اخلاق اجتماعي
عذرپذیری
انسان در جامعه زندگی می کند چه بسا کسانی هستند که به انسان بدی کنند و بعد پشیمان گشته و عذرخواهی نمایند، یکی از آداب معاشرت اسلامی عذرخواهی است چنانکه وقتی از انسان معذرت خواسته شد سخت نگیرد و بپذیرد.
امام سجاد (ع) در نصیحت فرزند خود می فرماید : اگر مردی از سمت راست تو به تو بد کرد سپس از طراف چپ از تو عذر خواست، پس عذر او را بپذیر .
تواضع و فروتنی
تواضع از آداب پسندیده اجتماعی است و در اسلام تأکید فراوانی بر آن شده است. شخص متواضع، مورد احترام مردم است. ولی شخص متکبر در تنهائی موحش خود گرفتار است و در میان مردم جائی ندارد.اگر انسان توجه داشته باشد، او هم بنده ای است از بندگان خدا با همه خصائص و خصوصیات بندگی؛ یعنی ناتوان است، در معرض بیماری است و اجل در پی او است ... آنگاه مشی آمیخته با تواضع اختیار می نماید:
امام علی (ع) در این زمینه می فرماید :
ذلیل و بیچاره فرزند آدم، اجلش پنهان است، بیماریهایش پوشیده، عملش نگهداری می شود چشه او را دردناک می سازد، آب در گلو بگیرد، او را می کشد، عرق او را بدبو می کند .
آیا انسانی با این همه ضعف، سزاوار است گردنکشی نماید. اهمیت و نقش تواضع در معاشرت می فرماید: هر کس درختش نرم باشد (یعنی متواضع باشد) شاخه های او (دوستانش) فروان است خداوند بندگان خود را با تواضع توصیف می کند.
« عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا »
بندگان خدا کسانی هستند که در روی زمین به آرایم راه می روند .
اگر چه تواضع صفت پسندیده ای است ولی در متکبرین که تواضع دیگران را در مقابل خود وظیفه آنها می دانند، پسندیده نیست. چنانچه پیامبر اکرم (ص) می فرماید : هرگاه افراد متواضع از امت مرا دیدید، در برابر آنها تواضع کنید ، هرگاه افراد متکبر را دیدید در برابر آنها تکبر نمائید .
دفاع از حقوق مؤمنین
دوستی انسان با دیگران ایجاب می کند،که از حقوق معاشرین خود دفاع نمایید .و این از اولین آداب دوستی است .امام عای (ع)می فرماید:دوست در حقیقت دوست نیست مگر اینکه رعایت نماید دوست خود را در سه وقت؛در رنج و گرفتاری او،در نبودن او،در وفات او .
در سفری که امام کاظم (ع) به عراق نمود،علی بن یقطین از وضع خود به امام شکوه کرد و گفت:آیا وضع و حال مرا می بینی که در چه دستگاهی قرار گرفته،با چه مردمی سروکار دارم.امام فرمود:خداوند،در میان ستمگران مردانی دارد محبوب ،که بوسیله آنان از بندگان خوب خود حمایت می کند و تو از آن مردان محبوب خدائی .
یکی از جاهایی که می بایست از حقوق مؤمنان دفاع کرد،پشت سرآنهاست؛یعنی وقتی که مؤمن غایب است،از حق او دفاع کرد،و شأن او را حفظ نمود .
پیامبر اکرم(ص)می فرماید:کسی که در حظورش مسلمانی را غیبت نمایند و او بتواند دفاع کند،و نکند؛خداوند او را در دنیا و آخرت به ذلت کشاند.
تذکر و امر به معروف
امر به معروف و نهی از منکر از آداب مهم معاشرت اسلامی است .
تذکر و نصیحت از عوامل مهم رسیدن به کمال است. و مایه پیرایش جامعه از زشتی ها و احیای سنن و آداب نیکو می باشد.
از نظر اسلام، یکی از معیارهای انتخاب دوست، این است که دارای وصف تذکر باشد. یعنی دوست خوب، دوستی است که خوبیها را به انسان متذکر شود و عیوب انسان را به او گوشزد نماید.
امام صادق (ع) می فرماید : بهترین دوستم کسی است که عیوبم را به من هدیه آورد .
و اگر کسی چنین نکند در حقیقت به دوست خود خیانت کرده است.
امام صادق (ع) فرمود : کسی که برادرش را در حین کار زشتی ببیند ولی او را منع نکند به او خیانت کرده است .
و باز آنحضرت در مقام تهدید می فرماید : کسی که برادر مؤمنش را در انجام حاجت ناپسندی یاری کند و او را از آن کار باز ندارد، مانند کسی است که به خدا و رسولش خیانت کرده است و خداوند خصم و دشمن اوست .
حارث بن مغیره می گوید : در کوچه های مدینه به امام صادق (ع) رسیدم. حضرت چون مرا دید فرمود ای حارث این را بدان که داناهایتان مسئول نادانهایتان خواهند بود. این بفرمود و دیگر توقفی ننمود و برفت. در اولین وقت مناسب به خانه اش شتافتم پس از کسب اجازه به خدمتش رفتم و عرض کردم : این فرموده شما مرا منقلب کرد. ممکن است در این باره بیشتر توضیح دهید.
فرمود : چه چیزی شما را مانع است چون بشنوید یکی از خودتان (جماعت شیعه) مرتکب اعمالی شده که مایه اذیت و آزار و موجب ننگ ماست. به نزد وی رفته و او را متذکر نموده و نصیحتش کنید و با سخن نرم و حکیمانه او را از کارش باز دارید؟ عرض کردم آخر آنها از ما نمی شنوند. فرمود پس وظیفه دارید از آنها جدا شده و با آنها همنشینی نکنید؟ در اهمیت این ادب از آداب معاشرت می باید گفت امر به معروف در شریعت اسلام جایگاه ویژه ای دارد؛ تا آنجا که امیرالمؤمنین علی (ع) در مقایسه ای بین امر به معروف و اعمال نیک دیگر، آنرا مثل دریا و سایر اعمال را مثل دهان می شمرد.
همه اعمال حتی جهاد، در مقابل امر به معروف مثل آب دهان است در مقابل دریا . امر به معروف، اگر جنبه عملی پیدا کند تأثیری بمراتب بیشتر از زبان دارد.
امر به معروف با عمل، اثرش بیشتر است از تذکری که فقط با زبان باشد.
ابن ای یعقوب گوید : امام صادق به من فرمود : شما (شیعیان) با رفتار و کردارتان مردم را به مذهبتان دعوت کنید، نه با زبانتان، تا کوشش در عبادت و پرهیز از گناه و صداقت و راستگوئی را در رفتار شما مشاهده کنند، ( و بدین روش می توانید مردم را به سوی دین بکشانید )
اینکه انسان دیگران را به امر به معروف امر کند و خود انجام دهنده آن نباشد، تأثیری نخواهد داشت و به باران بر سنگ تشبیه شده است.
خداوند در مقام اعتراض به چنین افرادی می فرماید :
« یا ایها الذین آمنو لم تقولون ما لا تفعلون »
اگر چه نماز ستون دین و سیمای مکتب است ولی می بایست گفت که همه اعمال حتی نماز، قوامشان در جامعه بسته به اجرای این فریضه الهی است. با انجام امر به معروف و نهی از منکر جامعه اسلامی شکل اسلامی به خود می گیرد. و احکام اسلامی در جامعه پیاده می شوند.
حیا
حیا مترادف عفت و بعضا صفتی است نفسانی که شهموت را کنترل می نماید و یا اینکه حالتی در انسان که او را از انجام کارهای غیر جائز، باز می دارد .
حیا نیرویی است که تمام اعمال انسان را کنترل می نماید تا هرچه را نفسش اراده کرد انجام ندهد.
پرهیز از تعبیرات زشت زننده (حیاء در گفتار) پرهیز از پوشیدن لباسی و لو غیر منافی با اسلام (ظاهرا) دوری از شوخی های رکیک ... از مصادیق حیاء در معاشرت اسلامی می باشند.
امام علی برترین اعمال را عفت می داند بالاترین عبادات عفت و پاکدامنی است .
امام کاظم (ع) می فرماید : خدا بهشت را بر فاحش و زشتگو وکم شرمی که از آنچه می گوید یا در مورد او گفته می شود حیا نمی کند، حرام کرده است .اگر چه در بسیاری از مواقع حیا را، مرادف با خجالت معرفی می کنند . ولی این تلقی از حیا مردود است، چون خجالت و خجل بودن از نظر اسلام پسندیده نیست.آنچه از روایات منابع اسلامی بدست می آید، حیا نیرویی است که انسان را از دست زدن به اعمال زشت باز می دارد، و مانع از آن می شود که هر چه بسیار بر زبانش آمد جاری نماید. کما اینکه امام علی (ع) می فرماید : حیاء انسان را از کار زشت باز می دارد .
اگر چه حیاء برای همه پسندیده است برای بانوان پسندیده تر است چنانچه امام صادق (ع) می فرماید : حیاء ده جزء است نُه جزء در زنان و یک جزء در مردان .
در جایگاه حیاء همین بس که از نظر اسلام هر کس پرده حیای خود را بدرد، آبرو و شخصیتی ندارد، و لذا اسلام غیبت چنین افرادی را جائز شمرده است؛ چه اینکه پیامبر اکرم (ص) می فرماید : هر کس پرده حیاء را درید غیبتش جایز است .
اگر چه هنوز عنوانهایی برای آداب معاشرت می توان یافت ولی به همین مقدار کفایت می کنیم.
3. آنچه در معاشرت باید ترک شود در ذیل به آفات معاشرت اسلام یخواهیم پرداخت. یعنی آنچه از نظر اسلام مردود شمرده شده و باید ترک شوند.
سخن چینی
سخن چینی و نمامی، عملی بسیار زشت و ناپسند است که آثار بسیار سوئی بر اجتماع می گذارد، مثل تفرقه، کینه و کدورت و... از نظر اسلام سخن چینی در معاشرت، عملی مردود است و فرد مسلمان باید از این عمل پرهیز نماید.
پیامبر اکرم (ص) به اصحابش فرمود: می خواهید شما را خبر دهم از بدترین مردم؟ گفتند : آری یا رسول الله. حضرت فرمود :
بدترین مردم کسی است که در میان مردم به سخن چینی راه می روند و در میان دوستان خود جدائی می اندازند و از برای بی عیبان عیب می جویند .
و امام باقر (ع) فرمود: بهشت بر سخن چینان حرام است .
سعدی در این بیت سخن چینی را تشبیهی بسزا نموده است :
میان دو کس جنگ چون آتش است سخن چین بدبخت، هیزم کش است
تجسس و عیب جوئی
یکی از صفات رذیله، جستجو کردن داخل زندگی دیگران است که مورد نهی اسلام واقع شده است.
قرآن کریم می فرماید :
« لا تجسسوا » ؛ یعنی در امور مردم کنجکاوی نکنید.
پیامبر اکرم (ص) می فرماید : لغزش های مؤمنین را جستجو نکنید پس به حقیقت کسی که در جست و جوی لغزشهای برادرش باشد، خدا لغزشهای او را دنبال می کند. اگر چه در اندرون خانه اش باشد .
در سیره امام علی (ع) می خوانیم که امام حسین (ع) فرمود : روزی مردی به نزد پدرم آمد و درباره گروهی سعایت نمود؛ حضرت به من فرمود : بگو قنبر بیاید؛ چون قنبر آمد ، فرمود : به این سعایت کننده بگو تو چیزهایی به ما گفتی که خدا را خوش نیامد برو که در پناه خدا نباشی .
تجسس در حقیقت یک بلای اجتماعی است که مایه هتک حرمت دیگران و ریختن آبروی آنها می شود. علاوه بر این مایه اشاعه فساد در جامعه خواهد گشت.از نظر اسلام نه تنها تجسس در عیوب دیگران مذموم است، بلکه اگر انسان مؤمن، بر عیوب دیگران اطلاع پیدا کرد، موظف به کتمان است. چنانچه امام باقر (ع) می فرماید : بر مؤمن واجب است که70 مرتبه گناه برادر مؤمنش را بپوشاند یا 70 گناه کبیره مؤمن را بپوشاند .
سوءظن
سوءظن دستمایه بسیاری از نابسامانی های جامعه انسانی است.
شایعات، قضاوت های عجولانه، دروغ و ... همه ریشه در سوءظن دارند. خداوند نسبت به گمان بد می فرماید: « یا ایها الذین آمنو اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم و لا تجسسوا »
ای اهل ایمان از بسیاری گمانها پرهیز نمائید، زیرا برخی از گمانها گناهند. و امیرالمؤمنین علی (ع) می فرماید : هر کاری از برادر دینی ات سر زد نیکو بشمار و در سخنش گمان بد مبر، تا آنجا که برای آن جایگاه و محمل خوبی می یابی .
البته حسن ظن بسیار نیز مایه گرفتاری های فراوان است. امام صادق (ع) در این زمینه می فرماید : اگر زمان، زمانی بود که عدل و داد بر ظلم و جور غالب بود، گمان بد به کسی بردن روا نباشد جز اینکه بدی او ثابت باشد. و اگر زمان، زمانی بود که ظلم و جور بر عدل و داد غالب وبود، روا نباشد که به کسی گمان نیک بری مگر اینکه نیکی وی ثابت باشد .
تکلف و تشریفات
دوستی هر قدر که بی ریاتر و خدمانی تر باشد، استحکام بیشتری دارد.
اکثر اسرافها، دعواهای خانوادگی و طلاق ریشه در همین تکلفات و تشریفات بی مورد اجتماعی دارد. قصه دردناک چشم و هم چشمی که معمولاً در بانوان رواج بیشتری دارد، دستاورد میهمانی های آمیخته با تکلف و تشریفات است.
در سیره پیامبر (ص) می خوانیم : پیامبر (ص) ساده بود بی پیرایه و عاری از تکلف؛ مجلس وی آنچنان بود که هیچ تفاوتی میان او و اصحابش دیده نمی شد؛ در حلقه ای میان افراد می نشست تا هیچ برتری وجود نداشته باشد و از هر گونه اشرافیت سخت بیزار بود .
خلاصه اینکه، یکی از آفات بزرگ معاشرت اسلامی که شدیداً باید از آن اجتناب نمود ، اسارت در زندان تکلف و تشریفات پوچ است. ولی این هرگز بدان معنا نیست که انسان کمتر از حد توان از مهمان خود پذیرایی نماید. اکرام مهمان در حد توان از مقوله تشریفات جدا است.
اهانت به معاشرین ( مسخره کردن، لقب زشت دادن، سرکوفت کردن )
در سوره حجرات، اخلاقی ترین سوره های قرآن، خداوند در آیه 11، سه آفت مهم معاشرت را متذکر شده و مسلمانان را از آنها برحذر می دارد.« یا ایها الذین آمنو لا یسخر قوم من قوم ... و لا تلمزوا انفسکم و لا تنابزوا بالالقاب... » ای اهل ایمان کسی از شما دیگری را مسخره نکند، همدیگر را سرزنش نکنید، و لقب زشت به هم ندهید.
اگر چه همه این آفات را می توان در کوچک شمردن دیگران و خود بزرگ بینی جستجو کرد، ولی ذکر تک تک آنها در این آیه دلیل اهمیت و قبح آنهاست.در سیره امام صادق (ع) برخورد شدید با هرزه گویان را می توان دید. روزی یکی از دوستان امام که همواره با حضرت محشور بود به غلام خود گفت : ای زنازاده.امام وقتی این هرزه گویی را شنید، خشمگین شد و به او فرمود : از من دور شو که ترا نبینم . پیغمبر اکرم (ص) می فرماید : بندگان خدا را حقیر نشمارید که حتی بنده کوچک نرد خدا بزرگ است .
و نیز می فرماید : کسی که مرد یا زن مؤمنی را ذلیل کند یا به خاطر فقرش، حقیر شمارد، خداوند او را در قیامت مشهور گردانیده، سپس به فضاحت می کشاند .
سرکوفت زدن و سرزنش کردن د رحقیقت نمک بر زخم دیگران پاشیدن است و این با همدری، که از آداب معاشرت است، سازگار نیست.
اذیت کردن دیگران
از نظر اسلامی، اذیت کردن مؤمنین، حتی به کوچکترین وسیله، عملی بسیار زشت قلمداد شده است، چنانکه امام صادق (ع) می فرماید : هر کس بر ضرر مسلمانی و لو یک کلمه سخن بگوید، روز قیامت بر پیشانی او نوشته خواهد شد این بنده از رحمت خدا مأیوس است .
دنیا اگر چه دار مکافات نیست، ولی بسیاری از اعمال انسان، می توانند نتایجی دنیایی داشته باشند.
آزردن مردم از همین قبیل است؛ چنانکه امام صادق (ع) می فرماید : هر کس آزارش را از مردم برداشت، فقط یک دست از آنها برداشته است، ولی در مقابل، دستهای بسیاری از آزار او خودداری خواهند کرد .
شاعر در این زمینه می فرماید:
انگشت مکن رنجه بدر کوفتن کسی تا کس نکند رنجه بدر کوفتنت مشت
تفرقه و تک روی
دیگر از آفات اجتماع اسلامی، تفرقه و جدائی است کناره گیری از جامعه و حرکت برخلاف مسیر حقی که جماعت حرکت می کنند، مایه هلاکت است. جنان که امام علی (ع) می فرماید : همواره همراه بزرگترین جمعیتها (اکثریت طرفدار حق) باشید که دست خدا با جمعیت است؛ از پراکندگی بپرهیزید که انسان های تنها، بهره شیطان هستند؛ هم چنان که گوسفند تنها، طعمه گرگ است .
پیغمبر اکرم (ص) تفرقه را مایه تباهی جامعه دانسته می فرمایند : تنها چیزی که امت های گذشته را تباه ساخت، همانا اختلاف و تفرقه بود .
و خداوند جامعه اسلامی را از تفرقه نهی می کند :
« و لا تنازعوا فتفشوا » ؛ پس با هم نزاع نکنید چون نزاع مایه سستی شما است.
غیبت
غیبت گناهی است که جامعه را فاسد می کند و حالت سوء ظن در جامعه ایجاد می کند . آیات و روایات با زبان بسیار تندی با مسئله غیبت برخورد کرده اند . قرآن مجید می فرماید:
«...ولا یغتب بعضکم بعضا»
...بعضی از شما بعض دیگر را غیبت ننمایند.
در معنی غیبت،فقها گفته اند:درباره مسلمانی چیزی را گفتن که اگر او بشنود دلگیر گردد.
غیبت آثار اجتماعی سوئی دارد از جمله:جامعه آلوده به غیبت،روی وحدت را نخواهد دید،تعاون و همکاری از بین خواهد رفت؛عداوت و کینه دامنگیر جامعه خواهد شد و فحشا در جامعه اشاعه پیدا خواهد کرد و...
پیامبر اکرم(ص)در مذمت غیبت می فرماید:غیبت در نابودی دین مسلمان،زودتر از بیماری خوره در درون او مؤثر است .
عقوبت غیبت فقط دامنگیر غیبت کننده نمی شود،بلکه شنیدن غیبت و نشستن در مجلس غیبت نیز حرام است .امام علی (ع)در این زمینه می فرماید :شنونده غیبت در گناه و عقاب،همانند غیبت کننده است .
عمروبن جمیع ازملازمان امام صادق (ع)گوید:روزی حضرت به من فرمود:هر کس که نزد ما می آید،اگر وی به منظور آموزش فقه و قرآن و تفسیر آمده او را راه ده و اگر امده که عیوب مردم را که خدا آنها را مستور داشته فاش سازد جوابش کنید و او را به خانه راه مدهید .
تهمت
زشت ترین گناهی که در قرآن از آن یاد شده است،تهمت زدن است .
امام صادق(ع)می فرماید:تهمت زدن به بی گناه،از کوه های عظیم نیز سنگین تر است .
و نیز می فرماید: کسی که برادر ذمسلمانش را متهم کند،ایمان در قلب او ذوب می شود؛همانند ذوب شدن نمک در آب .
اشاعه این عمل زشت در جامعه،آثار بسیار سوءی دارد از جمله ناامنی،از هم گسیختگی،از بین رفتن اعتماد عمومی و اشاعه فحشاء...
4. پیرامون همنشینان
دوست در زندگی انسان تأثیر بسیاری داشته و نقش مهمی را بازی می کند،به همسین دلیل اسلام تأکید فراوانی روی شناخت دوست و همنشین دارد؛امام صادق (ع)می فرماید:سه چیز از نشانه های مؤمن است :1-توحید و علم به خدا 2-علم او به کسانی که آنها را دوست دارد 3-علم او به کسانی که با آنها دشمن است.
ما در این قسمت،به خصوصیات همنشین خوب و بد،اشاره خواهیم نمود و افرادی را که همنشینی با آنها از نظر اسلام مذموم است،متذکر خواهیم شد.
همنشین خوب
درباره همنشین خوب،پیامبر اکرم (ص)معیارهایی را معرفی می فرماید:
ایشان در پاسخ به این سؤال که همنشین خوب کیست؟ معیارهای زیر را بیان می دارند:
1. دیدارش شما را به یاد خدا بیندازد .یعنی دوست خوب کسی است که شما با دیدن او،خدا را به یاد آرید؛یعنی این که رنگ خدایی داشته باشد . خدا به پیامبرش چنین می فرماید :
« ولا تطرد الذین یدعون ربهم بالغداوه والعشی یریدون وجهه »
یعنی : از دور خدا پراکنده مکن ( ترک معاشرت مکن ) با کسانی که به هر صبح و شام، خدا را خالصانه عبادت می کنند.
و در مقابل می فرماید : « واصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغداوة و العشی یریدون وجهه » یعنی : با کسانی باش که هر صبحگاه و شامگاه، خدا را خالصانه عبادت می کنند.
معاشرت با افرادی که انسان با دیدن آنها یاد خدا می افتد، مایه پیرایش انسان از زشتی ها است.
چون انسان در مقابل چنین افرادی ، اجازه گناه و معصیت به خود نمی دهد.
2. گفتارش بر علم شما بیافزاید.
معاشرت با عالم، از معاشرت های بسیار ممدوح، و مورد تأکید اسلام است. معاشرت با عالم، در درجه اول، انسان را از مضریاتیف که همنشینی با نادان در بر دارد، مصون می دارد، و علاوه بر این مایه آشنایی انسان با علم و ادب است.امام علی (ع) در نامه ای به مالک اشتر می نویسد : با دانشمندان زیاد به گفتگو بنشین و با اندیشمندان بسیار به بحث بپرداز .
و امام موسی بن جعفر (ع) به نقل از پیامبر (ص) می فرماید: از علما سؤال کن، با حکما آمد و شد داشته باش و با فقرا مجالست نما .
3. عملش، آخرت را به یاد شما آرد.
سومین معیاری که در حدیث پیامبر (ص) آمده، این است که، می باید با کسی همنشین شد که به واسطه ترس از دوزخ و قیامت، خود را به گناه نمی آلاید؛ و همین امر باعث می شود که انسان با دیدن او و ترسی که از قیامت در وجودش می باشد به یاد آخرت و قیامت افتد. یاد قیامت مهمترین عاملی است که انسان را از گناه باز می دارد.
خداوند در قرآن مجید می فرماید:
« الا یظن اولئک انهم مبعثون لیوم عظیم »؛ آیا (گناهکاران) گمان نمی کنند که در روز جزا برانگیخته خواهند شد.دقت در این آیه شریفه به ما می فهماند که اگر انسان احتمال هم بدهد که قیامتی هست و در حد احتمال به یاد قیامت باشد، دست به گناه نمی زند.
خداوند درباره پیامبران خود می فرماید :
« انا خلصنا هم بخالصه ذکری الدار؛ ما آنها را یاد آخرت، خالص و پاک گرداندیم ».
اگر انسان دوستی را انتخاب نماید که با دیدنش به به یاد آخرت افتاده و گناه ننماید، دوست کاملی را اختیار کرده است و از مسیر انسانی منحرف نخواهد شد.
پیامبر اکرم (ص) می فرماید : دوست خوب، کسی است که از دیدنش غفلت شما را بزداید و در کار نیک همراهیتان نماید .
از آنچه گذشت می توان علاوه بر خصوصیات دوست خوب، به آداب دوستی هم رسید، یعنی دوستی می باید بر سه محور : علم ، یاد خدا و یاد قیامت استوار باشد.
همنشین بد
در قرآن کریم، مسلمانان از دوست گرفتن افراد زیر نهی شده اند :
1. کافرین
« یا ایها الذین امنوا لا تتخذوا الکافرین اولیاء ».
2. یهود و انصاری
« یا ایها الذین امنوا لا تتخذوا الیهود ولنصاری اولیاء ».
3. دشمنان خدا
« یا ایها الذین امنوا لا تتخذوا عدوی وعدوکم اولیاء ».
4. اهانت کنندگان به دین
« یا ایها الذین امنوا لا تتخذوا دینکم هزوا و لعبا.. اولیاء ».
5. مغضوبین
« یا ایها الذین امنوا لا تتولوا قوماً غضب الله علیهم ».
6. غافلین از یاد خدا
« و لا تطع من اغفلنا قبله عن ذکرنا ».
و تبعیت نکنید کسانی را که دلهایشان از یاد ما غافل است.
توجه به این آیات، حداقل به ما می فهماند که مسلمان مجاز نیست با هر کس خواست طرح دوستی و معاشرت بریزد. امام سجاد (ع) ، ( با استناد به آیه 68 سوره انعام ) می فرماید : چنین نیست که بتوانی با هر کس که دوست داشتی، همنشین باشی .
ذیلا به ذکر افرادی از نظر روایات اسلامی، معاشرت با آنها نهی شده است می پردازیم:
الف . نادان و بی خرد و احمق
نادان و بی خرد از جمله افرادی هستند که معاشرت با او نهی شده است.
امام صادق (ع) می فرماید : هر چه می توانی از شخص پست و بی خرد بگریز .
امام علی (ع) مسلمان را از دوستی با احمق برحذر می دارد و در علت آن می فرماید : « احمق ترا به چیزی وا ندارد، و امید نیست که هر چه بکوشد بدی را از تو دور دارد و چه بسا خواهد سودت رساند ولی به زیانت کشاند ... دوریش بهتر از نزدیکی است .
و باز می فرماید: « فساد اخلاق بر اثر معاشرت با بی خردان است و سلامت اخلاق به برکت معاشرت با خردمندان ».
و باز می فرماید: « همنشین احمق مباش، چون کارش را در نظر تو می آراید و دوست دارد تو هم چون او باشی ».
ب. فاسق و گناهکار
امام صادق (ع) می فرماید : علی (ع) هر وقت بالای منبر می رفت مردم را از همنشینی با فاسق برحذر می داشت و در بیان علت می فرمود : « او دوست دارد مثل او باشی و ترا در امر دینت کمک نمی کند، نزدیک شدن به او جفا، قساوت قلب و ننگ است برای تو ».
امام سجاد (ع) ، همنشینی با پنج کس را ناپسند می شمارد و یکی از آنها فاسق است .
کمترین اثر معاشرت با گناهکار این است که قبح گناه را در نظر انسان می شکند و در دام گناه گرفتار می آید.
ج. دروغگو و سخن چین
امام علی (ع) مسلمانان را از دوستی با دروغگو و سخن چین برحذر می دارد و می فرماید : با دروغگو زندگی بر تو گوارا نیست؛ حدیث تو را به دیگران می رساند و داستان دیگری را به تو. تا داستانی را به پایان رساند داستان دیگری به دنبال کشاند؛ میان مردم دشمنی افکند و کینه در سینه ها بکارد. از خدا بترسد و در برابر دروغگو مراقب خود باشید .
و امام سجاد (ع) پس از نهی معاشرت با دروغگو می فرماید: دروغگو مثل سرابست و ترا با دروغهای خود فریب می دهد .
د . بخیل
امام صادق (ع) می فرماید : بر تو باد که با شخص بخیل مصابحت ننمائی، زیرا که او مال خود را در شرایط سخت و هنگام نیازمندی، از تو دریغ دارد .
ح . قاطع رحم
یعنی کسی که با اقوام و خویشان خود قطع رابطه کرده است.
امام صادق (ع) می فرماید : « بپرهیز از مصابحت با قاطع رحم، که من او را در سه جای قرآن ملعون یافتم . و امام سجاد (ع) ، همنشینی با پنج گروه را منع کرده است : که یکی از ایشان قاطع می باشد .
و . هوس بازان و هواپرستان
هواپرستی زمینه ساز گناهان بزرگ است و دام شیطان به حساب می آید. امام علی (ع) می فرماید : « مجالست با اهل هوا، ایمان را را به فراموشی می سپارد و شیطان را به حضور می کشاند » .
ز. زینت دهندگان گناه
در اجتماع شاید به کسانی برخورد کنیم که علاوه بر گناه کاری، می خواهند در مسیر گناه همراهی داشته باشند، لذا گناه خود و دیگران را خوب جلوه می می دهند. این جماعت از جمله افرادی هستند که معاشرت با آنها مایه انحطاط نسان است. و اسلام معاشرت با آنها را مذموم می داند. امام علی (ع) در پاسخ به این سؤال که چه همدمی از همه بدتر است؟ می فرماید :
بدترین همدم کسی است که معصیت خداوند را در نظر تو زینت بدهد .
ح. اهل بدعت
بدعت به معنی سنت و دستور نوینی است که برخلاف دین است و در دین جعا می شود. و اهل بدعت کسانی هستند که چنین عملی را انجام می دهند. این عمل در اسلام از محرمات بزرگ است و از نظر اسلام همنشین شدن با این افراد مذموم است.
امام صادق (ع) می فرماید : با بدعت گذاران مصاحبت نکنید و با آنها همنشین مباشید؛ چرا که در نظر مردم خود نیز یکی از آنها می شوید .
و در جای دیگر می فرماید: سه گروهند که اجتناب از آنها بر هر کس واجب است.
یکی از این سه گروه، اهل بدعت است .
ط . اشرار
امام علی (ع) درباره علت ذم معاشرت با اشرار می فرماید :همنشینی با اشرار مایه بدگمانی خوبان است .
در روایت گذسته (شماره3) از امام صادق (ع) گروهی دیگر از کسانی که اجتناب از آنها واجب است اشرار هستند.
ی . اراذل و اوباش
مردم پست و فرومایه، انسان های دون همت، مردمی هستند که بواسطه فرومایگی خود دست به کار می زنند، این انسان ها معاشرتشان منهی و مذموم است.
پیامبر اکرم (ص) می فرماید : سه گروهند که مجالست با آنها دل را می میراند.
اول هنشینی با اراذل و اوباش ...
دوستی با این افراد مایه حسرت ابدی است؛ لذا کفار در قیامت می گویند :
«یا ویلتا لیتنی لم اتخذ فلانا؛ خلیلا ». یعنی : وای بر ما ای کاش فلانی را دوست نمی گرفتیم.
نکته : ذکر این مصادیق، استقصاء تمام موارد نیست و این ده گروه برای توجه دادن به همان مطلبی است که امام سجاد (ع) در ذیل تفسیر آیه 68 سوره انعام به آن اشاره فرمودند. یعنی اینکه : مسلمان مجاز نیست با هر کس که خواست معاشرت نماید.
5. آداب مجالس
مجالس، در حیطه معاشرت اسلام آداب خاصی دارد که ذکر برخی از آنها خال ازفایده نیست. قبل از بیان آداب مجالس، به ضرورت دوری از مجالس گناه خواهیم پرداخت .
از نظر اسلام حضور در مجالس گناه ممنوع است. چه خود مجلس گناه باشد و چه اینکه گناهی در آن مجلس اتفاق افتد. در قرآن می خوانیم :
« و قد نزل علیکم فی الکتاب ان اذا سمعتم آیات الله یکفربها و یستهزأ بها فلا تقعدوا معهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره، انکم اذا مثلهم » همانا ما در قرآن بر شما نازل کردیم که اگر شنیدید در مجلسی آیات الهی را تکفیر می کنند و مسخره می نمایند،پس با آنها همنشین نشوید تا کلامشان را عوض کنند، اگر شرکت کردید شما هم مثل آنها خواهید بود! و پیامبر اکرم (ص) می فرماید : هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد در مجلسی که امامی را دشنام می دهند یا غیبت مسلمانی را می کنند نمی نشیند .
و باز می فرماید : هر کس غیبت برادر مسلمانش را در مجلسی شنیده، رد کرد؛ خدا هزار باب بدی در دنیا و آخرت از او دور می کند. پس اگر آن غیبت را رد نکرد و خوشش آمد باز گناه غیبت کننده بر او نیز هست .
مشاهده آیاتی نظیر آیه 68 سوره انعام و روایاتی نظیر آنچه ذکر شد، اهمیت پرهیز از مجالس گناه را به ما گوشزد می نماید.
هر اندازه حضور در مجلس گناه نهی شده، حضور در مجالس مؤمنین و صالحین سفارش شده است.
در حدیث آمده است که لقمان به پسر خود فرمود : ای پسر بدیده بصیرت در مجلس نگاه کن اگر جماعتی را بینی که یاد خدا کنند ، با ایشان بنشین .
پیغمبر اکرم مجالس مؤمنین را به باغهای بهشت تشبیه کرده می نماید.
امام صادق (ع) می فرماید : پیغمبر اکرم به اصحابش فرمود: وقتی باغی از باغهای بهشت دیدید در آن داخل شوید، گفته شد یا رسول الله باغهای بهشت کدامند ؟ فرمودند : مجالس مؤمنین .
احترام به جالسین:
رعایت احترام افردی که در مجلس نشسته اند، از اولین آداب مجالس اسلامی است. عفت کلام، شیوه صحبت، شکل نشستن و احترام به اندیشه و گفتار دیگران، ... از جلوه های احترام به همنشینان در مجلس می باشند.
درباره سیره رسول اکرم امام صادق (ع) می فرماید : پیغمبر اکرم (ص) هرگز جلوی اصحاب خود پایش را دراز نمی کرد .
از دیگر جلوه های احترام در مجالس، پاره نکردن کلام دیگران است. پیامبر اکرم (ص) این عمل را بدین گونه نهی می فرماید : کسی که در میان سخن گفتن دیگران سخن بگوید، مثل این است که بر صورت او زخمی وارد کرده است .
در سیره حضرت رضا (ع) می خوانیم که : ابراهیم بن عباس گوید : هرکز ندیدم که حضرت رضا (ع) در سخن کسی پرخاش کند و سخن را قطع کند تا اینکه خود طرف سخنش را تمام کند. و هرگز پایش را در برابر همنشین دراز ننمود و در مجلس تکیه نمی زد .
پرهیز از جدال
مجالس، بدلیل حضور افراد مختلف در آنها، بستر مناسبی برای بحث ها و تبادل نظرهای مختلف است. اما گاه این بحث ها به جدل و نزاع، منجر می گردد. جدل مایه وهن مجلس است.
امام سجاد (ع) می فرماید : کمال دین مسلمان، به این شناخته می شود که سخن بیهوده نگوید و در بحث، نزاع و جدل نکند و بردباری و شکیبائی و اخلاق نیکو داشته باشد .
پرهیز از نجوا
نجوا، بعضی صحبتهای در گوشی است؛ و از جمله اعمالی است که ترک آن در مجالس، مورد نظر اسلام است. امام صادق (ع) می فرماید : هرگاه سه نفر با هم ، هم صحبتند، دو نفر آنها سربگوش، با هم صحبت نکنند، زیرا مایه آزار رفیق سوم ایشان است .
ملاک نهی امام (در این روایت) از نجوا، آزردگی طرف سوم است، چون مایه سوء تفاهم او می گردد و باصطلاح خیال می کند راجع به او صحبت می کنند. به همین دلیل عدد3 در روایت اگر چه در حکم، نقش دارد، ولی می توان گفت که در مجالس هرگاه چنین توهمی وجود داشته باشد، نجوا مورد نهی قرار می گیرد و ترک آن ضروری است.
تواضع و فروتنی
تکبر و خود بزرگ بینی، مایه تحقیر دیگران و اهانت به ایشان است. شخص متکبر به آراء و نظریات دیگران، توجهی نمی کند و حقوقشان را زیر پا می گذارد. لذا در فرهنگ اسلامی، تواضع و متواضع مکانی رفیع دارند.
تواضع خسیسه درونی انسان است که در اعمال وی متجلی می گردد. حضرت رسول (ص) علامات تواضع در مجالس را چنین بیان می فرمایند :از علامات تواضع آن است که آدمی به محلی راضی باشد که پست تر از محل نشستن او است .
شخص متواضع هنگام ورود به مجالس هر جا که خالی بود می نشیند و نگاه نمی کند تا بالای مجلس را تشخیص بدهد و آنجا را برای نشستن انتخاب نماید.
پرهیز از تکلف و تشرفات
آفت عمده ای که همیشه دامنگیر مجالس بوده است و در زمانه ما تجلی بیشتری دارد، تکلفات و تشریفات زیادی است؛ اگر چه پذیرائی از مهمان مورد تأکید اسلام است، ولی تکلفات و تشریفات بیش از حد، مایه اسراف و تبذیر است.
امام صادق (ع) می فرماید : هر کس به مجلسی بدون تشریفات راضی باشد، از زمان نشستن در آن مجلس تا هنگام برخاستن، خداوند و فرشتگان بر او رحمت می فرستند .
جا باز کردن برای دیگران
از آداب مجالس این است که به آنهائی که تازه وارد مجلس می شوند، جا داده شود و جالسین برای آنها جا باز نمایند. در قرآن می خوانیم:« یا ایها الذین امنوا اذا قیل لکم تفسحوا فی المجالس فافسحوا... و اذا قیل انشزوا فانشزوا....»
ای کسانی که ایمان آورده اید وقتی به شما گفته شد که به مجالس خود وسعت ببخشید (برای دیگران جا باز کنید) وسعت ببخشید... و وقتی گفته شد برخیزید، بر خیزید.
ننشستن میان دو نفر که با هم مأنوسند
اگر دو نفر با هم انس و الفتی دارند، یا پدر و پسرند و یا برادرند، از نظر اسلام بین آن دو نشستن خلاف ادب مجالس است. مگر اینکه اجازه بدهند.
در سیره پیامبر (ص) می خوانیم : حضرت (ص) نهی فرمودند از نشستن بین دو مأنوس، مگر با اجازه آنها .
بلند شدن برای تازه واردین
از جای برخاستن برای تازه واردین، یکی از آداب مجالس است، البته اگر برای مؤمنین باشد. اسحاق بن عمار می گوید : از امام صادق (ع) سؤال کردم : کسی که برای احترام مردی از جایش بلند می شود چگونه است؟
امام (ع) فرمود : مکروه است، مگر برای شخص متدین ( یعنی شخصی که عنوان دین ندارد) .
از جا برخاستن برای استاد و پدر، از نظر اسلام اهمیت فوق العاده ای دارد.
امام علی (ع) می فرماید : به احترام پدر و استاد از جای خود بلند شو؛ ولو اینکه امیر باشی .