولاء و انگیزه دیگر آفرینش، حضرت اسد الله الغالب امیر المؤمنین امام علی ابن ابی‌طالب علیهماالسلام است که زبان‌ها از بیان وصفش الکنند و قلم‌ها همه شکسته،‌ بدان سان که در وصف او شافعی که پیشوای سنی مذهبان است گفته «و مات الشافی و لیس یدری علیا ربه ام ربه الله» مرگ شافعی فرا رسید و نفهمید علی پروردگار اوست یا خدای بزرگ .

علی نخستین کسی است که دعوت پیامبر را لبیک گفت و اسلام خویش را آشکار ساخت .

علی قهرمان نام آور معرکه بدر است.

علی بود که در رزمگاه احد در کنار پیامبر جانفشانی کرد و زخمهای بسیار بر پیکر مبارکش رسید.

علی نام آور جنگ خیبر است.

علی پهلوان بزرگ حرب خندق است.

علی جانفشان شب مبیت.

علی همسر زهراای بتول .

 علی باب حسن و حسین دو جوان بهشتی و دو سبط پیامبر گرامی اسلام .

علی پدر زینب .

علی بت شکن همه عصرها و نسل‌ها.

علی آزادی بخش دلها از قفس بندگی هواهای نفسانی و شیطانی.

علی آقا، علی مولا، علی مظلوم ، علی عالم، علی اعلم، علی حیدر، علی کرار، علی غالب، علی هادی، علی ابو الایتام .

مالک پیشوای دیگر اهل سنت خطاب به امام علی ابن ابیطالب می‌گوید: «اباحسن لو کان حبک مدخلی جهنم کان الفوز عند حجیهما»؛ ای ابوالحسن اگر دوستی تو مرا به جهنم می‌برد حتماً نائل شدن به فوز عظیم در کنار زبانه های آتش جهنم است.»

در وصف او حقیقتاً زبان قاصر است و ناتوان و هر چه بگوئیم بر غبار معرفت او افزون خواهد شد تنها باید بگوئیم که علی علی است و فاطمه فاطمه است.

مهمترین رخداد این ماه که حقیقت آن را دو چندان نموده است ولادت بهترین اوصیاء و دومین اختر آسمان ولاء و انگیزه دیگر آفرینش، حضرت اسد الله الغالب امیر المؤمنین امام علی ابن ابی‌طالب علیهماالسلام است که زبان‌ها از بیان وصفش الکنند و قلم‌ها همه شکسته.

شهادت ابوالائمه الشهداء حیدر کرار علی عالی (علیه السلام)

حضرتش در 13 رجب ده سال قبل از بعثت پیامبر در خانه کعبه از فاطمه بنت اسد زاده شد و در دامان پیامبر اسلام از ارکان بلند توحید گردید، آن حضرت 63 سال درازای عمر شریفش بود و مدت امامتش حدود سی سال و خلافت ظاهریش حدود 5 سال است، آن امام بزرگ به ضرب اشقی الاشقیا ابن ملجم مرادی در سحر 19 رمضان سال 40 هجری قمری توسط ضربتی مسموم که بر سر مبارکش فرود آمد مجروح گردیدند و در سحرگاه  21 ماه مبارک رمضان به شهادت نائل و به خدای کعبه سوگند که رستگار شدند  و در غربت و مظلومیت، دل خاک را به وجود مبارک خویش معطر گرداندند و به لقاء رب شتافتند و فائز شدند و در وادی غری و نجف اشرف، تشنگان وادی توحید و ولایت از سرچشمه سراسر عظمت و پر تلاطم او در همیشه تاریخ سیر آب می‌شوند.

 

زینب دختر فاطمه و علی به سوی خدا پر می کشد

رخداد تلخ دیگر این ماه، وفات پیام آور کربلا حضرت زینب کبرا سلام الله علیها است. حضرت زینب در سال ششم هجری قمری پس از صلح حدیبیه و ? سال بعد از تولد حضرت امام  حسین  متولد شد.

 

ازدواج حضرت زینب

این بانوی بزرگ اسلام، پس از آن که به سن ازدواج رسید، به همسری برادرزاده رسول گرامی اسلام، عبدالله فرزند شهید بزرگ اسلام، جعفربن ابیطالب، همو که همراه با ملائکه به اسمانها پر کشید و به جعفر طیار معروف گردید، درآمد. حضرت زینب پس از واقعه کربلا، پس از چند روز توقف در دمشق، همراه سایر زنان و کاروان اسرای کربلا به مدینه بازگشت.

در واقعه شهدای حره در سال?? هجری و شهادت عده ای از مسلمانان توسط یزید بن معاویه و یا سال قحطی مدینه، همراه با شوهر خود عبدالله بن جعفر که در دمشق زمین‌هایی داشت به این شهر مهاجرت و در ?? رجب همان سال در آنجا درگذشت.

 

مزار حضرت  زینب(سلام الله علیها)

روستایی که  مزار حضرت  زینب(سلام الله علیها) در آن روستا قرار دارد، در گذشته به راویه و اکنون به زینبیه مشهور است. در حال حاضر این قریه به شهر متصل و در هفت کیلومتری شرق دمشق قدیم به طرف فرودگاه واقع می‌باشد.

در خیابان اصلی این شهرک از دور، گنبد و ماذنه‌های مقبره او دیده می‌شود. گنبد ساختمان طلائی است و در سمت شرقی و غربی آن دو مناره کاشی کاری شده قرار دارد.

در مدخل در غربی مزار حضرت زینب(سلام الله علیها) و سمت راست آن داخل اتاق کوچکی سه مقبره دیگر وجود دارد که یکی از آنها مقبره آیت الله سید حسین یوسف مکی عاملی متوفی ???? و دیگری محسن امین عاملی، صاحب تالیف معروف اعیان الشیعه و سومین آنها نیز دختر میرزا تقی بهبهانی می‌باشد.

فضای مزار حضرت زینب(سلام الله علیها) و صحن آن بصورت مربع مستطیل می‌باشد که شبستان و گنبد و حرم در وسط آن قرار گرفته و دارای چهار در ورودی می‌باشد سقف شبستان و مقبره از سه قسمت تشکیل شده که به صورت پله‌ای بر روی هم قرار دارند و گنبد نیز در وسط آن قرار یافته‌است. بر روی این گنبد جملاتی از قرآن نوشته شده و طلاکاری آن در سالهای اخیر به وسیله ایرانیان  انجام شده ‌است.

در سمت شرق مجموعه، مصلای زینبیه به همت مرحوم آیت الله فهری زنجانی نماینده حضرت امام خمینی در سوریه ساخته شده و مراسم نماز جماعت، دعای کمیل و نمازجمعه در آن برقرار می‌گردد. این شبستان بسیار بزرگ می‌باشد. مساحت کل مجموعه حدود ده هزار متر مربع است. در مقبره جمعا ??? اتاق وجود دارد که ?? اتاق آن در صحن بزرگ و بقیه در صحن دوم و حسینیه‌های اطراف است. 

و بدینسان محمد به پیامبری مبعوث شد و دگرباره رجب، مرجب گردید و عظیم معظم و آن سان بود که تشنگان چشمه های معرفت و معنویت با آوازی بلند گفتند که (این الرجبیون) و ما در انتظار ظهور وارث بعثت رجب و والی ولایت توحید، چشم هایمان سفید شد و بازهم انتظار .

مزار حضرت زینب(سلام الله علیها) در وسط حرم با ضریحی نقره‌ای و اطراف آن هشت ستون کاشی کاری شده که گنبد بر آن استوار گردیده است، وجود دارد. دیوارهای مقبره تا نصف آن سنگ سفید و بقیه آئینه کاری بوده و نمونه ای از هنر و معماری ایرانی اسلامی است. بنای داخل و خارج ساختمان و همچنین مناره‌ها و گنبد از حدود بیست سال پیش است ولی توسعه‌های اطراف صحن و تزئینات آنها همگی از سوی جمهوری اسلامی انجام شده‌است.

 

نگرشى بر زندگى امام كاظم علیه السلام

شهادت امام موسی کاظم علیه السلام

از دیگر رخدادهای تلخ این ماه بزرگ شهادت حضرت امام موسی بن جعفر در زندان سندی بن شاهک است. امام موسی کاظم علیه السلام در تاریخ 7 صفر 128 و یا 129 قمری در ابواء در سرزمینی بین مکه و مدینه پای به عرصه وجود نهادند و به دنیا آمدند، مادر گرامیش حمیده اهل اندلس و یا اسپاینا فعلی است دختر صاعد بربری معروف به مصفا، آن امام همام 5 و یا 7 سال در زندان بغداد به دستور هارون الرشید محبوس بودند و در روز جمعه 7 صفر و یا 25 رجب المرجب سال 183 هجری قمری  به شهادت رسیدند ، مدت خلافتشان از سال 148 تا 183 یعنی 23 سال و دو ماه و 18 روز می باشد پس از شهادت و تشییع در بغداد در باب التین بغداد و کاظمین فعلی در دل خاک آرمیدند به فدای او باد وجود نالایقم .

در خبر است که ابو علی شقیق بن ابراهیم ادهم بلخی ازدی از عرفای نامدار شیعه چنین حکایت کرده است: سال 149 هجری از بلخ آهنگ سفر قبله نمودم به قادسیه رسیدم، دیدم کاروانی عازم سفر مکه است با آنان همسفر شدم در میان قافله نگاهم به سیمای جوانی افتاد که مرا شیفته خویش ساخت، چهره‌اش زرد و گندمگون، جامه‌ای پشمینه بر دوش داشت و شالی بر شانه وی آمیخته بود، نعلینی در پایش بود و از کاروان کناره می‌گرفت، با خود گفتم این جوان از فرقه صوفیه است و داب آنان بر این است که همواره چنیند، گفتم نزد وی روم و او را سرزنش کنم، به سوی او روان شدم، وقتی به چند قدمی وی رسیدم نگاه بلندی کرد و گفت: "یا شقیق اجتنبو کثیراً من الظن ان بعض الظن اثم"؛ یعنی ای شقیق بلخی از بسیاری گمانها بپرهیز بدرستی که برخی از گمانها گناهند.

این جمله را فرمود و رفت، از گفته او سخت مات و مبهوت شدم گفتم عجیب است آنچه در ضمیر داشتم او هویدا ساخت و پرده برداشت و نام مرا نیز ذکر کرد! این جوان کسی نیست مگر از مردان خدا و از بندگان صالح و از شش ابرار روزگار می‌باشد، دنبال او رفتم هرچند قدم بر می‌داشتم به گرد پای او نمی‌رسیدم ناگاه از نظرم ناپدید شد و دیگر او را ندیدم.

رو به سوی کعبه می‌رفتیم تا به منزل واقصه رسیدیم ناگاه دیدم همان جوان در حال نماز است، از شدت ترس از خدا تمام اعضای بدنش می‌لرزد و اشک از دیدگانش جاری بود. گفتم این همان گم شده من است که دنبالش بودم گفتم بروم از او معذرت بخواهم. صبر کردم تا نمازش را تمام نمود، آنگاه خدمت او بار یافتم و او خطاب به من فرمود: "یا شقیق انی لخفار لمن تاب و آمن و عمل صالحاً ثم اهتدی"؛ یعنی ای شقیق هر آینه من بسیار بخشنده‌ام هر آن کس را که توبه نموده و پشیمان شود و ایمان آورد و عمل نیک انجام دهد سپس هدایت را قبول نماید.

 

جریان بالا آمدن دلو از چاه

این جمله را که گفت به راه خود ادامه داد، با خود گفتم این جوان باید از ابدال و زاهدان نمونه روزگار باشد که باز مرا به اسم خواند در حالی که من در بلخم و او عرب است و آنچه در دلم بود برملا ساخت، تا اینکه بار سوم او را در منزل «زباله» در راه مکه دیدم در حالی که دلوی در دست داشت و لب چاهی ایستاده بود می‌خواست آب بکشد ناگاه دلو از دستش به داخل چاه افتاد دیدم سر به آسمان برداشت و این شعر را زمزمه می کرد: انت ربی اذا ظمئت الی الماء و قوتی اذا اردت طعاماً: تو پروردگار منی آن هنگام که تشنه آب باشم و توان من آن هنگام که قوتی بخواهم خدا این دلو را به من بازگردان.

 این خاندان خاندانی هستند که دانش‌هایشان وصل به منبع لایزال الهی است کرامتشان از کرم او آمده است، آنانند که ریشه‌های کرامتند و خزانه‌های غنی علم و دانش، در خاندان آنان است که فرشتگان الهی آمد و شد داشته‌اند و همه این فضائل محموده و حضائل ستوده  از بعثت نبی اکرم آغاز گردیده  که آن روز نیز بیست و هفتمین روز همین ماه مبارک یعنی رجب المرجب  است .

شقیق می‌گوید به خدا سوگند دیدم آن چاه جوشیدن گرفت آمد و آمد تا به چاه رسید، جوان دست انداخت و دلو خود را برداشت پر از آب کرد و وضو گرفت چهار رکعت نماز بجای آورد، شگفت آورتر اینکه به جانب تل ریگی رفت و مقداری از آن ریگها را برداشت و در دامن کوهی انداخت دیدم آب جریان پیدا کرد و بیاشامید نزدیک رفتم، سلام کردم او جواب سلامم را داد، عرض کردم از آنچه خدا به تو رحمت کرده قطره‌ای به من نیز عنایت فرما، آنگاه فرمود ای شقیق همیشه رحمت خداوند در ظاهر و باطن با ما بوده، پس به پروردگارت خوش بین باش  .

سپس دلو را به من داد. مقدار آبی آشامیدم، دیدم از شهد شیرین‌تر است به خدا سوگند که تا آن وقت، شربتی شیرین‌تر و لذیذتر و خوشبوتر از آن نیاشامیده بودم، تا چند روز دیگر میل به آب و غذا نداشتم.

دیگر آن جوان برومند و بزرگوار را ندیدم، تا وارد سرزمین مکه شدم، نیمه شبی او را در قبه السراب مشغول نماز دیدم در حالی که پیوسته اشک می‌ریخت و ناله می‌کرد و باخشوع تمام نماز می‌خواند تا اینکه صبح صادق رسید، آنگاه روی سجاده نشست، همواره تسبیح خدا می‌گفت، نماز صبح را خواند و پس از آن هفت بار به گرد خانه خدا شد، نماز خواند و بیرون رفت و من او را تعقیب می‌کردم، دیدم اطراف او را انبوهی از غلامان ، ندیمان و مردان گرفته‌اند، در شگفت شدم که آن جوان آرام اینهمه خدم و حشم دارد از شخصی پرسیدم مگر این جوان کیست که اینهمه کرامت دارد و گرداگرد او مردانی انبوهند آن شخص گفت او موسی ابن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی ابن ابیطالب علیهم السلام  است. گفتم این عجایب خاطراتی که من از او دیدم اگر از کسی دیگر ظهور و بروز می‌کرد هرگز قبول نمی‌کردم ولی آنچه از این جوان سرزده است شگفتی ندارد.

بلی این خاندان خاندانی هستند که دانش‌هایشان وصل به منبع لایزال الهی است کرامتشان از کرم او آمده است، آنانند که ریشه‌های کرامتند و خزانه‌های غنی علم و دانش، در خاندان آنان است که فرشتگان الهی آمد و شد داشته‌اند و همه این فضائل محموده و حضائل ستوده  از بعثت نبی اکرم آغاز گردیده  که آن روز نیز بیست و هفتمین روز همین ماه مبارک یعنی رجب المرجب  است .

 

و اینک بعثت بزرگترین پیامبر الهی و خاتم پیام آوران پیشین

حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) 40 سال در میان اجتماعی بی‌سرپرست و لجام گسیخته می‌زیست که آثار تمدن و انسانیت در آن به چشم نمی‌خورد و این آشفتگی روح لطیفش را می‌آزرد.

محمد در آن ظلمت سرا جز جهالت چیزی نمی‌دید، چون به کعبه می‌شد به جای پرستش خدا پرستش بتها را می‌دید، زنان در نازل ترین مراتب انسانیت، مردان در پست‌ترین پله‌های مروت، تهیدستان در تنگدستی کشنده و محمد بر همه این بی‌سامانی‌ها اندوهگین و فقط به کوه حرا می‌رفت و با حزن به نظاره آثار رحمت خدا می‌نشست و به آفرینش آفریدگار و آفریدگان چشم می‌دوخت.

روزی در کوه حرا بود که ناگهان فرشته وحی بر او نازل شد و گفت بخوان. محمد گفت چه بخوانم و به حالتی شگفت فرو رفت. دوباره همان صدای آشنا بلندتر گفت بخوان ای محمد و در مرتبه سوم تکرار کرد بخوان بنام پروردگارت که آفرید، آفرید انسان را از خون بسته شده، بخوان و خداوند تو از همه کریمتر است خدایی که نوشتن را تعلیم داد و به انسان آنچه نمی‌دانست آموخت شور و هیجان زاید الوصفی سراسر وجودش را فرا گرفت زیرا که با عالم ‌بالا و با ملکوت اعلی خو گرفته بود و هیچ اضطرابی در قاموس وجودش مفهوم نداشت هر چه بود اطمینان و آرامش بود.

    و بدینسان محمد به پیامبری مبعوث شد و دگرباره رجب، مرجب گردید و عظیم معظم و آن سان بود که تشنگان چشمه های معرفت و معنویت با آوازی بلند گفتند که (این الرجبیون) و ما در انتظار ظهور وارث بعثت رجب و والی ولایت توحید، چشم هایمان سفید شد و باز هم انتظار .

بر تمام رهروان و منتظران بدرود 

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 18:11 توسط کامبیز |

آژیر خطر ابلیس

شیطان

از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:

وقتی که این آیه بر پیامبر نازل شد:" والذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم ومن یغفر الذنوب الا الله ولم یصروا علی ما فعلوا وهم یعلمون"(135/آل عمران) (1)

ابلیس(پدر شیطانها) سخت ناراحت گردید. بالای کوهی در مکه به نام "ثور" رفت و آژیر خطرش بلند شد و همه یارانش را به تشکیل انجمن خود دعوت نمود. همه ی بچه شیطانها جمع شدند. ابلیس، نزول آیات فوق را به اطلاع آنان رساند و اظهار نگرانی کرد واز آنها کمک خواست.

یکی از یاران او گفت:

من با دعوت نمودن انسانها از این گناه به آن گناه، اثر این آیه را خنثی می کنم.

ابلیس سخن او را نپذیرفت. دیگری پیشنهادی شبیه به اولی کرد ولی باز مورد پذیرش ابلیس قرار نگرفت.

تا اینکه از میان شیطانها، شیطان کهنه کاری به نام "وسواس خناس" گفت:

پیشنهاد من این است که فرزندان آدم را با وعده ها و آرزوهای طولانی آلوده به گناه می کنم (و می گویم که الان برای توبه کردن زود است و فرصت توبه بسیار است) وقتی که مرتکب گناه شدند خدا را فراموش کرده و بازگشت به سوی خدا (=توبه) از خاطر آنان محو می گردد.

ابلیس گفت:

مرحبا! راه همین است. سپس این ماموریت را تا پایان دنیا به او سپرد.(2)

-------------------------------------

پی نوشت ها:

1- آل عمران/135،(و آنها که وقتی مرتکب عمل زشتی شوند یا به خود ستم کنند به یاد خدا می افتندو برای گناهان خود طلب امرزش می کنند- و کیست جز خدا که گناهان را ببخشد؟- وبر گناه اسرار نمی ورزند با اینکه می دانند.

2- ر.ک: داستانهای صاحبلان، 1/151-150ف به نقل از امالی صدوق، وسائل الشیعه11/353، باب 85، ج7.

+ نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 12:22 توسط کامبیز |

بیوگرافی شیطان

شیطان

شیطان، نخستین كسى بود كه بعضى كارها را مرتكب شد و پیش از او كسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از این قرارند:

- اولین كسى كه قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاك در حالى كه آتش از خاك بالاتر است .(1)

- اولین كسى كه در پیشگاه با عظمت الهى تكبر نمود و به دستور خالق خود عمل نكرد.(2)

- اولین كسى كه كه معصیت و نافرمانى خدا را كرد و آشكارا با او مخالفت نمود.(3)

- اولین كسى كه به دروغ گفت : خدا گفته از این درخت نخورید، چون درخت جاوید است و اگر كسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شریك مى شود.(4)

- اولین كسى كه كه قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصیحت مى كنم .(5)

شیطان اولین كسى است كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت

- اولین كسى كه نماز خواند و یك ركعت آن چهار هزار سال طول كشید.(6)

- اولین كسى كه كه غنا و آواز خواند، همان زمانى كه آدم علیه السلام از درخت نهى شده خورد.(7)

- اولین كسى كه نوحه خواند و گریست ؛ چون او را به زمین فرستادند، به یاد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گریه كرد.

- اولین كسى كه لواط كرد آنگاه که به میان قوم لوط آمد.(8)

- اولین كسى كه دستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم علیه السلام را با آن در آتش اندازند.

- اولین كسى كه دستور ساختن نوره را در زمان حضرت سلیمان داد، براى این كه موهاى اضافى پاى بلقیس پادشاه سبا را از بین ببرند.(8)

- اولین كسى كه دستور ساختن شیشه را داد تا حضرت سلیمان علیه السلام آن را روى خندق گذارد و بلقیس را آزمایش كند.(9)

- اولین كسى كه عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!

- اولین كسى كه به خداى خود اعتراض كرد.(10)

- اولین كسى كه شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق كرد.(11)

- اولین كسى كه كه سحر و جادو كرد و آن دو را به مردم یاد داد.(12)

- اولین كسى كه براى زیبایى ، زلف گذاشت .(13)

اولین كسى كه شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق كرد.

- اولین كسى كه نقاشى كرد و چهره كشید.(14)

- اولین كسى كه آتش حسدش شعله ور شد.(15)

- اولین كسى كه به ناحق مخاصمه و جدال كرد.

- اولین كسى كه خداى تعالى به او لعنت نمود( و از ناراحتى فریاد كشید.(16)

- اولین كسى كه به خدا كفر ورزید.(17)

- اولین كسى كه گریه دروغى نمود.(18)

- اولین كسى كه عبادت و خلقت خود را ستود.

- اولین كسى كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت .(19)

-----------------------------------------

پی نوشت ها:

1-اعراف (7)، آیه 12.

2-تفسیر قمى ، ص 32، بحار، ج 60، ص 274؛ المیزان ، ج 8، ص 59.

3- حجر(15)، آیه 31.

4- طه (20)، آیه 20.

5- اعراف (7)، آیه 21.

6- نهج البلاغه ، خطبه قاصعه .

7- تفسیر عیاشى ، ج 1، ص 4، بحار، ج 60، ص 199، 219.

8-علل الشرایع ، ج 2، ص 233، بحار، ج 93، ص 306.

9- بحار، ج 14، ص 112.

10- سوره نمل ، آیه 44.

11- كتاب سلیم بن قیس .

12- بقره (2)، آیه 102.

13- كتاب ابلیس ، ص 164 و 165.

14- مكاسب ، شیخ انصارى ، مكاسب محرمه .

15- در المنثور، ج 1، ص 51؛ خصال ، ج 1، ص 50؛ بحار، ج 60، ص 222 و 281.

16- ص (38)، آیه 78.

17- ص (38)، آیه 74.

18- تفسیر عیاشى ، ج 1، ص 40؛ خصال ؛ ج 1، ص 50؛ بحار، ج 60؛ ص 199، 219.

19- مائده (5)، آیه 89.

+ نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 12:16 توسط کامبیز |

يازده عمل شيطان کوب

شيطان

روزي پيامبر(ص) شيطان را در مسجد الحرام ديد، پيش او رفت و گفت: «اي نفرين شده، چرا ناراحتي؟».

شيطان گفت: «از دست تو و امت تو ناراحتم».

حضرت فرمود:«چرا از من ناراحتي؟»

شيطان گفت: «چون اين همه تلاش مي‌كنم كه مردم را گمراه كنم،ولي تو در قيامت از آنها شفاعت مي‌كني و تمام زحمات مرا به هدر مي‌دهي،به همين جهت با تو دشمنم و از تو بدم مي‌ايد».

حضرت فرمود: «از دست امتم چرا ناراحتي؟»

شيطان گفت: امت تو خصوصياتي دارند كه امتهاي ديگر ندارند:

اول: وقتي به هم مي‌رسند،سلام مي‌كنند؛سلامي كه اسم خداست و من از اين اسم مي‌ترسم.

دوم : چون همديگر را مي‌بينند،به يكديگر دست مي‌دهند و تا دست‌هايشان از هم دور نشده است، گناهانشان بخشيده مي‌شود.

در ميان نمازها،به نماز صبح خيلي سفارش شده و دليل آن اين است كه در هنگام شب،فرشتگان شب،نزد انسان هستند و اعمال شب را مي‌نويسند و هنگامي كه اذان صبح را مي‌دهند،جاي خود را به فرشتگان روز مي‌دهند.پس اگر نماز صبح را بخوانيم،در دو پرونده ثبت مي‌شود؛

سوم: وقتي غذا مي‌خورند،«بسم الله…» مي‌گويندو اين باعث مي‌شود، ديگر نتوانم غذا بخورم و گرسنه بمانم.

چهارم:بعد از غذا خوردن«الحمدلله» مي‌گويند.

پنجم:هر زمان كه نام تو آورده شود،بلند صلوات ختم مي‌كنند و آنقدر ثواب آن زياد است كه من فرار مي‌كنم.

ششم: زماني كه مي خواهند كاري كنند،«ان شاء الله» مي‌گويند و به همين دليل،من ديگر نمي‌توانم در كارهايشان مداخله كنم و آنها را بر هم زنم.

هفتم: آنهاصدقه مي‌دهند وبه اين وسيله،هم گناهانشان آمرزيده مي‌شود و هم هفتاد نوع بلا را از خود دور مي‌كنند.نبي اكرم(ص) فرمودند:«وقتي انسان دستش را به منظور خارج كردن صدقه،در جيبش فرو مي‌برد،هفتاد شيطان دست او را مي‌گيرند؛ تا او را منصرف نمايند و نگذارند كه او صدقه بدهد».

هشتم:قرآن مي‌خوانند و در خانه‌اي كه قرآن خوانده مي‌شود،ديگر جايي براي من نمي‌ماند؛زيرا در آن خانه ملائك رفت و آمد دارند.

نهم:مرا زياد لعنت مي‌كنند و وقتي مرا لعنت مي‌كنند،يك زخم بر بدنم مي‌افتد و تا زماني كه همان شخص را به گمراهي نكشانم، آن خوب نمي‌شود.

دهم:وقتي گناهي مرتكب مي‌شوند،سريع‌تر توبه مي‌كنند و زحمات مرا به هدر مي‌دهند.

يازدهم: بعد از عطسه كردن، «الحمدلله»مي‌گويند.

حضرت فرمودند: عطسه از طرف خدا و خميازه از طرف شيطان است. وقتي كسي عطسه كرد،بايد الحمدلله بگويد و حق مسلمان بر گردن ديگري است كه اگر كسي را ديد كه عطسه مي‌كند،بگويد يرحمكم الله .زماني كه انسان نماز مي‌خواند، شيطان از او دور مي‌شود و به ويژه،اگر سجده نمازش طولاني شود،شيطان،از روي ناراحتي فرياد مي‌كشد. حضرت امام صادق(ع) فرمودند: « هر كس نماز نخواند،از شيطان پست‌تر و خبيث‌تر است، چون شيطان يك خطا كرد و آن هم اينكه بر آدم سجده نكرد،ولي انساني كه نماز نخواند،برخدا سجده نكرده است».

از پيامبر(ص) روايت شده است:«هر كس، بعد از نماز،تسبيحات حضرت زهرا(س)(34 مرتبه الله اكبر، 33 مرتبه الحمدلله، 33 مرتبه سبحان اللّه) را،در حالي كه آنها را با انگشتان دست مي‌شمارد،بر زبان جاري سازد، همان دستهايش او را روز قيامت شفاعت مي‌كنند.

حضرت محمد(ص) فرمودند:«مجوز عبور از پل صراط نماز است».و نيز فرمودند:«اگر نماز مؤمن قبول شود،بقيه اعمال او نيز مورد قبول درگاه الهي مي‌باشد،ولي اگر نمازش قبول نشود،بقيه اعمالش نيز قبول نخواهد شد».در ميان نمازها،به نماز صبح خيلي سفارش شده و دليل آن اين است كه در هنگام شب،فرشتگان شب،نزد انسان هستند و اعمال شب را مي‌نويسند و هنگامي كه اذان صبح را مي‌دهند،جاي خود را به فرشتگان روز مي‌دهند.پس اگر نماز صبح را بخوانيم،در دو پرونده ثبت مي‌شود؛ فرشتگان شب آن را به عنوان آخرين عمل و فرشتگان صبح، آن را به عنوان اولين عمل در پرونده خود ثبت مي‌كنند و همچنين،از امام صادق(ع) نقل شده است: از صفات مؤمن اين است كه بسم الله الرحمن الرحيم را در نماز بلند مي‌گويد. اگر آن را بلند نگوييم،شيطان تا پايان نماز ،بر روي شانه انسان مي‌نشيند و انسان را وسوه مي‌كند و نيز فرمودند:«هر كس،بعد از تكبير نماز و(قبل از شروع سوره حمد) اعوذ بالله من الشيطان الرجيم را بگويد، به اندازه هر مويي كه در بدن او وجود دارد، هزار حسنه براي او مي‌نويسند» .

از پيامبر(ص) روايت شده است:«هر كس، بعد از نماز،تسبيحات حضرت زهرا(س)(34 مرتبه الله اكبر، 33 مرتبه الحمدلله، 33 مرتبه سبحان اللّه) را،در حالي كه آنها را با انگشتان دست مي‌شمارد،بر زبان جاري سازد، همان دستهايش او را روز قيامت شفاعت مي‌كنند. انجام اين عمل با تربت كربلا نيز، در مفاتيح الجنان،سفارش شده و ثواب زيادي براي آن ذكر شده است.

منبع: مجله بشارت، شماره 65

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 20:12 توسط کامبیز |

مراد از شهر حصين
شعيب حداد، نقل مى كند كه شنيدم كه امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: حديث ما سخت است و كسى توان حمل آن را ندارد، جز ملكى مقرب يا پيامبرى ، مرسل ، يا بنده اى كه خداوند قلبش را براى ايمان امتحان كرده و يا.
پرسيدم : شهر حصين چيست ؟
فرمود: قلب مجتمع

منبع:فضایل و سیره چهارده معصوم در اثار علامه حسن زاده آملی

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 17:37 توسط کامبیز |

1 . امیرالمومنین علی (ع) :

کرم خداوند با حکمت او تضاد پیدا نمی کند ؛ از اینروست که هر دعایی مستجاب نمیشود.

                                                       غررالحکم . ح 3764

2 . امام سجاد (ع) :

 دعای مومن از سه حال خارج نیست ؛ یا برایش ذخیره میگردد ، یا در دنیا برآورده میشود ، یا بلایی را که میخواهد به او برسد دفع می کند.

                                                     بحارالانوار . ج 75 . ص 138

3 . امام صادق (ع) :

سلیمان بن داود (ع) به سبب بهره ای که از دنیا داشت ، آخرین پیامبری است که وارد بهشت میشود.

                                                       بحارالانوار . ج 14 . ص 74

4 . پیامبر اکرم (ص) :

همنشین خوب بهتر از تنهایی و تنهایی بهتر از همنشین بد است.

                                                       بحارالانوار . ج 71 . ص 189

5 . امام علی (ع) :

با روی خوش کسی را رد کنی بهتر از این است که وعده طولانی دهی.

                                                        غررالحکم . ح 8637 . ص 38

6 . امام باقر (ع) :

از ظلم کردن به کسی که در مقابل تو یاوری جز خداوند ندارد ، سخت دوری کن.

                                                         کافی . ج 2 . ص 33

7 . پیامبر اکرم (ص) :

ایمان به حرف و ادعا و آرزو نیست ، بلکه ایمان آن است که خالصانه در دل و جان قرار گیرد و اعمال هم آن را تائید کند.

                                                         میزان الحکمه . ج 1 .ص 360

8 . امام صادق (ع) :

بدخوئی چون سرکه که عسل را خراب می کند عمل را تباه می سازد.

                                                        کافی . ج 2 . ص 32

9 . امام صادق (ع) :

هر که میخواهد بداند چه منزلتی نزد خدا دارد ، بنگرد منزلت خداوند نزدش چگونه است.

                                                         بحارالانوار . ج 68 . ص 156

10 . پیامبر اکرم (ص) :

براستی که من از فتنه و آزمایش راحتی بر شما بیمناکترم تا آزمایش سختی ؛ شما به آزمایش سختی امتحان شدید و صبر کردید اما دنیا شیرین و خوش منظر است.

                                                        الترغیب و الترهیب . ج 1 . ص 184

11 . امام باقر (ع) :

خداوند برای دلها و بدنها کیفرهایی قرار داده است ، تنگی در معیشت ، سستی در عبادت و به هیچ بنده ای کیفری بدتر از قساوت قلب نچشانده است.

                                                        بحارالانوار . ج 75 . ص 176

12 . امام صادق (ع) :

هر که تو را گرامی داشت تو نیز او را گرامی بدار و هر که به تو بی احترامی کرد خودت را در مرتبه او قرار نده.

                                                        بحارالنوار . ج 71 . ص 167

13 . پیامبر اکرم (ص) :

اگر میخواهی گرامیت دارند نرم خو باش و اگر میخواهی خوارت کنند درشتی کن.

                                                        تحف العقول . ص 58

14 . امام صادق (ع) :

مومن کسی است که درآمدش پاک و حلال باشد ، زیادی مالش را انفاق کند و زیادی کلامش را نگه دارد.

                                                       کافی . ج 2 . ص 235

15 . امام علی (ع) :

هرگاه از کاری ترسیدی خود را در آن بینداز ؛ زیرا ترس از آن کار از خود کار بزرگتر است.

                                                         بحارالانوار . ج 68 . ص 262

16 . امام باقر (ع) :

محبوبترین اعمال نزد خداوند متعال ، کاری است که در آن مداومت ورزی ، هرچند اندک باشد.

                                                        کافی . ج 3 . ص 274

17 . امام هادی (ع) :

اعتبار مردم در دنیا به مال است و در آخرت به عمل.

                                                        کافی . ج 75 . ص 370

18 . پیامبر اکرم (ص) :

خداوند به مردی که از محرومیت خود از حج شکایت داشت فرمود : بر تو باد شرکت در نماز جمعه که حج مستمندان است.

                                                        میزان الحکمه .ج 1 . ص 360

19 . پیامبر اکرم (ص) :

بهترین صدقه ایثار شخصی تنگدست است به فقیری در نهان.

                                                       مستدرک الوسایل . ج 7 . ص 21

20 . امام حسین (ع) :

هر که با نافرمانی خود در پی کاری رود ، آنچه را امید میدارد بیشتر از دست میدهد و از آنچه میترسد زودتر گرفتارش میشود.

                                                      کافی . ج 2 . ص 373

21 . امام علی (ع) :

ایمان هیچ بنده ای راستین نمی شود ، مگر آنکه اعتمادش به آنچه نزد خداست از اعتمادش به آنچه در دست خود است بیشتر باشد.

                                                      شرح نهج البلاغه . ج 19 . ص 216

22 . امام علی (ع) :

سرآغاز نادانی ، دشمنی با مردم است.

                                                     غررالحکم . ح 5247

23 . پیامبر (ص) :

هر که از خدا صادقانه شهادت مسئلت کند ؛ خداوند او را به جایگاه شهیدان میرساند ، حتی اگر در بستر بمیرد.

                                                     بحارالانوار . ج 67 . ص 201

24 . پیامبر اکرم (ص) :

هر که مومنی را اندوهگین کند ، در مقابل همه دنیا را به او بدهد کفاره گناهان او نبوده و پاداشی بر کار خود نمی بیند.

                                                     مستدرک الوسایل .ح 10336

25 . پیامبر اکرم (ص) :

هر که با نگاهش مومنی را بترساند ، خداوند در روزی که سایه رحمتی جز سایه او نیست ؛ او را بترساند.

                                                    مستدرک الوسایل . ح 10511

26 . امام علی (ع) :

هیچ چیز مانند صبر و شکیبایی نیست که عاقبتی نیک و دلپذیر داشته باشد و بی ادبی را دفع کند و در رسیدن به مقصود هم یاری رساند.

                                                   میزان الحکمه . ج 1 . ص 96

27 . پیامبر اکرم (ص) :

 شما با دارایی خود نمی توانید دل همه مردم را بدست آورید ؛ پس دلشان را با اخلاقتان بدست آورید.

                                                   بحارالانوار . ج 68 . ص 383

28 . امام علی (ع) :

چقدر بین این دو کار تفاوت است : کاری که لذت و خوشی آن برود و کیفر آن بر جای ماند و کاری که رنج آن بگذرد و پاداشش بماند.

                                                نهج البلاغه . حکمت 121

29 . امام صادق (ع) :

دوست ندارم جوانی از شما را جز در یکی از دو حال ببینم ، یا عالم شده و یا در حال کسب علم.

                                             بحارالانوار . ج 1 . ص 170

30 . پیامبر اکرم (ص) :

مبادا ظلم کنید که دلهای شما را ویران میکند.

                                             مستدرک الوسایل . ج 12 . ص 10

 

31 . امام صادق (ع) :

هر که ما را پس از مردنمان زیارت کند گویی ما را هنگام زنده بودنمان زیارت کرده است.

                                                                      مستدرک الوسایل . ج 10 . ص 18

32 . رسول اکرم (ص) :

اگر خدا دری از شکر بر روی بنده باز کند ، در فزونی نعمت را بر او نمی بندد.

                                                                     کافی . ج 2 . ص 9

33 . امام علی (ع) :

از خطا و لغزشهای دیگران چشم بپوش تا بلندمرتبه گردی.

                                                                    غررالحکم و دررالکلم. ح4566

34 . امام علی (ع) :

حرص زدن روزی را زیاد نمی کند ولی قدر و منزلت را پایین می آورد.

                                                                  غررالحکم . ح 6615

35 . پیامبر اکرم (ص) :

برای هر حاجتی  حتی بند کفشتان دست دعا بسوی خداوند بلند کنید زیرا  تا او کاری را آسان نکند آن کار آسان و برآورده نشود.

                                                               مستدرک الوسایل . ج 5 . ص 172

36 . امام علی (ع) :

هرگاه به تو خوبی شد آنرا بگو و هروقت تو خوبی کردی آن را فراموش کن.

                                                            

                                                             مستدرک الوسایل . ج 12 . ص 36

37 . امام علی (ع) :

فرصت زود گذر است و دیریاب.

                                                            مستدرک الوسایل . ج12 . ص 9

38 . پیامبر اکرم (ص) :

هر کس بتواند کار حرامی را انجام دهد ولی آن را فقط بخاطر ترس از خدا رها کند خداوند در همین دنیا بهتر از آن را به او عوض دهد.

                                                              منتخب میزان الحکمه . ح 1517

39 . علی (ع) به کسی که گفته بود من از نماز شب محروم شده ام فرمود :

تو کسی هستی که گناهانت تو را به بند کشیده اند.

                                                             تهذیب الاحکام . ج 2 . ص 121

40 . پیامبر اکرم (ص) :

آنچه مردم را هلاک می کند عجله است و اگر مردم در کارهایشان درنگ میکردند هیچ کس هلاک نمیشد.

                                                           وسائل الشیعه . ج 27 . ص 128

 

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 11:55 توسط کامبیز |

این هم سایت ماسارو

شکل بلوری آب

در ذیل نکاتی از کتاب به همراه تطبیق آن با برخی از آیات و روایات و اشعار فارسی می آید . این نوشته هیچ گونه نظمی ندارد و صرفاً برای استفاده خودم تهیه شده است اما  شاید برای شما نیز مفید باشد . خواندن این کتاب را توصیه می کنم .

این دانشمند ژاپنی بر اثر آزمایشاتی که روی آب انجام داده است ، ثابت می کند که :

1.        آب بر اثر موسیقی تغییر شکل می دهد . ( شکل بلوری اش تغییر می کند )

2.        آب بر اثر دعا تغییر شکل می دهد . تاثیرات  دعا از راه دور و نزدیک ، دعای فردی و جمعی را بررسی می کند .

3.        تاثیر نوشته ها را بر روی آب بررسی می کند . جالب اینجاست که نوشته ها به زبان های مختلف تغییرات متفاوتی را ایجاد می کنند .

4.        واقع شدن آب در کنار گل و گیاه در شکل بلوری آن تاثیر می گذارد .

5.        حال که دو سوم بدن انسان آب تشکیل داده است ، ببینید چه تغییراتی در بدن انسان ایجاد می شود .

6.        خانمی ایرانی بنام حمیده بیطرف نیز مشابه این آزمایشات را انجام داده است که می توانید با نام " شهادت آب " آن را جستجو کنید .

7.        قسمت هایی از فیلم این دانشمند ژاپنی در سایت یوتیوپ آمده است که می توانید با نام masaru  جستجو کنید .

 

هدو : انرژی نامحسوسی است که در همه جیز و همه کس وجود دارد .

هر آنچه در عالم وجود دارد ، در فرکانسی مخصوص به خود مرتعش می شود . بنابر این اگر شما هدوی خوشحالی از خودتان ساطع کنید ، مطمئن باشید که کائنات شادمانه در برابر شما واکنش نشان می دهد .

در کتاب قبلی ام توضیح دادم که چطور در سه ظرف شیشه ای برنج ریختم و به یکی از آنها گفتم " احمق " به دیگری گفتم " متشکرم " و دیگری را نادیده گرفتم . برنجی که عبارت متشکرم را شنیده بود ، تخمیر شد و رایحه ای خوب از خود متصاعد کرد . برنجی که به آن " احمق " گفته شده بود ، سیاه و فاسد شد و برنجی که نادیده گرفته شده بود ، سیاه شد و بویی ناخوشایند از خود متصاعد کرد .

من این سه ظرف را به مدرسه ای ابتدایی بردم و قرار شد دانش آموزان به آنها بگویند " متشکرم " طولی نکشید که برنج هر سه ظرف تخمیر شدو بویی خوش از خود متصاعد کرد ، حتی برنجهایی که فاسد شده بود .

این قضیه ثابت می کند حتی چیزی که در حال تخریب و مرگ است می تواند با دریافت توجه و افکار مثبت و کلمات مهر آمیز ، دوباره جان بگیرد .

این آزمایش را روی گیاه نیز امتحان کرده اند که نتیجه مشابه در پی داشته است .

( شاعر ایرانی چه خوش گفته است :

از محبت خارها، گل مي شود                 وز محبت سرکه ها، مل مي شود.

از محبت تلخ ها، شيرين شود                 وز محبت مسها، زرين شود.

از محبت دار، تختي مي شود                  وز محبت بار، بختي مي شود.

از محبت نار، نوري مي شود                   وز محبت ديو، حوري مي شود.

از محبت سنگ، روغن مي شود               بي محبت موم، آهن مي شود.

از محبت نيش، نوشي مي شود              وز محبت شير، موشي مي شود.

از محبت مرده، زنده مي شود                  وز محبت شاه،بنده مي شود.

  

از دست انسان های خشن و عصبی گل و گیاه خوبی به عمل نمی آید .

بچه نیاز به محبت دارد والا پژمرده می شود و کاملاً مشخص است .

 

کلمات و افکار ما طول موجی را ایجاد می کند که می تواند خود را با هر چیزی در کائنات میزان کند . کلمات و افکار ما می تواند در یک لحظه به هر جا برود و به هر کسی برسد .

شاید شما خواب کسی را دیده و بعداً فهمیده باشید که مرده است یا یاد کسی می کنید و او بلافاصله به شما زنگ می زند .( دل به دل راه دارد )( دوستی می گفت مادر زن من هرگاه پسرش بناست از سفر برگردد مرتب پلک می زند و می گوید بله پسرم در راه است ) ( نقل می کنند آقای گنجی واعظ معروف قم شبی روی منبر می گوید وای پسرم . پسرم توی کوچه زمین خورد . بعد می بینند بله همین طور است ) اینها اثرات همین قاعده است .  

آب کلر دار تشکلیل بلور نمی دهد اما بر اثر فرستادن پیام متشکرم از سراسر ژاپن آب خالص شده تشکیل بلور می دهد . افکار بعد زمان و مکان را نمی شناسند .

(شعر مولوی :

نطق اب و نطق حاک و نطق گل

 

هست محسوس حواس اهل دل

 

جمله درات زمین و اسمان

 

با تو میگویند روزان و شبان

 

ما سمعیم و بصیریم و هشیم

 

با شما نامجرمان ما خاموشیم)

(

·         تُسَبِّحُ لَهُ اَلسَّموَاتُ السَّبْعُ وَالاَْرْضُ وَمَنْ فیهِنَّ وَ اِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ اِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلکِنْ لاَتَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُمْ اِنَّهُ کانَ حَلیما غَفُورا (الاسراء 17/44)

اَلَمْ تَرَاَنَّ اللّه‏َ یَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی السّمواتِ وَمَنْ فِی الاَْرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ والنُّجُومُ وَالْجِبالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوابُّ وَکَثیرٌ مِنَ النّاسِ (الحج 22/18)

اَلَمْ تَرَ أَنَّ اللّه‏َ یُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِی السَّمواتِ وَالاَْرْضِ وَالطّیْرُ صافّاتٍ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَتَسْبیحَهُ (النور 24/41) )

 

 

 

داشتن قلبی شاکر راهی است به سوی خوشحالی

 

چرا مردم به دنبال خوشحالی هستند ؟ چون آدمها به ذات لایتناهی متصل هستند . اما بسیاری مرتکب اشتباه می شوند و فکر می کنند خوشحالی در ثروت و ... است . ما هرگز خوشحالی واقعی را پیدا نمی کنیم مگر با ذات لایتناهی یکی شویم ، و این مستلزم بالا بردن میزان شعور و آگاهی مان است .

( در مورد آیت الله بهجت آمده است که اگر مسرت و خوشی ایشان را به همه عالم تقسیم کنند همه خوشحال و شادان می شوند . و این می تواند شاهد عینی گفته بالا باشد . )

مشکل خواسته های ما نیست مشکل وقتی ایجاد می شود که بشر برده امیال خودش می شود . جامع مدرن بشر را سیری ناپذیر کرده است . برای رهایی از ایمیال بی پایان و پیدا کردن خوشحالی باید قلبی شاکر داشته باشیم .

 

 

دنیای نامرئی هدو

 

ما می توانیم با منجمد کردن آب در دمای 25 درجه زیر صفر بلور های آب را که در شرایط مختلف تغییر شکل می دهند را ببینیم .

برای درک هدو ، لازم است از سه واژه عمده سر دربیاوریم :

فرکانس :

کل کائنات در فرکانسی مخصوص و منحصر به فرد در ارتعاش است . این واقعیت به راحتی مورد تایید مکانیک کوانتومی است . تمام کلمات و طرح ها ونقش ها فرکانس مخصوص به خود دارند . از این رو برخی نابینایان می توانند رنگ یک چیز را از لحاظ پررنگی و کم رنگی را تشخیص دهند .

گزارش شده است افرادی که قدرت روحی دارند می توانند با چشمان بسته و صرفاً با لمس کلمات ، آن را بخوانند و عده ای هم نامه داخل نامه را می تواننند بخوانند . از این رو آب می تواند هدوی منبع را احساس و آن را حفظ کند .

طنین افکنی :

طنین افکنی زمانی امکان پذیر می شود که یک فرستنده اطلاعاتی وجود داشته باشد و یک گیرنده اطلاعاتی .

وقتی ارتعاشات همخوان باشند ، طنین افکنی رخ می دهد . اگر شما به کسی احساس مثبتی دارید طرف مقابل نیز چنین احساسی دارد و همین طور برعکس . ( به قول معروف : دل به دل راه دارد )

همانندی :

همه چیز از اجزای همانند هم تشکیل یافته اند . و مولکول های آب بلور شش ضلعی را تشکلیل می دهند که پایدارترین شکل است . ( خانه زنبور عسل نیز شش ضلعی است و اخیراً  آهن های ساختمان را زنبوری می کنند )

جنبه دیگر هدو سلاست و جریان است . همه چیز ناپایدار است و هیچ چیز ابدی نیست . گردش و جریان ، قانون طبیعت است . آغاز دستیابی به خوشحالی ، صلح و ...با جریان و گردش است که آب راه را به ما نشان می دهد  .

 

در آزمایش هایی که روی آب راکد سد ها و آب رود خانه ها انجام داده اند ، آزمایش نشان می دهند که آب راکد شکل بلوری را تشکیل نمی دهد ولی آبی که در جریان است شکل خوبی دارد و این نشان می دهد که حیات در حرکت و جاری شدن است و انسان که هفتاد درصد آن از آب است ، اگر می خواهد حیات داشته باشد و شاداب باشد باید حرکت داشته باشد .

این دانشمند توصیه می کند که برای شاداب بودن به آب جاری نگاه کنید ولو آب در ظرفشویی . نگاه به آب باعث شادابی و خوشحالی می شود .

حال نگاه کنید به روایات :

 امام كاظم عليه‏السلام : «ثَلاثَةٌ يَجْلُونَ البَصَرَ اَلنَّظَرُ اِلَى الْخُضْرَةِ وَالنَّظَرُ اِلَى الْماءِ الجارى وَالنَّظَرُ اِلَى الْوَجْهِ الْحَسَنِ؛ سه چيز نور چشم را زياد مى‏كند: نگاه كردن به سبزه، نگاه كردن به آب روان و نگاه كردن به صورت زيبا.»

اینکه ما می گوییم مثلاٌ تهرانی ها جوان می مانند به چه دلیل است . به خاطر این است که اهل تفریح و گشت و گزار هستند ولی ما می گوییم که هیچ جا نوروزبهتر از خانه خودمان نیست . تهرانی ها واجب می دانند که نوروز به مسافرت بروند . خوب نتیجه نیز همین می شود که می بینیم .

به زن حامله می گویند : نگاه به بچه من کن بچه ات خوشکل شود .

استحباب نگه داشتن حیوانات اهلی در خانه

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏63 291

1 وَ بِالْإِسْنَادِ عَنْهُ ع قَالَ الطِّيبُ نُشْرَةٌ وَ الْعَسَلُ نُشْرَةٌ وَ الرُّكُوبُ نُشْرَةٌ وَ النَّظَرُ إِلَى الْخُضْرَةِ نُشْرَةٌ «1»

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏73 322

ل، الخصال الطَّالَقَانِيُّ عَنِ الْعَدَوِيِّ عَنْ صُهَيْبِ بْنِ عَبَّادٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ ع قَالَ النُّشْرَةُ فِي عَشَرَةِ أَشْيَاءَ فِي الْمَشْيِ وَ الرُّكُوبِ وَ الِارْتِمَاسِ فِي الْمَاءِ- وَ النَّظَرِ إِلَى الْخُضْرَةِ وَ الْأَكْلِ وَ الشُّرْبِ- وَ الْجِمَاعِ وَ السِّوَاكِ وَ غَسْلِ الرَّأْسِ بِالْخِطْمِيِّ- وَ النَّظَرِ إِلَى الْمَرْأَةِ الْحَسْنَاءِ وَ مُحَادَثَةِ الرِّجَالِ «3»

2- همان: تا امام ششم كه فرمود نشاط در ده چيز است، راه رفتن، سوارى، و آب تنى و نگاه بر سبزه و خوردن، و نوشيدن، و نگاه بر زن زيبا، و جماع، و مسواك كردن، و گفتگو با مردان.

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏73 324 باب

9 جُنَّةُ الْأَمَانِ، رَأَيْتُ فِي بَعْضِ كُتُبِ أَصْحَابِنَا مَا مُلَخَّصُهُ أَنَّ رَجُلًا جَاءَ إِلَى النَّبِيِّ ص وَ قَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ ص- إِنِّي كُنْتُ غَنِيّاً فَافْتَقَرْتُ وَ صَحِيحاً فَمَرِضْتُ- وَ كُنْتُ مَقْبُولًا عِنْدَ النَّاسِ فَصِرْتُ مَبْغُوضاً- وَ خَفِيفاً عَلَى قُلُوبِهِمْ فَصِرْتُ‏

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏73، ص: 324

ثَقِيلًا- وَ كُنْتُ فَرْحَانَ فَاجْتَمَعَتْ عَلَيَّ الْهُمُومُ- وَ قَدْ ضَاقَتْ عَلَيَّ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَ أَجُولُ طُولَ نَهَارِي فِي طَلَبِ الرِّزْقِ فَلَا أَجِدُ مَا أَتَقَوَّتُ بِهِ- كَانَ اسْمِي قَدْ مُحِيَ مِنْ دِيوَانِ الْأَرْزَاقِ- فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص يَا هَذَا لَعَلَّكَ تَسْتَعْمِلُ مُثِيرَاتِ الْهُمُومِ فَقَالَ وَ مَا مُثِيرَاتُ الْهُمُومِ- قَالَ لَعَلَّكَ تَتَعَمَّمُ مِنْ قُعُودٍ أَوْ تَتَسَرْوَلُ مِنْ قِيَامٍ- أَوْ تَقْلِمُ أَظْفَارَكَ بِسِنِّكَ أَوْ تَمْسَحُ وَجْهَكَ بِذَيْلِكَ- أَوْ تَبُولُ فِي مَاءٍ رَاكِدٍ أَوْ تَنَامُ مُنْبَطِحاً عَلَى وَجْهِكَ- الْخَبَر

در يكى از كتاب ياران خودمان ديدم كه بطور خلاصه گفته: مردى نزد پيغمبر (ص) آمد و گفت: يا رسول الله من توانگر بودم و فقير شدم، و تندرست بودم و بيمار شدم، و پيش مردم محبوب بودم و مبغوض شدم و نزد آنها بى‏ارزش شدم و بر آنها گرانبارم و شادمان بودم نگرانيها مرا در ميان گرفتند، و زمين باين گشادى بر من تنگ شده و در همه‏ روز بدنبال روزيم (1) و قوتى بدست نيارم، گويا نامم از دفتر ارزاق محو شده، پيغمبر (ص) فرمود: اى شخص حاضر شايد غم‏آورها برانگيزى، گفت: آنها چه باشند؟ فرمود: شايد نشسته عمامه بندى، و ايستاده پيراهن پوشى، يا ناخنهايت را با دندانت بچينى، يا رويت را با دامنت خشك كنى، يا در آب ايستاده بشاشى، يا بر روى شكم بخوابى، تا آخر خبر.

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏73 324 باب 63

وَجَدْتُ بِخَطِّ الشَّيْخِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْجُبَعِيِّ نَقْلًا مِنْ خَطِّ الشَّهِيدِ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُمَا قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لِعُمَرَ بْنِ يَزِيدَ إِذَا لَبِسْتَ ثَوْباً جَدِيداً- فَقُلْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ تَبْرَأُ مِنَ الْآفَةِ- وَ إِذَا أَحْبَبْتَ شَيْئاً فَلَا تُكْثِرْ ذِكْرَهُ فَإِنَّ ذَلِكَ مِمَّا يَهُدُّهُ- وَ إِذَا كَانَ لَكَ إِلَى رَجُلٍ حَاجَةٌ فَلَا تَشْتِمْهُ مِنْ خَلْفِهِ- فَإِنَّ اللَّهَ يَرْفَعُ ذَلِكَ فِي قَلْبِه‏

(3) 1- از خط شهيد تا امام ششم (ع) بعمر بن يزيد فرمود: چون جامه نو پوشيدى بگو:

لا اله الا الله محمد رسول الله‏

تا از آفت بدور باشى، و چون چيزى را دوست دارى بسيار نامش را مبر كه دوستى را براندازد، و چون بكسى نياز دارى پشت سرش دشنامش مده كه خدا آن را بدلش ميرساند.

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏73 324 باب 64

1 كِتَابُ صِفَاتِ الشِّيعَةِ، لِلصَّدُوقِ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ خَالِدٍ الْكِنَانِيِّ قَالَ اسْتَقْبَلَنِي أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع وَ قَدْ عَلَّقْتُ سَمَكَةً بِيَدِي- قَالَ اقْذِفْهَا- إِنِّي لَأَكْرَهُ لِلرَّجُلِ السَّرِيِّ أَنْ يَحْمِلَ الشَّيْ‏ءَ الدَّنِيَّ بِنَفْسِهِ- ثُمَّ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ أَعْدَاؤُكُمْ كَثِيرٌ- عَادَاكُمُ الْخَلْقُ يَا مَعْشَرَ الشِّيعَةِ- فَتَزَيَّنُوا لَهُمْ مَا قَدَرْتُمْ عَلَيْهِ «1»

(5) 1- كتاب صفات الشيعه صدوق ره: تا عبد الله بن خالد كنانى كه امام كاظم رو در رو به بمن رسيد و من يك ماهى بدستم آويخته بودم فرمود: آن را بينداز من بد دارد مرد بزرگوارى چيز پستى را خودش ببرد سپس فرمود: شما مردمى باشيد كه دشمنهاى بسيار داريد. اى گروه شيعه مردم با شما دشمنى كنند و تا توانيد در نزد آنها آراسته و آبرومند باشيد.

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏73 322 باب 62

أَقُولُ وَ قَدْ رُوِيَ فِي بَعْضِ الْكُتُبِ عَنِ الْأَئِمَّةِ ع أَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّ أَحَدَ عَشَرَ شَيْئاً تُورِثُ الْغَمَّ الْمَشْيَ بَيْنَ الْأَغْنَامِ- وَ لُبْسَ السَّرَاوِيلِ قَائِماً وَ قَصَّ شَعْرِ اللِّحْيَةِ بِالْأَسْنَانِ- وَ الْمَشْيَ عَلَى قِشْرِ الْبِيضِ وَ اللَّعِبَ بِالْخُصْيَةِ- وَ الِاسْتِنْجَاءَ بِالْيَمِينِ‏ وَ الْقُعُودَ عَلَى عَتَبَةِ الْبَابِ- وَ الْأَكْلَ بِالشِّمَالِ وَ مَسْحَ الْوَجْهِ بِالْأَذْيَالِ- وَ الْمَشْيَ فِيمَا بَيْنَ الْقُبُورِ وَ الضَّحِكَ بَيْنَ الْمَقَابِر

يازده چيز غم آرند، راه رفتن ميان گوسفندان، و ايستاده پيراهن پوشيدن، و موى ريش با دندان چيدن، و روى پوست تخم مرغ راه رفتن، و با خايه بازى كردن، و با دست راست كون شستن و نشستن بر آستانه در، و خوردن با دست چپ، و خشك كردن رو با دامن، و راه رفتن ميان گورها، و خنديدن در گورستان‏

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏73 322 باب 62

و اعلم أنه قد ورد و اشتهر أيضا أن المشي بين المرأتين و كذا الاجتياز بينهما و خياطة الثوب على البدن و التعمم قاعدا و البول في الماء راكدا و البول في الحمام و النوم على الوجه منبطحا تورث الغم و الهم و لعل في بعض هذه المذكورات نوع كلام ثم إن المشهور بين الناس أن الجلوس على عتبة الباب تورث وقوع التهمة عليه كما سبق و قد مر أيضا في الرواية أنه يورث الفقر فلا تغفل‏

بدان كه وارد است و شهرت دارد نيز كه راه رفتن ميان دو زن و گذر در آن و دوختن جامه بر تن، نشسته عمامه بسر بستن، و شاشيدن در آب ايستاده و در حمام و خوابيدن بر روى شكم غم و هم آرند و بسا در برخى از آنچه ذكر شد جاى سخن باشد، و ميان مردم مشهور است كه نشستن بر آستان در تهمت آورد چنانچه گذشت.

 

 

آزمایش ها نشان می دهد که اگر گلی را در کنار آبی قرار دهند بلور های آب به شکل آن گل می شود . اگر شما گل را در آب قرار دهید ارتعاشات گل روی آب اثر می گذارد و اثر شفا بخشی می دهد . عطر گل اثر شفابخشی دارد . در برخی ادیان معتقدند هفت جای بدن مرکز دریافت نیروهای نامرئی است . عطر هر گلی اثر خاص خود را دارد . گلها اثر شفا بخشی خاصی دارند .

حال نگاه کنید به روایات :

عطر در شارب از اخلاق پيامبر است و احترام بدو فرشته مأمور به اعمال انسان است.

پیامبر اکرم (ص): بوی خوش

امام صادق (ع) : نماز کسی که خوشبو باشد بهتر است از هفتاد نماز که بی بوی خوش باشد.

 را ترک نکنید که ملائکه بوی خوش را می بویند و در هر روز جمعه البته ترک مکن و هر چه صرف نمایی در بوی خوش اسراف نیست .

امام صادق (ع): هر که در هر روز بوی خوش بر خود بمالد تا شب عقلش با او باشد .

 

انواع مختلف رایحه درمانی به شرح زیر است:

▪ رفع ترس و كابوس های شبانه: بابونه رومی، اسطوخودوس، انواع رز، چوب صندل و بهار نارنج

▪ ضعف مدیریتی و عدم توانایی در انجام كارها: پونه، رزماری، بادرنجبویه، انواع نعناع و زنجبیل

▪ شك و تردید: لیمو، گریپ فروت، انواع نعناع و چوب سرو

▪ رفع اختلالات خلق و خوی: ریحان، شمعدانی، گل طاووسی، یاسمن، كاكائو، بابونه رومی، نرگس، انواع رز و اسطوخودوس

▪ بهبود علائم سندرم پیش از قاعدگی: وانیل، انواع رز و بادرنجبویه

▪ وسواس: بابونه رومی، بهارنارنج و زنبق

▪ درمان بی خوابی: مشك، شمعدانی، گل پرتقال، ملیسا، چوب صندل و بابونه

▪ رفع استرس و اضطراب: پونه كوهی، انواع بابونه، چوب رز، درخت سدر، دارچین، چوب صندل، یاسمن، لانگ ای لانگ و عطر برگاموت.

▪ كاهش علائم افسردگی: بابونه رومی، ریحان، شمعدانی، گریپ فروت، انواع اسطوخودوس، ملیسا و بهارنارنج

▪ كمك به افزایش حافظه: انواع مركبات، ریحان، نعناع، پونه وحشی، فلفل قرمز و چوب سرو

▪ سردمزاجی: انواع رز، شمعدانی، لانگ ای لانگ و یاسمن

▪ درمان كمرویی: روغن یاس، بهارنارنج و مرزنگوش

▪ حواس پرتی: عطر لیمو، ریحان و ملیسا

▪ درمان سردرد: بابونه رومی، انواع اسطوخودوس و رز

▪ رفع افسردگی پس از زایمان: رز، چوب صندل، بهارنارنج و لانگ ای لانگ

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 10:28 توسط کامبیز |

- ...ان اميرالمؤمنين‏عليه السلام  قال عَلى منبر الكوفة...: واعلموا ان الارض لا تخلو من حجة للّه و لكن اللّه سيعمى خلقه منها بظلمهم و جورهم و اسرافهم على انفسهم [1][23]

... مفضل‏بن عمر از امام صادق‏عليه السلام  روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: روزى اميرالمؤمنين‏عليه السلام  در بالاى منبر مسجد كوفه فرمودند: ...اى مردم! بدانيد زمين هرگز از حجت خدا (امام معصوم) خالى نخواهد ماند. اما خداوند متعال به زودى مردم را به خاطر ظلم و ستم و همينطور اسرافى كه درحق خودشان انجام مى‏دهند از ديدن حجت الهى محروم خواهد كرد. [يعنى مردم به جهت اعمال خودشان در آينده از ديدن امام معصوم محروم خواهند شد]


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 16:42 توسط کامبیز |

اهميت علم
به اين روايت امام ملك و ملكوت ، صادق آل محمد صلى الله عليه وآله كه آنرا ثقه الاسلام كلينى در اصول كافى آورده است التفات بفرماييد:
من تعلم العلم و عمل به و علم لله دعى فى ملكوت السماوات عظيما فقيل : تعلم لله و عمل لله و علم لله ؛
كسى كه براى خدا علم را فرا گرفت و بدان عمل كرد و براى خدا به ديگران تعليم داد، در ملكوت آسمانها بزرگ خوانده مى شود.
با اينكه ملكوت عالم ، خود عظيم است ، چنانكه صيغه مبالغه ملكوت مشعر بدان است ، و اصل و روح و نگهدار اين نشاءت است و اين نشاءت ظل آن است ، رتبت و درجت چنين شخصى بدان حد است كه در آن چنان ملكوت به بزرگى و آقايى ياد مى شود.

منبع:فضایل و سیره چهارده معصوم در اثار علامه حسن زاده آملی

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 16:40 توسط کامبیز |

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
از جمله جاهايى كه شيطان هنگام گفتن ((بسم الله )) از انسان دور مى شود.
1- در گذشته بيان شد كه شياطين در اموال و اولاد انسان شركت مى كنند. اگر كسى بخواهد شيطان از او دور شود، و در امور زندگى او شركت نكند يك راه دارد و آن گفتن ((بسم الله )) و نام خدا را بر زبان آوردن است ؛ زيرا شيطان از اسم خدا مى ترسد. رواياتى كه در اين باره از پيامبر و امامان عليه السلام نقل شده : مى آوريم تا انسان در تمام كارهاى خود نام خدا را ببرد و به ياد او باشد.
اگر كسى مى خواهد شيطان در اولاد او شركت نكند، بايد موقع جماع نام خدا را ببرد تا او فرار كند.
امام صادق عليه السلام فرمود: وقتى كسى مى خواهد پهلوى عيال خود رود نام خدا را بر زبان آورد و ((بسم الله )) بگويد؛ زيرا اگر بدون نام خدا مشغول شود و صاحب فرزند گردد شيطان در او شركت كرده ، دليل آن هم اين كه او دشمن ما خانواده خواهد بود.
ابو بصير از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه آن حضرت فرمود: انسان وقتى مى خواهد با عيال خود هم بستر شود و نشست جايى كه بايد بنشيند،شيطان هم براى همان عمل حاضر مى شود. اگر انسان ((بسم الله )) بگويد؛ شيطان از او دور مى شود. ولى اگر مشغول عمل شد و نام خدا را نبرد شيطان هم آلت خود را داخل مى كند. پس عمل از هر دو و نطفه از يك نفر آنها است .
ابوبصير عرض كرد: جانم به فدايت ، از كجا شناخته مى شوند؟ امام فرمود: به دوستى و دشمنى ما.
(474)
2- امام محمد باقر عليه السلام فرمود: وقتى كسى لباس خود را عقب مى زند براى بول كردن يا عريان مى شود براى حمام رفتن ، بايد ((بسم الله )) بگويد. چون وقتى ((بسم الله )) گفت ، شيطان چشم خود را مى بندد و از او دور مى شود.
3. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم ضمن حديثى فرمودند: وقتى يكى از شما به منزل رسيد بايد ((بسم الله )) بگويد، تا شيطان فرار كند.
(475)
4. على بن اسباط گويد: امام رضا عليه السلام به من فرمود: وقتى براى سفر يا غير آن از منزل بيرون مى روى بگو:
((بسم الله امنت بالله توكلت على الله ما شاء الله ، لا حول و لا قوه الا بالله ))
زيرا اگر شيطان با تو ملاقات كرد ملائكه با تازيانه بر سر و صورت او مى زنند و مى گويند: بر او راهى ندارى ؛ چون او نام خدا را برد و ايمان به او آورد و بر او توكل نمود.
5. حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: اگر كسى از شما موقع وضو نام خدا را بر زبان جارى نكند، شيطان در وضو او شركت مى كند و اگر انسان هنگام خوردن و آشاميدن و لباس پوشيدن ((بسم الله )) نگويد، شيطان در آن كارها شركت مى كند.
(476)
6. ابوحمزه ثمالى مى گويد: على بن حسين عليه السلام به من فرمود:اى ثمالى ! هنگامى كه وقت نماز برسد، شيطان مى آيد و روى شانه مى نشيند و مى گويد: آيا نام خدا را برده اى ؟ اگر بگويد: بلى از او دور مى شود و اگر بگويد: خير، بر شانه او مى نشيند تا اين كه نماز خوانده شود و مردم پراكنده گردند.
ابوحمزه ثمالى مى گويد: عرض كردم : آيا آنها قرآن نمى خوانند؟ آن حضرت فرمودند: چرا ولى آن چه تو فكر مى كنى نيست .اى ثمالى ! مراد بلند گفتن ((بسم الله الرحمن الرحيم )) است كه شيطان را دور مى كند.
(477)
7. از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده : اگر انسان هنگام سوار شدن ((بسم الله )) بگويد، ملكى پشت سر او سوار مى شود و از او محافظت مى كند، تا زمانى كه پياده شود. و اگر سوار شد و ((بسم الله )) نگفت ، شيطان پشتش سوار مى شود و به او مى گويد: آواز بخوان . اگر گفت : من آواز ندارم و نمى توانم بخوانم به او مى گويد: مست و بى حال شو. او مست مى شود، تا وقتى پياده شود
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 19:34 توسط کامبیز |

 

به نام خدا

روزی رسول خدا ( ص ) از مسجد خارج شد و شیطان را دید که کنار درب مسجد ایستاده است. حضرت به او فرمود: چرا در اینجا ایستاده ای؟ شیطان گفت: خدا مرا آورده است! حضرت فرمود: برای چه؟ جواب داد: برای اینکه هر چه بخواهی از من بپرسی و من نیز از روی صدق و راستی جواب دهم . حضرت فرمد : چرا امتم را از نماز جماعت منع می کنی؟

شیطان گفت: هر گاه امت تو به قصد نماز جماعت از خانه بیرون می روند، تب شدیدی بر من عارض می شود و آن تب بر طرف نمی شود  تا هنگامی که نمازگزاران از هم جدا شوند!

حضرت پرسید : چرا امتم را از دعا و طلب علم منع می کنی؟

شیطان جواب داد: به این سبب که وقتی آنان در طلب علم می روند یا دعا می کنند، حالت کری و کوری به من دست می دهد تا زمانی که دست از دعا بر دارند.

حضرت فرمود: چرا آنان را از خواندن قرآن منع می کنی ؟

جواب داد: چون وقتی آنان قرآن می خوانند ، من همانند سرب آب می شوم!

پیامبر فرمود : چرا امتم را از جهاد منع می کنی ؟

شیطان گفت: زمانی که آنان برای جهاد از خانه خارج می شوند، بندی برپاهایم می بندند تا وقتی که آنان از جهاد برگردند. وقتی که آنان به قصد چج از خانه خارج شوند، مرا در غفل و زنجیر می کنند  تا وقتی که حج تمام شود و هرگاه قصد صدقه دارند، اره بر سرم می گذارند و مرا مانند چوب اره می کنند

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 19:31 توسط کامبیز |

امام صادق عليه السلام فرمود:
آثار نماز شب عبارتند از:
چهره را نيكو مى كند.
اخلاق را زيبا مى كند.
انسان را خوشبو مى كند.
روزى را مقدّر مى سازد.
باعث اَداء قرض مى شود.
غم و غصّه را از بين مى برد.
چشم را روشنى مى بخشد
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 19:5 توسط کامبیز |

پس از زایمان آمنه، حوریان بهشتی کودک را در پارچه ای پیچیده در برابر آمنه نهادند و به

آسمان بازگشتند تا بشارت ولادت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را به ملائکه برسانند.

جبرئیل
و میکائیل* دو ملک متقرب خداوند به صورت دو جوان وارد خانه آمنه شدند. در دست

 جبرئیل ظرف بزرگی از طلا و با میکائیل آبریزی از عقیق سرخ بود پس جبرئیل بدن حضرت

محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را شست و شو می داد و میکائیل بر آن آب می ریخت پس از

 پایان شستشو در چشمان کودک سرمه کشیدند و بر سر او ماده ای ساخته شده از مشک و عنبر و کافور قرار دادند.
پس ملائکه هفت آسمان به دیدار حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) آمدند و گروه گروه بر او سلام کردند.

·         میکائیل یکی از چهار فرشته مقرب خداست که مأمور روزی رساندن به مخلوقات است .

منابع:

·         بحارالانوار، ج15، ص 288 --- الفضائل


امام صادق علیه السلام
معجزاتی را که هنگام ولادت پیامبر اکرم آشکار شد، چنین بر می‌شمارد:

1- ابلیس
از ورود به آسمان های هفتگانه محروم شد.
2-
شیاطین دور شدند.
3-
تمامی بت ها در بتکده به صورت بر زمین افتادند.
4- ایوان کسری شکست و چهارده کنگره‌ی آن سقوط کرد.
5-
آب دریاچه ساوه خشک شد.
6-
سرزمین خشک سماوه، آب پیدا کرد.
7-
آتشکده فارس پس از هزار سال خاموش شد.
8-
نوری از سرزمین حجاز بر آمد تا به مشرق رسید.
9-
کاهنان عرب علوم خود را فراموش کردند.
10-
سحر ساحران باطل شد.

استحیائیل ــ یکی از فرشتگان بزرگ خدا ــ در شب تولد حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم بر کوه ابوقبیس ایستاد و با صدایی بلند گفت:« ای مردم مکه! به خدا و فرستاده او و نوری که با او فرو فرستاده‌ایم ایمان بیاورید

منابع:

·         بحارالانوار، ج15، ص257 --- امالی صدوق

پس از به دنیا آمدن حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم، شبانگاهان نور از سیمای او

ساطع شد. این نور چنان در فضا گسترده شد که خانه‌ی همه‌ی مکّیان را روشن کرد.


عبدالمطلب
می‌گوید: پس از زایمان آمنه، به دیدار او و فرزندش رفتم. سیمای محمد همانند ماه تمام، می‌درخشید.

منابع:

·         بحارالانوار، ج15، ص289 ---الفضائل

·         همان ص290 --- الفضائل


امام صادق علیه السلام ماجرای ولادت پیامبر اکرم را از زبان آمنه چنین نقل می‌فرماید:


به خدا سوگند، فرزندم با دستان خود بر زمین فرود آمد. آن‌گاه سر به سوی آسمان بلند کرد و

به آن نگریست. نوری از من ساطع شده بود که همه چیز در پرتوش نورانی بود. شنیدم که

منادی صدا زد: « تو بزرگترین مرد جهان را به دنیا آوردی

و نیز نقل کرده اند:
آمنه صدایی شنید که می گفت: « تو باردار بزرگ این امت هستی. پس وقتی فرزندت متولد

می‌شود بگو: « اعیذه بالواحد شرّ کل حاسد » ( او را از گزند همه‌ی حسودها به خدای یگانه

می‌سپارم ) سپس او را محمد نام بگذار

منابع:

·         بحارالانوار، ح15، ص258

·         سیرةالنبویه، ج1، ص166

·         الکامل، ج1، ص294

·         بحارالانوار، ج15، ص261 --- احتجاج

·         بحارالانوار، ج15، ص297، ح35 --- العدد

آمنه در اتاقی تنها، بر مرگ همسر خود، عبدالله، می‌گریست که ناگهان درد زایمان او را فرا

گرفت. خواست از اتاق خارج شود ولی در باز نشد. برگشت و در حالی‌که درد می کشید بر

تنهایی خویش گریست. ناگاه دید که سقف خانه گشوده شد و چهار حوری بهشتی از آن فرود

آمدند. صورت‌های آنان چنان نورانی بود که خانه از پرتو آنان روشن شد.
آنها به آمنه گفتند:« نترس، و از چیزی بیمناک نباش. ما آمده‌ایم در زایمانت کمک کنیم.» سپس در چهار طرفش نشستند.
چشمان آمنه آرام به خواب رفت و وقتی چشم گشود که حضرت محمد صلی الله علیه و آله

 را در کنار خویش دید، در حالی که پیشانی بر زمین نهاده بود، سجده می‌کرد، انگشت اشاره خود را به آسمان بلند کرده بود و اشاره به وحدانیت خداوند (لا اله الا الله) می‌فرمود

·         منابع: بحارالانوار، ج15، ص287 --- الفضائل

 

خداوند در شب تولد حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم به جبرئیل امر فرمود چهار

پرچم بهشتی به زمین فرود آورد. جبرئیل پرچم اول را که پرچمی سبز بود و بر آن با خطی

سفید نوشته شده بود « لا اله الا الله، محمد رسول الله »، بر کوه قاف نهاد و پرچم دیگر را بر

کوه ابوقبیس. این پرچم دو شعبه داشت که بر یکی نگاشته بود:« گواهی بر وحدانیت خداوند » ( شهادة ان لا اله الا الله ) و بر شعبه دیگرش « دینی جز دین محمد بن عبدالله نیست.» ( لا دین الا دین محمد بن عبدالله )

پرچم سوم را بر بام مسجد الحرام نصب کرد که بر یک تکه آن نوشته بود:« خوشا آنان که بر

خدا و محمد صلی الله علیه و آله وسلم ایمان آوردند.» ( طوبی لمن آمن بالله و بمحمد ) و بر

دیگری نوشته بود:« وای بر آنان که به محمد صلی الله علیه و آله وسلم نگروند و یک حرف از

 آنچه را که از نزد خداوند آورده است رد کنند.» ( ویل لمن کفر به ورد علبه حرفاً مما یاتی به

من عند ربه ) و پرچم چهارم را بر ضریح بیت المقدس نهاد که بر آن به خط سیاه در سطر اول

نوشته بود:« پیروز، جز خدا نیست.» ( لا غالب الا الله ) و در سطر دوم:« نصرت و یاری تنها

برای خدا و محمد صلی الله علیه و آله وسلم است.» ( النصرلله و لمحمد صلی الله علیه و آله وسلم )

منابع:

·         بحارالانوار، ج15، ص289 --- الفضائل

 

        

+ نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 18:10 توسط کامبیز |

حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند :

« روزی من و پدرم به مسجد رفتیم و میان قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله و منبرش، به عده ای از اصحاب او برخورد کردیم. به آنان نزدیک شدیم، پدرم به آنها سلام کرد و فرمود: به خدا قسم! بو و جان های شما را دوست دارم. پس با پرهیزگاری و جهاد با نفس به این محبت و رابطه کمک کنید و بدانید که ولایت و دوستی ما جز با دوری از گناه و پرهیزگاری و تلاش در راه حق، به دست نمی آید. هر کس از عده ای پیروی کند، باید مانند آنها رفتار نماید. شما شیعه و حزب و یاران خدا هستید، پیشی گیرندگان اول و آخرید، در دنیا برای محبت ما و در آخرت برای وارد شدن به بهشت، سبقت گیرنده هستید.

بهشت را به ضمانت خدا و رسولش برای شما ضمانت کردم، شما و زنانتان پاک هستید. هر زن مؤمنی حوری است و هر مرد مؤمنی راستگو و صدیق است.

امیرالمؤمنین علیه السلام، بارها به غلامش قنبر فرمود : بر شما بشارت و مژده باد، خوش حال باشید که به خدا قسم! رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا در گذشت، در حالی که بر تمامی امّتش، جز شیعیان خشمناک و غضبناک بود.

بدانید! برای هر چیز شرفی است و شرف دین شیعه است.

بدانید! برای هر چیز آقایی و سروری است و سَرور مجالس، جایگاه شیعیان می باشد.

بدانید! برای هر چیز رهبری است و رهبر زمین ها، آن زمینی است که شیعه در آن ساکن باشد.

 بدانید! برای هر چیز تمایلی است و تمایل به دنیا، خانه ای است که شیعه ی ما در آن ساکن باشد.

به خدا قسم! اگر کسی از شما بر روی زمین نبود، مخالفین شما ابداً از خوبی بهره ای نمی بردند؛ آنان در آخرت نصیبی ندارند. هر کس که دشمن ما و شما باشد، اگر در عبادت و انجام اعمال نیک پر تلاش باشند، مشمول این آیه {عاملة الناصبة تصلی ناراً حامیة} (کسانی که پیوسته عمل می کنند و خسته می شوند و در آتش سوزان وارد می گردند.) است.

اگر کسی از مخالفان برای شما دعا کند، دعای او درباره ی شما به استجابت خواهد رسید و اگر کسی از شما، حاجتی بخواهد و یا دعایی کند، صد برابر برای آن خواهد بود.

اگر کسی از شما، کار نیکی کند، زیادی جزای آن را نمی توان شمرد و اگر کسی از شما، کار بدی کند، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، از تبعات و آثار آن، جلو گیری می کند.

به خدا سوگند! روزه دار شما در باغ های بهشت قدم بر می دارد و ملائکه او را به پیروزی و رستگاری مژده می دهند، تا افطار کند. حج کننده و عمره گزارنده ی شما از خواص درگاه حق به حساب می آید و یقینا همگی شما از اهل دعوت و ولایت خدا هستید و ترس و اندوهی بر شما نمی باشد، تمام شما در بهشت هستید، پس در انجام کار های نیک از یکدیگر سبقت بگیرید.

به خدا قسم! پس از ما، کسی به پروردگار عالم، نزدیک تر از شما نیست. چقدر خداوند به شما نیکی کرده است، اگر چنین نبود، در کارها عاجز و ناتوان می شدید و دشمنانتان شما را سرزنش می کردند و مردم این را امری بزرگ می پنداشتند. فرشتگان با شما رو به رو می شدند و سلام می کردند.

امیرالمؤمنین علیه السلام، فرمود : دوستان ما در حالی از قبر هایشان بر انگیخته می شوند که همه ی مردم ترسان و ناراحتند، و آنان ترس و ناراحتی ای ندارند.» (فضائل الشیعه، حدیث هشتم)

 

+ نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 17:56 توسط کامبیز |

مطالب قدیمی‌تر